نقد و بررسی
نقد Throne of Elves | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در جهان «آلتر» «تخت الفها» (۲۰۱۶) یک ماجراجویی پویانمایی چینی و دنبالهای بر «سپیدهدم جنگجویان آشیانه اژدها» است؛ فیلمی که از همان آغاز، مخاطب را به قلمروی افسانهای آلتر میبرد؛ جایی که انسانها و الفها در کنار هم زندگی میکنند، اما همزیستیشان از پیش با سوءظن، تفاوت فرهنگی و خاطرهی درگیریهای گذشته سایهدار شده است.
در چنین بستری، تهدید النا و جواهر جادویی او بهانهای برای شکلگیری یک نبرد بزرگ فراهم میکند؛ نبردی که تنها بر سر قدرت نیست، بلکه اعتماد میان دو قوم و امکان همزیستی آنها را نیز به آزمون میگذارد. فیلم در معرفی جهانش دستودلباز است، اما این جهانسازی بیشتر بر جذابیت بصری و نشانههای آشنای فانتزی تکیه دارد تا بر جزئیات تازه و پیچیده.
قصهای آشنا با نیرویی محدود هستهی داستان ساده و روشن است: نیرویی جادویی در اختیار دشمن قرار گرفته و قهرمانان باید پیش از آنکه آلتر به ورطهی سلطه و آشوب بیفتد، مانع او شوند. این سادگی به فیلم امکان میدهد زود وارد حرکت شود و ماجراجویی را بیدرنگ به جریان بیندازد؛ بااینحال، همین طرح آشنا میدان چندانی برای غافلگیری یا تأمل باقی نمیگذارد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جواهر، تهدید فراگیر و رویارویی خیر و شر، ابزارهایی هستند که در فانتزی بارها به کار رفتهاند و فیلم کمتر میکوشد معنایی تازه به آنها ببخشد. کشمکش سیاسی و قومیِ نهفته در داستان میتوانست به پرسشهایی جدیتر دربارهی قدرت، اعتماد و تعصب برسد. اما روایت معمولاً این امکان را در حد زمینه نگه میدارد و بهجای کاوش در پیامدهای آن، به سوی تعقیب، نبرد و تغییر پیدرپی موقعیتها میرود.
در نتیجه، قصه برای تماشاگر جوانی که خواهان ماجرایی سرراست است کارکرد دارد، اما برای مخاطبی که انتظار لایههای روایی بیشتر دارد، کمعمق و قابلپیشبینی جلوه میکند. لیا و دشواریِ قهرمانپردازی لیا در جایگاه شاهزادهخانمی که در مرکز بحران قرار میگیرد، ظرفیت آن را دارد که هم کنشگر ماجرا باشد و هم میان وظیفهی جمعی و پیوندهای شخصی خود تعادل برقرار کند.
حضور او در جهان فیلم پررنگ است و قرار است تصمیمهایش مسیر رخدادها را شکل دهد. بااینحال، شخصیتپردازی بهاندازهی کافی به درون او نزدیک نمیشود تا انگیزهها، تردیدها و دگرگونیهایش عمق پیدا کنند. گاهی قهرمان بیشتر به مجموعهای از وظایف داستانی شبیه میشود تا شخصیتی که انتخابهایش از تجربهای فردی و پیچیده برمیخیزد.
« کشمکش سیاسی و قومیِ نهفته در داستان میتوانست به پرسشهایی جدیتر دربارهی قدرت، اعتماد و تعصب برسد. »
شخصیتها و اجرا
این کاستی در رابطهی عاطفی او با ماهی کوچک نیز دیده میشود. پیوند میان آن دو میتواند پلی میان انسانها و الفها بسازد و مضمون اعتماد را ملموس کند، اما فیلم همیشه فرصت نمییابد این رابطه را از سطح احساسات آشکار فراتر ببرد. در بعضی لحظات، رفتارهای قهرمانان بیش از آنکه از شخصیتی تثبیتشده سرچشمه بگیرد، برای پیشبرد صحنه یا ایجاد هیجان به کار گرفته میشود؛ از همینرو، همدلی با آنها گاه ناپایدار میماند.
النا و تصویر نیروی تاریک النا در مقام نیروی مخالف، برای فیلم حضوری تهدیدآمیز فراهم میکند و جواهرش بهسرعت خطر را از سطحی شخصی به بحرانی فراگیر تبدیل میسازد. تقابل او با لیا شالودهی اصلی کشمکش را میسازد، اما شخصیت دشمن نیز از محدودیتهایی مشابه رنج میبرد: انگیزهها و پیچیدگیهای درونیاش کمتر از آن پرورده میشوند که بتواند از قالب آشنای «الف تاریک» فراتر برود.
او بیش از آنکه شخصیتی چندوجهی باشد، نماد خطر و میل به تسلط است. بااینحال، همین تقابل ساده در بستر یک جهان افسانهای میتواند برای مخاطب کمسنتر روشن و مؤثر باشد. فیلم ابهام اخلاقی چندانی نمیطلبد و خطوط اصلیِ نزاع را واضح میکشد؛ انتخابی که به روایت سرعت میدهد، ولی از فرصت ساختن تعارضی ماندگارتر میکاهد.
