نقد و بررسی
نقد سیزده روز (Thirteen Days) | 2000
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ بحران در قالب تریلر سیاسی «Thirteen Days» ساختهٔ Roger Donaldson، بحران موشکی کوبا در اکتبر ۱۹۶۲ را نه از چشمانداز میدان نبرد، بلکه از درون اتاقهای تصمیمگیری کاخ سفید روایت میکند. با آشکارشدن استقرار موشکهای شوروی در کوبا، دولت آمریکا با مجموعهای از انتخابهای هولناک روبهرو میشود؛ انتخابهایی که هرکدام ممکن است پاسخ طرف مقابل را برانگیزد و جهان را به سوی جنگی ویرانگر سوق دهد.
فیلم، با تمرکز بر جان اف. کندی، رابرت کندی و مشاور کاخ سفید، کنی اودانل، تلاش میکند این رویارویی را به تجربهای ملموس و پرتعلیق بدل کند. این اثر در ردهٔ درام تاریخی و تریلر سیاسی قرار میگیرد و با وجود اتکا به رویدادی شناختهشده، بخش مهمی از جذابیتش را از انتظار برای تصمیم بعدی میگیرد.
تعلیقی که از گفتوگو ساخته میشود نیروی اصلی فیلم در این است که خطر را نه با نمایش پیدرپی انفجار و نبرد، بلکه با پیامدهای احتمالی هر تصمیم میسازد. جلسهای پشت جلسه، گزارشهایی نگرانکننده، اختلافنظرهای تند و لحظههایی از سکوت، بهتدریج فضایی خفقانآور شکل میدهند. در چنین روایتی، حتی یک عبارت مبهم یا یک دستور نظامی میتواند معنایی فراتر از خودش پیدا کند؛ تماشاگر میداند تصمیمها صرفاً بحثهای اداری نیستند، بلکه ممکن است زنجیرهای از واکنشها را آغاز کنند که مهار آن از دست همه خارج شود.
اوجگیری تنش تدریجی است و همین ویژگی به فیلم کمک میکند تا مخاطب را درگیر نگه دارد. تعلیق بیشتر بر «چه میشود اگر؟» استوار است تا بر غافلگیریهای ناگهانی. حتی آگاهی از جایگاه تاریخی بحران نیز از اثر این روش نمیکاهد؛ زیرا فیلم توجه را از نتیجهٔ کلی به مسیر پرمخاطرهٔ رسیدن به آن معطوف میکند.
« اوجگیری تنش تدریجی است و همین ویژگی به فیلم کمک میکند تا مخاطب را درگیر نگه دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تصمیمگیرندگان از آینده خبر ندارند و همین ناآگاهی، اضطراب روایت را زنده نگه میدارد. سیاست، ارتش و اختلاف بر سر قدرت یکی از جذابترین لایههای فیلم، کشمکش میان مسئولیت سیاسی و منطق نظامی است. گروهی از فرماندهان، راهحلهای قاطع و مستقیم را ترجیح میدهند؛ در مقابل، رئیسجمهور و برخی مشاورانش ناچارند واکنش احتمالی شوروی و خطر گسترش بحران را نیز در محاسبههای خود وارد کنند.
فیلم از این اختلاف، جدالی نمایشی اما معنادار میسازد: آیا نمایش قدرت میتواند از جنگ جلوگیری کند، یا خود به محرک جنگ تبدیل میشود؟ این تقابل بهویژه بهسبب گفتوگوها و بازیهای گروهی اثرگذار است. شخصیتها در جلسات، تنها حامل اطلاعات نیستند؛ هرکدام نمایندهٔ نوعی نگاه به خطر، اقتدار و مسئولیتاند.
