نقد و بررسی
نقد They Were Expendable | 1945
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی دربارهٔ جنگ، نه پیروزی «They Were Expendable» ساختهٔ جان فورد، با همراهی رابرت مونتگمری در کارگردانی، از همان عنوانش چشماندازی تلخ پیش میکشد: آدمهایی که در منطق کلان جنگ، ممکن است به نیرویی مصرفشدنی بدل شوند. فیلم در سال ۱۹۴۵ ساخته شد و روایتش را در روزهای آغازین جنگ اقیانوس آرام، در فیلیپین، متمرکز میکند؛ جایی که گروهی از افسران و ملوانان میکوشند ارزش قایقهای اژدرافکن کوچک خود را به فرماندهانی ثابت کنند که هنوز به کارایی آنها باور ندارند.
اما این قصهٔ اثبات توانایی یک ابزار جنگی نیست؛ دستکم نه فقط آن. پرسش محوری فیلم این است که در برابر فروپاشی جبهه و محدودیتهای بیرحمانهٔ میدان، وظیفه و وفاداری چه معنایی پیدا میکنند. ریتمی که از فرسایش میگوید فیلم با شتاب به سوی نبرد نمیرود. بخش مهمی از روایت صرف انتظار، جابهجایی، انتقال پیام و پیروی از دستورهایی میشود که با خواستهها و تواناییهای شخصیتها همخوان نیستند.
برای تماشاگرانی که از فیلم جنگی انتظار رشتهای از درگیریهای پیدرپی دارند، این کندی ممکن است کشدار و حتی کمرمق جلوه کند. خط عاشقانه و برخی صحنههای خشکی نیز گاه از فشار دراماتیک داستان میکاهند و حرکت روایت را متوقف میکنند. بااینحال، کندی فیلم را نمیتوان صرفاً نقصی فنی دانست.
« اما این قصهٔ اثبات توانایی یک ابزار جنگی نیست؛ دستکم نه فقط آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فورد زمان را به بخشی از تجربهٔ جنگ بدل میکند: انتظار برای دستور، انتظار برای خبر، و فاصلهٔ سنگین میان امید به کارآمدی و واقعیتِ محدودیت. فیلم از نمایش پیروزیهای پیاپی پرهیز میکند و در عوض نشان میدهد که بسیاری از روزهای جنگ نه با لحظههای قهرمانانه، بلکه با اضطراب، بلاتکلیفی و کارهای یکنواخت میگذرند.
این انتخاب به اثر انسجامی سوگوارانه میبخشد، هرچند همیشه از نظر ریتم برای مخاطب امروز آسان نیست. نبردهای دریایی و واقعیت مادی جنگ بهترین لحظههای فیلم در دریا شکل میگیرند؛ جایی که قایقهای کوچک در برابر فضای گسترده و تهدیدآمیز آب قرار میگیرند. تصویر قایقها در حرکت، اندازهٔ محدودشان را در برابر نیروی دشمن برجسته میکند و از این تضاد، تعلیق میسازد.
نبردها تنها نمایش انفجار و شلیک نیستند: تماشاگر با محدودیت دید، سرعت تصمیمگیری و脆ندگی وسیله و خدمه روبهرو میشود. همین تأکید بر جزئیات ملموس است که صحنهها را باورپذیر میکند و مانع میشود جنگ به منظرهای صرفاً تماشایی فروکاسته شود. فیلم در این صحنهها به قایقها شأنی دوگانه میدهد.
« این انتخاب به اثر انسجامی سوگوارانه میبخشد، هرچند همیشه از نظر ریتم برای مخاطب امروز آسان نیست. »
شخصیتها و اجرا
آنها از یک سو ابزارهایی هستند که باید کارایی خود را در برابر فرماندهان ثابت کنند؛ از سوی دیگر، محل زندگی موقت و خطرناک خدمهاند. ارزش نظامی قایق از بدنهایی جدا نیست که آن را به حرکت درمیآورند. این پیوند میان ماشین و انسان، به صحنههای اکشن وزن عاطفی میدهد: هر مأموریت نه فقط آزمونی برای فناوری، بلکه خطری برای گروهی است که آن را به کار میگیرد.
چهرههای محوری و بازیهای نامتقارن رابرت مونتگمری در نقش ستوان جان بریکلی، مرکز ثقل آرام فیلم است. بازی او متکی بر مهار و کمگویی است؛ بریکلی کمتر به خشم آشکار یا قهرماننمایی پناه میبرد و بیشتر از راه مکثها، نگاهها و لحن سنجیدهاش حضور پیدا میکند. این خویشتنداری با شخصیت فرماندهی سازگار است که باید ناامیدی خود را کنار بگذارد و نیروهایش را در چارچوب وظیفه نگه دارد.
بازی مونتگمری به فیلم نوعی وقار میدهد و از این رو، حتی در بخشهای آرامتر نیز توجه را به سوی شخصیت اصلی بازمیگرداند. جان وین در نقش راستـی رایان شخصیتی پرتنشتر ارائه میکند؛ مردی که میخواهد توانایی قایقها را در میدان ثابت کند و از مأموریتهایی که آنها را از نبرد مستقیم دور نگه میدارند، سرخورده است.
