نقد و بررسی
نقد مردان حلبی (Tin Men) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و جهان داستان «Tin Men» ساختهٔ Barry Levinson، کمدیای است که از حادثهای کوچک و روزمره، نزاعی نامتناسب و رو به گسترش میسازد. ماجرا در بالتیمورِ سال ۱۹۶۳ میگذرد؛ شهری که فیلم نه صرفاً پسزمینهای تاریخی، بلکه بخشی از شخصیت و لحن اثر است. دو فروشندهٔ پوشش آلومینیومی ساختمان، هر کدام با شیوهای متفاوت برای جلب مشتری و بستن معامله، درگیر تصادفی جزئی میشوند و از آن نقطه، رقابتی شخصی و لجوجانه میانشان شکل میگیرد.
فیلم بر همین فاصلهٔ طنزآمیز تکیه دارد: مسئلهای کوچک، در دست مردانی که غرورشان را جدیتر از هر چیز میگیرند، به نزاعی فزاینده بدل میشود. این تصویر از فروشندگان دورهگرد و رقابتشان، هستهٔ کمدی سیاه فیلم را میسازد. طنزِ غرور و رقابت طنز فیلم نه بر پایهٔ شوخیهای پیدرپی و ضرباهنگ تند، بلکه از رفتار شخصیتها و جدیگرفتنِ بیتناسبِ اختلافی پوچ به دست میآید.
هر حرکت کوچک، پاسخی میطلبد؛ هر پاسخ، بهانهای تازه برای ادامهٔ دعوا میشود. همین زنجیره، نزاع را هم خندهآور میکند و هم اندکی نگرانکننده: دو مرد بهجای آنکه از موقعیت فاصله بگیرند، هرچه بیشتر در آن فرو میروند. در پسِ این کشمکش، فیلم فرهنگ معاملهگری را نیز به طنز میگیرد؛ جهانی که در آن زبانِ نرم، نمایش اعتمادبهنفس و مهارت در خواندنِ طرف مقابل میتواند از صداقت مهمتر باشد.
« این تصویر از فروشندگان دورهگرد و رقابتشان، هستهٔ کمدی سیاه فیلم را میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیتها در کارشان برای فروشکردن نقش بازی میکنند و در زندگی خصوصی نیز گویی همان عادت را با خود حمل میکنند. از این منظر، عنوان فیلم هم طنین استعاری پیدا میکند: مردانی که در حرفهٔ فروشِ پوشش فلزیاند، خود نیز پشت ظاهری سخت و نمایشی پنهان شدهاند. شخصیتپردازی و بازیها بخش مهمی از نیروی فیلم از تقابل دو بازیگر اصلی میآید.
Richard Dreyfuss به شخصیت خود چابکی، خودبزرگبینی و نوعی جذابیتِ حسابگرانه میبخشد؛ او حتی وقتی رفتاری کودکانه یا خودخواهانه دارد، میتواند توجه تماشاگر را حفظ کند. Danny DeVito در سوی دیگر، با حضوری زمینیتر و عصبیتر، مردی را میسازد که تندخوییاش اغلب پوششی برای آسیبپذیری و ناکامی است.
این دو بازیگر صرفاً دو تیپ متضاد را کنار هم قرار نمیدهند؛ بهتدریج نشان میدهند که هر یک در دلِ رقابت، چیزی بیش از پیروزی میخواهد، هرچند خودشان حاضر نیستند آن را به زبان بیاورند. Barbara Hershey نیز به فیلم بُعدی فراتر از نزاع مردانه میبخشد. حضور او یادآور این است که پیامدهای رفتار این دو فروشنده فقط به خودشان محدود نمیشود.
« شخصیتها در کارشان برای فروشکردن نقش بازی میکنند و در زندگی خصوصی نیز گویی همان عادت را با خود حمل میکنند. »
شخصیتها و اجرا
در کنار بازیگران اصلی، گروهی از چهرههای مکمل فضای جمعی و پررفتوآمدی میسازند؛ گویی شخصیتها در شبکهای از همکاران، رقیبان و آشنایان گرفتارند. بازیها پرانرژیاند، اما انرژی آنها بیشتر از جنس معاشرت و بداههپردازی کلامی است تا فوران کمدی آشکار. دیالوگها و موقعیتهای کمیک گفتوگوها از جذابترین عناصر فیلماند.
شخصیتها برای پیشبردن دعوا، توجیه رفتارشان و حفظ آبرو، مدام حرف میزنند؛ اما همین پرگویی گاهی بیآنکه خودشان بدانند، عیبها و ترسهایشان را برملا میکند. دیالوگهای بامزه از دلِ لحن و واکنشها بیرون میآیند، نه فقط از جملههای قصار. تماشاگر میتواند در یک مکالمه هم از اعتمادبهنفس مضحک شخصیتها بخندد و هم متوجه شود که این اعتمادبهنفس تا چه اندازه شکننده است.
با این همه، فیلم برای همهٔ تماشاگران به یک اندازه خندهدار نیست. برخی شوخیها بهدلیل اتکای زیاد به شناخت شخصیتها و فضای آرام اثر، ممکن است کماثر بمانند. «Tin Men» از آن کمدیهایی نیست که پیوسته تماشاگر را به خندهٔ بلند وادارد؛ گاهی لبخندش از مشاهدهٔ رفتارهای ناشیانه و خودفریبانه میآید.
