نقد و بررسی
نقد هفتهٔ عروسی (The Week Of) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و ایدهٔ مرکزی «The Week Of» کمدیای خانوادگی به کارگردانی Robert Smigel است که در سال ۲۰۱۸ عرضه شد. داستان، چنانکه از عنوانش پیداست، در هفتهٔ منتهی به عروسی میگذرد: Kenny Lustig، پدری سختکوش و خانوادهدوست، بر آن است که هزینههای جشن دخترش را خودش بپردازد؛ درحالیکه پدر داماد، Kirby Cordice، پزشکی ثروتمند است و میتواند بسیاری از دشواریها را با یک پیشنهاد ساده حل کند.
اما غرور، تفاوت طبقاتی و آشفتگیهای پیدرپی، این دو مرد را به مسیری میبرند که در آن هر تصمیم خوبنیتانهای ممکن است دردسر تازهای بسازد. فیلم با بازی Adam Sandler و Chris Rock، از طرحی آشنا برای پرداختن به فشارهای خانوادگی و اضطرابِ بدرقهٔ فرزندان استفاده میکند. دو پدر، دو جهان متفاوت تقابل Kenny و Kirby در نگاه نخست، موتور اصلی کمدی فیلم به نظر میرسد: یکی میخواهد با دست خالی همهچیز را سر و سامان دهد و دیگری منابع لازم را دارد، اما نمیتواند بهراحتی در جهان خانوادهٔ مقابل جا بگیرد.
Kenny با اصرار بر پرداخت هزینهها، بیش از آنکه در پی نمایش توان مالی باشد، میکوشد وظیفهٔ پدریاش را تا واپسین لحظه انجام دهد. Kirby نیز در برابر این پافشاری، میان میل به کمک و ناتوانی در برقراری ارتباطی طبیعی گرفتار میشود. این تضاد ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد: مسئله فقط پول نیست، بلکه احساس کفایت، شأن خانوادگی و ترس از کنار گذاشته شدن است.
« Kirby نیز در برابر این پافشاری، میان میل به کمک و ناتوانی در برقراری ارتباطی طبیعی گرفتار میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم همهٔ امکانهای این تقابل را به کار نمیگیرد. گاه بهجای آنکه تفاوتهای دو مرد را در گفتوگوها و تصمیمهایشان بپروراند، به انباشتن موقعیتهای آشفته و شوخیهای اغراقآمیز بسنده میکند. در نتیجه، رابطهای که باید بهتدریج شکل بگیرد، در بخشهایی از فیلم زیر سایهٔ حوادث پراکنده میماند.
بازیها و شیمی میان بازیگران Adam Sandler در نقش Kenny بیش از آنکه صرفاً مردی دستوپاچلفتی باشد، پدری مهربان و لجوج را تصویر میکند که عشقش را از راه انجام دادن کارها نشان میدهد. ضعف او در واگذاری مسئولیت، از دل همین عاطفه بیرون میآید؛ او نمیخواهد تنها تماشاگرِ ورود دخترش به مرحلهای تازه از زندگی باشد.
همین وجه، به نقش لحظههایی از گرما میبخشد و آن را از یک تیپ کمدی یکبعدی فراتر میبرد. Chris Rock در قالب Kirby میتوانست نیروی متعادلکنندهٔ پرقدرتی برای بازی پرجنبوجوشتر Sandler باشد. در برخی صحنهها، واکنشهای خشک و خویشتندارانهٔ او در برابر آشفتگیهای Kenny کمدی میآفریند و تضاد میان دو بازیگر به فیلم جان میدهد.
« بااینحال، فیلم همهٔ امکانهای این تقابل را به کار نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، این همراهی پیوسته نیست. بخشهایی از روایت، Kirby را بیشتر در جایگاه ناظر قرار میدهند تا شریکی فعال در ماجرا؛ ازاینرو، شیمی میان دو بازیگر فرصت کافی پیدا نمیکند که به رابطهای کامل و تحولیافته بدل شود. در کنار آنها، بازیگران فرعی متعددی حضور دارند، اما تعددشان گاه تمرکز روایت را از دو پدر دور میکند.
کمدیِ آشوب؛ میان خنده و فرسودگی فیلم از همان ایدهٔ مرکزی خود، یعنی هفتهای که هر اتفاق کوچکی میتواند به دردسری بزرگ تبدیل شود، برای ساختن موقعیتهای کمیک بهره میبرد. اقامت خانوادهها، آمادهسازی مراسم و تلاش برای کنترل اوضاع، فضایی میسازد که در آن هر مشکل تازه، برنامهریزی قبلی را بیاعتبار میکند.
لحظاتی از کمدی فیزیکی و واکنشهای ناباورانهٔ شخصیتها واقعاً سرگرمکنندهاند؛ بهویژه وقتی شوخی از تفاوت خلقوخوی دو پدر سرچشمه میگیرد، نه صرفاً از غلو و رفتارهای عجیب. مشکل آن است که فیلم بهندرت از این الگو فاصله میگیرد. بسیاری از شوخیها با تکرار یک ویژگی یا تشدید یک موقعیت پیش میروند و پس از مدتی تازگی خود را از دست میدهند.
