نقد و بررسی
نقد The Widow Couderc | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فضایی آرام که از آغاز ناآرام است «بیوهٔ کودرک» ساختهٔ Pierre Granier-Deferre، اقتباسی از رمانی به همین نام نوشتهٔ Georges Simenon است؛ فیلمی که در ظاهر با ورود مردی جوان و سرگردان به مزرعهٔ زنی بیوه آغاز میشود، اما خیلی زود روشن میکند که موضوعش صرفاً شکلگیری یک رابطهٔ نامتعارف نیست.
اینجا خانه و مزرعه، پناهگاهی دور از جهان نیستند؛ قلمروییاند که هر رابطه در آن با مالکیت، وابستگی، نیاز و تهدید درهم میآمیزد. فیلم با تکیه بر همین فضای محدود، از چند شخصیت و چند مناسبات خانوادگی، تصویری تلخ از میل به رهایی و دشواریِ بهدستآوردن آن میسازد. روایت؛ تنش زیر سطح روزمرگی فیلم بهجای آنکه از همان ابتدا بر حادثههای بزرگ تکیه کند، تنش را آهسته و از دل موقعیتهای معمولی میپرورد.
ورود Jean به زندگی Tati Couderc، بیوهای که ادارهٔ مزرعه را بر دوش میکشد، تعادلی شکننده پدید میآورد. رابطهٔ آن دو بهسرعت در محدودهٔ احساسات ساده یا تعریفهای آشنا نمیگنجد: هر یک چیزی از دیگری میخواهد، اما این خواستهها لزوماً هممعنا نیستند. در کنار این پیوند، کشمکش بر سر خانه و جایگاه خانوادگی، و حضور Félicie، خواهرزادهٔ جوان، روابط را پیچیدهتر میکند.
امتیاز روایت در این است که تضادهای عاطفی و خانوادگی را از یکدیگر جدا نمیکند. علاقه، حسادت، نیاز اقتصادی و رقابت بر سر زمین، همزمان بر رفتار شخصیتها سایه میاندازند. از همین رو، مزرعه تنها محل وقوع داستان نیست؛ ساختاری است که مناسبات قدرت را شکل میدهد و آدمها را به یکدیگر وابسته نگه میدارد.
« ورود Jean به زندگی Tati Couderc، بیوهای که ادارهٔ مزرعه را بر دوش میکشد، تعادلی شکننده پدید میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم حتی وقتی از حادثهای آشکار فاصله میگیرد، با همین وابستگیها تعلیقی کمصدا میسازد. شخصیتها؛ نزدیکی بدون آسودگی Tati شخصیتی استوار و سختجان دارد، اما استواری او به معنای مصونبودن از تنهایی نیست. او در کار و ادارهٔ زندگی مهارت دارد و نمیخواهد اختیار خانهاش را به دیگری واگذار کند؛ با این همه، میل به همراهی و صمیمیت در او حضوری انکارناپذیر دارد.
فیلم این دو وجه را در کنار هم نگه میدارد و از تبدیلکردن او به تصویری یکسویه از زن مقتدر یا زن درمانده پرهیز میکند. در بازی Simone Signoret، خشم و گرما، قاطعیت و آسیبپذیری، بیآنکه به توضیحهای مستقیم نیاز داشته باشند، در نگاهها و مکثها آشکار میشوند. Jean در برابر او کمحرف و دشوارخوان است.
سکوتش هم میتواند نشانهٔ احتیاط باشد و هم وسیلهای برای پنهانماندن؛ در نتیجه تماشاگر ناچار است رفتار او را از خلال کنشهای روزمره و واکنش دیگران بسنجد. Alain Delon با حضوری خویشتندار، جذابیت ظاهری شخصیت را به رازآلودگیِ آرامی پیوند میزند. با این حال، گذشته و انگیزههای Jean بهاندازهای روشن نمیشوند که ابهام همیشه به عمق روانشناختی بدل شود.
برخی پرسشها در فیلم عمداً یا ناخواسته بیپاسخ میمانند و این کاستی، گاه فاصلهای میان تماشاگر و شخصیت ایجاد میکند. بازیها و رابطهٔ سهگانه یکی از پایههای اصلی فیلم، کیفیت بازیها و توانایی بازیگران در انتقال احساسات متناقض است. Signoret و Delon رابطهای را میسازند که نه بر اعترافهای پرشور، بلکه بر سکوت، عادت و کشمکشهای کوچک استوار است.
« فیلم حتی وقتی از حادثهای آشکار فاصله میگیرد، با همین وابستگیها تعلیقی کمصدا میسازد. »
شخصیتها و اجرا
نزدیکی آنها همزمان میتواند آرامشبخش و ناپایدار باشد؛ گویی هر لحظه امکان دارد یکی از طرفین در برابر دیگری عقبنشینی کند یا خواستهای را آشکار سازد که تا آن زمان پنهان نگه داشته است. ورود Félicie این توازن را برهم میزند، اما نقش او تنها ایجاد رقابت عاطفی نیست. حضورش نشان میدهد که هر شخصیت چگونه در پی یافتن جایگاهی برای خود است و چگونه میل میتواند با بیتجربگی، فرصتطلبی یا آسیبپذیری درآمیزد.
