نقد و بررسی
نقد عروسی بیبرنامه (The Wedding Unplanner) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهٔ مرکزی و سازوکار کمدی «The Wedding Unplanner» کمدی رمانتیکی اسپانیایی به کارگردانی دانی دِ لا اوردن است؛ اثری که موقعیتی آشنا را به موتور آشفتگی و شوخی بدل میکند: مارینا، برگزارکنندهٔ عروسی، با عشق چندان سر سازگاری ندارد، اما ناگهان خود را در میانهٔ رابطهای میبیند که هم از نظر عاطفی و هم از نظر حرفهای دردسرساز است.
کارلوس در آستانهٔ ازدواج با الکسیا، دوست دوران کودکی مارینا، قرار دارد و این زوج برای برنامهریزی مراسمشان به خود او مراجعه میکنند. فیلم از همین گره، زنجیرهای از سوءتفاهمها، پنهانکاریها و موقعیتهای کمیک میسازد؛ بیآنکه نیاز داشته باشد پیچیدگی روانشناختی زیادی به آن بیفزاید.
نام انگلیسی فیلم هم بهخوبی با لحنش جور درمیآید: مارینا قرار است مراسم را سر و سامان دهد، اما حضورش عملاً نظم ظاهری عروسی را به میدان بیثباتی تبدیل میکند. طنز اثر بیش از آنکه از موقعیتهای ظریف و زیرپوستی برخیزد، بر تضاد میان تشریفات عاشقانهٔ عروسی و بینظمی زندگی واقعی تکیه دارد.
همین انتخاب، فیلم را در دسترس و سرگرمکننده میکند، اما گاهی نیز آن را به مسیری بیش از حد آشنا میکشاند. مارینا؛ استقلال در برابر مسئولیت شخصیت مارینا با تصویری متفاوت از زنِ رمانتیکِ معمول در کمدیهای عاشقانه معرفی میشود. او در کارش به عشق نه بهعنوان آرمانی مقدس، بلکه بهعنوان نیرویی سودآور نگاه میکند: آدمهای عاشق، به تعبیر خودش، چندان نگران پول نیستند.
« همین انتخاب، فیلم را در دسترس و سرگرمکننده میکند، اما گاهی نیز آن را به مسیری بیش از حد آشنا میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این نگاه حسابگرانه، او را در آغاز از مشتریانش جدا میکند؛ کسانی که میخواهند روز عروسیشان را به تصویری بینقص از عشق بدل کنند. مارینا اما ظاهراً به بیقیدی و لذتبردن از لحظهها خو گرفته است. جذابیت این شخصیت از تضاد میان حرفه و جهانبینیاش میآید. او شغلی دارد که با آیینهای عاشقانه، تعهد و رؤیای «روز بزرگ» سروکار دارد، ولی خودش از پذیرفتن قواعد این جهان سرباز میزند.
ورود کارلوس به زندگیاش، این فاصله را برهم میزند و او را در موقعیتی قرار میدهد که نمیتواند با شوخی یا بیاعتنایی از کنار آن بگذرد. بااینحال، فیلم همیشه فرصت نمیدهد این دگرگونی به تحولی عمیق بدل شود؛ گاه شخصیت بیشتر وسیلهای برای پیشبردن آشوب داستانی است تا انسانی که تناقضهایش بهتدریج کاویده میشوند.
مثلث عاطفی و مرز اخلاقی رابطهٔ میان مارینا، کارلوس و الکسیا فقط یک مثلث عاشقانهٔ ساده نیست؛ مسئلهٔ دوستی قدیمی نیز بر آن سایه انداخته است. الکسیا برای مارینا غریبهای گذری نیست، و همین آشنایی، تصمیمهای مارینا را از سطح یک ماجرای عاشقانهٔ معمول فراتر میبرد. فیلم از دل این وضعیت، پرسشی قابلتوجه بیرون میکشد: وقتی خواستهٔ شخصی با وفاداری و مسئولیت در برابر دیگری برخورد میکند، شخصیت تا کجا میتواند رفتار خود را توجیه کند؟
بااینحال، اثر این پرسش را بیشتر برای تولید موقعیتهای کمیک به کار میگیرد تا برای بررسی جدی پیامدهای اخلاقی آن. پنهانکاری و خیانت در منطق کمدی رمانتیک، گاه به اشتباهاتی شیرین و زمینهساز آشتی تبدیل میشوند؛ اما همین سبککردن ماجرا ممکن است برای بخشی از تماشاگران ناخوشایند باشد.
« مارینا اما ظاهراً به بیقیدی و لذتبردن از لحظهها خو گرفته است. »
شخصیتها و اجرا
اگرچه فیلم از رفتارهای مسئلهدار شخصیتهایش آگاهی دارد و گاهی آنها را به موضوع شوخی بدل میکند، همیشه روشن نیست که میخواهد آنها را نقد کند یا صرفاً از آشفتگیشان خنده بگیرد. این دوگانگی به کمدی انرژی میدهد، اما از نظر عاطفی قدری فاصله نیز ایجاد میکند. بازیگری و شیمی گروهی یکی از دلایل اصلی سرپا ماندن فیلم، انرژی بازیگران و هماهنگی آنها در صحنههای گروهی است.
بلن کوئستا در نقش مارینا میان خونسردی ظاهری و آشفتگی درونی تعادل برقرار میکند و میتواند واکنشهای سریع و شوخیهای کلامی را بیتکلف اجرا کند. الکس گارسیا در نقش کارلوس نیز با حضوری آرامتر، نقطهٔ مقابل مناسبی برای شتاب و بیقراری مارینا میسازد. سیلویا آلونسو در نقش الکسیا به مثلث اصلی وزن بیشتری میدهد، هرچند فیلمنامه همیشه به او بهاندازهٔ دو شخصیت دیگر مجال گسترش نمیدهد.
