نقد و بررسی
نقد The Who: The Kids Are Alright | 1979
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی به هیئت کنسرت «The Kids Are Alright» بیش از آنکه زندگینامهای خطی از گروه دِ هو باشد، تجربهای سینمایی از تماشای خود گروه است: اجرایی پرصدا، پرتحرک و کمی پیشبینیناپذیر که گاه به تاریخ موسیقی سرک میکشد و دوباره به صحنه بازمیگردد. فیلم با کنار هم نشاندن اجراهای زنده، تصاویر آرشیوی و گفتوگوها، مسیر گروه را از سالهای آغازین تا اواخر دههٔ هفتاد دنبال میکند؛ اما مقصودش تنظیم یک گزارش جامع و منظم نیست.
ارزش اصلی آن در نزدیککردن تماشاگر به نیرویی است که دِ هو را از یک گروه موسیقی به پدیدهای صحنهای بدل میکرد: صدای سهمگین، حضور بدنی اعضا و حسی از آشوب که در هر لحظه ممکن است از قاب بیرون بزند. فرم روایی و منطق تدوین فیلم جف استاین بهجای آنکه با صدای راوی مسیر تاریخ را توضیح دهد، از خود مواد تصویری و صوتی برای پیشبردن روایت بهره میگیرد.
قطعات اجرا، مصاحبهها، لحظههای شوخطبعانه و نماهایی از حضور گروه در تلویزیون کنار یکدیگر قرار میگیرند و کمکم پرترهای چندوجهی میسازند. این روش به فیلم ضرباهنگی زنده میدهد؛ انگار تماشاگر نه در حال مطالعهٔ یک پروندهٔ تاریخی، بلکه در حال ورقزدن حافظهای پرهیاهو از گروه است. تدوین، بهویژه در رفتوآمد میان اجرا و گفتوگو، از مهمترین ابزارهای فیلم است.
ترانهها صرفاً میانپردههایی موسیقایی نیستند؛ هرکدام بخشی از شخصیت گروه را آشکار میکنند و با تصاویر پیرامونیشان معنایی تازه مییابند. در عین حال، همین ساختار آزاد گاهی به قیمت پیوستگی تمام میشود. جهش میان دورهها چنان سریع است که ممکن است مخاطبِ ناآشنا نتواند همیشه نسبت میان تغییرات هنری و تحول اعضا را دریابد.
« تدوین، بهویژه در رفتوآمد میان اجرا و گفتوگو، از مهمترین ابزارهای فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم کمتر میکوشد این فاصلهها را با توضیح تاریخی پر کند و بیشتر به نیروی خود تصاویر اعتماد دارد. اجراهایی که به تصویر جان میدهند بزرگترین دستاورد فیلم در ثبت اجراهای زنده است. دوربین تنها به گرفتن نمایی کلی از صحنه بسنده نمیکند؛ حرکت، تماس و واکنش متقابل اعضا را نیز دنبال میکند.
راجر دالتری در قامت خوانندهای پرصلابت، پیت تاونزند با حرکات نمایشی گیتار، جان انتویسل با خونسردی ظاهریاش و کیت مون پشت درامها، هر یک حضوری متمایز دارند. حاصل، تصویری از گروهی است که موسیقیاش را نه فقط مینوازد، بلکه با تمام بدن اجرا میکند. این اجراها حس حضور در میان جمعیت کنسرت را برمیانگیزند، بیآنکه فیلم ناچار باشد تماشاگر را به یک روایت احساسی از پیشساخته سوق دهد.
شور صحنه از خود صدا و رفتار اعضا برمیخیزد. دوربین، گاه با قاببندیهای نزدیک و گاه با ثبت آشفتگی جمعی، اجازه میدهد انرژی خام گروه بیواسطه منتقل شود. در این میان، جنبهٔ نمایشی و حتی ویرانگر اجراها نیز بخشی از زبان فیلم میشود؛ شکستن سازها یا انفجار ناگهانی صحنه صرفاً جلوههایی برای هیجان نیستند، بلکه نشان میدهند دِ هو چگونه تصویر عمومی خود را از دلِ موسیقی و نمایش میساخت.
شوخی، آشوب و چهرهٔ انسانی گروه فیلم به اجراهای باشکوه محدود نمیماند. لحظههای پراکندهٔ گفتوگو و شیطنت، تعادل مناسبی در برابر جدیت و عظمت صحنه برقرار میکنند. اعضا گاه با شوخی و بیتکلفی ظاهر میشوند و همین لحظهها مانع از آن میشود که گروه در قالب اسطورهای دور از دسترس محصور بماند.
« فیلم کمتر میکوشد این فاصلهها را با توضیح تاریخی پر کند و بیشتر به نیروی خود تصاویر اعتماد دارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم بهجای آنکه تنها بر جایگاه تاریخی دِ هو تأکید کند، تصویری از آدمهایی عرضه میکند که در کنار مهارت موسیقاییشان، بازیگوش، نامتعارف و گاه خودویرانگرند. این انتخاب از نظر روایی اهمیت دارد. دِ هو در این مستند نه فقط بهعنوان مجموعهای از ترانههای مشهور، بلکه بهمثابه گروهی با خلقوخوی جمعی معرفی میشود.
