نقد و بررسی
نقد The Way I See It | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نگاه از پشت لنز مستند «The Way I See It» بهجای آنکه تاریخ ریاستجمهوری را از مسیر سخنرانیها، گزارشهای رسمی یا تحلیل کارشناسان بازگو کند، دوربین را به دست پیت سوزا میسپارد؛ عکاسی که در دو دوره متفاوت، در کاخ سفیدِ رونالد ریگان و باراک اوباما کار کرد. فیلمِ دان پورتر، زندگی حرفهای سوزا و عکسهای او را به محور روایتی بدل میکند که هم به ثبت لحظهها میپردازد و هم به معنای سیاسی و انسانیِ تصویرها.
حاصل، مستندی است درباره قدرت دیدن: دیدن آنچه در قابهای رسمی جا نمیگیرد و تشخیص آنچه یک تصویر، آگاهانه یا ناخواسته، درباره صاحب قدرت آشکار میکند. عنوان فیلم نیز به این زاویه دید اشاره دارد. ما با روایتی بیطرف و بیواسطه از تاریخ روبهرو نیستیم؛ جهان را از چشم عکاسی میبینیم که سالها به رئیسجمهور دسترسی داشته و اکنون از همان تجربه برای سنجیدن حالوهوای آمریکا استفاده میکند.
این انتخاب، به اثر صمیمیت و شخصیت میبخشد، اما همزمان پرسشی انتقادی پیش میکشد: عکاس تا چه اندازه میتواند شاهد باشد و از چه نقطهای به راوی، مفسر یا حتی داور سیاسی تبدیل میشود؟ عکسها بهمثابه روایت مهمترین سرمایه فیلم، مجموعه عکسهایی است که زندگی پشت درهای کاخ سفید را از فاصلهای نزدیک به تماشاگر نشان میدهند.
« عنوان فیلم نیز به این زاویه دید اشاره دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تصاویر، در کنار لحظههای رسمی و تاریخی، رفتارهای کوچک و روزمره را برجسته میکنند: مکثی کوتاه، گفتوگویی بیتکلف یا لحظهای که از تشریفات فاصله میگیرد. اهمیت این عکسها فقط در آن نیست که ما را به مکانهایی کمدسترس میبرند؛ آنها نشان میدهند چگونه امر خصوصی و عمومی در زندگی یک رئیسجمهور پیوسته به هم گره میخورد.
فیلم بهخوبی از این ظرفیت بصری بهره میگیرد. هر عکس میتواند همچون سندی تاریخی عمل کند، اما در همان حال، کیفیتی عاطفی و انسانی داشته باشد. تصویر ثابت، برخلاف فیلمبرداری پیوسته، لحظهای را از جریان زمان جدا میکند و از تماشاگر میخواهد درباره آن مکث کند. مستند این مکث را به فرصتی برای بازخوانی بدل میسازد: عکسها صرفاً یادگاری نیستند؛ راهیاند برای فهمیدن اینکه قدرت چگونه در قاب ظاهر میشود و چه چیزی بیرون قاب باقی میماند.
دو دوره، دو تجربه از کاخ سفید یکی از جذابترین جنبههای مستند، پیوند تجربه سوزا در دوره ریگان با سالهای او در کنار اوباماست. فیلم با کنار هم گذاشتن این دو مقطع، نهفقط مسیر شغلی یک عکاس، بلکه دگرگونی رابطه میان رئیسجمهور، رسانه و تصویر عمومی را نیز پیش چشم میگذارد. حضور در دو دولت متفاوت به سوزا امکان میدهد تفاوتها را از منظری ملموس روایت کند؛ منظری که در آن سیاست، تنها مجموعهای از تصمیمها نیست، بلکه مجموعهای از لحظهها، رفتارها و نشانههای تصویری نیز هست.
« فیلم بهخوبی از این ظرفیت بصری بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
این مقایسه در بخشهایی روشنگر است، اما گاهی از پیچیدگی خود موضوع فاصله میگیرد. وقتی تصویرهای دو دوره در خدمت نتیجهگیریهای روشن و ازپیشجهتدار قرار میگیرند، فرصت بررسی دقیقتر تفاوتهای نهادی، رسانهای و تاریخی کاهش مییابد. فیلم بیشتر به اثر عاطفی کنار هم گذاشتن تصاویر تکیه میکند تا به تحلیل چندلایه زمینهای که آن تصاویر در آن پدید آمدهاند.
از این رو، مقایسهها گاه قانعکنندهاند و گاه بیش از اندازه سادهشده به نظر میرسند. پرترهای از پیت سوزا سوزا در این فیلم فقط راهنمای آرشیو تصویری نیست؛ شخصیت مرکزی و نیروی محرک روایت است. تجربههای او، شیوه مشاهدهاش و رابطهای که با حرفه عکاسی دارد، فیلم را از یک مرور صرف بر تصاویر کاخ سفید فراتر میبرد.
برای مخاطب، جذابیت اصلی در شنیدن روایت کسی است که هم در لحظههای رسمی حضور داشته و هم در فاصلهای نزدیک، زندگی روزمره رئیسجمهور را دیده است. همین دسترسی استثنایی، به گفتهها و خاطرات او وزن میبخشد. با این حال، مستند در پرداخت بخشی از کارنامه حرفهای سوزا شتابزده عمل میکند. دامنه زندگی کاری او و پرسشهای مهم درباره جایگاه عکاس خبری، انتخاب تصویر و مسئولیت ثبت واقعیت، میتوانستند با جزئیات بیشتری بررسی شوند.
