نقد و بررسی
نقد به همه پسران: ببین من هنوز دوستت دارم (To All the Boys: P.S. I Still Love You) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای دربارهٔ دشواریِ «واقعیشدن» «To All the Boys: P.S. I Still Love You» ادامهٔ داستان لارا جین و پیتر است؛ زوجی که رابطهشان از وانمودیبودن به عشقی واقعی رسیده، اما حالا باید با پرسشها و ناامنیهایی روبهرو شوند که پیشتر مجال بروز نداشتند. ورود دوبارهٔ جان آمبروز، یکی دیگر از دریافتکنندگان نامههای عاشقانهٔ لارا جین، زمینهٔ اصلی این آزمون را فراهم میکند.
فیلم از این موقعیت برای پرداختن به حسادت، اعتماد و تفاوت میان خیال عاشقانه و تجربهٔ واقعی رابطه استفاده میکند؛ هرچند در ادامه، همیشه نمیتواند از این ایدهها بیشترین بهره را ببرد. ادامهای با مسئلهای دشوار قسمت نخست نیروی خود را از تازگیِ موقعیت و شیرینیِ شکلگیری رابطهای غیرمنتظره میگرفت.
دنباله ناگزیر است پس از آن نقطهٔ آغاز، تعارض تازهای بسازد؛ تعارضی که هم مسیر داستان را پیش ببرد و هم شخصیتها را از جای خود تکان دهد. انتخابِ آزمودن رابطهٔ لارا جین و پیتر، انتخابی طبیعی است: ورود یک علاقهٔ قدیمی میتواند آنچه را دو نوجوان دربارهٔ یکدیگر و خودشان میدانند، به پرسش بکشد.
بااینحال، فیلم در تبدیل این طرح آشنا به کشمکشی واقعاً تازه چندان موفق نیست. سوءتفاهمها و تردیدها گاه چنان سریع سربرمیآورند و فروکش میکنند که بیش از آنکه از تحول درونی شخصیتها برخاسته باشند، به ابزارهایی برای طولانیکردن تنش شباهت دارند. درنتیجه، قصه روان و آساندنبالکردنی باقی میماند، اما مسیر کلی آن نیز بهسرعت قابل حدس میشود.
« قصهای دربارهٔ دشواریِ «واقعیشدن» «To All the Boys: P.S. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
لارا جین میان رؤیا و تجربه یکی از ظرفیتهای جذاب داستان، فاصلهای است که میان تصور لارا جین از عشق و واقعیتِ یک رابطهٔ دوطرفه شکل میگیرد. او پیشتر میتوانست احساساتش را در نامههایی خصوصی نگه دارد؛ اکنون باید آنها را در موقعیتی واقعی، با حضور فردی دیگر و با پیامدهای واقعی، تجربه کند.
این گذار میتوانست محور بلوغ عاطفی شخصیت باشد: شناختن تفاوت میان دوستداشتنِ تصویر یک نفر و ساختن رابطه با خود او. فیلم لحظههایی از این دریافت را به لارا جین میدهد، اما خط رشد او به اندازهای پیوسته و روشن پیش نمیرود که تمام کشمکشها را به هم پیوند دهد. گاه تصمیمها و واکنشهایش بیشتر تابع نیاز داستان به ایجاد تنشاند تا نتیجهٔ تغییری که تماشاگر بهتدریج در شخصیت او دیده باشد.
بنابراین، فیلم به ایدهٔ بلوغ عاطفی نزدیک میشود، اما کمتر از آنچه میتوانست در آن تعمق میکند. پیتر و آزمون اعتماد پیتر در این دنباله دیگر صرفاً پسر محبوب و خواستنیِ خیالپردازیهای لارا جین نیست؛ رابطهٔ رسمی با او، وجههای دشوارتر صمیمیت را نیز آشکار میکند. اعتماد، حسادت، مرزبندی و گفتوگوی صادقانه به مسائلی تبدیل میشوند که زوج باید با آنها مواجه شوند.
این تغییر، بالقوه نقطهٔ قوت فیلم است، چون عشق را از وعدهای شیرین به تجربهای نیازمند مسئولیت و توجه بدل میکند. اما پرداخت بعضی رفتارها دوپهلو میماند. فیلم گاهی رفتارهای آسیبزا یا کنترلگرانه را در پوشش درام نوجوانانه قرار میدهد، بیآنکه بهاندازهٔ کافی پیامدشان را جدی بگیرد.
« بنابراین، فیلم به ایدهٔ بلوغ عاطفی نزدیک میشود، اما کمتر از آنچه میتوانست در آن تعمق میکند. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر میتواند رفتارهای شخصیتها را بهعنوان خطاهای سنجیدهنشدهٔ نوجوانی ببیند، اما روایت همیشه روشن نمیکند که این خطاها چه اثری بر اعتماد میان آنها میگذارند. همین کمبود، از عمق رابطه میکاهد و ممکن است برخی لحظهها را بهجای صمیمانه، آزاردهنده جلوه دهد. جان آمبروز؛ حضوری دلنشین، فرصتی نیمهتمام جان آمبروز با حضور آرام و مهربان خود، وزنهای متفاوت در برابر رابطهٔ لارا جین و پیتر ایجاد میکند.
جذابیت او فقط در نقش یک گزینهٔ عاشقانهٔ دیگر نیست؛ شخصیتش میتواند یادآور گذشته، دوستی و امکانِ مسیری متفاوت برای لارا جین باشد. بازی جوردن فيشر هم به او ملايمت و سادگی میبخشد و کمک میکند این حضور از یک ابزار داستانی صرف فراتر برود. بااینهمه، فیلم فرصت محدودی به جان میدهد تا به شخصیتی مستقل و کامل تبدیل شود.
