نقد و بررسی
نقد گربه وحشی (The Wildcat) | 1921
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آشوبی به نام کمدی «The Wildcat» یا «Die Bergkatze»، ساختهٔ ارنست لوبیچ در سال ۱۹۲۱، کمدی صامتِ عاشقانهای است که از همان آغاز، قواعد واقعگرایی را به کناری میزند و جهانش را بر پایهٔ اغراق، بازیگوشی و هرجومرج بنا میکند. داستان، ستوان الکسیس را دنبال میکند؛ افسر خوشچهره و دلفریفتهای که به دژی دورافتاده در کوهستان فرستاده میشود و در مسیر، به دام گروهی راهزن میافتد.
اما آنچه از این موقعیت ساده پدید میآید، نه ماجرایی نظامی و پرتعلیق، بلکه جدالی عاشقانه و کمیک میان دو شخصیت سرکش است: الکسیس و ریشکا، دختر جسور سردستهٔ راهزنان. فیلم از این برخورد برای برهمزدن نظم نظامی، مناسبات عاشقانه و حتی منطق معمول روایت بهره میگیرد. لوبیچ بهجای آنکه طنز را تنها در گفتوگوها یا شوخیهای پراکنده بجوید، تمام جهان فیلم را به صحنهای برای بازی بدل میکند.
دژ، اردوگاه راهزنان و مسیرهای کوهستانی، هر یک میدان تازهای برای تعقیب، فریب و وارونهشدن موقعیتها میشوند. در این جهان، هیچ اقتداری کاملاً استوار نیست و هیچ عاشقانهای از آشفتگی مصون نمیماند. تماشاگر قرار نیست در پی تصویری باورپذیر از زندگی سربازان یا راهزنان باشد؛ دعوت شده است تا با قواعد نمایشی و خیالپردازانهٔ فیلم همراه شود.
هجو نظم نظامی یکی از هدفهای اصلی طنز فیلم، انضباط و سلسلهمراتب نظامی است. دژ کوهستانی، که ظاهراً باید نماد اقتدار و نظم باشد، در عمل به مکانی برای سوءتفاهم و رفتارهای مضحک بدل میشود. فرماندهان و سربازان بیش از آنکه به هیبت نهاد نظامی شباهت داشته باشند، بازیگرانی گرفتار در تشریفات و عادتهای خود هستند.
« فیلم از این برخورد برای برهمزدن نظم نظامی، مناسبات عاشقانه و حتی منطق معمول روایت بهره میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ورود الکسیس نیز بهجای آنکه نظم تازهای به همراه آورد، زمینهٔ آشوبهای بیشتر را فراهم میکند. این هجو، لزوماً خطابهای سیاسی نیست؛ فیلم از راه کمدی و اغراق، پوچیِ بخشی از تشریفات را آشکار میسازد. یونیفورم و درجه، بهجای آنکه شخصیتها را جدیتر جلوه دهند، گاه به ابزار طنز تصویری تبدیل میشوند.
فاصلهٔ میان هیبت رسمی و ضعفها یا میلهای شخصی، سرچشمهٔ بخش مهمی از خندههای فیلم است. چنین رویکردی با فضای گروتسک اثر سازگار است: جهان نظامی نه واقعیتی استوار، بلکه صحنهای برای نمایش تناقضهاست. ریشکا؛ نیروی محرک فیلم حضور ریشکا، با بازی پرانرژی پولا نگری، به فیلم مرکز ثقل و ضرباهنگ میبخشد.
او شخصیتی نیست که صرفاً در برابر الکسیس واکنش نشان دهد؛ ابتکار عمل را در دست میگیرد، قواعد مردانهٔ محیط را به بازی میگیرد و هر بار که گمان میرود موقعیتی تثبیت شده، آن را بههم میزند. جسارت و سرزندگی او، در کنار ظاهر و رفتار نامتعارفش، ریشکا را به نیرویی بدل میکند که روایت را پیش میراند.
نگری برای ایفای نقش به ظرافتهای آرام و کمتحرک بسنده نمیکند. بازی او آشکارا جسمانی و پرجنبوجوش است: حالات چهره، حرکات تند و رفتارهای نمایشی، حتی در سکوت، مقصود و طبع شخصیت را منتقل میکنند. این اغراق با منطق فیلم هماهنگ است و به ریشکا کیفیتی نزدیک به قهرمانان افسانهای و شخصیتهای کارتونی میدهد؛ اما او صرفاً یک کاریکاتور نیست.
