نقد و بررسی
نقد Tiger Zinda Hai | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت ببر؛ مأموریتی آشنا با ابعادی بزرگتر «Tiger Zinda Hai» دنبالهای بر «Ek Tha Tiger» است و بار دیگر سلمان خان را در نقش مأمور مخفی، تایگر، و کاترینا کایف را در نقش زویا کنار هم قرار میدهد. قصه با بحرانی انسانی در عراق آغاز میشود: گروهی از پرستاران هندی و پاکستانی به دست یک سازمان تروریستی به گروگان گرفته شدهاند و تایگر باید برای نجات آنان از زندگی پنهانی خود بیرون بیاید.
علی عباس ظفر این طرح را بهانهای برای ساخت یک تریلر جاسوسی پرحادثه قرار میدهد؛ فیلمی که بیش از آنکه بخواهد معمایی پیچیده طرح کند، به دنبال برانگیختن هیجان و لذت تماشای قهرمانی است که در برابر خطر عقب نمینشیند. فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست قواعد آشنای ژانر را زیرورو کند.
مأموریت اضطراری، دشمنی بیرحم، ضربالاجل محدود و قهرمانی با تواناییهایی فراتر از آدمی معمولی، اجزای شناختهشدهی این جهاناند. بنابراین کشش اصلی نه در پرسش از اینکه آیا قهرمان موفق خواهد شد، بلکه در چگونگی عبور او از موانع و تماشای صحنههای پرتحرک شکل میگیرد. همین انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیت آن: «Tiger Zinda Hai» میداند چه نوع سرگرمیای میخواهد عرضه کند، اما کمتر میکوشد از قالبی که برگزیده فراتر برود.
اکشن؛ زبان اصلی روایت مهمترین برگ برندهی فیلم، طراحی صحنههای اکشن آن است. زد و خوردها، تعقیبها و رویاروییهای مسلحانه با مقیاسی بزرگ و لحنی اغراقشده اجرا میشوند؛ اغراقی که نه پنهان میشود و نه قرار است با واقعگرایی اشتباه گرفته شود. فیلم از این اغراق بهعنوان بخشی از لحن خود بهره میگیرد: قهرمان باید قدرتمند به نظر برسد، خطرها باید عظیم باشند و هر مرحله از مأموریت، از مرحلهی پیشین پرهیجانتر جلوه کند.
« فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست قواعد آشنای ژانر را زیرورو کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بدلکاریها و حرکتهای پرشتاب، به اثر نیروی دیداری میدهند و کمک میکنند که تماشاگر در بخشهای پرتنش با فیلم همراه بماند. بااینحال، فراوانی صحنههای حادثهمحور گاهی به یکنواختی میانجامد. وقتی یک رویارویی صرفاً برای افزایش مقیاس و نمایش توان جسمانی قهرمان طراحی شده باشد، ممکن است درامی تازه به داستان نیفزاید.
فیلم بارها بر همان ایدهی مرکزی تکیه میکند: تایگر از خطری عبور میکند که ظاهراً عبور از آن ممکن نیست. این تکرار برای مخاطبی که از اکشن پرزرقوبرق لذت میبرد، میتواند رضایتبخش باشد؛ اما برای تماشاگر خواهان تنوع در تعلیق و منطق موقعیتها، احتمالاً از نیروی غافلگیری میکاهد. سلمان خان و قهرمانی که همهچیز را در خود جمع میکند سلمان خان در مرکز قاب و مرکز نیروی روایی فیلم قرار دارد.
تایگر هم مأموری نیرومند است، هم مردی عاشق، هم همسری فداکار و هم پدری که خانوادهاش را بخشی از معنای زندگی خود میداند. این ترکیب به شخصیت گرمایی میبخشد که صرفاً با نمایش قدرت به دست نمیآید. قهرمان در میان وظیفه و پیوندهای شخصی قرار گرفته و همین دوگانگی، دستکم در سطح عاطفی، به مأموریت او رنگی فراتر از یک عملیات جاسوسی میدهد.
