نقد و بررسی
نقد آنها باقی میمانند (They Remain) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جنگل بهمثابه تهدید «They Remain» فیلمی است که جنگل را نه پسزمینهای برای ماجراجویی، بلکه حضوری مستقل و ناآرام میسازد؛ مکانی که انگار پیش از ورود شخصیتها نیز چیزی در آن بیدار بوده است. دو دانشمند، جسیکا و کیث، برای بررسی دگرگونیهای محیطی و رفتارهای نامعمول جانوران به منطقهای دورافتاده میروند؛ جایی که پیشتر محل استقرار فرقهای خشونتبار بوده است.
این پیشفرض، از همان ابتدا میان تحقیق علمی و وحشت فراطبیعی پل میزند: آیا آنچه میبینیم نشانهای زیستی و قابل اندازهگیری است، یا اثر نیرویی ناشناخته که عقل و ادراک را از هم میگسلد؟ فیلم پاسخ را بهآسانی در اختیار تماشاگر نمیگذارد و بخش مهمی از تجربهاش را بر همین تعلیق بنا میکند.
وحشتی که آهسته نزدیک میشود فیلم بهجای تکیه بر ضرباهنگ تند، غافلگیریهای پیاپی یا تصویرهای صریح، از سکوت و انتظار نیرو میگیرد. صدای محیط، فاصلههای خالی میان رخدادها و حس مداومِ مراقبتشدن، فضای ناامنی میسازند. گویی هر صدای دوردست، هر حرکت مبهم میان درختان و هر تغییر کوچک در منظره میتواند معنایی شوم داشته باشد.
« فیلم پاسخ را بهآسانی در اختیار تماشاگر نمیگذارد و بخش مهمی از تجربهاش را بر همین تعلیق بنا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این روش برای مخاطبی که از وحشت تدریجی و ابهام لذت میبرد، ظرفیت چشمگیری دارد؛ زیرا ترس را از بیرون به ذهن منتقل میکند و تماشاگر را وامیدارد خودش جاهای خالی را پر کند. اما این انتخاب، هزینهای نیز دارد. فیلم گاه چنان در مکث و تکرار میماند که انتظار بهجای افزایش تنش، فرسوده میشود.
بسیاری از لحظهها وعده میدهند که اکنون اتفاقی تعیینکننده رخ خواهد داد، ولی روایت بارها به سکوت و مشاهده بازمیگردد. در نتیجه، آنچه برای گروهی از تماشاگران مراقبهای وهمآلود است، برای گروهی دیگر به کندی و کشآمدن بیثمر بدل میشود. دو پژوهشگر، یک رابطهٔ ناپایدار جسیکا و کیث در ظاهر برای انجام مأموریتی علمی کنار هم قرار گرفتهاند، اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که رابطهٔ میان آنها نیز به اندازهٔ محیط پیرامونشان شکننده است.
گذشتهٔ مشترک و تنشهای حلنشده، در گفتوگوها و رفتارهای محتاطانهشان سایه میاندازد. این رابطه میتوانست محور انسانی نیرومندی برای داستان باشد: دو نفر که باید در مکانی نامطمئن به یکدیگر اعتماد کنند، در حالی که پیوندشان از پیش آسیب دیده است. با این حال، شخصیتپردازی همیشه به اندازهٔ فضای فیلم دقیق و قانعکننده نیست.
« فیلم گاه چنان در مکث و تکرار میماند که انتظار بهجای افزایش تنش، فرسوده میشود. »
شخصیتها و اجرا
گاه واکنشهای آنها به خطرها یا نشانههای نگرانکننده، بیش از آنکه از روانشناسی روشن شخصیتها برخیزد، تابع نیاز فیلم به حفظ ابهام به نظر میرسد. همین امر فاصلهای میان مخاطب و آن دو ایجاد میکند. فیلم از ما میخواهد نگرانشان باشیم، اما کمتر فرصت میدهد لایههای عاطفی و فکریشان را با وضوح کافی بشناسیم.
بازی Rebecca Henderson و William Jackson Harper با این حال در لحظههای آرام، حس انزوا و بیقراری را منتقل میکند و از شدت تصنعیشدن موقعیتها میکاهد. طبیعت، دانش و امر ناشناخته یکی از جذابترین ایدههای فیلم، برخورد میان زبان علمی و جهانی است که شاید در چارچوب شناخت علمی نگنجد. شخصیتها نمونهبرداری و مشاهده میکنند و میکوشند تغییرات محیط را در قالب داده و علتومعلول توضیح دهند؛ اما هرچه بیشتر به نشانهها نزدیک میشوند، اطمینانشان به ابزارهای شناخت کمتر میشود.
این کشمکش به فیلم کیفیتی تأملبرانگیز میدهد: شاید مسئله تنها این نباشد که طبیعت چه چیزی را پنهان کرده، بلکه این باشد که ذهن انسان تا کجا توان فهم آن را دارد. با این همه، فیلم گاهی بیش از آنکه این تقابل را بپروراند، بر اشارههای رازآلود تکیه میکند. نشانهها فراواناند، اما پیوندشان همیشه چنان روشن یا پرمایه نیست که کنجکاوی را به بینشی رضایتبخش تبدیل کند.
« همین امر فاصلهای میان مخاطب و آن دو ایجاد میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رمزآلودبودن زمانی مؤثر است که مخاطب احساس کند زیر سطح روایت، نظمی هرچند پنهان وجود دارد؛ در اینجا، برخی تماشاگران ممکن است بهجای کشف نظمی پنهان، صرفاً با رشتهای از ابهامهای حلنشده روبهرو شوند. تصویر و صدا؛ ساختن اضطراب از سکون تصویربرداری Sean Kirby از مهمترین امتیازهای اثر است.
