نقد و بررسی
نقد عطش (Thirst) | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کشیشی در آستانهٔ گرسنگی «Thirst» ساختهٔ Park Chan-wook، از آن فیلمهایی است که ایدهٔ مرکزیاش را نه بهانهای برای نمایش صرفِ خون و هراس، بلکه دریچهای به سوی پرسشهای اخلاقی و عاطفی میکند. داستان با کشیشی آغاز میشود که از سر شفقت و مسئولیتپذیری در آزمایشی پزشکی شرکت میکند؛ تلاشی برای یافتن درمانی برای بیماریای مرگبار.
اما پیامد آزمایش، او را از زندگی پیشینش جدا میکند و در وضعیتی میگذارد که هر نیاز جسمانیاش با باورهای مذهبی و اخلاقیاش در تعارض قرار میگیرد. ورود عشق و میل به این کشمکش، ماجرا را از روایت آشنای خونآشامی فراتر میبرد و آن را به بررسی پیچیدهای دربارهٔ عطش، گناه و قدرت انتخاب بدل میکند.
فیلم بر پایهٔ رمانی از Émile Zola ساخته شده و این پیوند ادبی، به روابط و فضای اخلاقی آن لایهای دیگر میافزاید. ژانرهایی که با هم برخورد میکنند یکی از جسورانهترین ویژگیهای فیلم، آمیزش وحشت، ملودرام عاشقانه، طنز سیاه و کشمکش اخلاقی است. «Thirst» نمیخواهد در چارچوب یک گونهٔ مشخص آرام بگیرد: صحنهای ممکن است با لحنی گروتسک و هراسآور آغاز شود و ناگهان به لحظهای تلخ یا حتی مضحک برسد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تغییرها، بخشی از نگاه جهانبینانهٔ فیلماند؛ جهانی که در آن تقدس و ابتذال، شفقت و خودخواهی، و عشق و خشونت بهآسانی از هم جدا نمیشوند. بااینحال، همین آزادی سبکی گاه به ناهماهنگی میانجامد. گذار از وحشت جسمانی به طنز یا ملودرام همیشه به یک اندازه روان نیست و ممکن است تماشاگر را از فضای عاطفی صحنه بیرون ببرد.
فیلم در بهترین لحظاتش از این برخوردها نیرویی تازه میسازد؛ در لحظات کماثرتر، انگار چند فیلم متفاوت برای تسلط بر روایت با هم رقابت میکنند. ایمان، بدن و مسئولیت کانون درونی اثر، تناقض میان ایمان و بدن است. قهرمان داستان پیش از دگرگونی، زندگی خود را بر پرهیز، خدمت و تسکین رنج دیگران بنا کرده است.
پس از آن، نیازهای جسمانیاش دیگر در اختیار ارادهٔ او نیستند و هر بار که میکوشد از اصولش دفاع کند، با محدودیتهای تازهای روبهرو میشود. فیلم این تعارض را ساده نمیکند: نه ایمان را نیرویی جادویی برای مهار غرایز میداند، نه میل را بهخودیخود نشانهٔ آزادی یا رهایی میشمارد. پرسش محوری این نیست که شخصیتها «خوب»اند یا «بد»، بلکه این است که در وضعیتی غیرعادی تا چه اندازه مسئول پیامدهای انتخابهای خود هستند.
« بااینحال، همین آزادی سبکی گاه به ناهماهنگی میانجامد. »
شخصیتها و اجرا
وقتی بقا با آسیبرساندن به دیگری گره میخورد، اخلاق از قواعدی انتزاعی به مسئلهای فوری و ملموس تبدیل میشود. در این معنا، خونآشامی در فیلم تنها یک وضعیت فراطبیعی نیست؛ استعارهای است از خواستههایی که فرد میخواهد مهارشان کند، اما همزمان از آنها نیرو و لذت میگیرد. بازیهایی سرشار از تناقض Song Kang-ho در نقش کشیش، بار اصلی این تضادها را به دوش میکشد.
بازی او بر نمایش اغراقآمیز رنج تکیه ندارد؛ در عوض، میان وقار، سردرگمی، وسوسه و درماندگی رفتوآمد میکند. همین خویشتنداری باعث میشود تماشاگر همزمان با ضعفهای شخصیت روبهرو شود و همچنان رگههایی از انسانیت او را ببیند. نقشآفرینی او به فیلم کمک میکند که قهرمانش را نه صرفاً قربانی شرایط، بلکه انسانی گرفتار مسئولیت تصمیمهای خودش نشان دهد.
Kim Ok-bin نیز در نقش Tae-ju حضوری پرقدرت دارد. شخصیت او از سکون و محدودیتهای زندگی روزمره به سوی بیپروایی و میل به تغییر حرکت میکند؛ اما این حرکت، در فیلم به تصویری ساده از رهایی تبدیل نمیشود. بازیگر، زیر ظاهر آرام شخصیت نشانههایی از خشم، ترس و اشتیاق را زنده نگه میدارد. در کنار این دو، Shin Ha-kyun و Kim Hae-sook نیز فضای خانوادگی فیلم را آکنده از فشار و بیقراری میکنند.
