نقد و بررسی
نقد The Waterboy | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: قهرمانی از حاشیه «The Waterboy» ساختهٔ فرانک کوراسی، کمدی ورزشیای است که از تقابل میان آدمی بهظاهر ناتوان و جهانی خشن و رقابتی نیرو میگیرد. بابی بوچر در آغاز نه بازیکن، بلکه مسئول رساندن آب به فوتبالیستهاست؛ کسی که حضورش در حاشیهٔ زمین به اندازهٔ جایگاه اجتماعیاش در حاشیهٔ جمع تعریف میشود.
اما وقتی مربی تازهاش متوجه میشود خشم فروخوردهٔ بابی در زمین فوتبال به نیرویی کمنظیر بدل میشود، نقش او تغییر میکند و داستان مسیر آشنای قهرمانِ دستکمگرفتهشده را در پیش میگیرد. فیلم در سال ۱۹۹۸ اکران شد و آدام سندلر در آن، در کنار کتی بیتس، هنری وینکلر و فیروزا بالک، نقشآفرینی میکند.
این چارچوب ساده، هم منبع اصلی جذابیت فیلم است و هم محدودیت آن. تماشاگر از همان ابتدا میتواند حدس بزند که بابی چگونه از طردشدگی به پذیرش میرسد و تیم ناکام چه مسیری را طی خواهد کرد. بنابراین لذت فیلم کمتر به غافلگیری داستان وابسته است و بیشتر از تماشای اجرای پرهیاهوی ایدهای آشنا، شوخیهای اغراقآمیز و صمیمیتی کودکانه سرچشمه میگیرد.
بابی بوچر و اجرای آدام سندلر شخصیت بابی ترکیبی از معصومیت، دستپاچگی و خشمی است که مدتها مجال بروز نیافته. سندلر این ترکیب را با لهجه، مکثهای نامتعارف، لکنت و حرکتهای بدنی اغراقشده میسازد؛ اجرایی که از همان ابتدا قطببندی ایجاد میکند. برای گروهی از تماشاگران، این شیوه بخشی از جاذبهٔ کمدی فیلم است؛ برای گروهی دیگر، صدای کشیده و رفتار کودکانهٔ بابی بهسرعت خستهکننده میشود.
« فیلم در سال ۱۹۹۸ اکران شد و آدام سندلر در آن، در کنار کتی بیتس، هنری وینکلر و فیروزا بالک، نقشآفرینی میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم چندان نمیکوشد این انتخاب را تعدیل کند، بلکه آن را به موتور اصلی شوخیها بدل میسازد. بااینحال، زیر این اغراق، میل ساده و قابلفهمی وجود دارد: بابی میخواهد جدی گرفته شود و جایگاهی داشته باشد که صرفاً به خدمترسانی محدود نباشد. آنچه او را برای تماشاگر دوستداشتنی میکند، نه هوشمندی یا زیرکیاش، بلکه وفاداری و اشتیاق بیپیرایهاش است.
فیلم میخواهد به ما بگوید که ظاهر دستوپاچلفتی و خجالتزدهٔ بابی، تمام حقیقت وجودی او نیست. مشکل آن است که شخصیتپردازی گاه به همان رفتارهای نمایشی بسنده میکند و فرصت چندانی برای نشاندادن دگرگونی درونی او باقی نمیگذارد. کمدیای بر پایهٔ اغراق کمدی «The Waterboy» ظریف و کمصدا نیست؛ از شوخیهای بدنی، ناسازگاریهای آشکار و موقعیتهایی تغذیه میکند که عمداً از منطق روزمره فاصله میگیرند.
فوتبال در این جهان نه ورزشی واقعگرایانه، بلکه صحنهای برای برخوردهای تماشایی، واکنشهای افراطی و تبدیل یک نیروی خام به وسیلهای برای برهمزدن نظم معمول است. فیلم با جدیت یک مسابقهٔ ورزشی برخورد نمیکند؛ بیشتر از خودِ هیجان، شدت و بیقاعدگی پیرامون آن را دستمایهٔ شوخی قرار میدهد.
نتیجه، لحظاتی است که میتوانند بسیار بامزه و بهیادماندنی باشند، اما تکرار مداوم یک لحن واحد نیز از تازگی آنها میکاهد. شوخیها اغلب بر تکرار واکنش، لودگی یا تفاوت میان ظاهر کودکانهٔ بابی و قدرت جسمانیاش بنا شدهاند. وقتی این شگردها پشت سر هم میآیند، فیلم گاه بهجای گسترش کمدی، صرفاً بر صدای بلندتر و رفتار اغراقشدهتر تکیه میکند.
« فیلم چندان نمیکوشد این انتخاب را تعدیل کند، بلکه آن را به موتور اصلی شوخیها بدل میسازد. »
شخصیتها و اجرا
همین یکدستیِ انرژی سبب میشود که تماشاگر یا با ریتم فیلم همراه شود، یا نسبت به آن احساس فرسودگی کند. مادر، مربی و شخصیتهای پیرامونی یکی از مهمترین نیروهای بازیگری فیلم، کتی بیتس در نقش مادر بابی است. او مادری سلطهگر و بیشازحد محافظ را با آمیزهای از اقتدار و مضحکه میسازد؛ زنی که خواست و ترسهایش را در قالب قواعدی قطعی به پسرش تحمیل میکند.
بیتس نقش را چنان محکم اجرا میکند که حضورش از سطح یک مانع داستانی فراتر میرود: مادر هم سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز فیلم است و هم نشان میدهد چرا بابی در برقراری رابطه با جهان بیرون چنین ناتوان مانده است. بازی او به صحنههای خانوادگی تمرکز و جاذبه میبخشد. هنری وینکلر در مقام مربی، وجهی متفاوت از فیلم را نمایندگی میکند: آدمی که خودش نیز اعتمادبهنفس چندانی ندارد، اما توان تشخیص استعداد پنهان بابی را پیدا میکند.
