نقد و بررسی
نقد مهاجم مقبره (Tomb Raider) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی لارا کرافت فیلم «Tomb Raider» محصول ۲۰۱۸ میکوشد لارا کرافت را نه همچون قهرمانی ازپیشساخته و شکستناپذیر، بلکه بهمثابه زنی جوان نشان دهد که هنوز در آغاز راه است. او با گذشتهای ناتمام، پیوندی عاطفی با پدری غایب و زندگیای که از امکانات خانوادگیاش فاصله دارد، وارد ماجرایی میشود که توان جسمی و ارادهاش را پیوسته میآزماید.
این انتخاب، مهمترین تفاوت فیلم با تصویری آشناتر از لارا است: قهرمان اینجا هنوز به افسانه بدل نشده و تماشاگر فرصت دارد شکلگرفتن او را ببیند. رویکرد واقعگرایانهتر فیلم، البته بهمعنای کنارگذاشتن خیالپردازی نیست؛ بلکه میکوشد خطر و فرسودگی را ملموس کند. لارا آسیب میبیند، میترسد و گاه از موقعیت پیشآمده آشفته میشود.
این ضعفها از جذابیتش نمیکاهند؛ برعکس، میان مهارتهای او و محدودیتهای انسانیاش کشمکشی پدید میآورند که شخصیت را باورپذیرتر میکند. فیلم در بهترین لحظاتش از همین فاصله میان قهرمان بالقوه و قهرمان بالفعل نیرو میگیرد. بازی آلیسیا ویکاندر آلیسیا ویکاندر ستون اصلی فیلم است. بازی او از نمایش پرزرقوبرق قهرمانی که همهچیز را از ابتدا میداند دوری میکند و به جای آن، زنی مصمم اما ناتمام را پیش چشم میگذارد.
« لارا آسیب میبیند، میترسد و گاه از موقعیت پیشآمده آشفته میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نگاهها و واکنشهایش میتوان هم سرسختی را دید و هم تردید را؛ همین دوگانگی به لارا کیفیتی انسانی میبخشد و مانع میشود که او صرفاً به مجموعهای از ژستهای اکشن فروکاسته شود. آمادگی جسمانی بازیگر نیز با طراحی نقش پیوند خورده است. لارا برای بقا و پیشروی به بدن خود تکیه میکند و فیلم از این واقعیت برای شکلدادن به حضور او در صحنهها بهره میبرد.
بااینحال، نقطه قوت بازی ویکاندر تنها توان بدنی نیست؛ او در لحظههای آرامتر نیز رابطه عاطفی شخصیت با گذشته و پدرش را قابلفهم میسازد. اگر بخشی از تماشاگران فیلم را بهخاطر خود لارا به یاد بیاورند، این یادماندنیبودن بیش از هر چیز حاصل اجرای اوست. داستان آشنا و کمریسک ساختار روایی فیلم به الگوی شناختهشده ماجراجویی وفادار میماند: نشانهای از گذشته، سفری به مکانی دورافتاده، خطرهایی که یکی پس از دیگری سربرمیآورند و رازی که قهرمان باید به آن نزدیک شود.
چنین الگویی برای فیلمی با این عنوان طبیعی است، اما مسئله آن است که «Tomb Raider» کمتر میکوشد به آن شکل تازهای بدهد. تماشاگر معمولاً زود درمییابد داستان به کدام سمت حرکت میکند و بسیاری از گرهها بیش از آنکه غافلگیرکننده باشند، کارکردی برای پیشبردن ماجرا دارند. پیوند لارا با پدرش قرار است به روایت عمق عاطفی بدهد.
« آمادگی جسمانی بازیگر نیز با طراحی نقش پیوند خورده است. »
شخصیتها و اجرا
این رابطه، انگیزه سفر او را روشن میکند و گذشته خانوادگی را به مرکز جستوجوی ماجراجویانه میآورد. بااینحال، پرداخت این خط داستانی همیشه ظریف نیست. برخی اطلاعات بهجای آنکه در رفتار و گفتوگوی شخصیتها بهتدریج آشکار شوند، با توضیح مستقیم عرضه میشوند. در نتیجه، فیلم گاهی بهجای آنکه راز را برای تماشاگر زنده کند، صرفاً درباره آن توضیح میدهد.
ریتم و خاطرههای گذشته فلشبکها و بخشهای مربوط به گذشته، از نظر ایده برای شناخت لارا اهمیت دارند؛ اما اجرای آنها یکدست نیست. این صحنهها قرار است رابطه او با پدرش و ریشههای انگیزهاش را روشن کنند، ولی گاه روایت را از مسیر پرتحرک ماجراجویی بیرون میکشند، بیآنکه در عوض لایهای تازه و ضروری به شخصیت بیفزایند.
مسئله، حضور گذشته در داستان نیست؛ بلکه میزان و جایگذاری آن است. هر بار که فیلم به خاطره بازمیگردد، باید دلیل دراماتیک روشنی برای مکث داشته باشد، و این ضرورت همیشه احساس نمیشود. همین ناهماهنگی بر ریتم کلی نیز اثر میگذارد. فیلم میان شرح زمینه، حرکت بهسوی مقصد و توالی خطرها در رفتوآمد است، اما گذار میان این بخشها گاهی نرم نیست.
