نقد و بررسی
نقد با هم آمدند (They Came Together) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
هجوِ عاشقانهای که خودش را جدی نمیگیرد «They Came Together» از همان آغاز اعلام میکند که قرار نیست عاشقانهای متعارف باشد؛ فیلم نهفقط از الگوهای آشنای کمدی رمانتیک استفاده میکند، بلکه با اغراق و بیپروایی آنها را به نمایش میگذارد تا سازوکارشان را به سخره بگیرد. مولی، صاحب شیرینیفروشی مستقل، و جوئل، کارمند شرکتی بزرگ که کسبوکار او را تهدید میکند، از دل تقابلی ساده وارد رابطهای میشوند که ظاهراً همه نشانههای قصههای آشنای عاشقانه را دارد: برخورد نخستِ ناموفق، سوءتفاهم، آشنایی دوباره و کشمکشهایی که گویی از پیش در قالبی مشخص چیده شدهاند.
اما فیلم در پی آن نیست که این مسیر را با ظرافتی واقعگرایانه بازسازی کند. برعکس، آن را بهانهای میسازد برای شوخی با خودِ قراردادهای ژانر: اتفاقهای بعید، شخصیتهای تیپیک، گفتوگوهای بیش از حد نمایشی و لحظههایی که آگاهانه از منطق روزمره فاصله میگیرند. اثر بیش از آنکه داستان عشقی مولی و جوئل باشد، بازیگوشیای درباره این است که چرا چنین داستانهایی را میشناسیم و چگونه با دیدن چند نشانه، ادامهشان را حدس میزنیم.
روایت بهمثابه مجموعهای از کلیشههای آشکار کارگردانی دیوید وین و نویسندگی مشترک او با مایکل شووالتر، به فیلم ساختاری خودآگاه میدهد. قابِ روایت، یعنی بازگویی ماجرای زوج اصلی برای دوستانشان، از همان ابتدا یادآور قصههایی است که شخصیتها در آنها گذشته رابطه را با لحنی صمیمی و سرگرمکننده مرور میکنند.
فیلم این قالب را جدی نمیگیرد؛ آن را به بستری برای شوخیهای پیاپی بدل میکند و بارها نشان میدهد که خودِ روایت عاشقانه چگونه میتواند به فهرستی از لحظات قابل پیشبینی تبدیل شود. این رویکرد، هم نقطه قوت فیلم است و هم سرچشمه محدودیتش. هرچه مخاطب بیشتر با شگردهای اثر همراه شود، ارجاعها و واژگونیهای کلیشهها خندهآورتر میشوند؛ اما وقتی فیلم پیوسته بر آگاهی خود از شوخی تأکید میکند، ممکن است فاصلهای میان تماشاگر و شخصیتها ایجاد شود.
« اما فیلم در پی آن نیست که این مسیر را با ظرافتی واقعگرایانه بازسازی کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در چنین لحظاتی، قصه کمتر فرصت مییابد که از سطح تمسخر فراتر برود و احساساتش را بیواسطه پیش ببرد. به همین دلیل، ساختار اثر گاه بیشتر به رشتهای از طرحهای طنز شباهت دارد تا روایتی که کشش درونیاش مستقل از شوخیها باشد. مولی و جوئل؛ دو بازیگر در مرکز آشوب امی پولر و پل راد ستون اصلی فیلماند.
هر دو بهخوبی میفهمند که این جهان از آنها چه میخواهد: بازیای پرانرژی، اما نه کاملاً جدی؛ اجرایی که همزمان درون موقعیت حضور داشته باشد و به نامعقولبودن آن هم آگاه بماند. پولر به مولی سرزندگی و قاطعیتی میبخشد که شخصیت را از یک نقش صرفاً تزئینی دور میکند. راد نیز با خونسردی و چهرهای که بهسادگی میتواند میان صمیمیت و حیرت جابهجا شود، جوئل را برای طنز خشک و نامنتظر فیلم مناسب میسازد.
هماهنگی این دو بازیگر یکی از عوامل مهم تداوم جذابیت فیلم است. آنها از تفاوت میان جهان عاطفی شخصیتها و شکل اغراقآمیز روایت بهره میبرند؛ رابطهشان در عین آنکه دستمایه شوخی است، از گرمایی برخوردار میشود که مانع سردی کامل هجو میگردد. بااینحال، فیلم عمداً مجال چندانی برای پیچیدهشدن شخصیتها فراهم نمیکند.
