نقد و بررسی
نقد هیچجا مثل خانه نیست (There's No Place Like Home) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
گردهمایی در محاصرهٔ دریا فیلم «There's No Place Like Home» ساختهٔ Gabriele Muccino، کمدیدرامی ایتالیایی است که نقطهٔ آغاز خود را از موقعیتی ساده اما پربار میگیرد: خانوادهای گسترده برای جشن پنجاهمین سالگرد ازدواج Alba و Pietro به ویلایی در جزیره میآیند، اما بدی آبوهوا رفتوآمد را مختل میکند و جمع را ناخواسته کنار هم نگه میدارد.
همین محدودیت مکانی، موتور اصلی روایت است؛ آدمهایی که احتمالاً در شرایط عادی از برخورد طولانی با یکدیگر پرهیز میکردند، حالا ناچارند در فضای مشترک بمانند و با خاطرهها، رنجشها و سکوتهای خانوادگی روبهرو شوند. فیلم این موقعیت را نه به شکل معمایی پرتعلیق، بلکه بهمنزلهٔ آزمایشگاهی برای سنجش روابطی به کار میگیرد که ظاهراً زیر پوشش صمیمیت و عادت دوام آوردهاند.
〈,4"> جزیره؛ زیباییِ محاصرهکننده جزیره در این فیلم تنها پسزمینهای تماشایی نیست؛ نقشی دراماتیک دارد. طبیعت زیبا و فضای دورافتاده، در نگاه نخست محیطی مناسب برای تعطیلات و جشن فراهم میکند، اما همین جدایی از جهان بیرون بهتدریج رنگ دیگری میگیرد. وقتی راه بازگشت دشوار میشود، خلوت جزیره از آسودگی به نوعی محاصره بدل میگردد.
« 〈,4"> جزیره؛ زیباییِ محاصرهکننده جزیره در این فیلم تنها پسزمینهای تماشایی نیست؛ نقشی دراماتیک دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیتها امکان فاصلهگرفتن از بحثها را ندارند و هر تنش، دیر یا زود، دوباره به جمع بازمیگردد. این تضاد میان منظرهٔ دلنشین و حالوهوای ناآرام خانواده، یکی از ابزارهای مؤثر فیلم است. طبیعت آرام نمیتواند آشفتگی روابط را پنهان کند؛ حتی گاهی با سکون خود، برخوردها را برجستهتر میسازد.
جزیره در عین حال به اثر حالوهوایی تعطیلاتی میدهد و مانع از آن میشود که درام خانوادگی سراسر خفهکننده شود. اما این فضا بیش از آنکه به عنصری استعاری پیچیده بدل شود، کارکرد روایی روشنی دارد: افراد را در یک مکان نگاه میدارد و مجال میدهد اختلافهایشان بیوقفه به سطح بیاید. خانواده بهمثابه گروهی از صداها فیلم بر جمعی بزرگ از شخصیتها تکیه دارد و از بازیگری گروهی برای زندهکردن این جهان بهره میبرد.
حضور بازیگرانی چون Stefano Accorsi، Pierfrancesco Favino، Carolina Crescentini و Stefania Sandrelli به فیلم امکان میدهد که روابط را صرفاً از دریچهٔ یک قهرمان دنبال نکند. هرکس در جمع جایگاهی دارد و هر برخورد میتواند رشتهای از پیوندها یا سوءتفاهمهای پیشین را آشکار کند. 〈,4"> نکتهٔ مثبت این انتخاب، حس انبوه و واقعی خانواده است: گفتوگوها و واکنشها مانند حرکت یک جمع بزرگ پیش میروند، نه مجموعهای از صحنههای جداگانه که صرفاً برای پیشبرد پیرنگ چیده شده باشند.
« شخصیتها امکان فاصلهگرفتن از بحثها را ندارند و هر تنش، دیر یا زود، دوباره به جمع بازمیگردد. »
شخصیتها و اجرا
در مقابل، همین تعدد، به فیلم فشار میآورد. مخاطب باید در زمانی محدود چهرهها، نسبتها و تنشهای مختلف را دنبال کند؛ بنابراین برخی شخصیتها مجال پیدا نمیکنند از ویژگی اولیهشان فراتر بروند. گروه بازیگران توانایی ایجاد انرژی و اصطکاک را دارد، اما حضور همهٔ خطوط داستانی به یک اندازه ضروری یا پرورده احساس نمیشود.
طنز در کنار رنجش آمیختن لحظات طنز با درام، به روایت امکان میدهد که از یکنواختی دور بماند. شوخیها از دل رفتارهای روزمره و برخورد شخصیتها برمیآیند؛ از آشنایی مفرط میان اعضای خانواده، از سوءتفاهمهایی که بارها تکرار شدهاند و از دشواری کنارآمدن با کسانی که هم دوستشان داریم و هم گاه تاب حضورشان را نداریم.
طنز در اینجا صرفاً تزئین فضای سنگین نیست، بلکه شکلی از واکنش به فشار جمعی است: خندهای که لحظهای فضا را سبک میکند، بیآنکه الزاماً مسئلهای را حل کند. بااینحال، توازن میان شوخی و جدیت همیشه یکدست نیست. بعضی موقعیتها با چنان سرعتی از تنش به خنده میرسند که اثر عاطفی آنها کاهش مییابد؛ در مواردی دیگر، بحثها بیش از اندازه امتداد پیدا میکنند و انرژی اولیهشان را از دست میدهند.
