نقد و بررسی
نقد سه طبقه (Three Floors) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معماریِ همجواری و تنهایی «سه طبقه» ساختهٔ نانی مورتی، در ظاهر دربارهٔ سه خانوادهای است که در یک ساختمان مسکونی در رم زندگی میکنند؛ اما ساختمان در این فیلم صرفاً پسزمینهای برای ماجراها نیست. طبقهها، راهروها و درها مرزهایی میسازند میان آدمهایی که به یکدیگر نزدیکاند، بیآنکه لزوماً همدیگر را بشناسند.
هر خانه حریم خصوصی مستقلی دارد، اما رخدادهای زندگی ساکنان پیوسته از این مرزها عبور میکند و آرامش ظاهری جمع را برهم میزند. این انتخاب مکانی، ظرفیت دراماتیک فیلم را از همان آغاز روشن میکند: یک ساختمان میتواند جامعهای کوچک باشد؛ با روابطی که در آن قضاوت، سوءظن، مراقبت و همدلی در فاصلهای چند قدمی از یکدیگر شکل میگیرند.
عنوان فیلم هم به همین هندسهٔ ساده و معنادار تکیه دارد؛ سه طبقه، سه کانون خانوادگی و چندین برداشت متفاوت از مسئولیت و حقیقت. روایت چندپاره؛ جاذبه و دشواری فیلم با روایتی چندکانونی پیش میرود و از یک خانواده به خانوادهٔ دیگر سر میزند. این ساختار، بهجای آنکه یک قهرمان مرکزی را دنبال کند، توجه را میان تجربههای گوناگون تقسیم میکند.
نتیجه، گاه دلنشین است: تماشاگر میتواند ببیند که یک بحران چگونه در زندگی چند نفر اثر میگذارد و چگونه برداشتهای متفاوت از یک موقعیت، آدمها را به تصمیمهایی ناسازگار میرساند. اما همین پراکندگی، یکی از دشواریهای اصلی فیلم نیز هست. پیوند میان خطوط داستانی همیشه به اندازهای روان و طبیعی نیست که تماشاگر بیوقفه با جابهجاییها همراه بماند.
« روایت چندپاره؛ جاذبه و دشواری فیلم با روایتی چندکانونی پیش میرود و از یک خانواده به خانوادهٔ دیگر سر میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رفتوآمد زمانی و تغییر تمرکز ممکن است حس گسست ایجاد کند؛ گویی فیلم میخواهد دامنهای گسترده از سالها و تجربهها را در قالبی فشرده جا دهد، بیآنکه برای همهٔ بخشها فرصت کافی فراهم کند. بنابراین، همان ویژگیای که امکان دیدن زندگی جمعی را فراهم میسازد، گاهی به عاملی برای آشفتگی و خستگی بدل میشود.
خانواده؛ میدانِ مسئولیت و سوءتفاهم در قلب فیلم، خانواده نه پناهگاهی بینقص، بلکه رابطهای شکننده و پر از ابهام است. شخصیتها در برابر فرزند، همسر و همسایه وظایفی دارند که همیشه با میل یا تواناییشان سازگار نیست. آنها میکوشند از کسانی که دوستشان دارند مراقبت کنند، اما مراقبت ممکن است با کنترل اشتباه گرفته شود؛ نگرانی میتواند به سوءظن بینجامد و تصمیمی که از سر خیرخواهی گرفته شده، پیامدی ناخواسته بر جای بگذارد.
این نگاه، فیلم را از داوری ساده دربارهٔ آدمها دور میکند. مورتی بیشتر به موقعیتهایی علاقه دارد که در آنها مرز میان خطا، مسئولیت و ناتوانی روشن نیست. شخصیتها نه همواره شایستهٔ بخشایشاند و نه بهسادگی میتوان آنها را محکوم کرد. همین منطقهٔ خاکستری، زمینهٔ همدلی را میسازد: تماشاگر ممکن است با رفتار کسی مخالف باشد، اما درک کند که ترس، فشار یا تنهایی چگونه در آن رفتار سهم داشته است.
گذر زمان و فرسایش رابطهها یکی از ایدههای مهم «سه طبقه»، دنبالکردن سرنوشت شخصیتها در گذر زمان است. فیلم به یک بحران بسنده نمیکند؛ میخواهد نشان دهد که رخدادهای مهم چگونه در حافظه میمانند، رابطهها را تغییر میدهند و بر تصمیمهای بعدی سایه میاندازند. این امتداد زمانی به قصه عمق میبخشد، زیرا پیامدها را از لحظهٔ وقوع جدا نمیکند.
« شخصیتها در برابر فرزند، همسر و همسایه وظایفی دارند که همیشه با میل یا تواناییشان سازگار نیست. »
شخصیتها و اجرا
آدمها با گذشتهٔ خود زندگی میکنند، حتی وقتی میکوشند آن را پشت سر بگذارند. در عین حال، فشردگی روایت گاه اجازه نمیدهد همهٔ این دگرگونیها بهتدریج و با ظرافت کافی شکل بگیرند. بعضی تحولها بیش از آنکه در جزئیات روزمره ریشه بدوانند، بهصورت جهشی احساس میشوند. فیلم از مخاطب میخواهد تغییرات را بپذیرد، اما همیشه زمان کافی برای تجربهکردن آنها در اختیارش نمیگذارد.
از این رو، کنجکاوی برای پیگیری زندگی خانوادهها با این احساس همراه میشود که برخی لحظههای میانراهی، که میتوانستند تحول شخصیتها را باورپذیرتر کنند، غایباند. بازیها و فاصلهٔ عاطفی حضور گروهی از بازیگران شناختهشده، از جمله مارگریتا بوی، ریکاردو اسکامارچو، آلبا رورواخر و خود مورتی، به فیلم وزن و اعتبار میبخشد.
