نقد و بررسی
نقد دزدانی مثل ما (Thieves Like Us) | 1974
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جنوبِ غبارگرفته «Thieves Like Us» ساختهٔ رابرت آلتمن، فیلمی جنایی است که از همان ابتدا فاصلهاش را با هیجانِ پرشتابِ سرقتهای سینمایی حفظ میکند. در جنوب آمریکا و روزگار رکود بزرگ، سه زندانی از حبس میگریزند و دوباره به سرقت از بانکها رو میآورند. در میان پناهگاههای موقت و رفتوآمدهایشان، بووی با کیچی آشنا میشود و رابطهای میان آن دو شکل میگیرد؛ رابطهای که در سایهٔ زندگی پرخطرشان به رؤیای آرامش و شروعی تازه گره میخورد.
فیلم از رمانی به همین نام نوشتهٔ ادوارد اندرسون اقتباس شده و کیث کرادین و شلی دووال نقشهای اصلی را ایفا میکنند. این طرح آشنا میتواند تماشاگر را به یاد روایتهای مشهورترِ عاشقانه و جنایی ببرد، اما آلتمن علاقهای ندارد آن را به مسابقهای از تعقیبوگریز و غافلگیری بدل کند. او بیشتر به زندگی روزمرهٔ آدمهایی چشم میدوزد که جرم برایشان نه ماجرایی باشکوه، بلکه عادت و حرفهای فرساینده است.
از همین رو، سرقتها در مرکز تجربهٔ فیلم قرار نمیگیرند؛ آنچه اهمیت مییابد، لحظههای انتظار، گفتوگوهای معمولی و کوشش خاموش شخصیتها برای تصور آیندهای دیگر است. عاشقانهای کمصدا و باورپذیر هستهٔ عاطفی فیلم در پیوند بووی و کیچی شکل میگیرد. رابطهٔ این دو با اعترافهای پرشور یا نمایشهای رمانتیکِ بزرگ ساخته نمیشود؛ بیشتر از مکثها، خجالتها و حضور آرامشان کنار یکدیگر جان میگیرد.
همین کمگویی به فیلم اعتباری ملموس میبخشد: عشق در اینجا چیزی نیست که زندگی بیرونی را ناگهان متوقف کند، بلکه امکانی شکننده است که میان ترس، بیثباتی و تصمیمهای دشوار پدید میآید. شلی دووال در نقش کیچی حضوری اثرگذار دارد. او شخصیت را نه به نشانهای ساده از معصومیت تبدیل میکند و نه صرفاً وسیلهای برای پیشبردن داستان بووی؛ کیچی با سکوتها و واکنشهای ظریفش، فردیتی مستقل به دست میآورد.
« در جنوب آمریکا و روزگار رکود بزرگ، سه زندانی از حبس میگریزند و دوباره به سرقت از بانکها رو میآورند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نوع بازی دووال، با بیتکلفی و اندکی غریبگی دلنشین، برای جهانی که شخصیتها در آن بهندرت فرصت بیان روشن احساساتشان را دارند، کاملاً مناسب است. کیث کرادین نیز در برابر او از اغراق پرهیز میکند. صمیمیت میان آن دو، بیش از آنکه حاصل دیالوگهای پرآبوتاب باشد، از حضور مشترکشان در قاب و از حس طبیعیِ آشناییشان میآید.
جنوب آمریکا؛ اقلیم، نه پسزمینه یکی از دستاوردهای مهم فیلم، ساختن فضایی است که جنوب آمریکا را صرفاً به چشماندازی زیبا و تاریخی محدود نمیکند. گرما، گردوغبار، جادهها و فضاهای داخلیِ ساده، کیفیتی فرسوده و کند به جهان فیلم میدهند. دوربین بهجای آنکه پیوسته رخدادهای بزرگ را برجسته کند، به محیط فرصت میدهد در ذهن تماشاگر رسوب کند.
