نقد و بررسی
نقد شیطان وجود ندارد (There Is No Evil) | 2020
«There Is No Evil» ساخته Mohammad Rasoulof، در ظاهر چهار روایت مستقل درباره مجازات اعدام است، اما در عمق خود فیلمی درباره مسئولیت فردی، اطاعت، ترس و فرسایش تدریجی وجدان در برابر یک ساختار سرکوبگر است. فیلم به جای تمرکز صرف بر قربانیان، دوربین را به سوی کسانی میبرد که مستقیماً یا غیرمستقیم در اجرای خشونت حکومتی گرفتار شدهاند. نتیجه، اثری تلخ، آرام و بهشدت انسانی است که بیش از آنکه با نمایش خشونت شوکه کند، با عادیسازی آن در زندگی روزمره مخاطب را آزار میدهد.
T
The Guardian
+1
وعده ژانری؛ وقتی زندگی روزمره به تریلر اخلاقی تبدیل میشود
«There Is No Evil» را میتوان در وهله نخست یک درام سیاسی دانست، اما ساختار و لحن آن بسیار فراتر از یک بیانیه سیاسی مستقیم حرکت میکند. Rasoulof موضوع مجازات اعدام را به مرکز فیلم میآورد، ولی از نمایش صرف سازوکار رسمی مجازات فاصله میگیرد و مسئله را به قلمرو اخلاق فردی منتقل میکند: اگر یک انسان در برابر دستوری غیرانسانی قرار بگیرد، مسئولیت او تا کجا ادامه دارد؟ آیا اطاعت، مسئولیت اخلاقی را از دوش فرد برمیدارد؟ و اگر مقاومت به قیمت از دست دادن امنیت، شغل، خانواده یا آینده تمام شود، انتخاب اخلاقی چه معنایی پیدا میکند؟ همین پرسشها هستند که چهار روایت فیلم را به یکدیگر پیوند میدهند. L Los Angeles Times +1 نکته مهم این است که فیلم برای بیان این مفاهیم به شخصیتهایی استثنایی متوسل نمیشود. قهرمانان Rasoulof افرادی معمولیاند که در شرایطی غیرمعمول قرار گرفتهاند؛ مرد خانواده، سرباز جوان، فردی که با گذشته خود زندگی میکند و آدمهایی که ناخواسته با پیامدهای تصمیمی قدیمی مواجه میشوند. این انتخاب، وجه هولناک فیلم را تقویت میکند، زیرا خشونت نه در جهانی دور و بیگانه، بلکه در دل خانه، رابطه عاشقانه، محیط کار و مناسبات خانوادگی نفوذ کرده است. در نتیجه، «شر» در اینجا هیولایی بیرونی نیست؛ مجموعهای از دستورها، عادتها، سکوتها و انتخابهای کوچک است که به مرور به امری عادی تبدیل میشوند. عنوان فیلم نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند. «There Is No Evil» را نمیتوان صرفاً گزارهای ساده یا توضیحی درباره شخصیتهای فیلم دانست. عنوان در طول اثر به پرسشی اخلاقی بدل میشود: اگر هیچکس خود را شرور نداند، پس شر چگونه در جهان واقعی عمل میکند؟ فیلم پاسخ آسانی ارائه نمیدهد و دقیقاً به همین دلیل، اثرگذاری آن بیشتر از یک فیلم سیاسی شعاری است.