« این مقایسه در بخشهایی روشنگر است، اما گاهی از پیچیدگی خود موضوع فاصله میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بهجای آنکه همیشه از تجربه سوزا برای گشودن بحثی گستردهتر بهره بگیرد، گاهی به خودِ خاطره بسنده میکند. در نتیجه، پرترهای دلنشین و قابلدنبالکردن شکل میگیرد، اما همه لایههای شخصیت و مسیر حرفهای او مجال بروز نمییابند. صمیمیت، نوستالژی و سیاست بار عاطفی فیلم از دل پیوند میان تصاویر و خاطرات بیرون میآید.
بخشهایی از مستند ممکن است حس دلتنگی برای دورهای از زندگی سیاسی آمریکا را برانگیزند؛ نه فقط به سبب حضور اوباما، بلکه بهدلیل تأکید بر رابطه انسانی، همدلی و احترام به شأن ریاستجمهوری. این عاطفه یکی از نقاط قوت اثر است: تصویرها بهجای آنکه تاریخ را دور و انتزاعی کنند، آن را به تجربهای نزدیک و محسوس تبدیل میکنند.
اما همین تأکید عاطفی، گاهی روایت را نرم و کمچالش میسازد. مستند به روشنی میخواهد موضعی سیاسی داشته باشد و پنهان نمیکند که تصاویر گذشته را برای تفسیر اکنون به کار میگیرد. مسئله نه داشتن موضع، بلکه میزان آزمودن آن است. فیلم میتوانست درباره محدودیتهای نگاه سوزا، انتخابهایی که در ثبت یا انتشار عکسها دخیلاند و فاصله میان تصویر عمومی و واقعیت سیاسی، پرسشهای دشوارتری مطرح کند.
« فیلم بهجای آنکه همیشه از تجربه سوزا برای گشودن بحثی گستردهتر بهره بگیرد، گاهی به خودِ خاطره بسنده میکند. »
قوتها و کاستیها
در عوض، برخی لحظهها بیشتر به یادآوری و ستایش نزدیک میشوند تا مواجههای انتقادی با موضوع. ریتم و موسیقی ساختار فیلم بر رفتوآمد میان گفتوگوها، تصاویر آرشیوی و عکسهای ثابت استوار است. این ترکیب در بخشهای موفق، ریتمی تأملی میآفریند و به عکسها فرصت میدهد بدون توضیحگذاری افراطی اثر بگذارند.
هرجا روایت اجازه میدهد تصویر خودش سخن بگوید، فیلم به نیرویی ویژه دست مییابد؛ نیرویی که از کلمات فراتر میرود و تماشاگر را به خواندن جزئیات قاب دعوت میکند. با این همه، موسیقی در بعضی صحنهها با لحن تصویرها همنشین نمیشود و گاه احساس را بیش از اندازه هدایت میکند. در مستندی که عکسها و خاطراتش بهتنهایی ظرفیت عاطفی بالایی دارند، موسیقی نامتناسب میتواند بهجای تقویت معنا، بر آن سایه بیندازد.
همچنین پایان فیلم بیش از اندازه کش میآید. تأکیدهای پایانی، بهجای آنکه هر بار نکته تازهای به بحث بیفزایند، گاهی همان حس و نتیجهگیری را تکرار میکنند و از فشردگی اثر میکاهند. جمعبندی «The Way I See It» مستندی دیدنی و عاطفی است که ارزش اصلیاش را از دسترسی کمنظیر به تصاویر و خاطرات پیت سوزا میگیرد.
« در عوض، برخی لحظهها بیشتر به یادآوری و ستایش نزدیک میشوند تا مواجههای انتقادی با موضوع. »
جمعبندی
فیلم، کاخ سفید را از مسیر قابهایی مینگرد که هم لحظههای تاریخی را ثبت میکنند و هم روزمرگیِ نزدیک به قدرت را آشکار میسازند. روایت دو دوره ریاستجمهوری، برای مخاطبی که به تاریخ سیاسی و فرهنگ تصویری علاقه دارد، جذاب و تأملبرانگیز است؛ بهویژه وقتی عکسها بهجای تزئین روایت، خود به نیروی اصلی آن بدل میشوند.
در برابر این امتیازها، پرداخت نسبتاً سطحی برخی جنبههای کارنامه سوزا، مقایسههای گاه یکطرفه، موسیقی ناهماهنگ در بعضی صحنهها و پایان طولانی، از انسجام کلی میکاهند. فیلم در بهترین لحظههایش نشان میدهد عکس چگونه میتواند تاریخ را انسانی و حاضر کند؛ در لحظههای کماثرتر، همان تصویرها را برای تثبیت نتیجهای آماده به کار میگیرد.
با وجود این نابرابریها، اثر تجربهای ارزشمند از تماشای سیاست از پشت دوربین فراهم میآورد و یادآور میشود که هر تصویر، هم دریچهای به واقعیت است و هم بازتاب نگاه کسی که آن را ثبت کرده است.



ثبت دیدگاه