رابطهٔ این دو میتوانست به یکی از خطوط عاطفی پرمایهٔ داستان تبدیل شود، ولی فیلم معمولاً آن را در خدمت حرکت به سوی مسابقه نگه میدارد. نقشهای فرعی نیز بیشتر برای ایجاد لحظههای خنده یا تکمیل فضای تیمی به کار میروند تا آنکه زندگی مستقل و پیچیدهای پیدا کنند. همین کمعمقی، بهویژه در شخصیتهای پیرامونی، گاه باعث میشود آدمها بیش از آنکه انسانهایی باورپذیر باشند، مجموعهای از نشانههای کمیک به نظر برسند.
ساختار ورزشی و پیشبینیپذیری از نظر ساختاری، فیلم در زمینی آشنا بازی میکند: فردی که جدی گرفته نمیشود، استعدادش را کشف میکند، به گروهی شکستخورده جان تازه میبخشد و با حمایت دیگران راه خود را به سوی موفقیت میگشاید. این الگو برای روایت ورزشی کارآمد است، زیرا بهسادگی انگیزهٔ تماشاگر را میسازد و هر مسابقه را پلهای در مسیر رشد قهرمان قرار میدهد.
« همین یکدستیِ انرژی سبب میشود که تماشاگر یا با ریتم فیلم همراه شود، یا نسبت به آن احساس فرسودگی کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«The Waterboy» نیز از همین قابلیت بهره میبرد؛ تضاد میان بابیِ کمتجربه و فضای پرخاشگر فوتبال، موقعیتهای کمدی و صحنههای ورزشی پرتحرکی فراهم میکند. اما این آشنایی هزینهای دارد. روایت بهندرت از مسیر قابلانتظار خود فاصله میگیرد و گرههای داستانی بیشتر نقش پل میان شوخیها و موقعیتهای ورزشی را دارند.
تیم، رقابتها و پیشرفت بابی عمدتاً با نشانههای روشن و سریع معرفی میشوند؛ در نتیجه، تعلیق واقعی جای چندانی پیدا نمیکند. تماشاگر معمولاً بیش از آنکه بپرسد «چه خواهد شد؟»، منتظر میماند تا ببیند فیلم چگونه آشناترین مرحلهٔ بعدی را با لحنی شلوغ و طنزآمیز اجرا خواهد کرد. زمینهٔ فرهنگی و محدودیت نگاه فیلم فیلم از فرهنگ جنوب آمریکا، فضای روستایی و فوتبال دانشگاهی تصویری کارتونی میسازد.
لهجهها، باورها و عادتهای محلی بهسرعت به ابزار طنز تبدیل میشوند و بخش مهمی از هویت بصری و شنیداری فیلم را شکل میدهند. این انتخاب به جهان «The Waterboy» رنگی متمایز میدهد، اما گاهی به جای مشاهدهٔ دقیق یک محیط فرهنگی، از مجموعهای از کلیشههای آماده بهره میگیرد. وقتی شخصیتهای فرعی فقط با لهجه یا رفتار عجیبشان شناخته میشوند، شوخی ممکن است به قیمت کاستن از پیچیدگی آنان تمام شود.
این مسئله به تصویر بابی نیز مربوط است. فیلم از محدودیتهای اجتماعی و رفتاری او برای ساختن کمدی استفاده میکند، اما همیشه روشن نیست که مرز میان همدلی با او و خندیدن به او کجاست. در لحظههای بهتر، خنده متوجه کسانی است که او را تحقیر میکنند و فیلم از نیاز او به احترام پشتیبانی میکند.
« در لحظههای بهتر، خنده متوجه کسانی است که او را تحقیر میکنند و فیلم از نیاز او به احترام پشتیبانی میکند. »
قوتها و کاستیها
در لحظههای ضعیفتر، خودِ تفاوتهایش به موضوع شوخی بدل میشوند. این دوگانگی، اثر را از نظر امروز پیچیدهتر و در عین حال مسئلهدارتر میکند: فیلم نیت عاطفیِ مهربانی دارد، اما ابزار کمدیاش همیشه با آن نیت هماهنگ نیست. جمعبندی «The Waterboy» کمدیای پرانرژی و عامهپسند است که بر جذابیت قهرمانی غیرمنتظره و بازیهای اغراقشده تکیه دارد.
آدام سندلر با اجرای خاص خود به بابی شخصیتی متمایز میدهد، کتی بیتس در نقش مادر سلطهگر حضوری پرقدرت دارد و تقابل میان حاشیهنشینی بابی و خشونت زمین فوتبال، مواد لازم برای یک کمدی ورزشی سرگرمکننده را فراهم میکند. در مقابل، شوخیهای تکراری، لودگیِ مداوم، فرمول ورزشی آشنا و شخصیتپردازی کمعمق برخی نقشهای فرعی، دامنهٔ اثر را محدود میکنند.
فیلم کمتر به دنبال ظرافت یا پیچیدگی است و بیشتر میخواهد با شور و شلوغی خود تماشاگر را سرگرم کند. اگر مخاطب با کمدیِ بدنی و سبک بازی سندلر همراه شود، این اثر میتواند تجربهای گرم و مفرح باشد؛ اگر نه، همان اغراقی که برای گروهی سرچشمهٔ خنده است، برای گروهی دیگر به مانعی جدی تبدیل خواهد شد.
« در لحظههای ضعیفتر، خودِ تفاوتهایش به موضوع شوخی بدل میشوند. »



ثبت دیدگاه