نقد و بررسی
نقد شنیدهها و دیدهها (Things Heard & Seen) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانهای که بیش از یک راز دارد «Things Heard & Seen» از همان فرضی آشنا آغاز میکند که در بسیاری از روایتهای خانهٔ تسخیرشده دیدهایم: خانوادهای شهری به خانهای قدیمی در مکانی دورافتاده نقلمکان میکند و بهتدریج درمییابد که گذشتهٔ آن ملک هنوز در دیوارهایش نفس میکشد. اما فیلم بهسرعت نشان میدهد که علاقهاش تنها به ارواح و نشانههای فراطبیعی نیست.
خانهٔ تازه، ازدواجی ناآرام و زندگیای که زیر ظاهر مرتب خود پنهانکاریهای فراوان دارد، همگی در کنار یکدیگر قرار میگیرند؛ گویی گذشتهٔ خانه و وضعیت رابطهٔ زوج جوان در آینهای تیره بازتاب هماند. داستان در دههٔ ۱۹۸۰ میگذرد و با نقلمکان کاترین و جورج از منهتن به منطقهای کوچک در درهٔ هادسن آغاز میشود.
شغل تازهٔ جورج انگیزهٔ این جابهجایی است، اما برای کاترین، ترک شهر به معنای فاصلهگرفتن از محیط آشنا و قرارگرفتن در خانهای است که حضورش بهتدریج سنگینتر میشود. فیلم، بر اساس رمان الیزابت بروندیج، میان رازهای یک خانه و رازهای یک زندگی مشترک رفتوآمد میکند، بیآنکه نتیجهٔ این مسیر را از پیش آشکار کند.
تعلیق میان درام و وحشت یکی از ویژگیهای اصلی فیلم، تردید دربارهٔ هویت ژانری آن است. اثر در ظاهر به قلمرو وحشت فراطبیعی تعلق دارد، اما بخش قابلتوجهی از نیروی خود را از درام زناشویی و معمایی میگیرد. پرسش مهم تنها این نیست که آیا در خانه نیرویی ناشناخته حضور دارد؛ پرسش دیگر این است که کدام بخش از زندگی شخصیتها واقعاً قابل اعتماد است و چه چیزهایی پشت رفتارهای روزمره پنهان ماندهاند.
« اما فیلم بهسرعت نشان میدهد که علاقهاش تنها به ارواح و نشانههای فراطبیعی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب میتوانست به ترکیبی پربار بینجامد. وحشت خانهٔ قدیمی و اضطراب رابطهٔ زناشویی میتوانند یکدیگر را تشدید کنند: هرچه اعتماد کمتر شود، خانه نیز تهدیدآمیزتر به نظر میرسد؛ و هرچه خانه رازآلودتر شود، تفسیر رفتارهای همسر دشوارتر میشود. فیلم در لحظاتی به چنین پیوندی نزدیک میشود، بهخصوص هنگامی که تجربهٔ کاترین با انزوای اجتماعیاش درهم میآمیزد.
بااینحال، این دو مسیر همیشه بهاندازهٔ کافی به هم متصل نمیشوند. گاه روایت از درام انسانی فاصله میگیرد تا نشانهای ماورایی را وارد کند، اما آن نشانه الزاماً بار عاطفی یا تعلیق تازهای نمیسازد. فضای بصری و معماری راز قویترین دستاورد فیلم را باید در تصویرپردازی و طراحی فضای آن جستوجو کرد.
خانهٔ قدیمی نه صرفاً پسزمینهٔ داستان، بلکه حضوری مستقل و اثرگذار دارد: اتاقها، راهروها و پنجرهها حس سکون و فاصله ایجاد میکنند و قابها گاه بیش از گفتوگوها دربارهٔ تنهایی کاترین سخن میگویند. فیلمبرداری با تکیه بر ترکیببندیهای دقیق، چشماندازهای سرد و فضاهای داخلی آرام، جهانی میسازد که در آن زیبایی و ناخوشایندی بهسادگی از هم جدا نمیشوند.
این زیبایی بصری بهخصوص در تضاد میان خانه و محیط پیرامونش معنا مییابد. طبیعت و سکوت منطقه در نگاه نخست آرامشبخشاند، اما همان سکوت میتواند حس بریدگی از جهان را تشدید کند. دوربین اغلب بهجای آنکه با حرکتهای پرهیجان تماشاگر را بترساند، او را در فضایی نسبتاً ثابت نگه میدارد و فرصت میدهد تا جزئیات محیط را ببیند.
« این انتخاب میتوانست به ترکیبی پربار بینجامد. »
شخصیتها و اجرا
این شیوه برای ساختن نوعی اضطراب خاموش مناسب است، هرچند گاهی سکون تصویری به ایستایی روایت نیز سرایت میکند. فضای خانه چنان خوشساخت است که تماشاگر ممکن است بیش از آنکه از آن بترسد، در جاذبهٔ بصریاش مکث کند. بازیها و چهرههای پنهان آماندا سایفرد در نقش کاترین، نقطهٔ اتکای عاطفی فیلم است.
بازی او بهجای تکیه بر واکنشهای پررنگ و اغراقشده، بر تغییرات ظریف در نگاه و رفتار بنا شده است. کاترین زنی است که بهتدریج در محیطی ناآشنا احساس بیپناهی میکند؛ سایفرد این آسیبپذیری را با خویشتنداری منتقل میکند و اجازه نمیدهد شخصیت به صرفاً قربانیِ رویدادها تقلیل یابد. در لحظاتی که روایت از او میخواهد میان نگرانی، تردید و پافشاری حرکت کند، بازیگر به فیلم عمق انسانی میبخشد.
