نقد و بررسی
نقد د ویکند × تجربهٔ دان افام (The Weeknd x The Dawn FM Experience) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ورود به ایستگاه برزخ «The Weeknd x The Dawn FM Experience» بیش از آنکه فیلمی روایی یا کنسرتی متعارف باشد، سفری فشرده به جهان مفهومی آلبوم «Dawn FM» است: ایستگاهی میان زندگی و مرگ که در آن موسیقی، نور و پیکرههای انسانی به عناصر یک نمایش وهمآلود بدل میشوند. اثر با تکیه بر همین ایده، مخاطب را نه صرفاً به شنیدن قطعهها، بلکه به ورود در فضایی ناآرام و نمایشی دعوت میکند.
بااینحال، تجربهای که وعدهٔ مواجهه با جهانی غریب را میدهد، در عمل بیشتر به یک اجرای موسیقایی خوشساخت با چاشنی تئاتر نزدیک میشود تا اثری که قواعد این دو قالب را از نو تعریف کند. موسیقی؛ نیروی محرک اصلی ستون اصلی فیلم، خودِ موسیقی است. قطعهها با ضرباهنگ و انرژی مناسبی پشت سر هم قرار میگیرند و صدای The Weeknd همچنان جذابیت محوری اجرا را حفظ میکند؛ صدایی که میتواند همزمان حس فاصله، اندوه و اغواگری بسازد.
آلبوم در این قالب جان تازهای میگیرد، زیرا اجراها به جای آنکه صرفاً نسخهای تصویری از قطعههای ضبطشده باشند، در دل یک محیط صحنهای قرار میگیرند و به جهان خیالی اثر پیوند میخورند. توالی آهنگها نیز از نقاط قوت کار است. فیلم مکثهای طولانی و وقفههای بیدلیل ندارد و با رفتوآمدی روان میان قطعهها، توجه مخاطب را حفظ میکند.
« موسیقی؛ نیروی محرک اصلی ستون اصلی فیلم، خودِ موسیقی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حتی اگر بیننده با همهٔ اجزای آلبوم ارتباط یکسانی نگیرد، پیوستگی اجرا اجازه نمیدهد اثر از حرکت بیفتد. نتیجه، تجربهای کوتاه اما پرتحرک است که بیشتر با حس و ریتم پیش میرود تا با قصهگویی متعارف. صحنهآرایی و جهان بصری فضای برزخی فیلم مهمترین ابزار آن برای متمایز شدن از یک کنسرت ساده است.
ترکیب نورپردازی، حرکت اجراگرها و طراحی صحنه، حالتی میان کابوس و رؤیا پدید میآورد؛ گویی مخاطب به مکانی وارد شده که قواعد جهان روزمره در آن موقتاً تعلیق شدهاند. همین حس ناآشنایی به قطعهها رنگی تازه میدهد و با حالوهوای آلبوم تناسب دارد. فضا نه کاملاً ترسناک است و نه صرفاً پرزرقوبرق؛ بیشتر نوعی بیقراری آرام در آن جریان دارد که تماشاگر را در حالت انتظار نگه میدارد.
بااینحال، ظرفیت تصویری این ایده بهطور کامل به کار گرفته نمیشود. طراحیها گاه بیش از اندازه به نشانههای آشنای نمایش وهمآلود تکیه دارند و کمتر به تصاویری میرسند که واقعاً در ذهن حک شوند. فیلم جهانی میسازد که قابلتشخیص و خوشحالوهواست، اما همیشه آنقدر غافلگیرکننده نیست که احساس کنیم با فضایی کاملاً تازه روبهرو شدهایم.
« حتی اگر بیننده با همهٔ اجزای آلبوم ارتباط یکسانی نگیرد، پیوستگی اجرا اجازه نمیدهد اثر از حرکت بیفتد. »
شخصیتها و اجرا
فاصلهای میان وعدهٔ «برزخ» و میزان جسارت بصری اجرای آن باقی میماند. The Weeknd در مقام اجراگر شخصیت صحنهای The Weeknd در این اثر بخشی از طراحی کلی است. او در مرکز قاب قرار دارد، اما جهان پیرامونش نیز پیوسته به او واکنش نشان میدهد؛ رقصندگان و چهرههای حاضر در صحنه، همچون اجزای یک مراسم ناآشنا عمل میکنند.
این انتخاب باعث میشود اجرا به نمایش فردی محدود نماند و نوعی فضای جمعی و آیینی پیدا کند. در عین حال، نیروی اصلی همچنان در حضور خواننده است: او با تسلط بر صحنه و اجرای گیرا، رشتهٔ اتصال میان قطعههای گوناگون را حفظ میکند. یکی از امتیازهای فیلم آن است که بهجای توضیح دادن بیش از حد جهان خود، اجازه میدهد تصویر و موسیقی بخش مهمی از معنا را منتقل کنند.
این رویکرد به نفع The Weeknd است، زیرا بخش عمدهای از جذابیت هنری او به ساختن پرسوناها و فضاهای چندپهلو وابسته است. بااینهمه، اجرای صحنهای بهندرت چنان از محدودهٔ آشنای ستارهمحوری فراتر میرود که خودِ نمایش به موجودیتی مستقل بدل شود. پیوند تئاتر و کنسرت اثر میکوشد میان اجرای زنده، تئاتر و هنر پرفورمنس تعادل برقرار کند.
