نقد و بررسی
نقد در میان آتش (Through the Fire) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت از آتش؛ قهرمانی در معنایی دیگر «Through the Fire» ساختهٔ Frédéric Tellier، در ظاهر دربارهٔ آتشنشانی است که هنگام انجام وظیفه برای نجات همکارانش آسیب میبیند؛ اما مرکز ثقل فیلم، خودِ حادثه نیست. اهمیت آن در دگرگونیای است که پس از حادثه آغاز میشود: مردی که زندگیاش را بر نجات دیگران بنا کرده، ناچار میشود کمک را بپذیرد و معنای تازهای برای ادامهٔ زندگی بیابد.
فیلم بهجای آنکه قهرمانی را در لحظهٔ خطر خلاصه کند، دشواریِ روزهای پس از آن را به موضوع اصلی بدل میسازد. فرانک، آتشنشان پاریسی، در آغاز در جهانی تعریفشده و آشنا زندگی میکند: کارش روشن است، همکارانش خانوادهٔ دوم او هستند و زندگی مشترکش با همسری که در انتظار تولد دوقلوهاست، نوید آیندهای پرامید را میدهد.
حادثه این نظم را از هم میگسلد. از آن پس، پرسش دیگر این نیست که آیا او شجاعت ورود به آتش را دارد؛ مسئله این است که چگونه با بدنی آسیبدیده، وابستگی به دیگران و تصویری تازه از خویشتن کنار میآید. از نجات دیگران تا پذیرفتن نجات هستهٔ عاطفی فیلم در وارونگی نقشها نهفته است. فرانک پیشتر در موقعیتی قرار داشت که دیگران به او تکیه میکردند؛ اکنون خودش باید در جایگاه فردی قرار گیرد که به مراقبت نیاز دارد.
این جابهجایی، صرفاً جسمانی نیست. هویت حرفهای او با توانایی عملکردن، خطرپذیری و حمایت از دیگران گره خورده است؛ بنابراین ناتوانی موقت، برایش به بحرانِ خودشناسی بدل میشود. فیلم این بحران را با تأکید بر روندی تدریجی پیش میبرد. بهبود جسمانی، هرچند دشوار، تنها بخشی از مسیر است. بازسازی اعتمادبهنفس، پذیرفتن نگاه دیگران و کنارآمدن با فاصلهٔ میان خاطرهٔ زندگی پیشین و واقعیت اکنون، لایههای عمیقتری از رنج را شکل میدهند.
« فیلم بهجای آنکه قهرمانی را در لحظهٔ خطر خلاصه کند، دشواریِ روزهای پس از آن را به موضوع اصلی بدل میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین تمرکز سبب میشود اثر از روایت سادهٔ «حادثه و بهبود» فراتر رود و به پرسشی انسانیتر برسد: وقتی آنچه پیشتر ما را تعریف میکرد دیگر در دسترس نیست، چگونه دوباره خودمان را میشناسیم؟ بازی محوری و نیروی عاطفی فیلم Pierre Niney بار اصلی فیلم را بر دوش میکشد و بازیاش بهویژه در انتقال کشاکش میان اراده و آسیبپذیری اثرگذار است.
او فرانک را به قهرمانی بینقص تبدیل نمیکند؛ در شخصیتش میتوان هم غرور و مقاومت دید و هم خستگی، ترس و سردرگمی. این ترکیب، او را از الگوی آشنای قهرمانانی که با ارادهای یکدست بر همهچیز غلبه میکنند دور میکند. بازی Anaïs Demoustier نیز در شکلدادن به فضای عاطفی اثر اهمیت دارد. رابطهٔ او با فرانک فقط کارکردی حمایتی ندارد؛ فیلم نشان میدهد آسیب و بحران، زندگی نزدیکان فرد را هم دگرگون میکند.
با این حال، تمرکز اصلی روایت همچنان بر تجربهٔ فرانک باقی میماند و اطرافیان او گاه بیشتر در نسبت با مسیر قهرمان معنا پیدا میکنند تا در مقام شخصیتهایی با کشمکش مستقل. این انتخاب تمرکز دراماتیک را حفظ میکند، اما به بهای محدودشدن بخشی از پیچیدگی روابط. واقعگرایی و پرهیز از قهرمانپردازی ساده فیلم در نمایش جهان آتشنشانان و پیامدهای حادثه، لحنی جدی و واقعگرا برمیگزیند.
فضای ایستگاه، مناسبات جمعی و جدیت کار، به داستان زمینهای ملموس میدهند؛ در نتیجه، فداکاری فرانک تنها ژستی نمایشی نیست، بلکه از دل حرفهای برمیآید که در آن خطر و مسئولیت به هم پیوستهاند. اثر همچنین توجه را از لحظهٔ پرهیاهوی حادثه به واقعیتهای کمتر سینمایی اما مهمترِ پس از آن منتقل میکند.
« او فرانک را به قهرمانی بینقص تبدیل نمیکند؛ در شخصیتش میتوان هم غرور و مقاومت دید و هم خستگی، ترس و سردرگمی. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب، از نظر مضمونی سنجیده است. فیلم بهجای آنکه دشواری را صرفاً به وسیلهای برای تولید هیجان بدل کند، بر عواقب جسمی و روانی آن مکث میکند. با این همه، واقعگرایی اثر همیشه به معنای ظرافت کامل نیست؛ در بخشهایی، تأکید مستقیم بر رنج و دشواریها جای مشاهدهٔ آرام و چندلایه را میگیرد.