حضور سلمان خان برای طرفداران او احتمالاً یکی از دلایل اصلی جذابیت فیلم خواهد بود. کاریزمای بازیگر، اعتمادبهنفس و شیوهی اجرای قهرمانانهاش با لحن اثر هماهنگ است. مسئله آنجاست که فیلم بیش از اندازه به این حضور متکی میشود. در نتیجه، دیگر شخصیتها اغلب فرصتی محدود برای اثرگذاری پیدا میکنند و بهجای آنکه در کنار تایگر به نیروهای مستقل داستان تبدیل شوند، کارکردشان در نسبت با او تعریف میشود.
« بااینحال، فراوانی صحنههای حادثهمحور گاهی به یکنواختی میانجامد. »
شخصیتها و اجرا
این تمرکز، فیلم را از نظر ستارهمحوری منسجم میکند، اما از گسترهی شخصیتپردازی میکاهد. زویا؛ همراهی مؤثر، اما نه به تمامی مستقل کاترینا کایف در نقش زویا حضوری پرانرژی دارد و وجه عملیاتی و عاطفی شخصیت را در کنار یکدیگر پیش میبرد. او صرفاً همراهی منفعل برای قهرمان نیست و در صحنههای اکشن سهم خود را دارد؛ همین نکته به رابطهی او و تایگر تحرک میبخشد.
حضور زویا، همچنین، مانع از آن میشود که فیلم کاملاً به نمایش یکهتازی مردانهی قهرمان محدود بماند. بااینهمه، فیلم در توزیع توجه میان دو شخصیت اصلی توازن کاملی برقرار نمیکند. زویا ظرفیت آن را دارد که به اندازهی تایگر پیچیدگی و اختیار دراماتیک پیدا کند، اما روایت پیوسته به مرکزیت قهرمان مرد بازمیگردد.
ازاینرو، نقشآفرینی کایف در لحظههای پرتحرک چشمگیر است، ولی شخصیت او کمتر از آنچه میتوان انتظار داشت در لایههای روایی گسترش مییابد. دیگر اعضای گروه نجات نیز، با وجود کارکردهای مشخص، عمدتاً در حاشیهی قوس اصلی تایگر باقی میمانند. قصه و تعلیق؛ پیشبینیپذیری در پوشش بحران طرح فیلم بر موقعیتی فوری و پرمخاطره بنا شده است، اما مسیر کلی داستان چندان غافلگیرکننده نیست.
تماشاگر ژانر جاسوسی و اکشن از بسیاری از نشانهها و الگوهای روایی آشناست: مأموریتی که با مانع روبهرو میشود، قهرمانی که از محدودیتها عبور میکند و بحرانی که پیوسته ابعاد بزرگتری مییابد. فیلم بهجای آنکه با پیچشهای ظریف یا تعلیق روانشناختی پیش برود، بیشتر به افزایش خطر و شدت حادثه متوسل میشود.
« این تمرکز، فیلم را از نظر ستارهمحوری منسجم میکند، اما از گسترهی شخصیتپردازی میکاهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در عین حال، موضوع نجات گروگانها به داستان یک هستهی انسانی میدهد. حضور پرستاران هندی و پاکستانی امکان طرحی دربارهی همکاری فراتر از مرزهای ملی را فراهم میکند و فیلم از آن برای افزودن بُعدی عاطفی و میهنی بهره میبرد. این ایده بهخودیخود ظرفیت دراماتیک دارد، اما گاه در میان تأکیدهای پررنگ بر قهرمانپروری و جلوههای اکشن، مجال چندانی برای پرداخت آرام و چندوجهی پیدا نمیکند.
بنابراین پیام همبستگی بیشتر در قالب احساسات صریح عرضه میشود تا از خلال موقعیتهای پیچیده و گفتوگوهای چندلایه. لحن، دیالوگها و پیوند عاطفی «Tiger Zinda Hai» میخواهد همزمان فیلمی دربارهی عشق، خانواده، وظیفه و نجات انسانها باشد. این عناصر به اثر انرژی و شور میدهند و از سردی یک تریلر صرفاً عملیاتی دورش میکنند.