شیمی بازیگران باعث میشود بسیاری از لحظات آشنای فیلم تازگی نسبی پیدا کنند. شوخیها، بهویژه زمانی که از واکنشهای چهرهای، مکثها و برخورد شخصیتها با وضعیت نامعقول بیرون میآیند، بهتر از آنچه روی کاغذ به نظر میرسند عمل میکنند. گروه بازیگران مکمل نیز به فضای پرتحرک اثر کمک میکند؛ حضورشان مراسم را از پسزمینهای تزئینی به جمعی از آدمهای گرفتار در آشفتگی تبدیل میسازد.
البته تعدد شخصیتها و شوخیهای موازی، گاهی تمرکز را از رابطهٔ مرکزی میگیرد و بعضی نقشها بیشتر کارکرد لحظهای دارند تا شخصیتپردازی مستقل. ریتم، فضا و کیفیت شوخیها «The Wedding Unplanner» ریتمی سبک و پرتحرک دارد و قصد ندارد تماشاگر را درگیر تأملی سنگین کند. فیلم در رفتوآمد میان رابطهٔ عاشقانه و تدارک مراسم، پیوسته موقعیت تازهای برای سوءتفاهم یا واکنش کمیک میسازد.
« این دوگانگی به کمدی انرژی میدهد، اما از نظر عاطفی قدری فاصله نیز ایجاد میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین حرکت دائمی، آن را به گزینهای مناسب برای تماشایی بیدغدغه بدل میکند؛ اثری که میخواهد بیش از هر چیز سرگرم کند و در این هدف، بهخصوص در بخشهایی که بازیگران مجال بداههنمایی و واکنش دارند، موفق است. اما سرعت روایت همیشه به نفع فیلم کار نمیکند. برخی موقعیتها چنان آشکارا برای رسیدن به شوخی بعدی طراحی شدهاند که باورپذیریشان کنار میرود.
کمدی اغراقآمیز، وقتی دقیق زمانبندی شود، میتواند از دل بیمنطقی بخنداند؛ ولی در این فیلم بعضی شوخیها بیش از اندازه بر تصادف و واکنشهای بزرگ متکیاند و به همین دلیل، بهجای خندهٔ طبیعی، حس تصنع ایجاد میکنند. نتیجه، نوسانی میان لحظات واقعاً بامزه و صحنههایی است که انگار اصرار دارند تماشاگر را وادار به خندیدن کنند.
بازسازی و مسئلهٔ تازگی فیلم اقتباسی از کمدی فرانسوی «Jour J» محصول ۲۰۱۷ است؛ بنابراین آشنایی طرح، تنها به کلیشههای عمومی ژانر محدود نمیشود، بلکه خودِ ساختار داستان نیز پیشتر تجربه شده است. چنین اقتباسی میتواند با جابهجایی فرهنگی، تغییر لحن یا بازآفرینی شخصیتها به اثری مستقل تبدیل شود، اما «The Wedding Unplanner» بیشتر به نسخهای خوشساخت و قابلتماشا میماند تا برداشتی که ضرورت هنری روشنی برای بازگویی آن احساس شود.
رنگوبوی اسپانیایی، بازیگران و لحن اجرایی فیلم به آن هویتی محلی میبخشند، اما این ویژگیها برای زدودن حس آشنایی کافی نیستند. مسیر داستان و برخی گرههای عاطفی از پیش قابل حدساند و فیلم کمتر میکوشد قواعد کمدی رمانتیک را به چالش بکشد. در عوض، به همان قراردادها تکیه میکند: عشق ناگهانی، موقعیت ناممکن، پنهانکاری و آشوبی که باید در نهایت به نوعی سامان برسد.
« اما سرعت روایت همیشه به نفع فیلم کار نمیکند. »
قوتها و کاستیها
برای تماشاگرانی که همین الگو را دوست دارند، آشنایی میتواند آرامشبخش باشد؛ برای دیگران، احتمالاً دلیل اصلی احساس تکراریبودن فیلم خواهد بود. جمعبندی «The Wedding Unplanner» فیلمی است که بهتر است با انتظار یک کمدی سبک و پرتحرک به سراغش رفت، نه اثری که قرار است نگاه تازهای به عشق، دوستی یا تعهد عرضه کند.
شوخیهای موفق، انرژی بازیگران و شیمی مناسب میان آنها، لحظاتی سرگرمکننده میسازند و ریتم مفرح فیلم کمک میکند تماشایش به تجربهای بیزحمت تبدیل شود. در مقابل، تکیه بر کلیشههای ژانر، طرح آشنا و شوخیهایی که گاه بیش از اندازه اغراقآمیزند، مانع از آن میشود که فیلم از محدودهٔ یک بازسازی خوشنیت فراتر برود.
با وجود کاستیهایش، اثر در مأموریت سادهٔ خود—فراهمکردن سرگرمی و چند لحظهٔ خنده—اغلب موفق است. اگر تماشاگر از کمدیهای عاشقانهٔ شلوغ و پر از موقعیتهای دستپاچهکننده لذت ببرد، احتمالاً از همراهی با مارینا و آشفتگی پیرامون مراسم عروسی خسته نخواهد شد؛ اما اگر تازگی روایی و پرداخت جدی اخلاقی برایش اهمیت بیشتری داشته باشد، آشنایی و سطحیماندن برخی گرهها به چشم خواهد آمد.
« با وجود کاستیهایش، اثر در مأموریت سادهٔ خود—فراهمکردن سرگرمی و چند لحظهٔ خنده—اغلب موفق است. »



ثبت دیدگاه