نقد و بررسی
نقد This Changes Everything | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از نابرابری، نه فقط از سینما «This Changes Everything» مستندی دربارهٔ نابرابری جنسیتی در هالیوود است؛ اما دامنهٔ پرسشهایش به شمار زنان حاضر در قاب محدود نمیماند. فیلم میکوشد نشان دهد چه کسانی امکان روایتکردن دارند، چه کسانی در جایگاه تصمیمگیری مینشینند و چه الگوهایی در طول زمان بهعنوان امر طبیعی پذیرفته شدهاند.
از بازیگران و فیلمسازان زن میشنویم که تجربههایشان را بازگو میکنند و میان حکایتهای فردی، تصویری بزرگتر از سازوکارهای تبعیض شکل میگیرد. فیلم با چنین رویکردی، موضوعی آشنا را از بحثی انتزاعی به مسئلهای ملموس و انسانی بدل میکند. اهمیت این زاویه در آن است که سینما را صرفاً سرگرمی نمیبیند.
فیلمها و برنامههای تلویزیونی، هم بازتاب ارزشهای جامعهاند و هم در ساختن تصور ما از نقشها و امکانهای انسانی سهم دارند. بنابراین، کمنمایی زنان در آثار نمایشی یا محدودشدن دسترسی آنان به پشت دوربین، تنها مسئلهای صنفی نیست؛ به معنای محدودشدن صداها و تجربههایی است که میتوانند در فرهنگ عمومی حضور یابند.
« فیلم با چنین رویکردی، موضوعی آشنا را از بحثی انتزاعی به مسئلهای ملموس و انسانی بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیوند تجربهٔ شخصی و شواهد یکی از امتیازهای اصلی مستند، کنار هم نشاندن شهادتهای شخصی و دادههای آماری است. روایتهای زنان به فیلم وجهی عاطفی میدهند: تبعیض را از صورت یک مفهوم کلی بیرون میآورند و به تجربهای روزمره، حرفهای و گاه فرساینده تبدیل میکنند. آمار نیز این روایتها را از سطح چند خاطرهٔ منفرد فراتر میبرد و میکوشد نشان دهد که مسئله، الگویی پایدار و ساختاری است.
این دو مسیر، وقتی در تعادل قرار میگیرند، یکدیگر را تقویت میکنند. گفتههای مصاحبهشوندگان به ارقام معنا میبخشند و ارقام مانع میشوند که تجربههایشان به استثناهایی پراکنده فروکاسته شود. بااینحال، فیلم گاهی به انباشت اطلاعات متکی میشود؛ چنانکه مخاطب ممکن است پیش از آنکه فرصت تأمل بر یک نکته را پیدا کند، با شاهد یا عدد دیگری روبهرو شود.
در این لحظهها، استدلال روشن میماند، اما ضرباهنگ عاطفی افت میکند. ساختار و ریتم: میان روشنگری و خشکی تدوین فیلم عموماً به موضوعی گسترده نظم میدهد. گذار میان مصاحبهها، شواهد و زمینههای تاریخی کمک میکند بحث از مسیر اصلی منحرف نشود و تماشاگر بتواند پیوند میان تجربههای فردی و سازوکارهای صنعت را دنبال کند.
« پیوند تجربهٔ شخصی و شواهد یکی از امتیازهای اصلی مستند، کنار هم نشاندن شهادتهای شخصی و دادههای آماری است. »
شخصیتها و اجرا
این نظم برای مستندی که میخواهد چند دهه تحول و چندین لایه از تبعیض را در زمانی محدود بررسی کند، اهمیت فراوان دارد. بااینحال، شکل بصری اثر بیش از آنکه بر کشف سینمایی یا تصویرپردازی خلاقانه تکیه کند، به مصاحبهها و ارائهٔ اطلاعات وابسته است. این انتخاب با هدف روشنگرانهٔ فیلم سازگار است، ولی در بخشهایی آن را به سخنرانیای مصور نزدیک میکند.
گاهی جای یک مکث، صحنه یا جزئیات تصویری که ایده را در ذهن حک کند، اطلاعات تازهای مینشیند. ازاینرو، ریتم مناسب فیلم همیشه به معنای کشش یکسان نیست: مستند در بیان مسئله موفق است، اما در تبدیل همهٔ دادهها به تجربهای سینمایی به یک اندازه کامیاب نمیشود. پشت دوربین و تناقضی که باقی میماند پرسش مهم فیلم آن است که چه کسانی فرصت کارگردانی و تصمیمگیری مییابند، و چرا استعداد زنان در این عرصه به اندازهٔ کافی دیده نشده است.