فیلم به تماشاگر مجال همدلی میدهد، اما گاه بیش از آنکه احساس را از دل جزئیات بیرون بکشد، آن را آشکارا به او عرضه میکند. ریتم؛ پیوستگی در برابر فوریت روایت با ریتمی پیوسته پیش میرود و این پیوستگی با موضوعش تناسب دارد. بازگشت به زندگی مسیری یکباره و پرشتاب نیست؛ مجموعهای از مواجههها، عقبنشینیها و کوششهای دوباره است.
از این منظر، آرامش نسبی بعضی بخشها میتواند به فیلم کمک کند تا تجربهٔ فرسایندهٔ بازسازی را باورپذیر سازد. اما همین آرامش، گاه به نرمی بیش از اندازه میانجامد. در لحظاتی که انتظار میرود تنش درونی شخصیت به نقطهای تعیینکننده برسد، روایت با احتیاط از کنار آن عبور میکند یا فوریت دراماتیک کافی نمیسازد.
نتیجه این است که بعضی مراحل تحول فرانک بیش از آنکه بهواسطهٔ کنشها و انتخابهای دقیق دراماتیک شکل بگیرند، بهصورت ایستگاههایی قابلپیشبینی در مسیر بهبود دیده میشوند. فیلم از نظر عاطفی منسجم میماند، اما از حیث کشش روایی همیشه به یک اندازه پرقدرت نیست. ملودرام و خطرِ اشباع احساسی «Through the Fire» بیپرده به ملودرام نزدیک میشود.
« فیلم بهجای آنکه دشواری را صرفاً به وسیلهای برای تولید هیجان بدل کند، بر عواقب جسمی و روانی آن مکث میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رنج جسمانی، نگرانی خانواده و تقابل میان گذشته و اکنون، عناصر پرقدرتیاند که فیلم برای ساختن بار احساسی خود به کار میگیرد. این رویکرد برای بسیاری از تماشاگران تأثیرگذار خواهد بود، زیرا فیلم از سردی و فاصلهگذاری پرهیز میکند و آشکارا میخواهد مخاطب را با تجربهٔ شخصیت همراه سازد. بااینحال، همین صراحت گاهی به سنگینی میانجامد.
تأکید مکرر بر درد و اندوه ممکن است برای برخی تماشاگران فرساینده باشد، بهخصوص هنگامی که لحظات سکوت یا فاصلهگذاری کمتر از آن است که احساسات فرصت تهنشینشدن پیدا کنند. اثر در بهترین لحظههایش اجازه میدهد نگاهها، رفتارها و سکوتها بار عاطفی را حمل کنند؛ در لحظههای کمموفقتر، موسیقی و تأکیدهای ملودراماتیک معنایی را که صحنه پیشتر رسانده است، دوباره برجسته میکنند.
آشناییِ الگو و توانِ همدلی مسیر کلی فیلم برای تماشاگر آشنا با درامهای بازگشت از بحران، غافلگیرکننده نیست. قهرمانی که با محدودیتهای تازه روبهرو میشود، در برابر پذیرش وضعیت مقاومت میکند و بهتدریج راهی برای ادامهدادن مییابد؛ این الگویی شناختهشده است. بنابراین فیلم بیش از آنکه با پیچشهای روایی یا ساختاری تازه متمایز شود، بر کیفیت اجرای مسیر عاطفی خود تکیه دارد.
این آشنایی الزاماً نقطهضعف مطلق نیست. گاه ارزش یک روایت نه در تازگی طرح، بلکه در دقتی است که برای پرداختن به تجربهای انسانی صرف میکند. فیلم در پرداخت به جابهجایی نقشها و دشواری پذیرش کمک، ظرفیت همدلی قابلتوجهی دارد. ضعف زمانی آشکار میشود که روایت بهجای پیچیدهکردن تجربهٔ فرانک، به نشانههای آشنای رنج و امید بسنده میکند.
« بااینحال، همین صراحت گاهی به سنگینی میانجامد. »
قوتها و کاستیها
در چنین لحظههایی، فیلم از امکان کاوش عمیقتر در تناقضهای شخصیت فاصله میگیرد. جمعبندی «Through the Fire» در اصل روایتی دربارهٔ قهرمانی پس از پایان لحظهٔ قهرمانی است: دربارهٔ دشواری زندگیکردن وقتی بدن، شغل و هویت دیگر مانند گذشته در کنار هم قرار نمیگیرند. بازی پرحس Pierre Niney، فضای جدی و واقعگرایانه و توجه به روند بازگشت، فیلم را به اثری تأثیرگذار و امیدبخش بدل میکنند.
در مقابل، آشنایی مسیر داستانی، ملودرام سنگین و افت گاهبهگاه تنش، از نیروی آن میکاهند. با وجود این نارساییها، فیلم به پرسشی فراتر از بهبود جسمانی وفادار میماند: آیا کسی که همیشه نجاتدهنده بوده میتواند خود را در جایگاه نیازمندِ یاری بپذیرد؟ پاسخ اثر در نمایش تدریجی همین پذیرش شکل میگیرد.
نه پیروزیای بیدرد و نه بازگشتی ساده به گذشته، بلکه امکان ساختن زندگیای تازه؛ معنایی آرامتر و انسانیتر از قهرمانی.
« در چنین لحظههایی، فیلم از امکان کاوش عمیقتر در تناقضهای شخصیت فاصله میگیرد. »
ثبت دیدگاه