نقد و بررسی
نقد سه آرزو برای سیندرلا (Three Wishes for Cinderella) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازخوانی قصهای آشنا «Three Wishes for Cinderella» ساختهٔ سال ۲۰۲۱، بازگویی نروژیِ قصهای است که بارها در فرهنگهای گوناگون روایت شده؛ بنابراین تازگی آن نه در اصلِ ماجرا، بلکه در نوع نگاهش به قهرمان و جهان پیرامون اوست. سیندرلای این فیلم دختری صرفاً صبور و چشمانتظار نجات نیست. او با طبیعت مأنوس است، از اسبسواری و تیراندازی برمیآید و برای مواجهه با بیعدالتی، به جای تسلیمشدن، دست به عمل میزند.
سه فندق جادویی نیز بیش از آنکه جایگزین سادهای برای فرشتهٔ مهربان باشند، ابزاری رواییاند تا تواناییهای خود او را برجسته کنند: جادو راه را باز میکند، اما تصمیم و جسارت را باید خود سیندرلا به خرج دهد. این تغییر زاویه به فیلم امکان میدهد از الگوی آشنای دختر درمانده فاصله بگیرد، بیآنکه پیوندش را با افسون و شیرینی قصهٔ پریان قطع کند.
بااینحال، فیلم در برابر میراث داستانی خود کاملاً انقلابی نیست. بسیاری از عناصر همچنان در خدمت همان مسیر شناختهشدهاند و دگرگونیِ قهرمان، بیش از آنکه ساختار قصه را از بنیاد دگرگون کند، به آن رنگوبویی امروزی میبخشد. سیندرلایی فعال و بازیِ گرم نقطهٔ اتکای اصلی فیلم، حضور Astrid S در نقش سیندرلاست.
او به شخصیت نوعی سرزندگی و استقلال میبخشد که کمک میکند قهرمان از تصویر آشنای قربانیِ خاموش فاصله بگیرد. در رفتار و نگاهش، هم نشاطی بازیگوشانه دیده میشود و هم سرسختیِ کسی که نمیخواهد تمام زندگیاش را مطابق خواست دیگران بگذراند. این ترکیب، سیندرلا را برای مخاطب امروز قابلدسترستر میکند، بیآنکه او را به قهرمانی بینقص و سرد بدل سازد.
« سیندرلای این فیلم دختری صرفاً صبور و چشمانتظار نجات نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی Astrid S بهویژه هنگامی مؤثر است که فیلم به تواناییهای عملی شخصیت مجال بروز میدهد؛ در چنین لحظههایی، استقلال او امری تزئینی نیست، بلکه در کنشهای روزمره و تصمیمهایش نمود پیدا میکند. همین کیفیت کاریزماتیک است که بخشهایی از شخصیتپردازی سادهٔ فیلم را جبران میکند. بازیگر میتواند با حضور خود گرما و تحرک ایجاد کند، حتی هنگامی که متن فرصت کافی برای کاوش در پیچیدگیهای درونی قهرمان فراهم نمیآورد.
زمستان، جنگل و جهان دیداری فضای برفی فیلم یکی از مهمترین امتیازهای آن است. جنگلهای پوشیده از برف و چشماندازهای سرد، صرفاً پسزمینهای زیبا برای ماجرا نیستند؛ آنها به جهان داستان کیفیتی میبخشند که از نسخههای متعارفترِ سیندرلا متمایز است. در این محیط، طبیعت برای قهرمان پناهگاه و قلمرو آزادی به شمار میرود، حال آنکه خانهٔ نامادری با محدودیت و فرمانبرداری پیوند خورده است.
تقابل این دو فضا، بدون آنکه نیازمند توضیحهای طولانی باشد، جایگاه عاطفی سیندرلا را روشن میکند. زمستان همچنین با لحن افسانهای اثر هماهنگی دارد. برف، نور سرد و گسترهٔ جنگل، قصه را از فضای آشنای تالارها و زرقوبرق صرف دور میکند و به آن حسی شمالی و بومی میدهد. فیلم از این تمایز بصری بهخوبی بهره میگیرد؛ تماشاگر میتواند در آن، هم نشانههای قصهٔ کلاسیک را بازشناسد و هم با منظرهای تازه روبهرو شود.