« بازیها پرانرژیاند، اما انرژی آنها بیشتر از جنس معاشرت و بداههپردازی کلامی است تا فوران کمدی آشکار. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب به اثر شخصیت میدهد، اما بهایی هم دارد: اگر مخاطب با ریتم گفتوگومحور آن همراه نشود، فاصلهگرفتن از شوخیها آسان است. بالتیمورِ دههٔ شصت؛ جزئیات و فضا فضای تاریخی فیلم از مهمترین امتیازهای آن است. لباسها، خودروها، خانهها و مکانهای عمومی، جهان داستان را ملموس میکنند و حسِ بازسازی تزئینیِ صرف ندارند.
جزئیات بصری به تماشاگر امکان میدهند در شهری خاص و دورهای معین قدم بگذارد؛ شهری که حالوهوایش در رفتار و زبان شخصیتها نیز جاری است. فیلم بخشی از مجموعهٔ آثار Barry Levinson است که در بالتیمورِ زادگاه او میگذرند و به دورههای مختلف زندگی شهری میپردازند. این فضا به قصه گرما میبخشد، اما کارکردش تنها نوستالژیک نیست.
شهر با خیابانها و فضاهای کاریاش، میدانِ رقابت و نمایش مردان است. خودروهای پرزرقوبرق، خانههایی که باید به مشتری فروخته شوند و محیطهایی که فروشندگان در آنها با هم برخورد میکنند، همه به جهانی تعلق دارند که در آن ظاهر و اعتبار اجتماعی اهمیت فراوان دارد. فیلم با دقتی آرام این جهان را میسازد؛ گاهی چنان آرام که جزئیات محیطی از خودِ پیشروی قصه برجستهتر میشوند.
« بالتیمورِ دههٔ شصت؛ جزئیات و فضا فضای تاریخی فیلم از مهمترین امتیازهای آن است. »
قوتها و کاستیها
ریتم و ساختار روایی روایت فیلم عمداً از یک خطِ حادثهای ساده آغاز میشود، اما مسیرش همیشه پیوسته و محکم نیست. ماجرا از یک برخورد و کشمکش تجاری فراتر میرود و به قلمرو شخصی نزدیک میشود، بیآنکه هر بخش بهروشنی و با نیروی یکسان به بخش بعدی متصل شود. این ساختارِ تکهتکه با نوعی زندگی روزمره و بیقاعده تناسب دارد، ولی از نظر دراماتیک گاهی انسجام اثر را کاهش میدهد.
برخی صحنهها بیشتر برای گسترش فضای شخصیتها حضور دارند تا پیشبردنِ خط اصلی داستان. کندی ریتم نیز از همین انتخاب ناشی میشود. فیلم مجال میدهد تا آدمها حرف بزنند، در موقعیتهای کوچک بمانند و پیامدهای رفتارشان را تجربه کنند؛ اما این مکثها همیشه به کشف تازهای منتهی نمیشوند. در لحظاتی، نزاعی که قرار است فزاینده و خندهدار باشد، بیش از حد طول میکشد و انرژی خود را از دست میدهد.
در عوض، تماشاگرانی که از کمدیهای آرام و شخصیتمحور لذت میبرند، ممکن است همین تأمل و بیشتابی را بخشی از جذابیت فیلم بدانند. جمعبندی «Tin Men» کمدیای متکی بر شخصیت، گفتوگو و فضای تاریخی است؛ فیلمی که جنگی ظاهراً بیاهمیت را بهانه میکند تا غرور، فریبکاری و نیاز آدمها به دیدهشدن را به نمایش بگذارد.
« ریتم و ساختار روایی روایت فیلم عمداً از یک خطِ حادثهای ساده آغاز میشود، اما مسیرش همیشه پیوسته و محکم نیست. »
جمعبندی
بازیهای پرتحرک Richard Dreyfuss و Danny DeVito به کشمکش جان میدهند و جزئیات بالتیمورِ دههٔ شصت، جهانی گرم و قابلباور میسازند. در مقابل، قصه گاهی پراکنده میشود، ریتم به کندی میگراید و همهٔ شوخیها به هدف نمیرسند. ازاینرو، بهتر است فیلم را نه کمدیای پرشتاب و سرشار از خندههای پیاپی، بلکه مطالعهای طنزآمیز دربارهٔ دو مرد لجوج دانست که در رقابت با یکدیگر، کمکم با محدودیتهای خود روبهرو میشوند.
پایانبندی نیز از همان جنسِ نامتعارف و اندکی ناهماهنگی است که ممکن است برای برخی تماشاگران دلنشین و برای برخی دیگر گیجکننده باشد؛ بیآنکه ارزش اصلی فیلم، یعنی بازیها و مشاهدهٔ دقیق رفتارهای انسانی، را از میان ببرد.
« در مقابل، قصه گاهی پراکنده میشود، ریتم به کندی میگراید و همهٔ شوخیها به هدف نمیرسند. »



ثبت دیدگاه