پیوند تایگر و زویا، بهویژه در کنار تصویر خانواده، نشان میدهد که قهرمان فقط بهخاطر مأموریت رسمی وارد خطر نمیشود؛ او برای کسانی میجنگد که به زندگی شخصیاش معنا میبخشند. این وجه عاطفی میتواند برای مخاطبانی که از قهرمانپردازی احساسی استقبال میکنند، بسیار دلنشین باشد. اما فیلم همیشه در کنترل این لحن موفق نیست.
برخی دیالوگها بیش از آنکه طبیعی یا ظریف باشند، برای تأکید بر قهرمانی و برانگیختن واکنش فوری نوشته شدهاند. در چنین لحظههایی، جملهها تصنعی یا حتی لوس به نظر میرسند و از باورپذیری موقعیت میکاهند. اثر در بیان احساسات، اغلب راه مستقیم را انتخاب میکند؛ در نتیجه، بهجای آنکه عاطفه را از جزئیات رفتار شخصیتها بیرون بکشد، آن را با تأکید آشکار به مخاطب عرضه میکند.
« در عین حال، موضوع نجات گروگانها به داستان یک هستهی انسانی میدهد. »
قوتها و کاستیها
این شیوه با لحن پرشور فیلم سازگار است، ولی از ظرافت آن میکاهد. ریتم و تجربهی تماشا فیلم با زمان نسبتاً طولانیاش فرصت دارد هم رابطهی شخصیتها را گسترش دهد و هم مراحل مأموریت را بهتفصیل نمایش بگذارد. این گستردگی در بخشهایی به صحنههای اکشن فرصت تنفس میدهد و به مخاطب اجازه میدهد جهان سرگرمکننده و پرتحرک فیلم را تجربه کند.
از سوی دیگر، همین زمان طولانی گاهی احساس میشود که داستان میتوانست فشردهتر و متمرکزتر پیش برود. هنگامی که روایت از هدف اصلی فاصله میگیرد یا حادثهای تازه صرفاً برای حفظ هیجان وارد میشود، پیوستگی مأموریت اندکی سست میشود. با وجود این نوسانها، فیلم در تحقق هدف سرگرمکنندهی خود موفق است.
تماشاگرانی که به دنبال قصهای ظریف و نامنتظر هستند، احتمالاً از سادگی و پیشبینیپذیری آن فاصله خواهند گرفت؛ اما کسانی که اکشن پرحجم، قهرمان کاریزماتیک و عاطفهی بیپرده میخواهند، با اثری روبهرو میشوند که سرگرمی را جدی میگیرد و از نمایش پرشور خود ابایی ندارد. جمعبندی «Tiger Zinda Hai» فیلمی استوار بر ستارهمحوری، اکشن پرهیجان و قهرمانپردازی آشکار است.
سلمان خان به اثر نیروی مرکزی میبخشد و کاترینا کایف نیز در صحنههای پرتحرک حضوری مؤثر دارد؛ در کنار آنها، ایدهی نجات گروگانها و پیوند میان عشق، خانواده و مسئولیت، به داستان گرمایی عاطفی میدهد. در مقابل، قصه از کلیشههای ژانر فاصلهی زیادی نمیگیرد، شخصیتهای فرعی زیر سایهی قهرمان میمانند و بعضی دیالوگها از ظرافت لازم برخوردار نیستند.
« این شیوه با لحن پرشور فیلم سازگار است، ولی از ظرافت آن میکاهد. »
جمعبندی
این فیلم بیش از آنکه برای غافلگیرکردن یا تأملی ژرف ساخته شده باشد، برای سرگرمکردن تماشاگر در مقیاسی بزرگ طراحی شده است. اگر انتظار یک روایت پیچیده و تازه وجود داشته باشد، نتیجه احتمالاً معمولی جلوه میکند؛ اما اگر معیار، اکشن تماشایی و قهرمانی محبوب باشد، «Tiger Zinda Hai» تجربهای پرشور و خوشتماشا فراهم میآورد.
ثبت دیدگاه