البته زیبایی بصری گاه خودنمایانه میشود و ممکن است بر محدودیتهای دراماتیک داستان سایه بیندازد، اما همچنان مهمترین سرچشمهٔ جذابیت فیلم است. آزادی و محدودیتهای استقلال فیلم میکوشد استقلال را نه در قالب شعاری کلی، بلکه از راه انتخابهای شخصی سیندرلا به تصویر بکشد. او از مهارتهای خود بهره میگیرد، در برابر رفتار ناعادلانه واکنش نشان میدهد و نمیپذیرد که هویت و آیندهاش را دیگران تعیین کنند.
« همین کیفیت کاریزماتیک است که بخشهایی از شخصیتپردازی سادهٔ فیلم را جبران میکند. »
شخصیتها و اجرا
در این معنا، روایت بر این ایده تأکید دارد که رهایی تنها دریافت هدیهای جادویی یا برگزیدهشدن از سوی شاهزاده نیست؛ ارادهٔ شخصی نیز سهمی اساسی در تغییر سرنوشت دارد. بااینحال، میان این تصویر مستقل و برخی خواستههای شخصیت تنشی محسوس وجود دارد. علاقهٔ سیندرلا به رفتن به جشن، در قیاس با پیوند نیرومند او با جنگل و زندگی آزاد بیرون از تشریفات، چندان بهخوبی زمینهچینی نمیشود.
این ناسازگاری لزوماً شخصیت را ناممکن نمیکند؛ انسان میتواند هم از طبیعت لذت ببرد و هم مشتاق تجربهای تازه باشد. مسئله آن است که فیلم برای پیوند دادن این دو وجه، زمان و ظرافت کافی صرف نمیکند. ازاینرو، بعضی انتخابها بیشتر به نیازهای قصهٔ آشنا پاسخ میدهند تا به منطق درونیِ شخصیتی که خود فیلم ساخته است.
عاشقانهای کمرمق رابطهٔ سیندرلا و شاهزاده، در مقایسه با بخشهای مربوط به آزادی فردی و ستم خانوادگی، پرداخت کمعمقتری دارد. فیلم میخواهد میان آن دو نوعی کشش و همدلی شکل دهد، اما فرصت چندانی برای رشد تدریجی این پیوند فراهم نمیکند. نتیجه آن است که دلباختگیشان گاه بیشتر به ضرورت افسانه شباهت دارد تا احساسی که از شناخت و تجربهٔ مشترک پدید آمده باشد.
این کاستی از آن جهت اهمیت دارد که قصهٔ سیندرلا در نهایت میان رهایی از محیط سرکوبگر و پیوند عاشقانه حرکت میکند. اگر رابطهٔ عاطفی باورپذیرتر بود، میتوانست بُعدی تازه به شخصیت شاهزاده بدهد و نشان دهد که علاقهٔ متقابل چیزی فراتر از جاذبهٔ نخستین است. با وجود این، فیلم تا اندازهای میکوشد شاهزاده را از نقش سنتیِ مردی که صرفاً انتخاب میکند فاصله دهد؛ او نیز در برابر انتظارات تحمیلی قرار دارد.
« بااینحال، میان این تصویر مستقل و برخی خواستههای شخصیت تنشی محسوس وجود دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما این ایده در حد اشاره باقی میماند و به کشمکشی کامل بدل نمیشود. لحن، روایت و مخاطب روایت فیلم روشن و سرراست است؛ ویژگیای که برای مخاطب خانوادگی و کمسنوسال مزیت محسوب میشود. ماجرا بهسرعت قابلپیگیری است، تقابل میان سیندرلا و نامادری آشکار میماند و عناصر جادویی با پیچیدگیهای فرعیِ فراوان همراه نمیشوند.
