نقد و بررسی
نقد به همه پسرانی که قبلاً دوست داشتم (To All the Boys I've Loved Before) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نامههایی که خیال را به واقعیت میکشانند فیلم «To All the Boys I've Loved Before» ساختهٔ ۲۰۱۸، کمدی رمانتیکی نوجوانانه است که از یک فرض ساده اما پربار آغاز میشود: لارا جین، دختری خجالتی و خیالپرداز، برای پسرانی که زمانی به آنها دل بسته، نامههایی نوشته و هرگز قصد فرستادنشان را نداشته است.
اما وقتی این نامههای خصوصی به دست مخاطبانشان میرسند، حریم امن خیال ناگهان فرو میریزد و لارا جین ناچار میشود با احساساتی روبهرو شود که تا آن زمان میتوانست آنها را در سکوت نگه دارد. جذابیت آغازین فیلم فقط به دردسرهای ناشی از نامهها وابسته نیست؛ موقعیت اصلی، شکاف میان عشقِ تصورشده و رابطهٔ واقعی را پیش میکشد.
نامه، برای لارا جین راهی است تا احساساتش را کامل و بیخطر تجربه کند: میتواند در ذهنش عاشق شود، پایان هر صحنه را خودش رقم بزند و از آسیبپذیریِ گفتوگوی رودررو بگریزد. آشکار شدن نامهها این اختیار را از او میگیرد. از اینجا به بعد، مسئله صرفاً پنهانکاری یا سوءتفاهم نیست؛ مسئله این است که آیا میتوان از پناهگاه خیال بیرون آمد و با آدمی واقعی، با خواستهها و نقصهای واقعیاش، روبهرو شد.
لارا جین و هنرِ عقبنشینی شخصیت لارا جین بر پایهٔ تضادی آشنا اما مؤثر شکل گرفته است: او در خیال، جسور و پرشور است، ولی در زندگی روزمره از آشکار کردن خواستههایش واهمه دارد. این دوگانگی، او را از قالب یک قهرمان عاشقانهٔ بینقص بیرون میآورد. لارا جین گاهی دستپاچه، گاهی خام و گاه بیش از اندازه درگیر برداشت دیگران است؛ همین ویژگیها باعث میشوند تجربههایش برای تماشاگر ملموس بمانند.
« آشکار شدن نامهها این اختیار را از او میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او نه قهرمانی است که از ابتدا راه خود را میشناسد و نه صرفاً وسیلهای برای پیش بردن قصهٔ عاشقانه؛ بخش مهمی از فیلم، مشاهدهٔ آرام و تدریجیِ یادگیری اوست. بازی Lana Condor در این مسیر نقش اساسی دارد. او خجالت و آشفتگی لارا جین را بدون آنکه شخصیت را به مجموعهای از مکثها و نگاههای معذب تقلیل دهد، با ظرافت منتقل میکند.
حضورش در صحنههای خانوادگی نیز وجه دیگری از شخصیت را آشکار میسازد: لارا جین فقط دختری عاشقپیشه نیست، بلکه عضوی از خانوادهای است که پیوندهای میان خواهران و پدر، به زندگیاش معنا میدهند. فیلم هرچند این بُعد را همیشه با عمق یک درام خانوادگی دنبال نمیکند، اما آن را به پسزمینهای گرم و باورپذیر برای قصه بدل میسازد.
رابطهای که در جزئیات جان میگیرد رابطهٔ لارا جین و پیتر کاوینسکی از الگوی شناختهشدهٔ کمدیهای رمانتیک نوجوانانه بهره میبرد، اما بهترین لحظههایش نه در اعترافهای بزرگ، بلکه در رفتارهای کوچک شکل میگیرند. نگاهها، شوخیهای مشترک و توجه به پسندهای روزمرهٔ یکدیگر، رابطه را از سطح نقشهای داستانی فراتر میبرند.
برای نمونه، خریدن ماستهای کرهای که لارا جین دوست دارد، از همان کنشهای سادهای است که فیلم بهدرستی بر نیروی عاطفیشان تکیه میکند: مهر گاهی نه در جملهای پرطمطراق، بلکه در بهیادسپردن یک سلیقهٔ کوچک نمایان میشود. Noah Centineo در نقش پیتر، شخصیتی را بازی میکند که جذابیتش به اعتمادبهنفس و شوخطبعی محدود نمیماند.
« بازی Lana Condor در این مسیر نقش اساسی دارد. »
شخصیتها و اجرا
او در کنار بازی Condor، فضایی سبک و صمیمی پدید میآورد و از همین راه، لحظههای دونفره را باورپذیرتر میکند. بااینحال، رابطهٔ آن دو گاه بهواسطهٔ همان قراردادهای آشنای ژانر پیش میرود؛ فیلم برای رسیدن به لحظههای دلنشین، از سوءبرداشتها و موقعیتهای از پیشساختهشده کمک میگیرد. آنچه این بخشها را تماشایی میکند، بیش از تازگیِ رخدادها، هماهنگی بازیگران و توجه به جزئیات است.
خانواده و جهان نوجوانی فیلم در کنار روایت عاشقانه، به اهمیت خانواده و خاطره نیز توجه دارد. خانه و روابط میان اعضای خانواده، فضایی ایجاد میکنند که در برابر اضطراب مدرسه و پیچیدگیهای عاطفی، نوعی پناه به شمار میآید. این بخشها بهویژه به شخصیت لارا جین عمق میدهند؛ خیالپردازیهای عاشقانهٔ او در خلأ شکل نگرفتهاند، بلکه با تجربههای گذشته، دلبستگیهای خانوادگی و میل به حفظ تعادل در اطرافش پیوند دارند.