او در بخشهایی از داستان بیش از آنکه درونیات و انتخابهای خودش را آشکار کند، در خدمت آزمودن احساسات لارا جین قرار میگیرد. از همینرو، حضورش وعدهٔ کشمکشی جذابتر را میدهد، اما مسیر داستان آن وعده را بهتمامی پی نمیگیرد. حذف شتابزدهٔ او از مرکز توجه نیز میتواند برای تماشاگرانی که با شخصیتش ارتباط گرفتهاند، ناامیدکننده باشد؛ مسئله نه لزوماً انتخاب نهایی روایت، بلکه کمبود پرداختی است که آن انتخاب را از نظر عاطفی قانعکننده کند.
بازیگری و شیمی میان شخصیتها لانا کندور همچنان مرکز عاطفی فیلم است. بازی او ترکیبی از خجالت، شور و دستپاچگی دارد و به لارا جین اجازه میدهد بدون تبدیلشدن به شخصیتی کاملاً بیخطا، دوستداشتنی باقی بماند. نوآ سنتینو نیز در نقش پیتر همان جذابیت آشنا را حفظ میکند، هرچند اینبار باید جنبههای آسیبپذیرتر و گاه کمپختهتر شخصیت را هم نشان دهد.
« همین کمبود، از عمق رابطه میکاهد و ممکن است برخی لحظهها را بهجای صمیمانه، آزاردهنده جلوه دهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شیمی این دو بازیگر سبب میشود لحظههای سادهٔ رابطهشان باورپذیر و گرم از کار درآید. جوردن فيشر نیز با حضوری کمادعا، جان آمبروز را به شخصیتی دلپذیر بدل میکند. در کنار بازیگران اصلی، آنا کَثکارت همچنان انرژی و سرزندگی خاصی به فیلم میآورد؛ هرچند سهم برخی روابط خانوادگی، بهویژه پیوند خواهرانهای که در فیلم نخست از جذابیتهای مهم آن بود، اینبار محدودتر است.
این کمرنگشدن، جهان عاطفی داستان را کوچکتر میکند و بخشی از گرمای جمعیِ قسمت نخست را میگیرد. رنگ، فضا و شیرینیِ روزمره از نظر بصری، فیلم بر همان جهان رنگین و دلنشینی تکیه میکند که با حالوهوای عاشقانهٔ داستان سازگار است. قابها و فضاها حس یک نوجوانیِ اندکی رؤیایی را زنده نگه میدارند؛ جهانی که در آن جزئیات روزمره میتوانند بار عاطفی پیدا کنند.
این کیفیت به فیلم کمک میکند حتی هنگامی که داستان به کشمکشهای تکراری نزدیک میشود، همچنان تماشایی و خوشایند بماند. لحن اثر نیز بر شیرینی و سبکی تأکید دارد، نه بر واقعگرایی سختگیرانه. این انتخاب برای یک کمدی عاشقانهٔ نوجوانانه مناسب است و تماشای فیلم را آسان میکند. بااینحال، وقتی موقعیتها نیازمند مکث، گفتوگوی جدی یا پیگیری پیامدها هستند، همان سبکی گاه به مانع بدل میشود.
فیلم میخواهد هم فضای خیالانگیز خود را حفظ کند و هم از دشواریهای رابطه سخن بگوید؛ اما همیشه میان این دو لحن تعادل برقرار نمیکند. ریتم و محدودیتهای روایت روایت ساده و بیپیچیدگی است و همین ویژگی برای تماشاگرانی که بهدنبال سرگرمی سبکاند امتیاز محسوب میشود. فیلم برای فهمیدن داستان از تماشاگر انتظار زیادی ندارد و موقعیتها را با وضوح پیش میبرد.
« شیمی این دو بازیگر سبب میشود لحظههای سادهٔ رابطهشان باورپذیر و گرم از کار درآید. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، بعضی صحنهها بیش از نیازشان درنگ میکنند و برخی درامهای عاشقانه چنان آشنا هستند که پیش از وقوع، نتیجهشان به ذهن میرسد. مشکل اصلی صرفاً قابلپیشبینیبودن نیست؛ بسیاری از داستانهای عاشقانه از الگوهای شناختهشده بهره میبرند. مسئله آن است که فیلم گاهی این الگوها را بدون افزودنِ بینش تازه یا تحول کافی تکرار میکند.
اگر شخصیتها در دل این موقعیتها تغییر عمیقتری میکردند، آشنایی قصه کمتر به چشم میآمد. اما چون مسیر رشد و پیامد بعضی انتخابها کمرنگ باقی میماند، بخشهایی از فیلم کشدار و کماثر احساس میشوند. جمعبندی «To All the Boys: P.S. I Still Love You» دنبالهای شیرین و راحتتماشا است که به لطف بازیهای صمیمی، فضای رنگارنگ و جذابیت زوج اصلی، لحظههای دلنشینی میآفریند.
در عین حال، از تازگی و انسجام قسمت نخست فاصله میگیرد: داستان قابل پیشبینی است، برخی کشمکشها تکراری میشوند و مسیر رشد لارا جین و پرداخت جان آمبروز ظرفیتهای خود را کامل به کار نمیگیرند. فیلم برای تماشایی سبک و بیدردسر انتخاب مناسبی است، اما در مقام ادامهٔ داستان، بیش از آنکه افق تازهای بگشاید، به شیرینیِ آشنای اثر نخست تکیه میکند.
« مشکل اصلی صرفاً قابلپیشبینیبودن نیست؛ بسیاری از داستانهای عاشقانه از الگوهای شناختهشده بهره میبرند. »
ثبت دیدگاه