شوخیها و رفتارهای عجیب، در کنار گفتوگوهای جدیتر، بخشی از همان نیروی بیقرار را میسازند که اجراها را چنین تماشایی میکند. بااینحال، این لحظهها اغلب کوتاهاند و فیلم کمتر میکوشد از دل آنها به تحلیل دقیق روابط اعضا یا تنشهای درونی گروه برسد. تماشاگر نشانههایی از پیچیدگی میبیند، اما پاسخ همهٔ پرسشهایش را دریافت نمیکند.
موسیقی بهمثابه روایت در «The Kids Are Alright»، موسیقی فقط موضوع فیلم نیست؛ خودِ موسیقی وظیفهٔ روایت را نیز بر عهده دارد. تغییر لحن و شیوهٔ اجرا، گذر زمان را محسوس میکند و بهجای شرح مفصل، تفاوت دورهها را از راه صدا و حضور صحنهای نشان میدهد. از لحظههای پرخاشگرانهتر تا قطعاتی با دامنهٔ نمایشی و عاطفی گستردهتر، فیلم به تماشاگر فرصت میدهد تحول گروه را با گوش و چشم تجربه کند.
این رویکرد بهویژه برای مخاطبی که از پیش با آثار دِ هو آشناست، پربار است؛ زیرا کنارهمنشینی اجراها امکان میدهد رابطهٔ میان ترانهها، شخصیت گروه و شیوهٔ اجرای آنها دیده شود. برای بینندهٔ تازهوارد نیز فیلم جذابیت حسی فراوانی دارد، اما گاه توضیح کافی دربارهٔ زمینهٔ تاریخی یا اهمیت یک لحظه ارائه نمیکند.
« تماشاگر نشانههایی از پیچیدگی میبیند، اما پاسخ همهٔ پرسشهایش را دریافت نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نتیجه، اثری است که در انتقال حس و حضور بسیار تواناست، اما در ساماندادن اطلاعات تاریخی چندان جامع و آموزشی عمل نمیکند. کیت مون و بار عاطفی تصویر حضور کیت مون در فیلم بُعدی عاطفی و تاریخی دارد، بیآنکه ساختار اثر را به مرثیهای آشکار تبدیل کند. ثبت اجرای او پشت درامها، با انرژی و آشوب خاصی که به صحنه میآورد، ارزش مستند را دوچندان میکند.
این تصاویر، بهویژه برای تماشاگر آگاه از جایگاه آن اجرا در زندگی گروه، معنایی فراتر از یک سند موسیقایی پیدا میکنند؛ اما فیلم از تحمیل احساسات پرهیز میکند و اجازه میدهد خودِ تصویر و موسیقی بار عاطفی را حمل کنند. این خویشتنداری هنری قابلتوجه است. فیلم کیت مون را نه به نمادی تراژیک تقلیل میدهد و نه حضورش را با توضیحهای پیاپی محاصره میکند.
او در قاب همان نوازندهٔ پرتحرک و غیرقابلمهاری است که نیروی گروه را شکل میداد. به همین دلیل، اهمیت تاریخی تصاویر در کنار ارزش اجراییشان باقی میماند: تماشاگر هم شاهد یک اجرای زنده است و هم با لحظهای روبهرو میشود که بعدها معنایی ویژه یافته است. محدودیتها و مخاطب فیلم نقطهضعف اصلی فیلم از همان روشی سرچشمه میگیرد که به آن تازگی میبخشد.
ساختار قطعهقطعه و مبتنی بر آرشیو، گاه گذار میان دورههای مختلف را شتابزده میکند. روایت برای مخاطبی که شناختی از تاریخ دِ هو ندارد، همیشه زمینهٔ کافی فراهم نمیآورد و برخی پیوندها بیشتر به شهود تماشاگر واگذار میشوند. همچنین، چون اجراها سهم عمدهای از زمان فیلم را به خود اختصاص میدهند، روابط اعضا، اختلافها و سازوکارهای پشت صحنه مجال پرداخت عمیق نمییابند.
« ثبت اجرای او پشت درامها، با انرژی و آشوب خاصی که به صحنه میآورد، ارزش مستند را دوچندان میکند. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، این کاستیها را باید در نسبت با هدف فیلم سنجید. «The Kids Are Alright» قصد ندارد پژوهشی جامع یا زندگینامهای تحلیلی باشد؛ نیروی آن در ثبت حضور گروه و بازآفرینی تجربهٔ دیدن و شنیدن آن است. از این رو، فیلم برای هواداران دِ هو گنجینهای از لحظههای اجرایی و تصویری است و برای تماشاگر تازهوارد، دریچهای پرشور به شخصیت موسیقایی گروه، هرچند نه لزوماً نقشهای کامل برای شناخت تاریخ آن.
جمعبندی «The Kids Are Alright» مستندی است که بیش از آنکه تاریخ دِ هو را توضیح دهد، آن را به صحنه میآورد. تدوین پرجنبوجوش، اجراهای زندهٔ پرقدرت و حضور برجستهٔ کیت مون، فیلم را به تجربهای شنیداری و بصری بدل میکنند که از قاب یک گزارش معمولی فراتر میرود. روایت گاه پراکنده است و پرداخت روابط درونی گروه محدود میماند، اما این ناپیوستگی از انرژی کلی اثر نمیکاهد؛ بلکه بخشی از خصلت بیقرار آن را بازتاب میدهد.
حاصل، پرترهای زنده از گروهی است که شور، شوخی و آشوب را به اجزای جداییناپذیر موسیقی خود بدل کرده بود.
« بااینهمه، این کاستیها را باید در نسبت با هدف فیلم سنجید. »



ثبت دیدگاه