نقد و بررسی
نقد خدمه خرابکار (The Wrecking Crew) | 1968
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در چرخهٔ جاسوسی دههٔ شصت «The Wrecking Crew» ساختهٔ Phil Karlson، واپسین فیلم از مجموعهٔ چهارگانهٔ مت هلم با بازی Dean Martin است؛ اثری که در موج محبوبیت داستانهای جاسوسی دههٔ شصت شکل گرفت و از همان آغاز، بیش از آنکه قصد داشته باشد تعلیقی جدی بسازد، به هجو سبکسرانهٔ مأموران مخفی و جهان پرزرقوبرق آنان نظر دارد.
فیلم بر پایهٔ رمانی از Donald Hamilton ساخته شده، اما قهرمان سینماییاش با مأمور سختگیر و واقعگرای آن جهان فاصلهای آشکار دارد: مت هلمِ این مجموعه، مردی خوشپوش، آسودهخیال و شیفتهٔ لذتهای روزمره است که مأموریتهای خطرناک را با همان بیاعتنایی دلنشین خود میگذراند. از این رو، سنجیدن فیلم با معیارهای یک تریلر جاسوسی پرتنش چندان منصفانه نیست.
«The Wrecking Crew» خود را بهمثابهٔ سرگرمی عامهپسند عرضه میکند؛ سرگرمیای که جاسوسی، اکشن، شوخی و نمایش جذابیتهای بصری را درهم میآمیزد. مسئله آن است که این آمیزش گاه به سود فیلم تمام میشود و گاه آشکارا جای انسجام روایی را میگیرد. قصهای بزرگ با پیشرویی کمرمق داستان با تهدیدی عظیم آغاز میشود: کنت کنتینی در پی سرقت یک میلیارد دلار طلاست تا اقتصاد جهان را به آشوب بکشاند.
سازمان آیس، مت هلم را برای خنثیکردن نقشهٔ او به میدان میفرستد و مأموریت، زمینهٔ سفر، تعقیب، رویارویی با عوامل دشمن و برخورد با شخصیتهای رنگارنگ را فراهم میکند. طرح در ظاهر ظرفیت یک ماجرای پرتعلیق را دارد، اما فیلم کمتر از آن ظرفیت برای ساختن کشمکش بهره میگیرد. دشواری اصلی، ضعف ایدهٔ مرکزی نیست؛ نحوهٔ پیوند رویدادهاست.
« از این رو، سنجیدن فیلم با معیارهای یک تریلر جاسوسی پرتنش چندان منصفانه نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاه حس میشود روایت فقط رشتهای از موقعیتهای نمایشی است که برای رساندن شخصیتها به تعقیب یا شوخی بعدی کنار هم قرار گرفتهاند. تهدید مالی و سیاسی، با آنکه ابعادی جهانی دارد، بهندرت به نیرویی ملموس بدل میشود. در نتیجه، مخاطب کمتر نگران سرنوشت مأموریت میشود و بیشتر منتظر حرکت بعدی فیلم در بازی با لحن و ظاهر است.
این بیاعتنایی به تعلیق با هدف کمدی جاسوسی سازگار است، اما وقتی داستان بهتنهایی کشش چندانی ندارد، سبکبالبودن نیز گاهی به سستی نزدیک میشود. مت هلم و بازی Dean Martin Dean Martin بیش از آنکه نقش مأمور مخفیای باورپذیر را ایفا کند، صورت سینمایی همان شخصیت عمومیِ خوشگذران، خونسرد و مطمئن بهنفس خود را به فیلم میآورد.
او لازم نیست برای مت هلم هویتی پیچیده بسازد؛ کافی است با مکثها، نگاههای بازیگوش و بیخیالی مشهورش، به او جان بدهد. این حضور، در بهترین لحظهها، نوعی طنز شخصیتی میآفریند: مردی در دل خطر که گویی هیچچیز آنقدر مهم نیست که آرامش و آسودگیاش را برهم بزند. اما همین تکیه بر جذابیت ستاره، محدودیتی هم ایجاد میکند.
هلم کمتر از آنکه شخصیت باشد، مرکز ثقل نمایش است؛ دیگران و رویدادها اغلب برای فراهمکردن فرصتی تازه جهت خودنمایی او گرد میآیند. شوخیهای مربوط به زنبارگی و بیاعتنایی عاطفیاش، که در زمانهٔ خود بخشی از تصویر مردانهٔ این مجموعه بود، امروز ممکن است فرسوده یا حتی ناخوشایند به نظر برسد.