« ترسناکترین شکل خشونت، خشونتی است که در زندگی روزمره عادی به نظر برسد. »
روایت و ریتم؛ چهار داستان برای ساختن یک زخم مشترک
ساختار چهارقسمتی فیلم یکی از مهمترین تصمیمهای روایی Rasoulof است. هر بخش فضای روایی، شخصیتها و موقعیت دراماتیک خاص خود را دارد، اما همه آنها به یک هسته مشترک متصلاند: مجازات اعدام و اثر اخلاقی و روانی آن بر انسانهایی که در مدار این سیستم قرار گرفتهاند. این ساختار باعث میشود فیلم به جای تکرار یک موقعیت، مسئله مرکزی خود را از زاویههای متفاوت بررسی کند. روایتها بهجای اینکه صرفاً چهار نمونه مشابه باشند، چهار شکل متفاوت از مواجهه با اطاعت و مقاومت را پیش میکشند. S Screen Comment +1 بخش نخست عمداً از ضرباهنگی آرام و حتی روزمره استفاده میکند. اتفاقات ابتدایی ممکن است در نگاه اول بیش از اندازه عادی به نظر برسند؛ اما همین عادیبودن بخشی از طراحی فیلم است. Rasoulof بهتدریج شکافی میان زندگی خانوادگی و حقیقتی که پشت آن قرار دارد ایجاد میکند. او مخاطب را وادار میکند مدتی طولانی در کنار شخصیت بماند، جزئیات معمول زندگیاش را ببیند و سپس معنای اخلاقی این جزئیات را دوباره ارزیابی کند. این رویکرد، تعلیق را نه از طریق حادثه، بلکه از طریق انتظار و آگاهی تدریجی میسازد. در بخشهای بعدی، فیلم آشکارتر به سمت تعارض و انتخاب حرکت میکند و انرژی دراماتیک آن افزایش مییابد. بااینحال، این تغییر هرگز به معنای تبدیل فیلم به اثری حادثهمحور نیست. Rasoulof همچنان به سکوت، مکث، نگاه و گفتوگوهای طولانی اعتماد دارد. برخی مخاطبان ممکن است این ریتم را در بخشهایی کشدار بدانند، بهویژه هنگامی که هر اپیزود فرصت زیادی برای استقرار فضای خود پیدا میکند؛ اما این کندی در عین حال با موضوع فیلم ارتباط دارد، زیرا تصمیم اخلاقی در این جهان ناگهانی و قهرمانانه نیست، بلکه محصول ساعتها ترس، تردید و فشار است. در ارزیابیهای مخاطبان نیز در کنار تحسین بازیها و تصویرپردازی، نقدهایی درباره طولانیبودن و امکان فشردهتر شدن فیلم دیده میشود. R
+1
اجرا و شخصیتها؛ انسانهایی میان وجدان و بقا
یکی از نقاط قوت اصلی فیلم، پرهیز از تقسیم شخصیتها به دو گروه «خوب» و «بد» است. Rasoulof حتی زمانی که شخصیت در موقعیتی اخلاقاً دشوار قرار میگیرد، او را به یک نماد سیاسی تقلیل نمیدهد. شخصیتها پیش از آنکه نماینده یک مفهوم باشند، انساناند؛ انسانهایی با نیازهای خانوادگی، ترسهای شخصی، میل به امنیت و گاه ضعفهایی که قضاوت درباره آنها را دشوار میکند. این ویژگی بهخصوص در روایتهایی که مسئله اطاعت و نافرمانی را بررسی میکنند، اهمیت زیادی دارد. Ehsan Mirhosseini در بخش نخست با بازیای کنترلشده و کماغراق، نمونهای از همین رویکرد است. شخصیت او بیشتر از آنکه با دیالوگهای توضیحی معرفی شود، از خلال رفتارهای روزمره، سکوتها و تغییرات بسیار ظریف چهره شکل میگیرد. در مقابل، Kaveh Ahangar در نقش جوانی که با فشار یک تصمیم اخلاقی مواجه است، اضطراب و بیقراری بیشتری وارد فیلم میکند. تفاوت میان این دو جنس بازی، به فیلم اجازه میدهد مسئله واحد خود را در دو سطح متفاوت نشان دهد: یکی در قالب سکوت و سرکوب احساس، و دیگری در قالب اضطراب آشکار و مقاومت. در بخشهای سوم و چهارم نیز Rasoulof به جای آنکه صرفاً پیام سیاسی را پررنگ کند، بر رابطه میان انسانها تمرکز میکند. خانواده، عشق، دوستی و اعتماد در این فیلم عناصر تزئینی نیستند؛ آنها میدان اصلی آزمون اخلاقی شخصیتها هستند. تصمیم یک فرد فقط به خودش مربوط نمیماند و پیامد آن میتواند سالها بعد به کسانی برسد که در تصمیم اولیه نقشی نداشتهاند. همین گسترش دامنه پیامدهاست که فیلم را از یک درام درباره اعدام به مطالعهای درباره مسئولیت میاننسلی تبدیل میکند. نکته قابل توجه دیگر، پرهیز بازیگران از بیان احساسات به شیوهای نمایشی است. فیلم بهندرت به بازیگران اجازه میدهد احساسات شخصیتها را بهصورت مستقیم و توضیحی بیان کنند. بسیاری از دردها در نگاه، سکوت یا مکث باقی میمانند. این خویشتنداری باعث میشود لحظات احساسی فیلم، حتی زمانی که بهشدت تلخاند، به ملودرام تبدیل نشوند.