« وقتی بقا با آسیبرساندن به دیگری گره میخورد، اخلاق از قواعدی انتزاعی به مسئلهای فوری و ملموس تبدیل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه، مجموعهای از شخصیتهاست که حتی در رفتارهای ناخوشایندشان نیز از پیچیدگی انسانی تهی نمیشوند. تصویر، فضا و طنز تلخ از نظر بصری، فیلم جهان خود را با دقتی حسابشده میسازد. نور، سایه، قاببندی و جابهجایی میان فضاهای بسته و باز، به وضعیت روانی شخصیتها معنا میدهند. بدن در این فیلم فقط وسیلهای برای کنش نیست؛ میدان کشمکش میان نیاز، شرم، لذت و انزجار است.
خشونت و میل با زیبایی بصری همراه میشوند، اما این زیبایی قرار نیست آزار صحنهها را بپوشاند. گاه برعکس، آنها را برجستهتر و ناآرامکنندهتر میکند. طنز سیاه نیز در همین جهان جای دارد. لحظات خندهآور معمولاً از موقعیتهایی بیرون میآیند که خودشان مضحک یا رهاییبخش نیستند؛ طنز، فاصلهای کوتاه از هراس میسازد و سپس مخاطب را با همان واقعیت نگرانکننده روبهرو میکند.
این سازوکار یکی از امضاهای فیلم است، هرچند در برخی بخشها مرز میان طنز و ملودرام چندان روشن نمیماند و تغییر لحن، بیش از آنکه غافلگیرکننده باشد، ناپیوسته احساس میشود. ریتم و انسجام روایت «Thirst» برای پیشبردن داستان به شتاب متکی نیست. فیلم زمان میدهد تا روابط شکل بگیرند و شخصیتها در موقعیتهای متناقض آزموده شوند.
« نتیجه، مجموعهای از شخصیتهاست که حتی در رفتارهای ناخوشایندشان نیز از پیچیدگی انسانی تهی نمیشوند. »
قوتها و کاستیها
این مکثها در بخشهایی به تعلیق و تراکم عاطفی کمک میکنند، اما گاهی روایت در تکرار حالوهوا یا تأکید دوباره بر کشمکشهایی که پیشتر روشن شدهاند، درنگی بیش از اندازه دارد. در نتیجه، مدتزمان فیلم ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار روایتی فشردهتر دارند خستهکننده شود. چالش دیگر، پیوند میان ایدههای متعدد فیلم است.
ایمان، میل، خشونت، عشق، خانواده و میل به رهایی همگی در آن حضور دارند، اما وزن و انسجامشان همیشه یکسان نیست. بعضی مضمونها با ظرافت از دل موقعیت بیرون میآیند؛ برخی دیگر بیشتر به شکل نشانههایی جذاب باقی میمانند و فرصت نمییابند تا به یک خط فکری کاملاً پیوسته بدل شوند. این پراکندگی از جسارت فیلم کم نمیکند، اما مانع میشود که همهٔ اجزایش در هر لحظه به یک اندازه مؤثر باشند.
جایگاه فیلم در سینمای خونآشامی اهمیت فیلم در این است که تصویر خونآشام را به مسئلهای اخلاقی و جسمانی تبدیل میکند. موجود فراطبیعی اینجا نه فقط شکارچیای در تاریکی، بلکه انسانی است که با خاطرهٔ هویت پیشینش زندگی میکند و میکوشد حد و مرز تازهای برای خود تعریف کند. فیلم از این ایده، هم تعلیق میسازد و هم پرسشی دشوار دربارهٔ تفاوت میان ناتوانی در برابر غریزه و تسلیمشدن به آن مطرح میکند.
« در نتیجه، مدتزمان فیلم ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار روایتی فشردهتر دارند خستهکننده شود. »
جمعبندی
این رویکرد برای تماشاگرانی که به وحشت خونآشامیِ متعارف و پرشتاب علاقهمندند، ممکن است غریب یا بیش از اندازه پرپیچوخم باشد. فیلم بیشتر به تجربهای نامتعارف، پرجزئیات و گاه آزارنده نزدیک است تا روایتی سرراست از شکار و بقا. نوسان میان زیبایی و انزجار، و میان همدلی و داوری، بخشی از هویت آن است؛ فیلم از مخاطب نمیخواهد که بهآسانی با شخصیتها موافق یا مخالف شود.
جمعبندی «Thirst» اثری بلندپروازانه و نابرابر است: فیلمی که در بهترین لحظههایش وحشت، عشق و بحران ایمان را در تصویری واحد از میل و مسئولیت به هم میدوزد، و در لحظههای کمتمرکزترش زیر بار تغییر لحن و پراکندگی مضمونها کند میشود. بازیهای قدرتمند Song Kang-ho و Kim Ok-bin، فضاسازی چشمگیر و نگاه جسورانهٔ Park Chan-wook، آن را از روایتهای معمول خونآشامی متمایز میکنند؛ اما ریتم کشدار و پیوند نهچندان محکم برخی ایدهها میتواند از اثرگذاریاش بکاهد.
حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه پاسخهای آسوده بدهد، تماشاگر را با پرسشهایی دربارهٔ ایمان، میل و حدود مسئولیت تنها میگذارد.
« فیلم بیشتر به تجربهای نامتعارف، پرجزئیات و گاه آزارنده نزدیک است تا روایتی سرراست از شکار و بقا. »
ثبت دیدگاه