« ورود الکسیس نیز بهجای آنکه نظم تازهای به همراه آورد، زمینهٔ آشوبهای بیشتر را فراهم میکند. »
شخصیتها و اجرا
استقلال و شورش او در برابر قواعد، به شخصیت جذابیتی میبخشد که از شوخیهای موقعیتی فراتر میرود. الکسیس و بازی عاشقانه الکسیس در برابر ریشکا، ترکیبی از خودپسندی، آراستگی و آسیبپذیری است. او پیش از آنکه با دنیای خشن و بیقاعدهٔ راهزنان روبهرو شود، خود را در نقش افسر خوشاقبال و دلربا میبیند.
برخورد با ریشکا این تصویر را بههم میریزد: او دیگر صاحب اختیار کامل موقعیت نیست و باید در بازیای شرکت کند که قواعدش را طرف مقابل تعیین میکند. همین وارونگی، سرچشمهٔ بخش مهمی از کشش میان آن دو است. رابطهٔ این زوج بیشتر بر کشمکش و جذب متقابل استوار است تا بر گفتوگوی عمیق یا تحول روانشناختی.
تماشاگر از خلال تعقیبها و مواجهههای پیاپی درمییابد که خصومت و دلبستگی در این رابطه از هم جدا نیستند. بااینحال، شتاب روایت گاه مانع شکلگیری پیوندی باورپذیرتر میشود. بازیگوشی عاشقانهٔ فیلم سرگرمکننده است، اما برای مخاطبی که انتظار دارد رابطهها از مسیر انگیزهها و تغییرات تدریجی رشد کنند، ممکن است کممایه به نظر برسد.
تصویر، طراحی صحنه و خیال هویت بصری «The Wildcat» یکی از برجستهترین ویژگیهای آن است. طراحی صحنهها بهجای بازسازی طبیعی یک دژ و اردوگاه کوهستانی، فضایی افسانهای و ساختگی میآفریند؛ گویی شخصیتها در قصهای مصور یا نمایشی گروتسک زندگی میکنند. دژ و محیط پیرامونش با همین کیفیت خیالانگیز، از مکانهای صرفاً داستانی فراتر میروند و بخشی از شوخی و لحن فیلم میشوند.
« استقلال و شورش او در برابر قواعد، به شخصیت جذابیتی میبخشد که از شوخیهای موقعیتی فراتر میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لوبیچ همچنین از قاببندیهای نامعمول و تغییر شکل محدودهٔ تصویر برای تقویت حس بازی و ساختگیبودن جهان بهره میبرد. قابهای بیضی، مورب یا دندانهدار، نگاه تماشاگر را به شکلی تازه هدایت میکنند و به صحنهها حالتی تزئینی میبخشند. این انتخابها ممکن است برای بینندهای که انتظار تصویری طبیعی و یکدست دارد، غریب جلوه کنند؛ اما در منطق اثر، همین تصنع آگاهانه است که به فیلم امضایی دیداری میدهد.
تصویر نه پنجرهای خنثی به واقعیت، بلکه بخشی از کمدی و بازی فیلم است. ریتم و محدودیتهای طنز سرعت بالای فیلم، از عوامل اصلی انرژی آن است. موقعیتها پیدرپی عوض میشوند و هر برخورد میتواند به زنجیرهای تازه از تعقیب، فریب یا سوءتفاهم بینجامد. این انباشت شوخیها، بهویژه در بخشهایی که فیلم از منطق واقعگرایانه فاصله میگیرد، حس آزادی و رهایی ایجاد میکند.
«The Wildcat» میخواهد تماشاگر را در دل آشوب خود نگه دارد، نه آنکه با مکثهای طولانی فرصت تحلیل روانی شخصیتها را فراهم کند. اما همین ویژگی گاه به محدودیت بدل میشود. وقتی اغراق و شوخی تقریباً بیوقفه ادامه مییابد، برخی موقعیتها تازگی اولیهٔ خود را از دست میدهند و ریتم پرشتاب به تکرار نزدیک میشود.
فیلم همیشه میان خلاقیت و زیادهروی تعادل برقرار نمیکند؛ بخشهایی از آن چنان بر شدت و شلوغی تکیه دارند که خنده جای خود را به خستگی میدهد. این ناهماهنگی، بیش از آنکه حاصل ضعف یک شوخی خاص باشد، از تصمیم کلی اثر برای ادامهدادن بازی حتی پس از فرسودهشدن بعضی ایدهها ناشی میشود. قصه، شخصیتهای فرعی و مناسبات عاطفی داستان در خدمت خلق موقعیتهای کمیک است و در بسیاری از لحظات، پیوند میان صحنهها از پیوستگی علتومعلولی مهمتر میشود.