بااینحال، بازیها برای همهٔ تماشاگران یکسان اثرگذار نیستند. شیوهٔ اجرا در بخشهایی خویشتندار و کنترلشده است؛ این restraint با فضای جدی فیلم تناسب دارد، اما گاهی به سردی نزدیک میشود و فاصلهای میان شخصیت و مخاطب میسازد. در بعضی صحنهها، واکنشها چنان سنگین یا تأکیدشده به نظر میرسند که باورپذیری رفتارها آسیب میبیند.
مسئله لزوماً ضعف یک بازیگر مشخص نیست؛ بیشتر به هماهنگی میان بازی، نوشتار و لحن کلی بازمیگردد. وقتی شخصیتها در موقعیتهایی بسیار دشوار قرار میگیرند، فیلم از بازیگران میخواهد بار عاطفی فراوانی حمل کنند. اگر تماشاگر پیوندی طبیعی با آنها برقرار نکرده باشد، این شدت بهجای آنکه تکاندهنده باشد، ساختگی یا فرساینده جلوه میکند.
« آدمها با گذشتهٔ خود زندگی میکنند، حتی وقتی میکوشند آن را پشت سر بگذارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لحن، ریتم و بارِ جدیت فضای «سه طبقه» از آغاز تا پایان جدی و دروننگر باقی میماند. فیلم بهندرت از سنگینی موضوعهایش فاصله میگیرد و چندان برای استراحت عاطفی مخاطب مکث نمیکند. این انتخاب در لحظههایی به تأملبرانگیزی اثر کمک میکند؛ فیلم قصد ندارد درد و مسئولیت را با شوخیهای گذرا سبک کند.
بااینحال، وقتی تقریباً همهٔ بخشها با لحنی مشابه و وزنی یکسان پیش میروند، اثر ممکن است یکنواخت شود. ریتم فیلم نیز از همین مسئله تأثیر میپذیرد. طول نزدیک به دو ساعت و انباشت موقعیتهای عاطفی، برای برخی تماشاگران مجال درگیری عمیق فراهم میکند، اما برای برخی دیگر کشدار و خستهکننده است.
تدوین و رفتوبرگشتهای زمانی هم در این تجربه نقش دارند: گاهی به روایت گستره میدهند و گاهی مانع از آن میشوند که خط داستانی با ضرباهنگی روشن پیش برود. همچنین شماری از موضوعها بهاندازهای گشوده میشوند که انتظار پرداخت بیشتری ایجاد میکنند، اما فیلم پیش از آنکه همهٔ این انتظارها را برآورده سازد، به مسیر دیگری میرود.
اقتباس و نگاه مورتی «سه طبقه» بر پایهٔ رمانی از اشکول نِوو ساخته شده و داستان را از تلآویو به رم منتقل میکند. این فیلم نخستین تجربهٔ مورتی در اقتباس از اثری متعلق به نویسندهای دیگر است؛ نکتهای که در خواندن فیلم اهمیت دارد، زیرا اثر همزمان میکوشد به جهانی روایی از پیش موجود وفادار بماند و آن را با حساسیتهای سینمایی خود بازآفرینی کند.
« لحن، ریتم و بارِ جدیت فضای «سه طبقه» از آغاز تا پایان جدی و دروننگر باقی میماند. »
قوتها و کاستیها
حاصل این تلاش، فیلمی است که بیش از آنکه بر حادثهپردازی تکیه کند، به پیوند میان رخدادها و اثر اخلاقی آنها بر آدمها توجه دارد. با این حال، گستردگی مصالح داستانی گاهی به زیان تمرکز تمام میشود. حس میشود فیلم ایدههای فراوانی در اختیار دارد، اما برای بعضی از آنها فرصت پرداخت کامل نمییابد.
این کاستی، در کنار نگاه جدی و بلندپروازانهٔ اثر، تجربهای دوگانه میآفریند: فیلم هم لحظههایی برای تأمل و همدلی دارد و هم بخشهایی که مخاطب را با پرسشها و رشتههای ناتمام تنها میگذارد. جمعبندی «سه طبقه» در بهترین لحظههایش تصویری انسانی از همجواری ارائه میدهد: آدمهایی که زیر یک سقف زندگی میکنند، اما جهان درونیشان از ترسها، خطاها و امیدهای جداگانه ساخته شده است.
ساختار چندخانوادهای فیلم امکان همدلی با شخصیتهای متفاوت را فراهم میکند و پیگیری سرنوشت آنان در گذر زمان، نیرویی برای ادامهٔ تماشا به وجود میآورد. در مقابل، روایت پراکنده، تغییرهای زمانی، ریتم سنگین و بازیهایی که گاه فاصلهگذار میشوند، مانع از آناند که همهٔ ایدههای فیلم به یک تجربهٔ منسجم بدل شوند.
اثر بیش از اندازه به جدیت خود تکیه میکند و برخی خطوط داستانی را با شتاب یا ناتمامی رها میسازد. بااینهمه، «سه طبقه» برای تماشاگرانی که از درامهای خانوادگیِ تأملمحور استقبال میکنند، فیلمی قابلبحث و بهیادماندنی است: نه به این دلیل که همهٔ پرسشهایش را حل میکند، بلکه چون زندگی مشترک و داوری دربارهٔ دیگران را مسئلهای پیچیده و ناآرام نشان میدهد.
« با این حال، گستردگی مصالح داستانی گاهی به زیان تمرکز تمام میشود. »



ثبت دیدگاه