Ottavia Piccolo این شخصیت را با رفتاری زنده و گاه پیشبینیناپذیر اجرا میکند. مثلث شکلگرفته میان این سه نفر، بهجای آنکه به یک ملودرام متعارف محدود شود، پرسشهایی دربارهٔ قدرت، رضایت و نابرابری در روابط پیش میکشد؛ هرچند فیلم همیشه برای کاوش کامل این پرسشها مکث نمیکند. فضا و تصویر؛ روستا بهمثابه نیروی فشار فضای روستایی فیلم در نگاه نخست آرام و باز به نظر میرسد، اما این آرامش بیش از آنکه نوید آزادی باشد، نوعی انزوای فشرده را پدید میآورد.
کانال، مزرعه و خانه، جهان فیلم را به مکانی محدود بدل میکنند که در آن نگاه و داوری دیگران بهسادگی از شخصیتها جدا نمیشود. دوری از شهر به معنای رهایی از اجتماع نیست؛ برعکس، زندگی روزانه و روابط خویشاوندی چنان در هم تنیدهاند که هر اختلاف شخصی میتواند به نزاعی بر سر مالکیت و آبرو بدل شود.
فیلم از این مکانها برای ساختن لحنی دوگانه بهره میگیرد: چشماندازها میتوانند دلپذیر و آرام باشند، اما درون آنها احساس محصوربودن جریان دارد. کار مزرعه و تکرار روزمرگی نیز به ریتمی کند و ملموس شکل میدهد؛ ریتمی که در هماهنگی با خستگی و سماجت شخصیتهاست. موسیقی Philippe Sarde و فضای تصویری اثر، بهجای آنکه تنش را پیوسته برجسته کنند، به تلخیِ زیرپوستی آن یاری میرسانند.
« ورود Félicie این توازن را برهم میزند، اما نقش او تنها ایجاد رقابت عاطفی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، محیطی است که زیباییاش هرگز به آسودگی کامل تبدیل نمیشود. ریتم؛ فضیلت و محدودیت کندی فیلم انتخابی فرمی است و با جهان شخصیتهایی سازگار میماند که زندگیشان در کار، عادت و انتظار میگذرد. این مکثها فرصت میدهند جزئیات رابطهٔ Tati و Jean دیده شوند و تغییر فضا میان آنها، پیش از آنکه به کلام بدل شود، در رفتارشان حس شود.
به این معنا، کمشتابی فیلم بخشی از روش آن برای ساختن تنش است، نه صرفاً نبود حادثه. اما این انتخاب همیشه یکدست موفق نیست. بخشهای ابتدایی ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار پیشرفت سریع داستان دارند، کشدار به نظر برسد. بعضی اطلاعات دربارهٔ Jean دیر یا مبهم عرضه میشوند، و در مواردی سکوت فیلم بیش از آنکه کنجکاوی برانگیزد، خلأ باقی میگذارد.
همچنین شخصیتهای فرعی و زمینهٔ اختلاف خانوادگی گاه بیشتر کارکرد روایی دارند تا آنکه بهطور کامل به زندگی مستقل خود دست یابند. بنابراین فیلم از تماشاگر صبر میطلبد، اما همهٔ این صبر را با پاسخ یا تحول همسنگ جبران نمیکند. مضمونها؛ مالکیت، میل و وابستگی در پس داستان رابطهای نامتعارف، فیلم به این پرسش میپردازد که آدمها در چه زمانی به یکدیگر نزدیک میشوند و چه چیزی این نزدیکی را پایدار یا ناپایدار میکند.
در این جهان، عاطفه از نیازهای مادی جدا نیست: خانه، کار و زمین بر تصمیمهای شخصی اثر میگذارند و گاه مرز میان عشق و منفعت را تیره میکنند. Tati برای حفظ آنچه ساخته میجنگد؛ Jean در جستوجوی امکانی برای ماندن یا گریز است؛ Félicie نیز با حضورش نشان میدهد که میل به انتخاب، در محیطی محدود، میتواند پیامدهایی ناخواسته داشته باشد.
« حاصل، محیطی است که زیباییاش هرگز به آسودگی کامل تبدیل نمیشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم داوری قطعی و سادهای دربارهٔ شخصیتهایش عرضه نمیکند. این امتناع، از یک سو به اثر پیچیدگی میبخشد و اجازه میدهد تماشاگر میان همدلی و دلنگرانی در نوسان بماند؛ از سوی دیگر، گاهی به ابهامی میانجامد که انگیزههای بعضی رفتارها را کمرمق میکند. با این همه، همین ناتمامی با نگاه تلخ فیلم به زندگی سازگار است: آدمها ممکن است بیش از آنکه یکدیگر را بفهمند، به هم نیاز داشته باشند.
جمعبندی «بیوهٔ کودرک» درامی کمهیاهو و تلخ است که نیروی خود را از بازیهای سنجیده، فضای روستاییِ محصور و مناسبات عاطفیِ ناپایدار میگیرد. فیلم بهخوبی تنش خانوادگی و میل شخصی را در یک جهان کوچک به هم میدوزد و با حضور Signoret و Delon، رابطهای میسازد که جذابیتش از تضاد و تردید میآید، نه از رمانتیسم ساده.
ریتم کند و ابهام دربارهٔ گذشتهٔ Jean ممکن است مانع ارتباط برخی تماشاگران با اثر شود؛ بااینحال، برای بینندهای که به درامهای شخصیتمحور و تأملبرانگیز علاقه دارد، این سکونِ آکنده از کشمکش، تجربهای ماندگار فراهم میآورد.
« فیلم داوری قطعی و سادهای دربارهٔ شخصیتهایش عرضه نمیکند. »
ثبت دیدگاه