« تصویر نه پنجرهای خنثی به واقعیت، بلکه بخشی از کمدی و بازی فیلم است. »
قوتها و کاستیها
شخصیتهای فرعی نیز بیش از آنکه صاحب مسیرهای مستقل و پیچیده باشند، نقشهایی در ماشین آشوب فیلم ایفا میکنند. این رویکرد با ساختار گروتسک اثر سازگار است، اما باعث میشود برخی روابط ناگهانی یا کمزمینه به نظر برسند. پیوند ریشکا با پپو، برای نمونه، ظرفیت عاطفی بیشتری دارد، ولی فیلم فرصت کافی برای پرورش آن فراهم نمیکند.
همین شتاب در جمعکردن مناسبات عاشقانه نیز نمود پیدا میکند. فیلم بهجای آنکه پایان روابط را از دل دگرگونیهای روشن شخصیتها بیرون بیاورد، به راهحلهای آشناتر و سریعتر نزدیک میشود. در نتیجه، مسیر عاطفیِ داستان برای بخشی از مخاطبان قابلپیشبینی یا کمباور خواهد بود. بااینحال، این کاستیها را باید در نسبت با هدف اصلی فیلم سنجید: «The Wildcat» بیش از آنکه بخواهد رسالهای دربارهٔ عشق بنویسد، قصد دارد عاشقانه را به بازیای پرتحرک و بیقرار تبدیل کند.
جایگاه و تجربهٔ تماشا این اثر از آن دسته کمدیهایی است که سبک و جهان ویژهاش را آشکارا بر پیروی از ذائقهٔ متعارف ترجیح میدهد. تماشای آن مستلزم پذیرش میزان قابلتوجهی از تصنع، اغراق و بیقاعدگی است. اگر مخاطب با چنین قراردادهایی همراه شود، فیلم پاداشش را با لحظات بصری خلاقانه، انرژی بازیگران و طنزی متفاوت میدهد؛ اگر هم پیوستگی داستانی و ظرافت واقعگرایانه را معیار اصلی قرار دهد، احتمالاً با بخشهایی از آن فاصله خواهد گرفت.
ارزش فیلم در این نیست که همهٔ عناصرش به یک اندازه موفقاند. نقطهٔ قوتش، جسارت در ساختن جهانی مستقل و بهرهگیری از امکانات سینمای صامت برای کمدیِ تصویری است؛ نقطهٔ ضعفش، ناتوانی گاهبهگاه در مهار همان انرژی و فراهمکردن زمینهٔ کافی برای روابط عاطفی است. از این رو، فیلم بیش از یک روایت عاشقانهٔ منظم، تجربهای سبکی و دیداری است: نمایشی سرکش که نظم نظامی، آداب اجتماعی و حتی انتظارهای معمول از داستان را به بازی میگیرد.
« شخصیتهای فرعی نیز بیش از آنکه صاحب مسیرهای مستقل و پیچیده باشند، نقشهایی در ماشین آشوب فیلم ایفا میکنند. »
جمعبندی
جمعبندی «The Wildcat» فیلمی پرشور، خیالانگیز و عامدانه نامتعارف است؛ اثری که در آن کمدی از دل حرکت، اغراق و وارونهکردن اقتدار زاده میشود. پولا نگری با حضوری نافذ و پرانرژی، ریشکا را به قلب تپندهٔ فیلم بدل میکند و طراحی صحنه و قاببندیهای خیالپردازانه، جهانی میسازند که از واقعیت روزمره فاصله دارد.
در برابر این دستاوردها، شوخیهای گاه تکراری، روابط کمزمینه و جمعبندی عاطفیِ نهچندان متقاعدکننده قرار دارند. بااینهمه، فیلم را میتوان به سبب آزادی فرمی و جسارت طنزش به یاد سپرد: کمدیای که کمتر در پی آرامکردن مخاطب است و بیشتر میخواهد او را در آشوب شیرین و بیمهار خود شریک کند.
« در برابر این دستاوردها، شوخیهای گاه تکراری، روابط کمزمینه و جمعبندی عاطفیِ نهچندان متقاعدکننده قرار دارند. »
ثبت دیدگاه