« تهدید مالی و سیاسی، با آنکه ابعادی جهانی دارد، بهندرت به نیرویی ملموس بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در چنین لحظههایی بهجای آنکه فاصلهای انتقادی با قهرمانش بسازد، به همان فرمول آشنا بسنده میکند. زنان فیلم: جذابیت، بازیگوشی و کمبود عاملیت شخصیتهای زن از مهمترین اجزای هویت دیداری و کمدی اثرند. Sharon Tate در نقش Freya Carlson، با آمیزهای از شوخطبعی و دستوپاچلفتیبودنِ ظاهری، به فیلم سبکی و تحرک میدهد.
حضور او در برابر خونسردی هلم، تضادی کمیک میسازد و برخی از زندهترین لحظههای فیلم از همین ناهمخوانی نیرو میگیرند. Tate توانایی خود را در کمدی سبک نشان میدهد، هرچند نقش او در چارچوبی نوشته شده که مجال چندانی برای شخصیتپردازی عمیق یا عاملیت مستقل فراهم نمیکند. Elke Sommer، Nancy Kwan و Tina Louise نیز به جهان فیلم رنگ میافزایند، اما نقشهایشان غالباً میان اغواگری، خطر و نمایش ظاهری تقسیم شده است.
این انتخاب با سنت فیلمهای جاسوسی آن دوره پیوند دارد؛ سنتی که زنان را همزمان بهصورت همراه، تهدید و عنصر تزئینی به کار میگرفت. امروز این محدودیت آشکارتر دیده میشود. حتی هنگامی که فیلم به زنان امکان کنش میدهد، نگاه آن همچنان بیش از آنکه بر انگیزهها و تصمیمهای آنان مکث کند، بر حضور چشمنوازشان تکیه دارد.
اکشن، مبارزه و مسئلهٔ باورپذیری فیلم برای حفظ جنبوجوش خود به تعقیبوگریزها، زدوخوردها، انفجارها و ابزارهای جاسوسی متوسل میشود. این صحنهها در بهترین حالت، ریتم را از رخوت دور میکنند و به جهان اثر حس بازیگوشانهای میبخشند؛ گویی خرابکاری و آشوب نیز بخشی از شوخی بزرگ فیلم با قهرمانان جاسوسی است.
« فیلم در چنین لحظههایی بهجای آنکه فاصلهای انتقادی با قهرمانش بسازد، به همان فرمول آشنا بسنده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در بخشهایی که مت هلم با موقعیتهای غیرمنتظره روبهرو میشود، حرکت و هیاهو جای خالی تعلیق روایی را تا حدی پر میکند. بااینحال، طراحی مبارزهها همواره متقاعدکننده نیست. ضربهها گاه فاقد وزن و اثر جسمانیاند و تدوین یا اجرای صحنهها فاصلهٔ میان بازیگران را پنهان نمیکند. حضور Bruce Lee در مقام مشاور کاراته، برای تاریخ تولید فیلم جالبتوجه است، اما بهخودیخود ضعفهای اجرا را برطرف نمیسازد.
اکشن فیلم بیشتر از آنکه مخاطب را درگیر واقعگرایی کند، دعوتی است به پذیرش قراردادهای اغراقآمیز کمدی جاسوسی؛ قراردادی که برای برخی تماشاگران لذتبخش و برای برخی دیگر خندهآور خواهد بود. رنگ، مد و موسیقی؛ جهانِ «شیکبودن» یکی از نقاط قوت ماندگار فیلم، حالوهوای بصری آن است. لباسها، دکورها و آرایش صحنه، تصویری فشرده از خیال جمعی دههٔ شصت دربارهٔ جاسوسی میسازند: جهانی بینالمللی، براق، رنگارنگ و سرشار از نمایش.
فیلم در پی بازسازی واقعیت نیست؛ میخواهد سبک را به رخ بکشد. همین رویکرد باعث میشود حتی وقتی قصه از حرکت میایستد، قابها همچنان جذابیتی نوستالژیک داشته باشند. موسیقی Hugo Montenegro نیز در خدمت همین فضای سرزنده و نمایشی قرار میگیرد. بااینحال، جلوهگری بصری گاهی به پوششی برای کمبودهای دیگر بدل میشود.