مولی و جوئل بیش از آنکه انسانهایی با مسیر روانی پرجزئیات باشند، چهرههایی در یک بازی ژانریاند. این انتخاب با هدف طنز تناسب دارد، اما طبیعتاً از عمق درام میکاهد. طنزِ تراکمیافته و خطر فرسودگی ریتم فیلم تند است و شوخیها یکی پس از دیگری از راه میرسند. بسیاری از لحظههای بامزه از تضاد میان لحن مطمئن شخصیتها و وضعیتی نامعقول پدید میآیند؛ گویی همه در جهانی زندگی میکنند که قواعدش را فقط خودشان جدی میگیرند.
« در چنین لحظاتی، قصه کمتر فرصت مییابد که از سطح تمسخر فراتر برود و احساساتش را بیواسطه پیش ببرد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم همچنین از بازی با تیپهای آشنا، اغراق در تصادفهای عاشقانه و وارونهکردن موقعیتهایی که معمولاً با لحنی لطیف و رمانتیک عرضه میشوند، بهره میبرد. همین تراکم به اثر حالوهوایی پرجنبوجوش میدهد و نمیگذارد برای مدت طولانی در یک لحن ثابت بماند. بااینهمه، شتاب همیشگی همیشه به سود فیلم نیست.
وقتی هر صحنه انگار ناچار است شوخیای تازه عرضه کند، مخاطب کمتر فرصت مییابد در یک موقعیت مکث کند یا به پیوند عاطفی میان شخصیتها توجه کند. برخی شوخیها بهسبب تکرارِ خودآگاهی اثر، بیش از اندازه به چشمکزدن به تماشاگر نزدیک میشوند؛ فیلم یادآوری میکند که میداند در حال تقلید از یک کلیشه است، اما این یادآوریِ مداوم گاهی از نیروی خودِ طنز میکاهد.
در نتیجه، واکنش تماشاگر به فیلم وابسته میشود به اینکه با این نوع کمدیِ صریح و اغراقآمیز چقدر همراه باشد. شیرینیفروشی و تقابل فرد با شرکت زمینه داستان، یعنی تهدید کسبوکار کوچک مولی از سوی شرکتی بزرگ که جوئل در آن کار میکند، ظرفیت یک تقابل اجتماعی روشن را در خود دارد. مغازه مولی میتواند نمادی از استقلال، سلیقه شخصی و رابطه انسانی با مشتری باشد؛ در برابرش، شرکت جوئل نماینده نظمی بزرگ و بیچهره است که همهچیز را با معیار گسترش و سود میسنجد.
این تضاد در سطح داستانی، مانعی مناسب برای شکلگیری رابطه میان دو شخصیت فراهم میکند و به آنها دلیلی میدهد تا ابتدا در دو سوی یک جدال بایستند. بااینحال، فیلم این بُعد را عمدتاً در خدمت شوخی و پیشبرد موقعیتهای کمدی نگه میدارد. موضوعِ ازمیانرفتن یک کسبوکار مستقل به بحثی جدی درباره قدرت اقتصادی یا پیامدهای اجتماعی تبدیل نمیشود؛ بیشتر به قطعهای از الگوی آشنای «دو دشمن که به هم نزدیک میشوند» بدل میگردد.
« همین تراکم به اثر حالوهوایی پرجنبوجوش میدهد و نمیگذارد برای مدت طولانی در یک لحن ثابت بماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب با ماهیت هجوآمیز اثر سازگار است، اما اگر مخاطب انتظار داشته باشد تضاد میان مغازه کوچک و شرکت بزرگ به خطی دراماتیک و پرمایه تبدیل شود، احتمالاً با عمقی کمتر از انتظار روبهرو خواهد شد. گروه بازیگران و جهانِ پر از تیپها در کنار زوج اصلی، گروهی از بازیگران کمدی و چهرههای آشنا به فیلم حضوری کوتاه یا مکمل دارند.