جیمز نورتون نیز در نقش جورج، تصویری متضاد از جذابیت اجتماعی و ناامنی درونی میسازد. اجرای او بهویژه در لحظههایی مؤثر است که ظاهر آراستهٔ شخصیت با رفتاری کنترلگرانه یا غیرقابلپیشبینی تلاقی میکند. رابطهٔ میان این دو بازیگر، هرچند همیشه از نظر فیلمنامه بهخوبی بسط نمییابد، برای باورپذیرکردن فضای بیاعتمادی ضروری است.
بازیگران مکمل نیز به جهان داستان رنگ میدهند، اما تعدد چهرهها و مسیرهای فرعی گاهی از تمرکز فیلم میکاهد و مانع میشود که همهٔ شخصیتها به اندازهٔ کافی در ذهن بمانند. ریتمی که راز را به کشآمدن بدل میکند فیلم برای ساختن ابهام، بهآرامی پیش میرود؛ این تصمیم در آغاز با فضای خانه و احساس غربت کاترین تناسب دارد.
« این شیوه برای ساختن نوعی اضطراب خاموش مناسب است، هرچند گاهی سکون تصویری به ایستایی روایت نیز سرایت میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تماشاگر فرصت پیدا میکند نشانهها را کنار هم بگذارد و به رفتار شخصیتها حساس شود. بااینهمه، کندیِ حسابشده همیشه به تعلیق تبدیل نمیشود. در بخشهایی، روایت بارها به حالوهوایی مشابه بازمیگردد، بیآنکه هر بازگشت اطلاعات یا تنش تازهای بیفزاید. در نتیجه، آنچه باید انتظار را سنگینتر کند، گاه به تکرار و درنگی فرساینده بدل میشود.
این مسئله بهویژه از آن جهت مهم است که فیلم بیش از دو ساعت زمان دارد و چندین رشتهٔ روایی را همزمان دنبال میکند. اگر هر صحنه به اندازهٔ کافی به رشد شخصیت، گسترش راز یا افزایش تنش خدمت نکند، ریتم آرام فیلم بهجای ایجاد تأمل، حس انتظار بیحاصل میآفریند. برخی تماشاگران احتمالاً از فضای تدریجی و معمایی آن لذت خواهند برد؛ اما کسانی که انتظار رخدادهای پیدرپی یا پیشروی پرشتاب دارند، ممکن است بخشهایی از اثر را طولانی و کمتحرک بیابند.
وحشتِ کماثر و مرزهای ابهام «Things Heard & Seen» در ساختن فضایی رازآلود موفقتر از ایجاد ترس مستقیم است. لحظههای مربوط به حضورهای شبحوار بارها به سراغ تمهیداتی آشنا میروند و بهندرت به ضربهای تازه یا فراموشنشدنی میرسند. فیلم بیشتر میخواهد تماشاگر را در حالت نگرانی نگه دارد تا آنکه او را با وحشتی ناگهانی غافلگیر کند؛ اما تکرار بعضی نشانهها، بهجای افزایش اضطراب، از اثرگذاری آنها میکاهد.
در این میان، وجه معمایی و درام رابطه برای برخی مخاطبان جذابتر از جنبهٔ ترسناک خواهد بود. کشمکش میان آنچه دیده میشود و آنچه پنهان میماند، میتواند کنجکاوی برانگیزد، ولی فیلم گاهی در تعیین نسبت دقیق میان عناصر واقعگرایانه و فراطبیعی مردد به نظر میرسد. ابهام وقتی مؤثر است که مخاطب حس کند هر جزئیات، هرچند پاسخ نهایی را روشن نکند، معنایی در ساختار کلی دارد.
« تماشاگر فرصت پیدا میکند نشانهها را کنار هم بگذارد و به رفتار شخصیتها حساس شود. »
قوتها و کاستیها
اینجا بعضی از نشانهها بیش از آنکه دریچهای به لایهای تازه بگشایند، تکرار حالوهوایی هستند که پیشتر شکل گرفته است. جمعبندی «Things Heard & Seen» فیلمی است با اجزای جذاب و دستاوردهایی نامتوازن. قاببندیهای چشمنواز، فضای خانهٔ قدیمی و بازی آماندا سایفرد، آن را به اثری دیدنی تبدیل میکنند؛ همچنین ترکیب رازهای خانوادگی با خانهای مشکوک، زمینهای مناسب برای درامی دربارهٔ تنهایی و بیاعتمادی فراهم میآورد.
بااینحال، ریتم کند، صحنههای فراطبیعی کماثر و تردید در پیوندزدن ژانرهای مختلف، مانع از آن میشوند که همهٔ این ظرفیتها به تجربهای منسجم بدل شوند. فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که بیش از ترسهای ناگهانی، به فضای رازآلود، روابط پیچیده و تصویرپردازی علاقه دارند. کسانی که انتظار وحشتی پرتنش و پیوسته دارند، احتمالاً از فاصلهٔ میان وعدهٔ فضای ترسناک و تأثیر واقعی آن ناراضی خواهند ماند.
اثر در ساختن جهانی زیبا و ناآرام کامیاب است، اما برای تبدیل این جهان به روایتی کاملاً قانعکننده، به انسجام بیشتر و ریتمی دقیقتر نیاز داشت.
« جمعبندی «Things Heard & Seen» فیلمی است با اجزای جذاب و دستاوردهایی نامتوازن. »
ثبت دیدگاه