« ارزش نظامی قایق از بدنهایی جدا نیست که آن را به حرکت درمیآورند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تفاوت میان بیقراری رایان و خونسردی بریکلی، یکی از منابع اصلی کشمکش درونی فیلم است. در کنار این دو، دونا رید در نقش سندی دیویس حضوری انسانی و عاطفی به جهان نظامی اثر میآورد. بااینهمه، شخصیتپردازی او گاه در محدودهٔ خط عاشقانه باقی میماند و بازی برخی چهرههای مکمل نیز به اندازهٔ مونتگمری و وین نافذ نیست؛ ضعفی که در لحظههای جمعی، گاهی از قدرت عاطفی فیلم میکاهد.
کارگردانی و تصویر سیاهوسفید دوربین فورد جنگ را به شکل مجموعهای از تابلوهای قهرمانانه نمیبیند. قابهای باز، فضای بیرونی و حضور مداوم دریا به شخصیتها اجازه میدهد در محیطی بزرگتر و بیاعتناتر از خودشان دیده شوند. این مقیاسبندی تصویری، بیپناهی آدمها را برجسته میکند: قایق، هرچند پرسرعت و نیرومند، در پهنهٔ آب کوچک میماند؛ همانطور که گروهی از ملوانان در برابر وسعت عملیات نظامی و تصمیمهای فرماندهی توان محدودی دارند.
سیاهوسفیدی تصویر نیز صرفاً نشانهای از دورهٔ تولید نیست؛ با حالوهوای سرد و کمتزیین فیلم سازگاری دارد. نور و سایه، چهرههای خسته و سطح آب را از جلوهگری اضافی دور نگه میدارند. فیلم در اینجا بهجای آنکه جنگ را زیبا کند، زیبایی بصری را در خدمت حس فاصله، خطر و اندوه میگذارد. نتیجه اثری است که لحظههای تماشایی دارد، اما بهندرت اجازه میدهد تماشاگر فراموش کند این تماشاییبودن با بهایی انسانی همراه است.
« تفاوت میان بیقراری رایان و خونسردی بریکلی، یکی از منابع اصلی کشمکش درونی فیلم است. »
قوتها و کاستیها
وظیفه، فرمان و فقدان در قلب فیلم، تنشی اخلاقی میان خواست فردی و اطاعت از دستور قرار دارد. رایان میخواهد در میدان بجنگد و توان قایقها را به رخ بکشد؛ بریکلی میکوشد او و دیگران را به این باور برساند که وظیفه گاهی به معنای پذیرفتن مأموریتی کمهیجانتر است. فیلم هیچیک از این دو موضع را به پاسخ سادهای تقلیل نمیدهد.
شور رایان از میل به اثبات خود میآید، اما بیصبری او نیز در برابر واقعیت جنگ محدودیتهایی دارد. خویشتنداری بریکلی نشانهٔ بلوغ فرماندهی است، ولی بهای عاطفیِ اطاعت را از میان نمیبرد. از این رو، «They Were Expendable» با تصویر متعارف قهرمان شکستناپذیر فاصله میگیرد. شخصیتها ممکن است شجاع باشند، اما شجاعتشان تضمینی برای پیروزی یا حتی دیدهشدن نیست.
فیلم تلخیاش را نه از یک سخنرانی بزرگ، بلکه از فاصلهٔ میان ارزش آدمها و جایگاهی که دستگاه جنگی برایشان در نظر میگیرد، میسازد. عنوان فیلم در این معنا به یک وضعیت انسانی اشاره دارد: کسانی که در لحظهٔ بحران به کار گرفته میشوند، اما ممکن است در محاسبات وسیعتر، بهآسانی از یاد بروند.
« وظیفه، فرمان و فقدان در قلب فیلم، تنشی اخلاقی میان خواست فردی و اطاعت از دستور قرار دارد. »
جمعبندی
جمعبندی «They Were Expendable» فیلمی جنگی است که بیش از آنکه بر پیروزی و قهرمانی تکیه کند، بر فرسودگی، وظیفه و بهای انسانی نبرد تمرکز دارد. صحنههای دریاییاش همچنان پرتنش و مؤثرند، بازی آرام رابرت مونتگمری ماندگار است و نگاه جان فورد به جنگ از شعارزدگی فاصله میگیرد. در مقابل، ریتم کند، بخشهای کمجانترِ خشکی و خط عاشقانهای که گاه وزن متناسبی نمییابد، ممکن است صبر مخاطب را بیازمایند.
بااینحال، همین ناهمواریها مانع از آن نمیشوند که فیلم تصویری تلخ و انسانی از آدمهایی بسازد که در دل جنگ، میان امید به اثرگذاری و فرمانبرداری از واقعیتی بزرگتر گرفتارند.



ثبت دیدگاه