نقد و بررسی
نقد آنها (They) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از زیستن در آستانهٔ تصمیم در «They»، آخرهفتهای نسبتاً معمولی به موقعیتی برای روبهروشدن با پرسشهایی بدل میشود که پاسخ سادهای ندارند. جی، نوجوانی چهاردهساله، در حومهٔ شیکاگو زندگی میکند و با مصرف مسدودکنندههای هورمونی میکوشد بلوغ را به تعویق بیندازد. ضمیر «آنها» را برای خود برگزیده و اکنون باید دربارهٔ هویت جنسیتی و ادامهٔ درمان تصمیم بگیرد.
آمدن خواهر بزرگتر و دوستپسر ایرانی او به خانه، در غیاب والدین، این پرسشها را از قلمرو اندیشه به فضای روزمرهٔ خانواده میآورد؛ جایی که مراقبت، همراهی و اختلافنظر درهم میآمیزند. فیلم، بهجای ساختن یک بحران پرهیاهو، بر تعلیقِ خودِ تصمیم تکیه میکند: جی هنوز نمیداند آینده را چگونه میخواهد، و اطرافیانش نیز لزوماً راهی برای روشنکردن آن پیش رو ندارند.
این انتخاب، از یک سو با حساسیت موضوع سازگار است؛ از سوی دیگر، مسئولیت سنگینی بر دوش ریتم و جزئیات میگذارد. وقتی رخدادهای بیرونی محدودند، هر مکث و گفتوگو باید درک ما از شخصیتها را عمیقتر کند. فیلم گاه در این کار موفق است و گاه، بهجای انباشت معنا، صرفاً زمان را میگذراند. ضمیر بهمثابه حضور یکی از مؤثرترین تصمیمهای فیلم آن است که ضمیر انتخابی جی را بخشی طبیعی از رابطههای روزمره نشان میدهد.
«آنها» نه ترفندی برای جلب توجه است و نه مسئلهای که هر صحنه ناگزیر به توضیح آن بازگردد؛ ضمیری است که دیگران در خطابکردن جی به کار میبرند و بدینسان انتخاب او در زبان و مناسبات عادی جای میگیرد. این رویکرد، به خودی خود، کنشی روایی است: فیلم به تماشاگر فرصت میدهد تا جی را نه از خلال داوریهای دیگران، بلکه در مقام شخصیتی مستقل ببیند.
« ضمیر «آنها» را برای خود برگزیده و اکنون باید دربارهٔ هویت جنسیتی و ادامهٔ درمان تصمیم بگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اهمیت این بازنمایی در پرهیز از رنجنماییِ خودکار است. اثر هویت جی را بهانهای برای آزار، تحقیر یا کشمکش نمایشیِ دائمی نمیکند. احترام به شخصیت از راه رفتارهای ساده و پیوسته شکل میگیرد؛ از جمله در شیوهٔ خطابکردن او. بااینحال، پذیرش محترمانه بهتنهایی برای ساختن شخصیتی کامل کافی نیست.
جی باید فراتر از موضوع هویتش نیز دیده شود: در میلها، تردیدها، خلقوخو و خواستههای روزمرهاش. فیلم گاه این فاصله را میپیماید، اما در بخشهایی چنین مینماید که پرسش مهم دربارهٔ تصمیم او از شناخت خودِ او پیشی گرفته است. مکث، ریتم و انتظار آهستگی فیلم با مضمونش نسبتی قابلفهم دارد.
تصمیمی دربارهٔ بدن و آینده را نمیتوان بهآسانی در قالب یک پاسخ فوری جا داد؛ تردید و سکوت میتوانند بخشی از تجربهٔ شخصیت باشند. اما میان ریتم تأملی و کشآمدن روایت تفاوتی اساسی وجود دارد. مکث هنگامی معنا مییابد که چیزی درون آن جابهجا شود؛ اگر صحنهای بیآنکه رابطه یا شناخت تازهای بسازد ادامه پیدا کند، سکون به رخوت بدل میشود.
«They» در بعضی لحظهها نمیتواند این مرز را بهخوبی نگه دارد. انتظار برای رخداد بعدی، بهجای آنکه تعلیقی پربار بسازد، ممکن است این احساس را ایجاد کند که فیلم هنوز راه خود را نیافته است. از همینجا برداشت برخی تماشاگران از کندی اثر قابلدرک میشود: مسئله صرفاً کمبود حادثه نیست، بلکه کمرنگبودن دگرگونی در بخشهایی از مسیر است.
« اهمیت این بازنمایی در پرهیز از رنجنماییِ خودکار است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میخواهد به جای پاسخهای شتابزده، فضایی برای تأمل فراهم کند؛ ولی تأمل نیز به انتخاب دقیق و پیشروی درونی نیاز دارد. گلخانه و تصویرِ مراقبت گلخانه از چشمنوازترین فضاهای فیلم است و حضوری فراتر از پسزمینه دارد. گیاهان، نور و نظم محیط حسی از آرامش و مراقبت پدید میآورند؛ حسی که با موقعیت جی، در آستانهٔ تصمیمی بزرگ، همنشینی معناداری پیدا میکند.
