نقد و بررسی
نقد کلاس حقوقی تمیس (Themis's Law School Classroom) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت قانون به جهان آدمها «Themis’s Law School Classroom» در ظاهر درامی دربارهٔ دانشکدهٔ حقوق و دانشجویانی است که برای آزمون وکالت آماده میشوند؛ اما پرسش محوریاش از خودِ قانون فراتر میرود: آیا میتوان دربارهٔ عدالت اندیشید، بیآنکه آدمهایی را شناخت که قانون بر زندگیشان اثر میگذارد؟
شیذوکو هیراگی، قاضیای که به مقام آموزگار حقوق منصوب شده، در محیطی قدم میگذارد که موفقیت را بیش از هر چیز با قبولی در آزمون میسنجد. او در برابر این نگاه محدود، بر فهم انگیزهها و تجربههای انسانی پافشاری میکند؛ نگاهی که موتور فکری و عاطفی مجموعه است. سریال یازدهقسمتی محصول ۲۰۲۳ است و داستانش در دانشکدهای شکل میگیرد که دانشجویانش سودای ورود به حرفههای حقوقی را دارند.
آموزش بهمثابه میدان کشمکش در کلاسهای هیراگی، پروندهها فقط تمرینهایی برای یافتن پاسخ درست نیستند؛ آنها به موقعیتی برای پرسیدن از چرایی رفتار آدمها بدل میشوند. این شیوه، تقابل میان آموزشِ آزمونمحور و آموزشی را میسازد که میخواهد دانشجو را برای مواجهه با زندگی واقعی آماده کند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
استادان و دانشجویان، هر یک به دلایلی قابلفهم، به چارچوبهای آشنا و نتایج قابلاندازهگیری تکیه دارند. در برابرشان، هیراگی میکوشد نشان دهد دانستن مواد قانونی بهتنهایی برای داوری سنجیده کافی نیست. این ایده، بهترین دارایی سریال است: حقوق از قلمرو اصطلاحات و کتابها بیرون میآید و با تردیدهای اخلاقی و موقعیتهای انسانی پیوند میخورد.
بااینحال، مجموعه گاهی چنان مشتاق رساندن پیام خود است که پیچیدگی بحث حقوقی را به حاشیه میراند. نتیجه، درام آموزشیِ قابلفهمی است که بیش از آنکه به ظرافت تحلیل قضایی تکیه کند، از تأثیر اخلاقی موقعیتها نیرو میگیرد. هیراگی؛ آموزگاری با ایمان به انسان شیذوکو هیراگی شخصیتی است که انرژی و خوشبینیاش در برابر فضای خشک و رقابتی دانشکده قرار میگیرد.
او نه با سخنرانیهای پرطمطراق، بلکه با طرح پرسش و برهمزدن عادتهای کلاس، میکوشد شاگردانش را از پاسخهای آماده فاصله دهد. باور او به اینکه حقوقدان باید مردم را بشناسد، صرفاً شعاری برای معرفی شخصیت نیست؛ این باور در روش تدریس و نوع مواجههاش با دانشجویان حضور دارد. بااینهمه، هیراگی گاهی بیش از اندازه بهعنوان نیرویی اصلاحگر و روشنضمیر تصویر میشود.
« استادان و دانشجویان، هر یک به دلایلی قابلفهم، به چارچوبهای آشنا و نتایج قابلاندازهگیری تکیه دارند. »
شخصیتها و اجرا
سرزندگی او برای ایجاد گرما و حرکت در روایت سودمند است، اما ممکن است در بعضی لحظهها اختلاف فکری را سادهتر از آنچه هست جلوه دهد: گویی اراده و مهربانی یک آموزگار میتواند بهآسانی ساختاری را تغییر دهد که همه را به رقابت و نتیجهگرایی سوق میدهد. همین فاصله میان آرمان او و واقعیت نهاد آموزشی، بالقوه غنی است، اما سریال همیشه آن را تا نهایت ظرفیتش نمیکاود.
کلاس درس و رشد دانشجویان دانشجویان، تنها شنوندگان آموزههای هیراگی نیستند؛ هر یک با پیشفرضها، اضطرابها و تصویری متفاوت از موفقیت وارد کلاس میشوند. همین تفاوتها به گفتوگوها جان میدهد و اجازه نمیدهد فضای دانشگاهی فقط پسزمینهای تزئینی باشد. کشمکش میان کسانی که میخواهند هرچه زودتر به آزمون و پاسخهای روشن برسند و کسانی که از روش تازهٔ کلاس استقبال میکنند، به سریال امکان میدهد مفهوم «آموختن» را از حفظکردن مطالب جدا کند.
رشد شخصیتها عموماً از مسیر مواجهه با دیگران شکل میگیرد؛ آنها با شنیدن تجربهها و دیدن پیامدهای تصمیمها، اندکاندک تصویر خود از قانون و آیندهٔ حرفهایشان را بازبینی میکنند. این مسیر در مجموع باورپذیر و دلنشین است، اما تقسیم توجه میان چند دانشجو همیشه برابر نیست. برخی از آنها فرصت مییابند که تغییرشان را در طول زمان نشان دهند، درحالیکه برخی دیگر بیشتر در خدمت موضوع همان بخش باقی میمانند.