« فاصلهای میان وعدهٔ «برزخ» و میزان جسارت بصری اجرای آن باقی میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لحظههای نمایشی قرار است حس ورود به داستانی بیکلام را تقویت کنند؛ داستانی که بیش از رویدادهای مشخص، بر وضعیت ذهنی و عاطفی تکیه دارد. این انتخاب با ماهیت آلبوم سازگار است، اما اجرا در بخشهایی محتاط میماند. عناصر تئاتری بیشتر نقش قاب و تزئین را دارند و کمتر به زبانی مستقل تبدیل میشوند که بتواند معنای موسیقی را دگرگون کند یا با آن وارد گفتوگویی پیچیدهتر شود.
از همینرو، فیلم در ترکیب دو قالب، موفق اما نه کاملاً جسور است. تماشاگر نشانههای یک نمایش مفهومی را میبیند، ولی ممکن است انتظار داشته باشد این نشانهها عجیبتر، خلاقانهتر و از نظر روایی جسورتر باشند. ایدهٔ پایه جذاب است؛ محدودیت در اجرای آن، مانع از آن میشود که همهٔ ظرفیت نمایشیاش به ثمر بنشیند.
تدوین و ریتم تدوین یکی از دلایل اصلی موفقیت تجربه است. فیلم با زمانی کوتاه و ریتمی منظم پیش میرود و بهندرت اجازه میدهد اجراها فرساینده شوند. این فشردگی بهخصوص برای اثری که در پی ساختن حالوهواست اهمیت دارد: جهان تصویری به اندازهای مجال شکلگیری پیدا میکند که مخاطب در آن غرق شود، اما زمان کافی برای تکرار و ملال انباشته نمیشود.
« این انتخاب با ماهیت آلبوم سازگار است، اما اجرا در بخشهایی محتاط میماند. »
قوتها و کاستیها
البته همین اختصار، امکان گسترش برخی ایدهها را نیز محدود میکند. بخشهای نمایشی میتوانستند فرصت بیشتری برای رشد داشته باشند و رابطهٔ میان فضای برزخی و قطعهها شاید با مکثها و انتقالهای بسطیافتهتری عمیقتر میشد. بااینحال، فیلم انتخاب روشنی دارد: ترجیح میدهد تجربه را فشرده و پرانرژی نگه دارد، نه آنکه برای ساختن روایتی مفصلتر از نیروی موسیقی فاصله بگیرد.
این انتخاب، با هدف سرگرمکننده و غوطهورکنندهٔ اثر سازگار است. مخاطب و شیوهٔ تماشا این تجربه بیش از هر چیز برای مخاطبی ساخته شده که از پیش به موسیقی The Weeknd و فضای «Dawn FM» علاقه دارد. آشنایی با قطعهها کمک میکند پیوندهای میان موسیقی و تصویر بهتر احساس شوند، اما فیلم برای دوستداران اجرای زنده نیز جذابیت مستقل دارد: آهنگها انرژی خود را حفظ میکنند و صحنهآرایی، شنیدن را به تماشایی فعال بدل میسازد.
این اثر را میتوان بیش از یک کنسرت ثبتشده، همچون آلبومی تصویری دید که میخواهد برای چند ده دقیقه مخاطب را در یک حالوهوا نگه دارد. با این حال، بهتر است انتظار یک فیلم داستانی کامل یا پرفورمنسی رادیکال از آن نداشته باشیم. ارزش کار در تجربهٔ حسی آن است، نه در پیچیدگی روایت یا نوآوری بیسابقهٔ فرم.
« البته همین اختصار، امکان گسترش برخی ایدهها را نیز محدود میکند. »
جمعبندی
تماشاگرانی که به موسیقی و طراحی فضا اهمیت میدهند، احتمالاً بیش از کسانی که در جستوجوی داستانی روشن و تحولپذیر هستند با آن ارتباط برقرار میکنند. جمعبندی «The Weeknd x The Dawn FM Experience» اجرایی کوتاه، خوشریتم و خوشحالوهواست که توانایی The Weeknd در حفظ جذابیت موسیقایی و صحنهای را بهخوبی نشان میدهد.
فضای برزخی و عناصر نمایشی به قطعهها هویتی تصویری میبخشند و تدوین فشرده، تجربه را از کشآمدن نجات میدهد. در مقابل، ایدهٔ کلی از نظر اجرا به اندازهٔ وعدهاش پیشرو نیست: جلوههای بصری میتوانستند چشمگیرتر باشند و بخش تئاتری نیز مجال بیشتری برای غریببودن و خلاقیت میخواست. با وجود این محدودیتها، فیلم در هدف اصلی خود کامیاب است: ساختن سفری موسیقایی که مخاطب را برای مدتی کوتاه از فضای عادی جدا میکند و در جهانی ناآشنا قرار میدهد.
این جهان شاید کاملاً تازه نباشد، اما به لطف اجرای پرانرژی و پیوستگی قطعهها، زنده و سرگرمکننده باقی میماند. «The Dawn FM Experience» اثری نیست که همهٔ ظرفیت ایدهاش را به کار گیرد؛ بااینحال، همانقدر که لازم است از جذابیت موسیقی و حالوهوای خود بهره میبرد تا در پایان، میل به شنیدن و دیدن دوباره را برانگیزد.
« فضای برزخی و عناصر نمایشی به قطعهها هویتی تصویری میبخشند و تدوین فشرده، تجربه را از کشآمدن نجات میدهد. »



ثبت دیدگاه