از همین رو، آگاهی از اینکه مستند را Tom Donahue، یک مرد، کارگردانی کرده، تناقضی قابلچشمپوشی نیست. این واقعیت بهتنهایی اعتبار گفتههای زنان یا ضرورت طرح موضوع را از میان نمیبرد؛ اما مسئلهای را که خود فیلم پیش میکشد، به درون شکلگیری اثر بازمیگرداند: چه کسی صاحب جایگاه روایت است و چه کسی پشت دوربین اختیار انتخاب و سازماندهی دارد؟
« این انتخاب با هدف روشنگرانهٔ فیلم سازگار است، ولی در بخشهایی آن را به سخنرانیای مصور نزدیک میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این پرسش بهتر است نه بهانهای برای رد کامل فیلم باشد و نه نکتهای حاشیهای که بتوان نادیدهاش گرفت. حضور زنان در بخش بزرگی از گروه تولید، پاسخ کاملی به این مسئله نیست؛ زیرا جایگاه کارگردان همچنان بار نمادین و عملی خاص خود را دارد. تناقض موجود، تماشاگر را وامیدارد میان پیام اثر و شرایط تولید آن فاصلهای انتقادی برقرار کند.
در نتیجه، خود فیلم نیز ناخواسته به نمونهای برای سنجش شکاف میان اعلام برابری و توزیع واقعی قدرت بدل میشود. بازنمایی زنان و محدودیت نگاه مستند دربارهٔ کمنمایی و بازنمایی نادرست زنان بحث میکند، اما هر اثری که از «زنان» سخن میگوید باید از خود بپرسد کدام زنان در مرکز قرار گرفتهاند.
تمرکز بر تجربهٔ بازیگران و چهرههای شناختهشده، دسترسی به روایتهای پرنفوذ را فراهم میکند، ولی ممکن است تصویر تجربههای بسیار متنوع زنان را کامل نکند. بهویژه اگر معیارهای زیبایی و بدنهای رایج در هالیوود بیآنکه بهطور کافی نقد شوند، به مرکز روایت نزدیک بمانند، تجربهٔ زنانی که با تبعیضهای دیگری نیز مواجهاند کمرنگ میشود.
« این پرسش بهتر است نه بهانهای برای رد کامل فیلم باشد و نه نکتهای حاشیهای که بتوان نادیدهاش گرفت. »
قوتها و کاستیها
این محدودیت، اهمیت بحث را نفی نمیکند؛ بلکه افق آن را گستردهتر میسازد. نابرابری جنسیتی را نمیتوان مستقل از نژاد، طبقه، سن، شکل بدن و دیگر عوامل اجتماعی بررسی کرد. فیلم با گردآوردن صداهای گوناگون بخشی از این مسیر را طی میکند، اما تنوع مصاحبهشوندگان لزوماً به معنای پوشش همهٔ لایههای تجربه نیست.
همین فاصله میان گستردگی ادعای موضوع و محدودیت میدان مشاهده، یکی از نکاتی است که تماشاگر آگاه میتواند هنگام تماشا دنبال کند. لحن امیدوارانه در برابر واقعیت تلخ اثر از بیان دشواریها و ناکامیها پرهیز نمیکند، اما در تلخی متوقف نمیماند. روایتها و بحثها به امکان تغییر نیز اشاره دارند: تغییر در شیوهٔ انتخاب داستانها، در دسترسی زنان به فرصتهای حرفهای و در حساسیت مخاطبان نسبت به آنچه بر پرده میبینند.
این امید، سادهانگارانه نیست؛ بیشتر دعوتی است به اینکه ساختارهای موجود ساختهٔ انساناند و بنابراین میتوان آنها را به چالش کشید. یکی از تأثیرهای ماندگار مستند همین همنشینی خشم و امید است. تماشاگر ممکن است از شواهد نابرابری برآشفته شود، اما فیلم میکوشد این واکنش را به توجه و مسئولیت تبدیل کند.
« این محدودیت، اهمیت بحث را نفی نمیکند؛ بلکه افق آن را گستردهتر میسازد. »
جمعبندی
البته پایانبندی امیدبخش، بهخودیخود تضمین نمیکند که تغییر رخ داده یا راهحلها بهسادگی قابل اجرا هستند. ارزش این لحن در آن است که مخاطب را از احساس ناتوانی مطلق بیرون میآورد، بیآنکه مسئله را حلشده جلوه دهد. جمعبندی «This Changes Everything» مستندی روشنگر و درگیرکننده است که با پیوند دادن تجربههای زنان به دادهها و زمینههای تاریخی، نابرابری در هالیوود را به مسئلهای فراتر از یک صنعت تبدیل میکند.
قوت آن در روشنکردن سازوکارهای کمنمایی و در شنیدهشدن صداهایی است که معمولاً به حاشیه رانده میشوند. ضعفش نیز در همانجایی آشکار میشود که حجم اطلاعات بر فرصت تأمل غلبه میکند و گستردگی موضوع با محدودیت تنوع تجربهها روبهرو میشود. تناقض کارگردانی مردانه برای فیلمی دربارهٔ نابرابری زنان نیز پرسشی اساسی باقی میگذارد؛ پرسشی که بهتر است بهجای خاموشکردن بحث، آن را دقیقتر کند.
این مستند اثری بینقص نیست، اما ارزشش در این است که تماشاگر را وامیدارد نهفقط به آنچه در تصویر دیده میشود، بلکه به کسانی که تصویر را میسازند و قدرت روایت را در اختیار دارند نیز بیندیشد.
« البته پایانبندی امیدبخش، بهخودیخود تضمین نمیکند که تغییر رخ داده یا راهحلها بهسادگی قابل اجرا هستند. »



ثبت دیدگاه