در نتیجه، بحثها ریتم دراماتیک پیدا میکنند و مخاطب میتواند فشار تصمیمگیری را در رفتار و لحن بازیگران ببیند. فیلم در بهترین لحظههایش نشان میدهد که بحرانهای بزرگ الزاماً با یک قهرمان منفرد حل نمیشوند؛ گاه مهار خطر حاصل گوشدادن، سنجیدن پیامدها و مقاومت در برابر راهحلهای ظاهراً آسان است.
بازیها و تمرکز روایی Bruce Greenwood در نقش جان اف. کندی حضوری متین و سنجیده دارد. بازی او بر خویشتنداری تکیه میکند و بهجای تأکید بر کاریزمای نمایشی، مردی را نشان میدهد که باید در برابر فشار بیرونی و تردیدهای درونی، تصمیمی با پیامدهای عظیم بگیرد. Steven Culp نیز در نقش رابرت کندی به فضای سیاسی فیلم انرژی میبخشد و در جدالهای مشورتی حضوری قانعکننده دارد.
« تصمیمگیرندگان از آینده خبر ندارند و همین ناآگاهی، اضطراب روایت را زنده نگه میدارد. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران مکمل، با تفاوتهای رفتاری و لحنهای گوناگون، مانع از آن میشوند که نشستهای طولانی به گفتوگوهایی یکدست و بیچهره تبدیل شوند. Kevin Costner در نقش کنی اودانل، نقطهٔ ورود مخاطب به جهان کاخ سفید است. انتخاب او به فیلم کمک میکند تا اطلاعات و تنشها را از مجرای یک شخصیت نزدیک به تصمیمگیرندگان منتقل کند.
بااینحال، لهجهٔ او گاه از یکپارچگی نقش میکاهد و توجه را از موقعیت دراماتیک به شیوهٔ ادای کلمات میکشاند. این مسئله در فیلمی که بخش بزرگی از بار خود را بر گفتوگو و اجرای بازیگران میگذارد، بیش از یک لغزش گذرا به چشم میآید. با وجود آن، حضور Costner در حفظ پیوند میان صحنههای مختلف مؤثر است.
کارگردانی و فضاسازی Donaldson فضای کاخ سفید را محیطی بسته و پرتنش تصویر میکند؛ فضایی که در آن راهروها، اتاقهای جلسه و تماسهای تلفنی به اجزای یک میدان نبرد بیسلاح بدل میشوند. دوربین اغلب به شخصیتها نزدیک میماند و فرصت تماشای آسوده و فاصلهمند را از مخاطب میگیرد. این انتخاب با مضمون فیلم هماهنگ است: تصمیمگیری در چنین بحرانی، فرآیندی انتزاعی نیست؛ مجموعهای از لحظات ملموس، خستهکننده و فرساینده است.
بااینهمه، فیلم همیشه از ظرفیت فضاسازی خود به یک اندازه بهره نمیبرد. بعضی صحنهها با وجود اهمیت موضوعیشان، طولانی یا کمتحرک به نظر میرسند و ریتم کلی در بخشهایی افت میکند. زمان حدود دو ساعت و بیستوپنج دقیقهای فیلم به آن مجال میدهد تا اختلافنظرها را بسط دهد، اما این مجال گاهی به کشآمدن میانجامد.
« Kevin Costner در نقش کنی اودانل، نقطهٔ ورود مخاطب به جهان کاخ سفید است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
میان تراکم اطلاعات و پیشروی درام، تعادل کاملاً یکدست نیست؛ گاه تماشاگر احساس میکند گفتوگویی تازه آمده، بیآنکه زاویهٔ مهمی به بحث افزوده باشد. بازنمایی تاریخ و محدودیتهای آن «Thirteen Days» درام تاریخی است، نه بازسازی بیواسطهٔ اسناد. تمرکز بر اودانل، روایت را برای سینما روانتر و شخصیتر میکند، اما همزمان یادآور میشود که فیلم برای ساختن یک مسیر روایی روشن، ناگزیر برخی تجربهها و مسئولیتها را در یک شخصیت متمرکز کرده است.