« این رابطه، انگیزه سفر او را روشن میکند و گذشته خانوادگی را به مرکز جستوجوی ماجراجویانه میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی لحظهها بیش از اندازه طول میکشند و برخی اطلاعات مهم با شتاب رد میشوند. حاصل، روایتی است که نه آنقدر موجز است که همیشه ضرباهنگی تند داشته باشد، نه آنقدر تأملگر که مکثهایش به کشف عمیقتری از شخصیت بینجامد. اکشن و حس بازی ویدیویی صحنههای اکشن از جذابترین داراییهای فیلماند.
موقعیتهای خطرناک، تعقیبوگریزها و آزمونهای جسمانی، پیوسته لارا را وامیدارند از توان خود بیشتر استفاده کند. در این لحظهها، ماجراجویی فیلم از حالت گفتاری بیرون میآید و به تجربهای دیداری بدل میشود: موانع را میتوان دید، خطر را حس کرد و تلاش قهرمان برای عبور از آنها را دنبال کرد.
انتخاب رویکردی زمینیتر نیز کمک میکند که کنشها، دستکم در آغاز، وزن و پیامد داشته باشند. اما همین ویژگی به نقطه ضعف هم تبدیل میشود. تکرار الگوی مانع، تلاش و گریز، بهویژه در صحنههای طولانی، کمکم انرژی خود را از دست میدهد. گاهی به نظر میرسد فیلم میخواهد حس مرحلههای یک بازی ماجراجویی را بازآفرینی کند: خطر تازهای ظاهر میشود، لارا از آن میگریزد و بیدرنگ با چالشی دیگر روبهرو میشود.
« بعضی لحظهها بیش از اندازه طول میکشند و برخی اطلاعات مهم با شتاب رد میشوند. »
قوتها و کاستیها
این شباهت برای طرفداران بازی ممکن است جذاب باشد، ولی در قالب سینمایی گاهی پیوستگی دراماتیک را کمرنگ میکند. صحنه اکشن زمانی بیشترین اثر را دارد که فقط نمایش مهارت نباشد و نتیجهاش چیزی را در شخصیت یا رابطهها تغییر دهد. شخصیتهای مکمل و فضای ماجرا فیلم برای لارا همراهان و مخالفانی در نظر میگیرد که به سفر او رنگ میبخشند، اما کمترشان به شخصیتهایی مستقل و ماندگار تبدیل میشوند.
اغلب کارکرد آنان در نسبت با مسیر قهرمان تعریف میشود: برخی راه را برای او هموار میکنند و برخی خطر را تشدید میسازند. این سادگی لزوماً روایت را مختل نمیکند، اما جهان فیلم را کمعمقتر از چیزی میسازد که ماجراجوییای در این مقیاس میتواند عرضه کند. فضای دورافتاده و رازآلود نیز بهخوبی با حالوهوای اثر جور درمیآید.
محیط، هم وعده کشف میدهد و هم تهدید؛ بااینحال، فیلم همیشه از ظرفیت آن برای ساختن تعلیق یا رمزوراز بهره کامل نمیبرد. مکانها بیشتر به صحنههایی برای عبور از آزمونهای اکشن تبدیل میشوند تا جهانی که گذشته و فرهنگش بهتدریج بر تماشاگر آشکار شود. بنابراین، فضای ماجراجویی تأثیرگذار است، اما رمزآلودگی آن گاه در حد پسزمینه باقی میماند.
« این شباهت برای طرفداران بازی ممکن است جذاب باشد، ولی در قالب سینمایی گاهی پیوستگی دراماتیک را کمرنگ میکند. »
جمعبندی
جمعبندی «Tomb Raider» فیلمی است که بیش از همه بهواسطه بازی آلیسیا ویکاندر و تصویر انسانیترش از لارا کرافت موفق میشود. قهرمانش سرسخت است، اما از ترس و آسیبپذیری خالی نیست؛ همین ویژگی به او هویتی باورپذیرتر میدهد و ماجراجویی را از نمایش صرف تواناییها فراتر میبرد. اکشنهای پرتحرک نیز لحظههایی سرگرمکننده میسازند و برای تماشاگر علاقهمند به سفرهای پرخطر، جذابیت کافی دارند.
در برابر این امتیازها، داستان کموبیش آشنا، شخصیتهای مکمل کماثر، فلشبکهای کندکننده و اکشنهایی که گاه بیش از اندازه کش میآیند، مانع میشوند فیلم به اثری واقعاً متمایز تبدیل شود. گاهی جدیت روایت با لحن ماجراجویانهاش جور درنمیآید و گاهی تقلید از منطق بازی، جای تحول سینمایی را میگیرد.
بااینهمه، فیلم در معرفی لارا بهعنوان قهرمانی در حال شکلگیری موفق است. نتیجه، ماجراجوییای سرگرمکننده و خوشاجراست که شخصیت محوریاش از قصهای که پیرامون او ساخته شده، جذابتر باقی میماند.
« گاهی جدیت روایت با لحن ماجراجویانهاش جور درنمیآید و گاهی تقلید از منطق بازی، جای تحول سینمایی را میگیرد. »
ثبت دیدگاه