« این کاستی در رابطهی عاطفی او با ماهی کوچک نیز دیده میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اگر قهرمانان و ضدقهرمانان انگیزههایی متناقضتر و انسانیتر میداشتند، نبرد میان آنها احتمالاً چیزی فراتر از مسابقهای برای تصاحب یا حفظ قدرت میشد. پویانمایی و نیروی تصویر بزرگترین امتیاز «تخت الفها» در چشماندازهایش نهفته است. پویانمایی سهبعدی، قلمرو آلتر را به صحنهای رنگارنگ و خیالانگیز بدل میکند؛ فضایی که در آن طبیعت، معماری و عناصر جادویی برای ساختن حس ماجراجویی با یکدیگر همراه میشوند.
قابهای پرتحرک و صحنههای نبرد، توانایی فیلم را در خلق لحظات تماشایی نشان میدهند و به داستانی نسبتاً ساده، انرژی دیداری میبخشند. البته زیبایی تصویر بهتنهایی نمیتواند جای خالی ظرافت روایی را پر کند. جلوههای بصری در لحظاتی بسیار مؤثرند که فیلم به حرکت، مقیاس یا شکوه جهان خود تکیه میکند؛ اما وقتی شخصیتها باید بار عاطفی صحنه را به دوش بکشند، تصویر همیشه به همان اندازه نیرومند نیست.
بدینترتیب، فیلم از نظر تماشاییبودن دستاوردی قابلاعتنا دارد، ولی فاصلهی میان جلوهی دیداری و ژرفای دراماتیک همچنان محسوس است. ضرباهنگ و صحنههای اکشن روایت پیوسته از یک مانع به مانع دیگر میرود و با نبردها و تهدیدهای تازه، مخاطب را در مسیر ماجراجویی نگه میدارد. این ضرباهنگ برای فیلمی خانوادگی و فانتزی سودمند است: مکثهای طولانی کماند و رخدادها معمولاً بهسرعت به مرحلهی بعد میرسند.
« پویانمایی و نیروی تصویر بزرگترین امتیاز «تخت الفها» در چشماندازهایش نهفته است. »
قوتها و کاستیها
در عین حال، شتاب داستان گاهی فرصت نفسکشیدن را از صحنهها میگیرد. رابطهها و تغییرهای عاطفی به زمانی نیاز دارند که روایت همیشه حاضر نیست در اختیارشان بگذارد. اکشنها نیز در بهترین لحظات، از طراحی تصویری و حرکت بهره میبرند؛ اما چون خطرها و رویاروییها گاه با الگوهای آشنا ساخته شدهاند، هیجانشان بیشتر لحظهای است تا انباشته و ماندگار.
فیلم میداند چگونه صحنهای پرجنبوجوش بسازد، اما کمتر میتواند کاری کند که پیامد هر درگیری از نظر احساسی تا مدتها در ذهن بماند. جهانسازی و مخاطب هدف آلتر برای یک فیلم ماجراجویانه، زمینهای سرشار از امکان است: اقوام متفاوت، تاریخ مشترک، جادو و تهدیدی که نظم موجود را برهم میزند.
فیلم از این عناصر برای ایجاد حس پهناوری استفاده میکند و فضای خیالانگیزش برای تماشاگرانی که دوستدار الفها، موجودات جادویی و نبردهای حماسیاند، جذابیت دارد. بااینهمه، بخش مهمی از جهانسازی در خدمت نمایش است و کمتر به ساختن قواعدی منسجم یا فرهنگی متمایز میانجامد. اثر در مجموع بیش از آنکه برای مخاطب بزرگسالِ جویای فانتزی پیچیده ساخته شده باشد، به تماشاگر جوان و خانوادهها نزدیک است.
« در عین حال، شتاب داستان گاهی فرصت نفسکشیدن را از صحنهها میگیرد. »
جمعبندی
سادهبودن تعارض و روشنیِ مرزهای اخلاقی، از یک سو دسترسی به داستان را آسان میکند؛ از سوی دیگر، مخاطبی را که به شخصیتپردازی دقیق و مضمونپردازی چندلایه اهمیت میدهد، با کمبودهایی روبهرو میسازد. آشنایی با فیلم پیشین نیز میتواند به درک جایگاه برخی شخصیتها و روابط کمک کند، چراکه این اثر درون مجموعهای گستردهتر قرار دارد.
جمعبندی «تخت الفها» فیلمی استوار بر تخیل دیداری و ماجرایی سرراست است. جهان رنگارنگ آلتر، پویانمایی سهبعدی و صحنههای پرتحرک، آن را به تجربهای سرگرمکننده برای مخاطبان جوان و دوستداران فانتزی تبدیل میکنند. در برابر این امتیازها، قصه به الگوهای آشنا تکیه دارد، کشمکشها بهندرت عمق بیشتری پیدا میکنند و شخصیتها گاه پیش از آنکه به چهرههایی زنده و پیچیده بدل شوند، در قالبهای روایی خود محصور میمانند.
حاصل، اثری است که در تصویرپردازی و فضای ماجراجویانه موفقتر از روایت و شخصیتپردازی عمل میکند؛ فیلمی چشمنواز که سرگرمی عرضه میکند، اما ظرفیت جهان و مضمونش را تا نهایت به کار نمیگیرد.
« جمعبندی «تخت الفها» فیلمی استوار بر تخیل دیداری و ماجرایی سرراست است. »



ثبت دیدگاه