از سوی دیگر، همین سادگی در بعضی لحظهها به سادهسازی میانجامد. شخصیتهای پیرامونی گاه بیشتر کارکرد دارند تا عمق، و بخشهایی از داستان چنان پیش میروند که تماشاگر بزرگسال میتواند مسیرشان را از پیش حدس بزند. لحن کارتونیِ بعضی رفتارها و واکنشها نیز با فضای واقعگرایانهترِ طبیعت و بازی نسبتاً زمینی Astrid S در هم میآمیزد.
این ناهماهنگی همیشه آزاردهنده نیست؛ بخشی از زبان قصهٔ پریان، اغراق و تیپسازی است. اما فیلم گاهی میان افسانهای بودن و ساختن درامی باورپذیر مردد میماند. برای کودکان، روشنی و اغراق ممکن است دلپذیر باشد؛ برای بزرگسالانی که انتظار شخصیتپردازی چندلایه دارند، همین عناصر میتوانند از اثر فاصله ایجاد کنند.
پیوند با سنتِ قصهٔ پریان فیلم را میتوان در نسبت با نسخههای پیشین داستان سیندرلا دید، بیآنکه ارزش آن را صرفاً با میزان وفاداری یا تفاوتش با روایتهای مشهور بسنجیم. «Three Wishes for Cinderella» از الگوی روایی شناختهشده بهره میگیرد، اما با تأکید بر مهارت، طبیعتدوستی و توانِ تصمیمگیریِ قهرمان، میکوشد آن را با حساسیتهای معاصر سازگار کند.
« اما این ایده در حد اشاره باقی میماند و به کشمکشی کامل بدل نمیشود. »
قوتها و کاستیها
همین بازنگری، بهخصوص در تصویری که از سیندرلا ارائه میدهد، به فیلم هویت مشخصی میبخشد. در عین حال، بازآفرینی موفق تنها به افزودن ویژگیهای تازه نیاز ندارد؛ باید این ویژگیها را در سراسر روایت به شکلی پیوسته پرورش دهد. فیلم در برجستهکردن توانمندیهای سیندرلا موفقتر از پرداختن به تناقضهای اوست.
به همین دلیل، نتیجه بیش از آنکه بازنویسی بنیادین افسانه باشد، بازخوانیِ دلنشین و دیداریِ آن است؛ اثری که برخی پرسشهای تازه مطرح میکند، اما همیشه برای پاسخدادن به آنها مکث کافی ندارد. جمعبندی «Three Wishes for Cinderella» بازگوییای خوشمنظر و صمیمی از قصهای آشناست که ارزش اصلیاش را از سیندرلای فعال، بازی گرم Astrid S و فضای زمستانیِ چشمنواز میگیرد.
فیلم میکوشد قهرمان خود را از جایگاه انتظار بیرون بیاورد و نشان دهد که جادو، هرقدر هم دلانگیز، جای اراده و کنش را نمیگیرد. همین نگاه، به قصه تازگی میدهد و آن را برای تماشاگر خانوادگی جذاب میسازد. بااینهمه، عاشقانهٔ کمپرورشیافته، بعضی ناسازگاریهای رفتاری و روایت گاه سادهانگارانه مانع از آن میشوند که اثر به بازآفرینیای کاملاً منسجم بدل شود.
فیلم در تصویرسازی و حضور قهرمان خود نیرومندتر از ساختن روابط و پیچیدگیهای دراماتیک است. حاصل، اثری دلپذیر و خیالانگیز است که شاید نتواند مخاطب بزرگسال را با غافلگیریهای روایی همراه کند، اما در بازگرداندن گرما و جنبوجوش به افسانهای دیرآشنا کامیاب میشود.
« همین بازنگری، بهخصوص در تصویری که از سیندرلا ارائه میدهد، به فیلم هویت مشخصی میبخشد. »
ثبت دیدگاه