این فضا میتواند استعارهای لطیف از رشد باشد، اما استعارهاش قطعی و تحمیلی نیست: رشد، در اینجا، روندی تدریجی و نیازمند شرایط مناسب به نظر میرسد، نه مسیری یکسان برای همه. بااینهمه، زیبایی بصری گلخانه همیشه به انسجام دراماتیک نمیانجامد. گاهی محیط از شخصیتها زندهتر و بهیادماندنیتر جلوه میکند؛ گویی تصویر، کیفیتی را فراهم میآورد که روایت در ساختن آن به دشواری میافتد.
این شکاف میان فضای دیدنی و داستان کمجان، هم امتیاز فیلم است و هم نشانهٔ محدودیتش: اثر در آفرینش حالوهوا موفقتر از پیونددادن همهٔ عناصر داستانی به یک مسیر واحد است. دو مسیر روایی، یک آخرهفته حضور دوستپسر ایرانی خواهر جی راهی برای گسترش جهان فیلم فراهم میکند. ماجرای خانوادهٔ او میتواند آینهای موازی برای مسئلهٔ هویت، تعلق و آینده باشد؛ تقابلی میان شیوههای گوناگون تجربهکردن خانواده و تصمیمهای شخصی.
اما موازیبودن زمانی ثمربخش است که دو خط داستانی یکدیگر را روشن کنند، نه آنکه برای مدتی از هم جدا شوند و تماشاگر را در تشخیص محور اصلی مردد بگذارند. در این فیلم، ارتباط میان تجربهٔ جی و داستان خانوادهٔ دیگر همواره به اندازهای پررنگ نیست که پراکندگی را به ساختاری چندلایه تبدیل کند.
« گلخانه و تصویرِ مراقبت گلخانه از چشمنوازترین فضاهای فیلم است و حضوری فراتر از پسزمینه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بخشی از صحنهها به جهان اطراف جی اختصاص مییابد، اما پیوند عاطفی و مضمونی میان این بخشها گاه مبهم میماند. نتیجه آن است که فیلم در بعضی لحظهها بیشتر شبیه دو روایت همزمان به نظر میرسد تا داستانی که اجزایش بهتدریج بر یکدیگر اثر میگذارند. اگر این رشتهها محکمتر به هم گره میخوردند، مسیر فرعی میتوانست بهجای دورکردن توجه، معنای انتخابهای جی را گستردهتر کند.
بازیها و کیفیت ارتباط برای اثری که بخش مهمی از نیروی خود را از گفتوگوها و سکوتها میگیرد، بازیها باید ظرافتی ویژه داشته باشند. بازیگر در چنین فضایی با واکنشهای کوچک، تغییر نگاه و مکثهای کوتاه میتواند لایههایی از رابطه را آشکار کند. اما اگر اجراها به اندازهٔ کافی زنده و دقیق نباشند، صحنههای کمحادثه بیش از پیش بیحرکت میشوند.
در «They»، برخی بازیها ممکن است برای تماشاگرانی که به دنبال ارتباطی بیواسطه و قانعکنندهاند، چندان اثرگذار نباشند. این مسئله را باید در کنار نثر و ریتم فیلم دید، نه جدا از آن. بازی کمجان، صحنه را خاموشتر میکند؛ صحنهٔ خاموش نیز فرصت کمتری برای درگیرکردن تماشاگر فراهم میآورد.
از سوی دیگر، آرامش اجراها گاهی با پرهیز فیلم از اغراق هماهنگ است و به فضای مشاهدهگرانهاش کمک میکند. تفاوت میان این دو برداشت، به انتظار تماشاگر از درام بازمیگردد: فیلم نه میخواهد هر احساس را برجسته کند و نه همیشه موفق میشود از خویشتنداری، نیرویی عاطفی بسازد. جمعبندی «They» فیلمی است با ایدهای مهم و رویکردی محترمانه به نوجوانی که هویت و آیندهاش را با پرسشهایی دشوار میسنجد.
« بخشی از صحنهها به جهان اطراف جی اختصاص مییابد، اما پیوند عاطفی و مضمونی میان این بخشها گاه مبهم میماند. »
قوتها و کاستیها
استفاده از ضمیر «آنها» در زندگی روزمرهٔ جی، از روشنترین دستاوردهای اثر است؛ همانطور که گلخانه فضایی دلنشین میآفریند و بر حس مراقبت و رشد تدریجی میافزاید. فیلم در برابر وسوسهٔ تبدیل هویت جی به صحنهای از آزار و جدال دائمی مقاومت میکند و در این انتخاب شایستهٔ توجه است. اما این امتیازها تمام کاستیهای روایت را جبران نمیکنند.
کندیِ گاه فرساینده، پیوند ناکافی میان داستان جی و ماجرای خانوادهٔ دیگر، و بخشهایی که دگرگونی محسوسی در آنها رخ نمیدهد، میتوانند تماشاگر را از فیلم دور کنند. اثر بیش از آنکه داستانی منسجم و پرکشش بسازد، به فضایی برای مکث و پرسشگری تکیه دارد؛ فضایی که لحظههایی ظریف و قابلتأمل در خود دارد، اما همیشه به اندازهٔ ظرفیت ایدهٔ مرکزیاش پیش نمیرود.
«They» از همین رو تجربهای نابرابر است: اثری ارزشمند در نیت و حساسیت، اما ناتمام در پیوندزدن روایت، شخصیت و ریتم.
« اما این امتیازها تمام کاستیهای روایت را جبران نمیکنند. »



ثبت دیدگاه