از همین راه، مکان به بخشی از تجربهٔ شخصیتها تبدیل میشود: جهانی که در آن روزها کش میآیند و گریز از وضع موجود، آسانتر از ساختن زندگی تازه به نظر میرسد. جزئیات دوره نیز به این حس کمک میکنند. لباسها و اشیای روزمره فقط برای بازسازی ظاهریِ گذشته کنار هم چیده نشدهاند؛ آنها زندگیای را میسازند که در آن رؤیاهای آشنا و واقعیت خشن کنار هم جا گرفتهاند.
حضور مکرر نوشابهٔ کوکاکولا، در کنار دیگر نشانههای روزمره، بخشی از همین بافت ملموس است. فیلم با این جزئیات به گذشته رنگ میدهد، اما آن را به تصویری نوستالژیک و بیدردسر تقلیل نمیدهد. رادیو و موسیقیِ بیرون از قاب رادیو از عناصر محوری حالوهوای فیلم است. صداهای آن بارها از دل صحنهها شنیده میشوند و مانند لایهای پیوسته بر زندگی شخصیتها مینشینند.
« کیث کرادین نیز در برابر او از اغراق پرهیز میکند. »
شخصیتها و اجرا
نکته این است که رادیو صرفاً دستگاهی برای پخش موسیقی نیست؛ برنامهها و آواهایش با موقعیتهای روزمره و گاه با خشونتِ جهان بیرون در کنار هم قرار میگیرند. در نتیجه، نوعی فاصله میان خیالپردازیِ سرگرمیهای رادیویی و واقعیت زمخت شخصیتها شکل میگیرد. فیلم موسیقیِ همراهیکنندهٔ متعارف ندارد و بیشتر به صداهایی تکیه میکند که در خود جهان داستان حضور دارند؛ انتخابی که فضای دوره را طبیعیتر و در عین حال غریبتر میسازد.
این شیوه با نگاه آلتمن به روایت هماهنگ است. صداها همیشه برای توضیح صحنه یا هدایت احساسات تماشاگر به کار نمیروند؛ گاهی صرفاً در پسزمینه ادامه مییابند و اجازه میدهند تصویر معنای خود را آرامآرام پیدا کند. حاصل، تجربهای است که بیش از آنکه به موسیقی متن برای تعیین لحن متکی باشد، به همنشینی صدا، محیط و رفتارهای کوچک شخصیتها وابسته است.
بازیها و شخصیتهای حاشیهٔ رؤیا کیث کرادین بووی را با خویشتنداری بازی میکند؛ مردی که میل به زندگی آرام در او وجود دارد، اما پیوندش با گذشته و مسیر جناییاش بهآسانی گسستنی نیست. فیلم او را به قهرمانی افسانهای بدل نمیکند و برعکس، از تماشاگر میخواهد محدودیتهای او را ببیند. دیگر مجرمان نیز بیش از آنکه اعضای یک گروه ماجراجو باشند، آدمهایی با عادتها، ضعفها و خواستههای کوچکاند.
این نگاه، فضای اخلاقی فیلم را پیچیدهتر میکند: همدلی با شخصیتها لزوماً به معنای ستایش کارهایشان نیست. بازیگران مکمل به جهان فیلم بافت میدهند، بیآنکه هر یک به محور مستقل یک خط داستانی پرحادثه تبدیل شوند. آدمها میآیند و میروند، در خانهها یا پناهگاههای موقت حضور پیدا میکنند و با رفتارهای روزمرهشان حس اجتماعیِ محیط را شکل میدهند.
« در نتیجه، نوعی فاصله میان خیالپردازیِ سرگرمیهای رادیویی و واقعیت زمخت شخصیتها شکل میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
توجه آلتمن به این حاشیهها بخشی از سبک اوست؛ گویی زندگی در قاب به شخصیت اصلی محدود نیست و در اطراف او نیز بیوقفه ادامه دارد. ریتم آرام؛ فضیلت و محدودیت کندیِ ریتم، هم مهمترین ویژگی فیلم است و هم یکی از روشنترین محدودیتهای آن. این کندی به آلتمن امکان میدهد لحظههای کوچک را جدی بگیرد و حس گرما، انتظار و بیقراریِ پنهان را بسازد.