قابهای جنگلی، فاصلهٔ شخصیتها از یکدیگر و امتداد فضای سبز، حس محصورشدن را بیآنکه جنگل را به دیواری آشکار تبدیل کند، القا میکنند. محیط هم زیباست و هم تهدیدکننده؛ همین دوگانگی سبب میشود طبیعت در فیلم همچون نیرویی بیطرف و در عین حال بیاعتنا به سرنوشت انسان جلوه کند. دوربین در بسیاری از لحظهها بهجای توضیحدادن، مشاهده میکند و اجازه میدهد ترکیببندی و سکون تصویر خودشان اضطراب بسازند.
طراحی صدا نیز در خدمت همین رویکرد است. صداهای دور، سکوتهای طولانی و جزئیات صوتی محیط، حس حضور چیزی بیرون از قاب را تقویت میکنند. بااینحال، زیبایی بصری بهتنهایی نمیتواند کمبود حرکت در روایت را جبران کند. فیلم گاهی چنان شیفتهٔ فضای خود میشود که تصویرها از خدمت به درام فاصله میگیرند و به تکرار حالوهوایی واحد بدل میشوند.
« تصویر و صدا؛ ساختن اضطراب از سکون تصویربرداری Sean Kirby از مهمترین امتیازهای اثر است. »
قوتها و کاستیها
در چنین لحظههایی، چشم تماشاگر مجذوب قاب میماند، اما ذهنش در انتظار پیشرفت داستان خسته میشود. ریتم و ساختار روایت ساختار «They Remain» بر انباشت تدریجی نشانهها استوار است، نه بر زنجیرهای از رخدادهای پرشتاب. از نظر نظری، این رویکرد با موضوع فیلم تناسب دارد: آدمهایی که در انزوا، زیر فشار محیط و خاطرهٔ خشونت گذشته، آرامآرام توان داوری مطمئن را از دست میدهند.
اما اجرای این ایده همیشه متوازن نیست. بخش قابل توجهی از زمان صرف آمادهسازی و تکرار وضعیتی مشابه میشود، بیآنکه هر صحنه بهروشنی چیزی تازه به کشمکش بیفزاید. از این رو، فیلم بیش از آنکه تعلیق را پیوسته بالا ببرد، آن را در سطحی ثابت نگه میدارد. تماشاگر ممکن است احساس کند که روایت مدام به آستانهٔ کشفی مهم نزدیک میشود، اما از عبور قطعی از آن آستانه سر باز میزند.
چنین تعلیقی برای برخی مخاطبان جذاب است، چون مشارکت ذهنی میطلبد؛ برای برخی دیگر، تکرار وعدهٔ بیپاسخ آن را به تجربهای خستهکننده تبدیل میکند. پایان و معنای ابهام بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت پایان فیلم همان رویکرد محتاطانه و رازآمیز آن را ادامه میدهد. قرار نیست همهٔ نشانهها به توضیحی روشن و یکپارچه برسند؛ فیلم بخشی از بار معنا را به تماشاگر میسپارد و از او میخواهد میان شواهد، برداشتهای خودش را بسازد.
« در چنین لحظههایی، چشم تماشاگر مجذوب قاب میماند، اما ذهنش در انتظار پیشرفت داستان خسته میشود. »
جمعبندی
این انتخاب با وحشتی که بر ناشناختنیبودن جهان تکیه دارد، سازگار است و میتواند پس از پایان نیز ذهن را درگیر نگه دارد. ولی ابهام بهخودیخود عمق نمیآفریند. اگر مخاطب احساس کند پرسشها عمداً بیپاسخ ماندهاند تا امکان تفسیر باز بماند، پایان اثر میتواند طنینانداز باشد؛ اگر احساس کند روایت پیشتر زمینهٔ کافی برای چنین گشودگیای نساخته، همان پایان ممکن است نیمهتمام یا کمثمر جلوه کند.
«They Remain» در این مرز حرکت میکند و هرگز کاملاً از خطرِ نارضایتی نمیگریزد. جمعبندی «They Remain» اثری متکی بر فضا، سکوت و حس تهدید تدریجی است؛ فیلمی که جنگل را به حضوری مرموز بدل میکند و مرز میان مشاهدهٔ علمی، هراس روانی و امر فراطبیعی را مبهم نگه میدارد. قاببندیهای چشمگیر، حالوهوای سنگین و ایدهٔ مرکزی جذاب، آن را برای علاقهمندان به وحشت آرام و چندپهلو دیدنی میکنند.
در مقابل، ریتم کند، کمبود رخدادهای محسوس، شخصیتپردازی نهچندان پرورده و پایانِ گشوده ممکن است برای مخاطبی که انتظار پیشرفت داستانی روشنتری دارد، ناامیدکننده باشد. ارزش فیلم بیش از آنکه در پاسخهایی باشد که عرضه میکند، در کیفیتِ اضطراب و تردیدی است که میسازد. این تجربه برای کسانی که دوست دارند در برابر ناشناخته مکث کنند و از ابهام معنا استخراج کنند، جذابتر خواهد بود؛ اما اگر تماشاگر از وحشت، حرکت پیوسته و گرهگشایی صریح بخواهد، احتمالاً فاصلهٔ میان ظرفیت ایده و دستاورد نهایی را محسوس خواهد یافت.
« They Remain» در این مرز حرکت میکند و هرگز کاملاً از خطرِ نارضایتی نمیگریزد. »



ثبت دیدگاه