نقد و بررسی
نقد The Young Lovers | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشتِ نامنتظرِ میل «عاشقان جوان» روایتی است دربارهٔ احساسی که گمان میرود با گذر زمان خاموش شده، اما ناگهان در برخوردی دوباره جان میگیرد. شونا، معمار بازنشستهای در آستانهٔ هفتادسالگی، پس از سالها با پیر روبهرو میشود؛ پزشکی که زندگی خانوادگی و حرفهایاش مسیر نسبتاً روشنی دارد.
دیداری کوتاه در گذشته میان آن دو خاطرهای مبهم ساخته بود، اما اکنون همان آشنایی ناتمام به کششی واقعی بدل میشود؛ کششی که نه برای شونا ساده است و نه برای پیر، زیرا هر دو در برابر خواستهای تازه و پیامدهای آن قرار میگیرند. فیلم با این پیشفرض، قصهای عاشقانه میسازد که جذابیتش تنها به تفاوت سن دو شخصیت وابسته نیست.
مسئلهٔ اصلی، بازگشت میل و امکان دگرگونی در زندگیای است که ظاهراً شکل نهایی خود را یافته است. «عاشقان جوان» میپرسد آیا میتوان پس از سالها، دوباره خود را در مقام عاشق شناخت؛ و اگر پاسخ مثبت باشد، این شناخت چه نسبتی با مسئولیتها، پیوندهای خانوادگی و تصویری دارد که دیگران از ما ساختهاند؟
عشق بیرون از الگوی آشنا یکی از امتیازهای فیلم، وارونهکردن الگوی رایج عاشقانههایی است که در آن مرد مسنتر و زن جوانتر است. اینجا زن هفتادساله و مرد حدود بیستوپنج سال جوانتر است؛ تفاوتی که داستان از آن صرفاً برای ایجاد شگفتی استفاده نمیکند، بلکه آن را به پرسشی اجتماعی بدل میسازد.
« فیلم با این پیشفرض، قصهای عاشقانه میسازد که جذابیتش تنها به تفاوت سن دو شخصیت وابسته نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
واکنش اطرافیان نشان میدهد که جامعه تا چه اندازه برای رابطهای با چنین ترکیبی از سن و جنسیت، معیارهای دوگانه دارد. بااینحال، فیلم رابطه را به بیانیهای صریح یا جدلی تبدیل نمیکند. نگاهش بیشتر بر تجربهٔ شخصی شونا متمرکز است: زنی مستقل که زندگی حرفهای و خانوادگیاش پشت سر گذاشته، اما این به معنای پایان میل، کنجکاوی یا توانایی دلبستن نیست.
از این منظر، عاشقشدن در سالهای پایانی عمر نه بازگشتی ساده به جوانی، بلکه مواجههای تازه با خویشتن است؛ تجربهای که میتواند هم سرشار از شور باشد و هم آمیخته با تردید. شونا؛ استقلال و آسیبپذیری شونا مهمترین محور عاطفی فیلم است. شخصیت او بهسادگی در قالب «زن سالخوردهای که دوباره عشق را مییابد» خلاصه نمیشود.
سابقهٔ حرفهایاش بهعنوان معمار، استقلال و جهانبینی مشخصی به او داده است؛ اما فیلم در کنار این استواری، تنهایی و آسیبپذیری او را نیز نشان میدهد. شونا نه صرفاً در پی جبران گذشته است و نه بهدنبال اثبات چیزی به دیگران؛ او با احساسی روبهرو میشود که آمادگیاش را نداشته است. بازی فانی آردان در انتقال این دوگانگی نقش مهمی دارد.
حضور او وقار و خویشتنداری شونا را حفظ میکند، بیآنکه شخصیت را از هیجان تهی سازد. احساسات غالباً در مکثها، نگاهها و تغییرهای کوچک رفتار آشکار میشوند، نه در گفتارهای توضیحی. این ظرافت با جهان درونی زنی هماهنگ است که عادت دارد خود را مستقل و مسلط بر زندگیاش بداند، اما اکنون باید بپذیرد که عاطفه میتواند برنامههای ذهنی را برهم بزند.
« بااینحال، فیلم رابطه را به بیانیهای صریح یا جدلی تبدیل نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
پیر و بهای انتخاب پیر از آن رو شخصیت مکملی مهم است که رابطه با شونا برای او نیز تنها یک ماجراجویی بیرون از روال روزمره نیست. او پزشک است، متأهل است و پدر خانواده؛ بنابراین کشش تازهاش از همان ابتدا با تعهدهای موجود برخورد میکند. فیلم این موقعیت را بهانهای برای محکومکردن یا تبرئهٔ آسان او نمیکند.
در عوض، نشان میدهد که یک میل شخصی چگونه میتواند زندگی چند نفر را تحت تأثیر قرار دهد. ملویل پوپو در نقش پیر، مردی را تصویر میکند که میان اشتیاق و مسئولیت معلق است. گاهی این کشمکش بهخوبی از رفتار او خوانده میشود، اما در بخشهایی فیلم برای پیچیدگی درونی او فرصت کافی فراهم نمیکند.
رابطهٔ پیر با خانواده و تأثیر تصمیمهایش بر نزدیکان، ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد؛ بااینحال، تمرکز اصلی همچنان بر پیوند عاشقانه باقی میماند. از همین رو، برخی پیامدها بیشتر بهصورت فشارهایی پیرامونی حس میشوند تا تجربههایی که فیلم با همان عمق به آنها نزدیک شده باشد. فضاسازی و زبان بصری خانه و فضای خانوادگی در فیلم فقط پسزمینه نیستند؛ محیطهاییاند که زندگی تثبیتشدهٔ شخصیتها را به چشم میآورند و در برابر شور تازهٔ رابطه قرار میگیرند.