تحلیلهای تاریخی دربارهٔ فیلم نیز به همین نکته اشاره کردهاند که نقش اودانل در روایت سینمایی برجستهتر از جایگاه واقعی او در روند بحران شده است. بنابراین بهتر است اثر را تصویری دراماتیزه از فرایند تصمیمگیری دانست، نه نقشهای کامل از همهٔ صداها و مناسبات آن روزها. با این حال، فیلم در انتقال یکی از مهمترین جنبههای بحران موفق است: تصمیمگیرندگان با اطلاعات ناقص و زمان محدود روبهرو هستند و هیچ گزینهای کاملاً امن نیست.
این مضمون به اثر بُعدی فراتر از بازگویی یک واقعهٔ تاریخی میدهد. فیلم پرسشهایی دربارهٔ قدرت، خطای محاسبه و مسئولیت اخلاقی مطرح میکند، بیآنکه لازم باشد مخاطب را به پاسخ واحدی هدایت کند. جزئیات حسی و تکرارهای آزاردهنده جزئیات روزمره به واقعنمایی فضا کمک میکنند، اما تکرار بعضی از آنها بهتدریج اثر معکوس میگذارد.
سیگارکشیدن شخصیتها در نشستها و صحنههای متعدد، تصویری از عادتهای آن دوره میسازد؛ بااینحال، تکرار آن گاه چنان محسوس است که از نشانهای تاریخی به ترفندی بصری بدل میشود. در فیلمی که بر مکث، سکوت و تنشهای ظریف تکیه دارد، این تکرار میتواند حواس مخاطب را از گفتوگو و بازیها منحرف کند.
« بازنمایی تاریخ و محدودیتهای آن «Thirteen Days» درام تاریخی است، نه بازسازی بیواسطهٔ اسناد. »
قوتها و کاستیها
مشکل مهمتر، نوسان ریتم است. هرچند تعلیق در مجموع پیوسته افزایش مییابد، فیلم در همهٔ لحظهها به یک اندازه پرکشش نیست. صحنههایی وجود دارند که برای فهم روند سیاسی مفیدند، اما از نظر دراماتیک وزن چندانی ندارند. این افتوخیز باعث میشود مدت طولانی فیلم گاهی ضرورتی کامل پیدا نکند؛ گویی بخشهایی از روایت میتوانستند فشردهتر شوند، بیآنکه از پیچیدگی بحران کاسته شود.
جمعبندی «Thirteen Days» اثری پرکشش و سنجیده دربارهٔ یکی از خطرناکترین رویاروییهای جنگ سرد است؛ فیلمی که بهجای تکیه بر نمایش مستقیم خشونت، از بحث، تردید و پیامدهای احتمالی تصمیمها تعلیق میسازد. بازیهای گروهی، بهویژه حضور متین Bruce Greenwood و جدال میان سیاستمداران و نظامیان، به روایت جان میبخشند و فضای بستهٔ کاخ سفید را به صحنهٔ اصلی بحران بدل میکنند.
در سوی دیگر، لهجهٔ Costner، تکرار سیگارکشیدن و افتوخیزهای ریتمی از کاستیهای اثرند؛ همچنین تمرکز روایی آن را نباید با بازسازی جامع تاریخ اشتباه گرفت. با وجود این محدودیتها، فیلم موفق میشود خطر را نه صرفاً بهصورت یک واقعهٔ دوردست، بلکه به شکل مجموعهای از انتخابهای انسانی و مسئولیتبار عرضه کند.
حاصل، درامی تاریخی است که بیش از آنکه بر حادثه تکیه کند، بر اضطرابِ تصمیمگرفتن در لحظهای تأکید دارد که اشتباه، بهایی جبرانناپذیر میتواند داشته باشد.
« هرچند تعلیق در مجموع پیوسته افزایش مییابد، فیلم در همهٔ لحظهها به یک اندازه پرکشش نیست. »
ثبت دیدگاه