« همین فاصله میان آرمان او و واقعیت نهاد آموزشی، بالقوه غنی است، اما سریال همیشه آن را تا نهایت ظرفیتش نمیکاود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ازاینرو، کلاس جمعی و پویایی آن جذاب است، ولی همهٔ شخصیتها به یک اندازه عمق نمییابند. گفتوگوها، فضا و لحن یکی از امتیازهای مجموعه، ساختن فضایی گرم در محیطی است که بهراحتی میتوانست سرد و خشک از کار درآید. گفتوگوهای کلاس در بهترین لحظات، از جدل دربارهٔ پاسخ درست فراتر میروند و شخصیتها را وادار میکنند موضع خود را توضیح دهند.
همین رفتوبرگشت، هم بُعد آموزشی دارد و هم رابطههای میان استاد و دانشجو را پیش میبرد. در کنار آن، تنش میان هیراگی و جین آئوی، عضو هیئت علمی، به روایت نیرویی شخصیتر میبخشد؛ تقابل دو نگاه متفاوت به تدریس، در کنار اختلاف روش، به شکلگیری رابطهای دیدنی کمک میکند. لحن سریال عمدتاً امیدوار و انساندوستانه است و از تلخی مداوم فاصله میگیرد.
این انتخاب با مضمون اصلیاش سازگار است، اما گاه باعث میشود مسئلههایی که ظرفیت درامی سنگینتری دارند، به نتیجهگیریهای اخلاقی نسبتاً سرراست برسند. مجموعه در لحظات گفتوگومحور و صمیمی موفقتر است؛ جایی که اجازه میدهد شخصیتها با یکدیگر مخالفت کنند، نه آنگاه که پیام خود را بیش از اندازه آشکار بیان میکند.
« ازاینرو، کلاس جمعی و پویایی آن جذاب است، ولی همهٔ شخصیتها به یک اندازه عمق نمییابند. »
قوتها و کاستیها
محدودیتهای روایت و پرداخت حقوقی مهمترین محدودیت «Themis’s Law School Classroom» آن است که میان درام حقوقی و درام اخلاقی، بیشتر به دومی متمایل میشود. پروندهها و موقعیتهای حقوقی غالباً راهی برای طرح پرسش دربارهٔ همدلی، مسئولیت و شناخت دیگراناند، نه بستری برای واکاوی دقیق روندهای حقوقی.
بنابراین مخاطبی که انتظار دارد سازوکار حقوقی، استدلال قضایی یا آموزش حرفهای با جزئیات پررنگتری نمایش داده شود، ممکن است با پرداختی کمعمقتر از انتظار روبهرو شود. از سوی دیگر، برخی تعارضها و دگرگونیهای شخصیتی از مسیرهایی آشنا عبور میکنند. پیشبینیپذیری همیشه مانع اثرگذاری نیست، اما وقتی نتیجهٔ گفتوگو یا جهت تحول از ابتدا روشن به نظر برسد، تنش دراماتیک کاهش مییابد.
ریتم نیز در بعضی بخشها کند میشود؛ تمرکز بر گفتوگوهای آموزشی، اگر با تحول تازهای در شخصیت یا موقعیت همراه نباشد، ممکن است تکراری جلوه کند. این کاستیها بیش از آنکه بنیان مجموعه را مخدوش کنند، مرز میان جاهطلبی موضوعی و اجرای محافظهکارانهاش را آشکار میسازند. ارزش تماشای مجموعه این سریال برای مخاطبی جذابتر خواهد بود که از درامهای شخصیتمحور و محیطهای آموزشی لذت میبرد و علاقه دارد ببیند یک دیدگاه تازه چگونه رابطههای یک جمع را تغییر میدهد.
« از سوی دیگر، برخی تعارضها و دگرگونیهای شخصیتی از مسیرهایی آشنا عبور میکنند. »
جمعبندی
مزیت اصلی آن، تبدیل پرسش «قانون چه میگوید؟» به پرسش گستردهتر «قانون با چه انسانی روبهرو است؟» است. هیراگی و شاگردانش بهتدریج یادآوری میکنند که دانش حرفهای، بدون کنجکاوی نسبت به زندگی دیگران، میتواند ناقص بماند. در مقابل، تماشاگرانی که از درام حقوقی انتظار پروندههای پیچیده، استدلالهای فنی و تعلیق پیوسته دارند، احتمالاً با لحظههایی روبهرو میشوند که مجموعه بهجای پیچیدهترکردن مسئله، آن را به پیام اخلاقی روشنتری تقلیل میدهد.
جذابیت اثر نه در غافلگیریهای روایی، بلکه در فضای دانشگاهی، رابطههای میان شخصیتها و کوشش صادقانهاش برای انسانیکردن آموزش حقوق نهفته است. جمعبندی «Themis’s Law School Classroom» درامی گرم و اندیشهمحور است که آموزش حقوق را به فرصتی برای کاوش در رفتار و انگیزههای آدمها تبدیل میکند.
نقطهٔ قوتش پیوند میان کلاس درس و تجربهٔ انسانی است؛ نقطهٔ ضعفش نیز آنجاست که گاهی پیام اخلاقی را جایگزین تحلیل عمیقتر حقوقی و شخصیتپردازی برابر میکند. با وجود ریتم نابرابر و برخی مسیرهای قابلپیشبینی، مجموعه در طرح این اندیشه موفق است که قانون، هرقدر هم دقیق و منظم، در نهایت با زندگی انسانها سروکار دارد.
« مزیت اصلی آن، تبدیل پرسش «قانون چه میگوید؟» به پرسش گستردهتر «قانون با چه انسانی روبهرو است؟» است. »


ثبت دیدگاه