عمارت خانوادگی حالوهوایی اندکی رازآمیز و محصور دارد؛ مکانی که گذشته، وظیفه و قواعد نانوشته در آن حضور پررنگی دارند. این فضا به قصه رنگی ملایم از تعلیق میدهد، بیآنکه فیلم را به ملودرامی پرحادثه تبدیل کند. زبان بصری فیلم نیز به همین خویشتنداری وفادار میماند. قاببندیها و ریتم آرام، بر مشاهدهٔ جزئیات و تغییرهای ظریف رابطه تکیه دارند.
« او پزشک است، متأهل است و پدر خانواده؛ بنابراین کشش تازهاش از همان ابتدا با تعهدهای موجود برخورد میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب با روایت سازگار است: عشق این دو شخصیت نه در سلسلهای از رخدادهای بزرگ، بلکه در نزدیکشدن تدریجی، پیامهای کوتاه و تماسهای کوچک شکل میگیرد. در عین حال، همین تأکید بر ظرافت گاه به سردی میانجامد. فاصلهٔ دوربین و آرامش میزانسن در بعضی لحظهها اجازه نمیدهد التهاب عاطفی به اندازهٔ بالقوهاش به تماشاگر منتقل شود.
ریتم؛ میان تأمل و یکنواختی «عاشقان جوان» از شتابزدگی پرهیز میکند و میخواهد زمان لازم برای جاافتادن رابطه را در اختیار مخاطب بگذارد. این مکثها در آغاز به سود فیلم عمل میکنند: تغییر احساس شونا باورپذیر میشود و جاذبهٔ میان دو شخصیت، بهجای آنکه ناگهانی و بیمقدمه باشد، آرامآرام شکل میگیرد.
فیلم در این بخشها به تماشاگر امکان میدهد از خلال رفتار و سکوت، آنچه را شخصیتها به زبان نمیآورند دریابد. اما صبوری روایی همیشه به معنای عمق نیست. در بخشهایی، پیشروی داستان کمتحرک میشود و تکرار حالوهوای تأملی، اثر را به یکنواختی نزدیک میکند. بعضی موقعیتها بیش از آنکه لایهای تازه به شخصیتها اضافه کنند، همان تعارضهای پیشین را دوباره یادآوری میکنند.
این کندی شاید برای مخاطبی که به درامهای آرام و شخصیتمحور علاقه دارد دلپذیر باشد، اما بینندهای که انتظار افزایش تدریجی تنش را دارد ممکن است احساس کند فیلم از ظرفیت موقعیتهایش بهاندازهٔ کافی بهره نمیگیرد. احساسات در فاصلهٔ نزدیک نقطهٔ قوت فیلم در ترسیم عاطفه، و همزمان یکی از محدودیتهای آن، پرهیز از اغراق است.
« در عین حال، همین تأکید بر ظرافت گاه به سردی میانجامد. »
قوتها و کاستیها
شور عاشقانه به شکل فریاد، اعترافهای طولانی یا نمایشهای پرزرقوبرق عرضه نمیشود. این خویشتنداری با سن، تجربه و احتیاط شخصیتها تناسب دارد؛ اما گاهی چنان فاصلهای میان تماشاگر و احساسات ایجاد میکند که رابطه بیشتر دیده میشود تا لمس. در نتیجه، کشش داستانی وجود دارد، ولی شدت عاطفی آن در تمام لحظات به یک اندازه فراگیر نیست.
فیلم زمانی مؤثرتر است که به تناقضهای ساده و انسانی وفادار میماند: شونا هم مستقل است و هم از آسیبپذیری میترسد؛ پیر هم به خانوادهاش وابستگی دارد و هم با میلی روبهرو شده که نمیتواند نادیدهاش بگیرد. این تناقضها به اثر صداقت میبخشند. بااینحال، بخشهایی از پرداخت احساسی بیش از حد کنترلشدهاند و ظرافت سبکی جای گشودن کامل لایههای روانی را میگیرد.
نتیجه، فیلمی است که بیش از آنکه با فوران عاطفه پیش برود، با تأمل و فاصله حرکت میکند. جمعبندی «عاشقان جوان» در بهترین لحظههایش یادآوری میکند که میل و امکان عاشقشدن به دورهای خاص از زندگی محدود نیست. فیلم با محور قراردادن زنی سالخورده و مستقل، نگاه معمول به عشق و اختلاف سن را به پرسش میکشد و از رابطهای نامتعارف، درامی آرام دربارهٔ انتخاب، تنهایی و مسئولیت میسازد.
بازی فانی آردان، فضای خانوادگی رازآلود و کشش میان دو شخصیت از مهمترین امتیازهای آناند. در مقابل، ریتم کمتحرک، فاصلهٔ گاه سرد از احساسات و اولویتدادن به ظرافت بصری، مانع میشوند که همهٔ ظرفیت عاطفی داستان بهطور کامل شکوفا شود. فیلم بیش از آنکه در پی هیجانهای بزرگ باشد، به لحظههای کوچک و تردیدهای ناگفته علاقه دارد؛ رویکردی که برای دوستداران درامهای آرام و شخصیتمحور دلنشین خواهد بود، هرچند ممکن است از شدت تجربهٔ عاطفی برای برخی بکاهد.
« شور عاشقانه به شکل فریاد، اعترافهای طولانی یا نمایشهای پرزرقوبرق عرضه نمیشود. »
ثبت دیدگاه