« در مقابل، همین تعدد، به فیلم فشار میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در بهترین لحظات خود نشان میدهد که طنز و دلخوری میتوانند همزمان در یک گفتوگو حاضر باشند؛ اما هرگاه اختلافها صرفاً به تکرار جدلهای مشابه محدود میشوند، پویایی روایت افت میکند. کشمکشهای آشنا و شخصیتپردازی نابرابر درام خانوادگی معمولاً از فاصلهٔ میان ظاهر و واقعیت تغذیه میکند: اعضای خانواده ممکن است سالها کنار هم بوده باشند، اما شناختشان از یکدیگر ناقص بماند.
این فیلم نیز از چنین شکافی بهره میگیرد و گردهمایی را فرصتی برای نمایانشدن کینهها و رازهای قدیمی میسازد. ارزش این موقعیت در آن است که اختلافها را نه به رخدادهایی بزرگ و بیرونی، بلکه به تاریخ مشترک آدمها پیوند میدهد؛ گذشتهای که در عادتهای کوچک، نگاهها و واکنشهای ناگهانی رسوب کرده است.
در عین حال، فیلم همیشه از دام الگوهای قابلپیشبینی نمیگریزد. برخی شخصیتها از ابتدا در محدودهٔ تیپ آشنای خود باقی میمانند و مسیرشان آنقدر روشن است که تحول احتمالیشان غافلگیری چندانی ندارد. تعدد خطهای داستانی نیز باعث میشود چند رابطه، بهجای آنکه بهتدریج شکل بگیرند و پیچیده شوند، تنها نشانههایی از تعارض دریافت کنند.
« این فیلم نیز از چنین شکافی بهره میگیرد و گردهمایی را فرصتی برای نمایانشدن کینهها و رازهای قدیمی میسازد. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، تصویر کلی خانواده پرتحرک است، اما تصویر فردی بعضی اعضا کمعمقتر از آن میماند که تأثیر عاطفی پایداری بر جا بگذارد. ریتم و شیوهٔ روایت اثر در مدتزمانی نسبتاً فشرده، جمع بزرگی از شخصیتها و برخوردها را پیش میبرد. این فشردگی به فیلم جنبوجوش میدهد؛ رویدادها و گفتوگوها پشت سر هم میآیند و فضای جمعی مدام تغییر میکند.
کارگردانی Gabriele Muccino بر همین تراکم تکیه دارد: خانواده در حال حرکت، واکنش و مجادله است و فیلم میکوشد از ایستایی دور بماند. حاصل، اثری است که بیشتر از راه برخوردهای پیدرپی پیش میرود تا از مسیر یک خط داستانی واحد و منظم. 〈> این شیوه هم نقطهٔ قوت است و هم محدودیت. از یک سو، حس آشوب کنترلنشدهٔ جمع خانوادگی را منتقل میکند؛ از سوی دیگر، گاهی به پراکندگی میانجامد و فرصت مکث و تعمق را میگیرد.
بعضی کشمکشها پس از آنکه پیامشان روشن شده، ادامه مییابند و ریتم را کند میکنند. در سوی مقابل، خطوطی که ظرفیت بیشتری برای گسترش دارند، ناچار در میان انبوه اتفاقها فشرده میشوند. فیلم از انرژی برخوردها بهره میبرد، اما همیشه در انتخاب اینکه کدام رابطه باید در مرکز توجه بماند، به اندازهٔ کافی قاطع نیست.
« ریتم و شیوهٔ روایت اثر در مدتزمانی نسبتاً فشرده، جمع بزرگی از شخصیتها و برخوردها را پیش میبرد. »
جمعبندی
جمعبندی «There's No Place Like Home» اثری دربارهٔ نزدیکی اجباری است: خانوادهای که برای جشن گرد آمده، در پی طوفان ناچار میشود بیش از انتظار در کنار هم بماند و با آنچه میان اعضایش پنهان یا انباشته شده مواجه شود. فیلم در فضاسازی جزیرهای، بازی گروهی و ترکیب طنز با درام، ظرفیت سرگرمکننده و زندهای دارد.
همزمان، فراوانی شخصیتها، پرداخت نابرابر روابط و تکرار بعضی درگیریها مانع میشود که همهٔ خطهای داستانی به یک اندازه اثرگذار باشند. جذابیت اصلی اثر نه در ساختن معمایی پیچیده، بلکه در مشاهدهٔ رفتار آدمهایی است که یکدیگر را خوب میشناسند و بااینحال از فهمیدن هم ناتوان میمانند.
فیلم گاه به کلیشههای درام خانوادگی نزدیک میشود، اما موقعیت مرکزیاش همچنان کارآمد است: مکانی زیبا که راه فرار از تنش را میبندد و جمعی که میان محبت، خاطره و دلخوری در رفتوآمد است. حاصل، تجربهای پرجمعیت و گاه نامتوازن، اما برای علاقهمندان به قصههای خانوادگیِ آمیخته با طنز و تلخی، تماشایی و قابلتأمل است.
« فیلم در فضاسازی جزیرهای، بازی گروهی و ترکیب طنز با درام، ظرفیت سرگرمکننده و زندهای دارد. »



ثبت دیدگاه