از سوی دیگر، جهان نوجوانی در فیلم با ترکیبی از خودآگاهی و سادهسازی تصویر میشود. نگرانی دربارهٔ اینکه دیگران چه فکری میکنند، اهمیت دوستیها و حساسیت نسبت به جایگاه اجتماعی، عناصر آشنای این جهاناند. فیلم آنها را با لحنی سبک عرضه میکند و از تلخیهای شدید پرهیز دارد؛ انتخابی که با هدف حالوهوای شیرین اثر هماهنگ است، اما گاهی از پیچیدگی موقعیتها میکاهد.
بعضی شخصیتهای فرعی بیشتر در خدمت ایجاد مانع یا پیشبرد ماجرا هستند تا آنکه زندگی مستقل و چندلایهای پیدا کنند. لحن، تصویر و ریتم روایت کارگردانی Susan Johnson بهجای آنکه قصه را به سمت ملودرامی سنگین ببرد، بر لطافت و سبکی تکیه دارد. فضای بصری و طراحی جهان روزمره، به فیلم رنگی گرم و دلپذیر میبخشد؛ خانه، مدرسه و قرارهای نوجوانانه، به محیطهایی آشنا تبدیل میشوند که تماشاگر بهراحتی در آنها جا میگیرد.
« او در کنار بازی Condor، فضایی سبک و صمیمی پدید میآورد و از همین راه، لحظههای دونفره را باورپذیرتر میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخابها از فیلم اثری پرزرقوبرق یا تجربی نمیسازند، اما با مقصود اصلیاش سازگارند: ساختن قصهای برای همراهی و سرگرمی، نه برای غافلگیری فرمی. در عوض، ریتم فیلم نابرابر است. بخشهایی از روایت با انرژی و شوخی پیش میروند، اما در قسمتهایی دیگر، صحنهها بیش از اندازه مکث میکنند و تکرار موقعیتهای مشابه از شتاب قصه میکاهد.
چون کشمکش مرکزی چندان پیچیده نیست، هر توقف اضافی بیشتر به چشم میآید. تدوین میتوانست برخی لحظهها را فشردهتر کند تا رابطهٔ شخصیتها همچنان فرصت رشد داشته باشد، بیآنکه مسیر داستان از حرکت بازبماند. باورپذیری و محدودیتهای قصه ایدهٔ نامههایی که ناگهان به دست صاحبانشان میرسند، موتور محرک پرظرفیتی برای کمدی و اضطراب است؛ اما سازوکار وقوع این اتفاق از همان آغاز به تعلیقِ ناباوری نیاز دارد.
این تصادف بزرگ، زمینهٔ مجموعهای از مواجهههای ناخوشایند و سوءتفاهمها را فراهم میکند. بخشی از طنز فیلم از همین معذببودن میآید، ولی گاهی فاصلهٔ میان موقعیت بامزه و موقعیت واقعاً نگرانکننده باریک میشود. تماشاگر ممکن است بهجای آنکه فقط از آشفتگی لارا جین لذت ببرد، بیش از اندازه درگیر نامحتمل بودن ماجرا شود.
قصه همچنین از نشانههای آشنای ژانر نوجوانانه بهره میبرد و مسیر کلیاش برای مخاطبی که با این نوع داستانها آشناست، چندان دور از انتظار نیست. فیلم بیش از آنکه به دنبال پیچشهای تازه باشد، بر کیفیت تجربهٔ عاطفی و شخصیتپردازی مرکزی تکیه میکند. به همین دلیل، پیشبینیپذیریاش لزوماً آن را بیتماشا نمیکند، اما مانع از آن میشود که داستان به سطحی غافلگیرکننده یا ماندگار از نظر ساختار برسد.
« چون کشمکش مرکزی چندان پیچیده نیست، هر توقف اضافی بیشتر به چشم میآید. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «To All the Boys I've Loved Before» فیلمی صمیمی و خوشتماشاست که نیروی اصلیاش را از بازیهای هماهنگ، لحظههای کوچک عاشقانه و شخصیت لارا جین میگیرد. اثر در پرداخت رابطهٔ میان خیالپردازی و آسیبپذیری عاطفی، نکتهای ساده اما قابلدرک دارد: احساسات تا وقتی فقط در ذهن بمانند امناند، اما رابطهٔ واقعی به حضور، گفتوگو و پذیرش احتمالِ خطا نیاز دارد.
فیلم این مضمون را با لحنی سبک و دلنشین عرضه میکند، نه با پیچیدگی روانشناختی یا نوآوری چشمگیر. کندی مقطعی ریتم، تکرار قراردادهای ژانر و نامحتمل بودنِ آغاز ماجرا از محدودیتهای روشن آناند. بااینهمه، شیمی میان Lana Condor و Noah Centineo و توجه فیلم به لحظههای کوچک، به قصه گرما میبخشد.
حاصل، کمدی رمانتیکی نوجوانانه است که قرار نیست جهان این ژانر را دگرگون کند؛ اما برای تماشاگرانی که از داستانهای شیرین، شخصیتهای دوستداشتنی و حالوهوای سبک لذت میبرند، همراهی دلپذیری فراهم میآورد.
« فیلم این مضمون را با لحنی سبک و دلنشین عرضه میکند، نه با پیچیدگی روانشناختی یا نوآوری چشمگیر. »
ثبت دیدگاه