« در این فیلم، وجدان نه یک صدای بلند، بلکه زخمی خاموش است. »
فضا و فرم؛ زیباییشناسی در خدمت اضطراب
از نظر بصری، «There Is No Evil» بهشکل قابل توجهی از اغراق پرهیز میکند. فیلمبرداری Ashkan Ashkani در بسیاری از صحنهها طبیعی، دقیق و بهظاهر بیتکلف است؛ گویی دوربین فقط در جای مناسبی قرار گرفته و اجازه میدهد زندگی جریان پیدا کند. این سادگی ظاهری با محتوای فیلم تضاد مؤثری ایجاد میکند. هرچه جهان فیلم معمولیتر به نظر برسد، حضور خشونت در آن تکاندهندهتر میشود. منتقدان نیز بر ترکیب تصاویر خانگی، محیطهای طبیعی و میزانسن کلاسیک و کنترلشده فیلم تأکید کردهاند. L Los Angeles Times +1 یکی از ویژگیهای فرمی مهم اثر، استفاده از تضاد میان فضاهاست. خانه، خیابان، محیط نظامی و مناطق روستایی هرکدام کیفیتی متفاوت دارند، اما هیچکدام کاملاً امن نیستند. حتی در زیباترین چشماندازها نیز سایه تصمیمهای گذشته و ساختار سیاسی حضور دارد. طبیعت در فیلم گاهی مانند نقطه مقابل جهان اداری و نظامی به نظر میرسد، اما خیلی زود روشن میشود که انسان نمیتواند بهسادگی از پیامدهای زندگی اجتماعی خود به آن پناه ببرد. Rasoulof همچنین به جای استفاده مداوم از موسیقی برای هدایت احساسات تماشاگر، به صداهای محیط، سکوت و ریتم طبیعی صحنهها متکی است. همین رویکرد مستندگونه، حس واقعیت را تقویت میکند. فیلم قرار نیست به مخاطب بگوید چه زمانی باید بترسد یا گریه کند؛ در بسیاری از لحظات، فقط موقعیت را میسازد و اجازه میدهد اضطراب از دل آن بیرون بیاید. این انتخاب فرمی با شیوه ساخت فیلم نیز پیوندی معنادار پیدا میکند. Rasoulof در شرایطی دشوار و بهصورت مخفیانه فیلم را ساخت، اما محصول نهایی برخلاف تصور رایج از یک اثر زیرزمینی، ظاهر یک فیلم کلاسیک و منسجم را دارد. همین تضاد میان شرایط دشوار تولید و آرامش بصری فیلم، یکی از جنبههای قابل توجه آن است. L Los Angeles Times
قوتها و ضعفها؛ فیلمی که گاهی بیش از اندازه اصرار میکند
بزرگترین امتیاز «There Is No Evil» این است که سیاست را به تجربهای انسانی تبدیل میکند. فیلم درباره یک قانون یا یک ساختار حکومتی صحبت نمیکند تا صرفاً موضع خود را اعلام کرده باشد؛ بلکه نشان میدهد یک تصمیم رسمی چگونه وارد آشپزخانه، اتاق خواب، رابطه عاشقانه و آینده یک خانواده میشود. این نگاه، اثر را از سطح اعتراض سیاسی فراتر میبرد و آن را به اثری درباره سازوکار اطاعت تبدیل میکند. قدرت دیگر فیلم در انباشت تدریجی تأثیر آن است. هر اپیزود بهتنهایی معنای خاص خود را دارد، اما قرار گرفتن آنها پشت سر هم باعث میشود مضمون اصلی از چند زاویه در ذهن مخاطب تکرار و عمیق شود. به همین دلیل، تأثیر فیلم لزوماً در یک صحنه یا یک لحظه خلاصه نمیشود. قدرت آن بیشتر شبیه زخمی است که پس از پایان فیلم نیز باقی میماند. همین ویژگی در بسیاری از نقدهای منتشرشده، بهعنوان یکی از دلایل اثرگذاری ساختار چهارگانه مطرح شده است. T The Guardian +1 با این حال، فیلم کاملاً بینقص نیست. طول قابل توجه آن و استقلال نسبی چهار روایت ممکن است برای برخی مخاطبان باعث شود ارتباط احساسی آنها با بعضی بخشها کمتر از بخشهای دیگر باشد. برخی از موقعیتها نیز چنان آشکارا در خدمت مضمون اصلی قرار گرفتهاند که ظرافت روایت در آنها کاهش مییابد. در چنین لحظاتی، فیلم به جای آنکه پرسش اخلاقی را در ذهن مخاطب رها کند، بیش از اندازه به سمت نتیجهگیری هدایتکننده حرکت میکند. همچنین اختلاف کیفیت یا شدت دراماتیک میان اپیزودها میتواند برای بعضی مخاطبان محسوس باشد. بخشهایی از فیلم از نظر تعلیق و کشمکش انسانی بسیار قدرتمندتر عمل میکنند و بخشهایی بیشتر به تکمیل تصویر کلی اختصاص دارند. اما حتی این ضعف نیز در چارچوب کلی اثر قابل دفاع است، زیرا Rasoulof به دنبال ساخت چهار داستان کاملاً همسطح نیست؛ هدف او ایجاد تصویری چندلایه از یک مسئله واحد است.