« در کنار آنها، بازیگران فرعی متعددی حضور دارند، اما تعددشان گاه تمرکز روایت را از دو پدر دور میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی نیز طنز بهجای آنکه از شخصیتپردازی یا مشاهدهٔ دقیق روابط خانوادگی زاده شود، به مسخرهبازی آشکار متکی است. نتیجه برای تماشاگران یکسان نیست: برخی لحظهها ممکن است خندهای گذرا برانگیزند، اما برخی دیگر بیش از آنکه بامزه باشند، فرساینده به نظر میرسند. پراکندگیِ لحظات موفق، کمدی فیلم را ناپایدار میکند.
ریتم و ساختار روایی یکی از دشواریهای اساسی «The Week Of» آن است که زمان کوتاه و فشردهٔ داستان، به تجربهای طولانیتر از اندازهٔ خود بدل میشود. رویدادهای متعدد، شخصیتهای جانبی و خردهماجراها قرار است حس ازدحام و بینظمی پیش از عروسی را بازسازی کنند؛ اما وقتی همهٔ این عناصر وزن روایی مشابهی میگیرند، قصه مرکز ثقلش را از دست میدهد.
تماشاگر مدام به موقعیتی تازه منتقل میشود، بیآنکه همیشه فرصتی برای دیدن پیامد عاطفی موقعیت قبلی داشته باشد. این پراکندگی بر رابطهٔ دو شخصیت اصلی نیز اثر میگذارد. فیلم عنوان و طرحی دارد که وعدهٔ نزدیک شدن تدریجی Kenny و Kirby را میدهد، ولی گاهی آنقدر درگیر مجموعهای از حوادث فرعی است که این نزدیکی به حاشیه میرود.
« پراکندگیِ لحظات موفق، کمدی فیلم را ناپایدار میکند. »
قوتها و کاستیها
ازاینرو، بعضی صحنهها کشدار احساس میشوند و تحول شخصیتها شتابزده یا کمعمق جلوه میکند. فیلم در لحظههای خلوتتر و صمیمیتر، ظرفیت بهتری نشان میدهد؛ اما پیوند میان آن لحظهها و بخشهای شلوغتر همیشه روان نیست. خانواده و عاطفهٔ زیرپوستی با وجود ضعفهای کمدی، نیروی عاطفی فیلم را نباید نادیده گرفت.
در زیر انبوه مشکلات، داستان دربارهٔ پدری است که میکوشد برای دخترش جشن مناسبی فراهم کند، چون میداند این مرحله از زندگی فرصتی برای تکرار ندارد. پیوند Kenny و Sarah، هرچند در روایت به اندازهٔ کافی گسترش نمییابد، بار احساسی مهمی به فیلم میدهد. در لحظههایی که پدر و دختر از غوغای آمادهسازی فاصله میگیرند، انگیزهٔ واقعی Kenny روشنتر میشود: او در پی بینقص بودن مراسم نیست، بلکه میخواهد برای دخترش حاضر و سودمند باشد.
همین مضمون، فیلم را از مجموعهای از شوخیهای عروسی فراتر میبرد. «کنار هم بودن» در اینجا نه تصویری آرمانی و بیدردسر، بلکه نتیجهٔ تحمل تفاوتها، پذیرفتن کمک و عبور از سوءتفاهمهاست. فضای خانوادگی و گرمای عاطفیِ پایانبندی، اثرگذاریای دارد که برخی ضعفهای میانهٔ فیلم را جبران میکند، هرچند آنها را از میان نمیبرد.
« ازاینرو، بعضی صحنهها کشدار احساس میشوند و تحول شخصیتها شتابزده یا کمعمق جلوه میکند. »
جمعبندی
فیلم زمانی موفقتر است که اجازه میدهد احساسات در رفتارهای کوچک و رابطهها پدیدار شوند، نه وقتی که برای برانگیختن واکنش تماشاگر بیش از اندازه بر آنها تأکید میکند. جمعبندی «The Week Of» فیلمی ناهموار است: ایدهٔ ساده و پرظرفیتی دارد، از لحظههایی صمیمی و چند برخورد کمیک مؤثر بهره میبرد، اما در پرداختن به رابطهٔ دو پدر و حفظ تمرکز روایی کامیاب نمیماند.
Adam Sandler وجهی مهربان و انسانی به Kenny میدهد و Chris Rock در بعضی موقعیتها با خونسردی خود به شوخیها جان میبخشد؛ بااینحال، شخصیتهای فرعی و شوخیهای تکراری مجال کافی برای پرورش این همراهی باقی نمیگذارند. ریتم کشدار نیز از نیروی کمدی میکاهد. ارزش اصلی فیلم در نگاه گرمش به خانواده و دشواریِ رها کردن فرزند در آستانهٔ استقلال است.
هرگاه از آشوب بیرونی فاصله میگیرد و به رابطهٔ پدر و دختر یا تفاوت دو خانواده توجه میکند، اثری دلنشینتر و انسانیتر میشود. اما این کیفیت عاطفی پیوسته با کمدیای همراه نیست که بتواند در تمام مسیر همان اندازه مؤثر بماند. حاصل، فیلمی است که شیرینیِ مضمونش در خاطر میماند، هرچند بخش بزرگی از راه را با شوخیهایی کمجان و روایتی پراکنده طی میکند.
« ارزش اصلی فیلم در نگاه گرمش به خانواده و دشواریِ رها کردن فرزند در آستانهٔ استقلال است. »



ثبت دیدگاه