فیلم از این جمع نهفقط برای افزودن شوخی، بلکه برای بازی با نقشهای قراردادی استفاده میکند: دوستانی که انگار مأمورند توصیههای مشخصی درباره عشق ارائه کنند، رقیبانی که از الگوی آشنایی پیروی میکنند و شخصیتهایی که حضوری نامنتظر پیدا میکنند تا منطق معمول صحنه را برهم بزنند. این رفتوآمدها به جهان فیلم حالتی شلوغ و عمدی میدهد؛ انگار هر شخصیت از دل گونهای دیگر از کمدی رمانتیک بیرون آمده است.
در عین حال، پراکندگی نقشها ممکن است تمرکز را از رابطه اصلی بگیرد. بعضی چهرههای فرعی بیش از آنکه شخصیتهایی با زندگی مستقل باشند، ابزار اجرای شوخیاند؛ به همین سبب، فیلم گاهی از یک صحنه به صحنه دیگر میپرد بیآنکه همه خردهروایتهایش به انسجامی عمیق برسند. این ویژگی برای تماشاگر علاقهمند به شوخیهای سریع و حضورهای کوتاه بازیگران سرگرمکننده است، اما برای کسی که انسجام شخصیتمحور را در اولویت میگذارد، میتواند پراکنده و کممایه جلوه کند.
مخاطب مناسب و حد انتظار «They Came Together» بیش از آنکه برای هر سلیقهای در کمدی رمانتیک طراحی شده باشد، به مخاطبی نظر دارد که خودِ کلیشههای این ژانر را میشناسد و از دیدن نسخهای که آنها را بیپرده دست میاندازد لذت میبرد. فیلم با قصهای که بهظاهر آشناست، بازی میکند و خنده را از شکاف میان انتظار و نتیجه میگیرد.
« در عین حال، پراکندگی نقشها ممکن است تمرکز را از رابطه اصلی بگیرد. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، شناخت الگوهایی مانند برخورد نخستِ پرتنش، سوءتفاهم و بازگشتهای نمایشی میتواند لذت تماشای آن را بیشتر کند؛ نه به این دلیل که اثر به دانش تخصصی نیاز دارد، بلکه چون بسیاری از شوخیهایش بر تشخیص همین الگوها بنا شدهاند. اگر تماشاگر انتظار یک عاشقانه متعادل با شخصیتپردازی مفصل و تحول عاطفی آرام داشته باشد، فیلم احتمالاً او را راضی نخواهد کرد.
اما اگر هدف، دیدن هجوی پرشتاب و آشکارا غیرواقعگرا باشد که با جدیت ساختگیِ کمدیهای عاشقانه بازی میکند، اثر لحظههای سرگرمکننده فراوانی عرضه میکند. کیفیت شوخیها نیز یکدست نیست: برخی از آنها دقیق و غافلگیرکنندهاند، برخی دیگر بیش از اندازه بر تکرار یا اغراق تکیه دارند. همین نوسان، بخشی از تجربه تماشای فیلم است.
جمعبندی «They Came Together» کمدی رمانتیکی نیست که بخواهد احساساتش را بیپرده و واقعگرایانه بپروراند؛ نیروی اصلیاش در هجوِ قالبی است که بسیاری از تماشاگران از پیش میشناسند. دیوید وین و مایکل شووالتر با اتکا به ریتم تند، موقعیتهای نامعقول و بازی هماهنگ امی پولر و پل راد، فیلمی میسازند که از کلیشهها نه برای پنهانکردن فرمول، بلکه برای آشکارکردن و دستانداختن آن بهره میگیرد.
این انتخاب، اثری سرزنده و گاه بسیار خندهآور پدید میآورد، اما هزینهاش محدودشدن عمق شخصیتها و تبدیلشدن بعضی بخشها به رشتهای از شوخیهای جدا از هم است. خودآگاهی فیلم هم شمشیری دو لبه است: در بهترین لحظهها، هجو را تیز و هوشمندانه میکند؛ در لحظههای ضعیفتر، به تکرار و خستگی میانجامد.
« همین نوسان، بخشی از تجربه تماشای فیلم است. »
جمعبندی
حاصل، تجربهای وابسته به سلیقه است که بیش از آنکه با لطافت یک داستان عاشقانه در خاطر بماند، با جسارت و بیپرواییاش در بازی با قواعد ژانر شناخته میشود.



ثبت دیدگاه