« فیلم بیش از آنکه درباره لحظه کشتن باشد، درباره زندگی پس از تصمیم است. »
اخلاق، اختیار و معنای مقاومت
مرکز واقعی «There Is No Evil» مجازات اعدام نیست؛ مسئله اصلی اختیار انسان در شرایطی است که اختیار از او گرفته میشود. فیلم مدام مخاطب را با مرز دشواری مواجه میکند: آیا میتوان کسی را که تحت فشار یک نظام سرکوبگر قرار دارد، بهسادگی مسئول اعمال خود دانست؟ از سوی دیگر، آیا فشار و تهدید میتواند تمام مسئولیت اخلاقی را از فرد سلب کند؟ Rasoulof عمداً پاسخ روشنی به این پرسش نمیدهد، زیرا پاسخ قطعی، پیچیدگی موقعیت را از بین میبرد. این مسئله به مفهوم «اطاعت» عمق بیشتری میدهد. در بسیاری از روایتهای سیاسی، فرد سرکوبگر موجودیتی آشکار و منفرد است؛ اما این فیلم نشان میدهد ساختار سرکوب زمانی قدرتمند میشود که به مجموعهای از افراد عادی نیاز پیدا کند. کسانی که شاید خود را خشن، سیاسی یا ایدئولوژیک ندانند، میتوانند با انجام وظیفه روزانه بخشی از یک فرایند خشونتبار شوند. از این منظر، عنوان فیلم معنایی تلخ پیدا میکند: اگر هرکس فقط وظیفه خودش را انجام دهد و هیچکس خود را مسئول نداند، مسئولیت در نهایت به کجا میرسد؟ فیلم همچنین میان مقاومت و قهرمانی فاصله میگذارد. مقاومت همیشه شکلی باشکوه ندارد و گاه با ترس، اشتباه، تردید یا پیامدهای دردناک همراه است. شخصیتهای فیلم نیز قهرمانان اسطورهای نیستند؛ انسانهاییاند که باید میان ارزشهای اخلاقی و نیازهای ملموس زندگی انتخاب کنند. همین نگاه باعث میشود فیلم به جای ستایش سادهانگارانه مقاومت، هزینه واقعی آن را نیز به رسمیت بشناسد. در این میان، خانواده نقش بسیار مهمی دارد. تصمیم اخلاقی یک فرد در خلأ اتفاق نمیافتد. انسان در کنار همسر، فرزند، والدین و دوستان خود زندگی میکند و هر انتخاب میتواند امنیت آنها را نیز تهدید کند. Rasoulof از همین مسیر پرسشی دشوارتر مطرح میکند: آیا اخلاق فردی زمانی که مسئولیت فرد نسبت به دیگران وارد معادله میشود، همچنان معنای واحدی دارد؟ فیلم پاسخ را به تماشاگر واگذار میکند و همین امتناع از پاسخ ساده، یکی از جدیترین دستاوردهای فکری آن است.