تماشاگر برای مدتی در کنار شخصیتها میماند، نه فقط برای آنکه بداند در گام بعدی چه اتفاقی میافتد، بلکه برای آنکه حالوهوای بودن در جهان آنها را تجربه کند. بخشهایی از فیلم در همین مکثها لطافت و تأثیر عاطفی خود را مییابند. اما همین رویکرد ممکن است برای بعضی مخاطبان بیش از اندازه کشدار باشد.
داستان گاهی از نظر رخدادهای بیرونی کمفرازونشیب به نظر میرسد و صحنهها همیشه بهسرعت نیروی دراماتیک تازهای تولید نمیکنند. اگر انتظار فیلمی پرهیجان دربارهٔ سرقتهای بانکی وجود داشته باشد، فاصله میان آن انتظار و انتخاب آلتمن محسوس خواهد بود. ساختار فیلم عمداً از الگوی پرشتابِ فیلم جنایی فاصله میگیرد، اما در بعضی مقاطع این فاصله به کاهش کشش روایی میانجامد.
در سایهٔ فیلمهای جنایی پرآوازه مقایسهٔ «Thieves Like Us» با «بانی و کلاید» قابل فهم است: هر دو به جهان تبهکاران در آمریکای دههٔ سی سر میزنند و عشق و خشونت را کنار هم میگذارند. بااینحال، فیلم آلتمن در پی تکرار انرژی، اسطورهسازی یا شدت نمایشی آن اثر نیست. شخصیتهایش کمتر به شمایلهای رمانتیکِ شورش بدل میشوند و بیشتر درگیر روزمرگیِ محدود و غبارآلود خود باقی میمانند.
« ریتم آرام؛ فضیلت و محدودیت کندیِ ریتم، هم مهمترین ویژگی فیلم است و هم یکی از روشنترین محدودیتهای آن. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب از یک سو تفاوتی ارزشمند میسازد و از سوی دیگر ممکن است سبب شود فیلم در مقایسه با آثار پرقدرتتر و پرشتابترِ این سنت، کمجانتر جلوه کند. همین نکته دربارهٔ جایگاه فیلم در کارنامهٔ آلتمن نیز صدق میکند. اثر بهخوبی نشان میدهد که او چگونه با صدا، فضا و مشاهدهٔ رفتارهای جزئی جهان خود را میسازد؛ اما برای همهٔ تماشاگران به اندازهٔ بهترین آثارش از نظر روایت یا دامنهٔ ایدهها نیرومند نخواهد بود.
فیلم بیشتر تجربهای دقیق و کمادعاست تا اثری که بخواهد با هر صحنه بر تماشاگر چیره شود. جمعبندی «Thieves Like Us» فیلمی است دربارهٔ آدمهایی که میان عادتهای جنایتکارانه و آرزوی زندگی معمولی گرفتار ماندهاند. قدرت آن نه در پیچشهای پیاپی، بلکه در رابطهٔ آرام بووی و کیچی، بازی دلنشین شلی دووال، فضای گرم و غبارآلود جنوب و صدای رادیویی است که مدام میان زندگی روزمره و خیال فاصله میاندازد.
آلتمن با کنار گذاشتن هیجانِ متعارف، به لحظههایی مجال میدهد که در فیلمهای پرحادثه شاید به حاشیه رانده شوند. این انتخاب بیهزینه نیست: ریتمی کند و داستانی نسبتاً ساده ممکن است مخاطبی را که به دنبال اوجوفرود فراوان است، دور نگه دارد. بااینحال، برای تماشاگرانی که به سینمای شخصیتمحور و فضاسازیِ دقیق علاقه دارند، فیلم تأملی عاطفی دربارهٔ رؤیای شروع دوباره فراهم میکند؛ رؤیایی که در این جهان، حتی پیش از آنکه به واقعیت بدل شود، زیر فشار گذشته قرار دارد.
« همین نکته دربارهٔ جایگاه فیلم در کارنامهٔ آلتمن نیز صدق میکند. »



ثبت دیدگاه