زیباییِ لباسها و فضاها نمیتواند بهتنهایی رابطهای عمیق میان شخصیتها بسازد یا دسیسهای کمجان را پرتعلیق کند. فیلم در این زمینه صادقانهتر از آن است که وانمود کند چیزی جز سرگرمی میخواهد: تماشاگر را به گردش در ویترین پرزرقوبرق خود دعوت میکند و انتظار دارد همان تماشا، لذت اصلی باشد.
« بااینحال، طراحی مبارزهها همواره متقاعدکننده نیست. »
قوتها و کاستیها
کمدی؛ میان هجو و تاریخگذشتگی کمدی «The Wrecking Crew» عمدتاً از تقابل خطر واقعی با بیخیالی هلم، اغراق در رفتار شخصیتها و شوخیهای مبتنی بر جذابیتهای جسمانی شکل میگیرد. این رویکرد در لحظههایی که فیلم خود را جدی نمیگیرد، کارآمد است؛ زیرا اجازه میدهد رخدادهای نامحتمل بهجای آنکه خطاهای منطقی به نظر برسند، جزئی از بازی باشند.
اثر از همان ابتدا به مخاطب میفهماند که قرار نیست جهان جاسوسی را با واقعگرایی یا اضطراب روانشناختی بازنمایی کند. اما لحن واحدی که این جهان را منسجم نگه میدارد، همیشه به دست نمیآید. بعضی شوخیها تکراریاند و بعضی دیگر به بازی اغراقشدهای متکیاند که امروز بیش از هر چیز نشاندهندهٔ فاصلهٔ زمانی فیلم با تماشاگر است.
طنز زنستیزانه و تصویر مردانهٔ هلم نیز اکنون چندان بیدردسر پذیرفته نمیشود. بنابراین کمدی فیلم همزمان دو کار میکند: از یکسو جذابیت دورهای اثر را حفظ میکند و از سوی دیگر، تاریخمصرف برخی از عادتهای آن دوره را آشکار میسازد. جایگاه اثر در مجموعه و میراثش «The Wrecking Crew» آخرین فیلم از مجموعهٔ مت هلم است و میتوان آن را همچون واپسین بازگشت به فرمولی دانست که جذابیتش به حضور Dean Martin و فضای خاص زمانه وابسته بود.
فیلم برای دوستداران این مجموعه، ارزش تماشای بازیگران و حالوهوای دوره را دارد؛ بهویژه آنکه Sharon Tate در نقشی کمیک و سبکبال دیده میشود و Nigel Green نیز در مقام کنت کنتینی، چهرهای مناسب برای شرارت نمایشی فیلم فراهم میآورد. فیلم همچنین در حاشیهٔ تاریخ سینما یادآور حضور Bruce Lee در پشت صحنه و حضور کوتاه Chuck Norris در یکی از نقشهای کوچک است.
« اما لحن واحدی که این جهان را منسجم نگه میدارد، همیشه به دست نمیآید. »
جمعبندی
بااینهمه، اثر را دشوار میتوان نقطهٔ اوج مجموعه دانست. داستان کمجان، اکشن ناهموار و شوخیهایی که گاه از مرز بازیگوشی میگذرند، مانع از آن میشوند که فیلم بهعنوان یک ماجرای جاسوسی مستقل و محکم عمل کند. ارزش آن بیشتر در ترکیب بازی ستارهای، سبک بصری و نشانههای فرهنگی زمانه نهفته است؛ ترکیبی که با وجود کاستیها، هویتی مشخص و قابلشناسایی به فیلم میدهد.
جمعبندی «The Wrecking Crew» اثری است که باید با قراردادهای خودش تماشا شود: نه بهعنوان تریلری دقیق و پرتعلیق، بلکه بهمثابهٔ کمدی جاسوسی رنگارنگی که جذابیتش را از خونسردی Dean Martin، حضور بازیگران زن، زرقوبرق دههٔ شصت و حرکت پیوستهٔ موقعیتها میگیرد. فیلم در روایت و اجرای اکشن ضعف دارد و بخشی از شوخیهایش امروز فرسوده به نظر میرسند؛ بااینحال، سبک خاص و روح سرخوشش آن را به سندی سرگرمکننده از ذائقهٔ سینمای عامهپسند آن دوره بدل میکند.
ارزش تماشایش بیش از آنکه در غافلگیری داستان باشد، در مشاهدهٔ چگونگی آمیختن جاسوسی، ستارهمحوری و کمدیِ بیتکلف است.
« بااینهمه، اثر را دشوار میتوان نقطهٔ اوج مجموعه دانست. »



ثبت دیدگاه