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ سینمای اعتراضی بدون شعارزدگی
«There Is No Evil» را میتوان در امتداد سنت سینمای اجتماعی و سیاسی ایران دید، اما رویکرد Rasoulof ویژگی مشخص خود را دارد. فیلم بهجای استعارههای بسیار دور یا روایتهای کاملاً نمادین، مستقیماً با یکی از حساسترین مسائل جامعه ایران مواجه میشود. با این حال، این صراحت به معنای از دست رفتن کیفیت سینمایی نیست. اثر همچنان بر شخصیت، میزانسن، ریتم و جزئیات زندگی روزمره متکی است و همین موضوع باعث شده اعتراض سیاسی آن به تجربهای سینمایی تبدیل شود، نه صرفاً بیانیهای تصویری. L Los Angeles Times +1 اهمیت فیلم فقط به زمینه سیاسی ایران محدود نمیشود. پرسش درباره مسئولیت فرد در برابر فرمان غیرانسانی، مسئلهای جهانی است. تاریخ معاصر بارها نشان داده است که ساختارهای خشونتآمیز بدون مشارکت یا سکوت شمار زیادی از افراد عادی نمیتوانند دوام بیاورند. Rasoulof از مسئلهای مشخص در جامعه خود به پرسشی عمومی درباره وجدان انسانی میرسد؛ به همین دلیل، مخاطبی که هیچ آشنایی عمیقی با ساختار اجتماعی ایران نداشته باشد نیز میتواند با مضمون فیلم ارتباط برقرار کند. با این حال، این اثر برای مخاطبی ساخته نشده که صرفاً به دنبال سرگرمی، تعلیق سریع یا روایت کلاسیک علت و معلولی باشد. «There Is No Evil» نیازمند صبر است و از تماشاگر میخواهد به سکوتها، تغییر لحنها و جزئیات رفتاری توجه کند. مخاطبی که با سینمای آرام و شخصیتمحور ارتباط برقرار میکند، احتمالاً از لایههای اخلاقی آن بهره بیشتری خواهد برد؛ در مقابل، کسانی که ریتم سریع و روایت فشرده را ترجیح میدهند، ممکن است در بخشهایی با آن فاصله بگیرند. در نهایت، ارزش فیلم تنها در جسارت سیاسی آن خلاصه نمیشود. اهمیت واقعی اثر در این است که Rasoulof مسئلهای سیاسی را به یک بحران انسانی تبدیل میکند. فیلم از تماشاگر نمیخواهد صرفاً با یک موضع سیاسی موافق باشد؛ او را وادار میکند درباره مسئولیت خودش، معنای اطاعت و مرز میان بقا و سازش فکر کند. همین ویژگی سبب میشود اثر حتی پس از پایان، همچنان در ذهن باقی بماند.
« مقاومت در این فیلم قهرمانی نیست؛ انتخابی است که بهایش را باید زیست. »
جمعبندی؛ شر از کجا آغاز میشود؟
«There Is No Evil» فیلمی درباره اعدام است، اما در نهایت بیش از خود اعدام به زندگی انسانهایی میپردازد که در مدار آن قرار گرفتهاند. Rasoulof نشان میدهد خشونت سیاسی زمانی عمیقترین اثر خود را بر جامعه میگذارد که از سطح نهادها عبور کند و وارد روابط خصوصی انسانها شود. در چنین جهانی، سکوت، اطاعت، ترس و حتی تلاش برای حفظ زندگی عادی میتوانند پیامدهای اخلاقی داشته باشند. ساختار چهارقسمتی فیلم این امکان را فراهم میکند که یک پرسش واحد از چهار زاویه بررسی شود: مسئولیت فردی در برابر دستور، هزینه مقاومت، ماندگاری تصمیمهای گذشته و تأثیر خشونت بر رابطه انسانها با یکدیگر. برخی بخشها از نظر ریتم یا انسجام دراماتیک قدرتمندتر از بخشهای دیگرند، اما مجموع این روایتها تصویری منسجم و فراموشنشدنی از جامعهای میسازد که در آن انتخاب اخلاقی هرگز انتخابی ساده نیست. درخشانترین ویژگی فیلم، اعتماد آن به مخاطب است. Rasoulof بهجای آنکه همه چیز را توضیح دهد، بخشی از قضاوت را به تماشاگر واگذار میکند. او نمیگذارد شخصیتها بهسادگی به قهرمان یا شرور تبدیل شوند و همین پیچیدگی، مضمون اصلی فیلم را زنده نگه میدارد. نتیجه اثری سنگین، تلخ و تأملبرانگیز است که قدرتش بیشتر از فریاد، از سکوت میآید. «There Is No Evil» در بهترین لحظات خود نشان میدهد که سینمای سیاسی الزاماً نباید بلندگو باشد؛ گاهی کافی است دوربین را در برابر زندگی عادی قرار دهد و اجازه دهد تماشاگر خودش متوجه شود چه چیزی در پس این عادیبودن پنهان شده است. این فیلم، بدون آنکه نیاز داشته باشد همه پاسخها را ارائه کند، یک پرسش اخلاقی ماندگار بر جای میگذارد: وقتی یک سیستم خشونت را به «وظیفه» تبدیل میکند، انسان تا کجا میتواند مسئولیت انتخابهای خود را انکار کند؟ T L S Sources



ثبت دیدگاه