نقد و بررسی
نقد دیدهبان در جنگل (The Watcher in the Woods) | 1980
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و وعدهٔ راز «The Watcher in the Woods» فیلمی فراطبیعی و رازآمیز از سال ۱۹۸۰ است که جان هاف آن را بر اساس رمانی از فلورنس انگل رندال ساخت. اثر در مرز میان قصهٔ ارواح، معمای خانوادگی و وحشت نوجوانانه حرکت میکند؛ مرزی که هم سرچشمهٔ جذابیتش است و هم علت بخشی از ناهماهنگیهایش.
فیلم نه میخواهد به کابوسی بیامان بدل شود و نه صرفاً داستانی آرام برای تماشاگر خردسال باشد. نتیجه، تجربهای است با لحظههایی واقعاً دلهرهآور، اما با احتیاطی محسوس در شدت و دامنهٔ ترس. همین دوگانگی، تماشای آن را به سفری در فضایی مهآلود تبدیل میکند: سفری که بیش از آنکه با هراس صریح پیش برود، بر انتظار، کنجکاوی و احساس حضور چیزی نادیدنی تکیه دارد.
«The Watcher in the Woods» در دورهای از تولیدات زندهٔ دیزنی ساخته شد که استودیو بهدنبال مخاطبانی فراتر از خانوادههای خردسال بود؛ حالوهوای تاریک و گوتیک فیلم نیز از همان تلاش برای تجربهکردن ژانری متفاوت خبر میدهد. خانه و جنگل؛ دو قلمرو ناآرام خانوادهٔ کرتیس پس از ورود به خانهای قدیمی در روستایی انگلیسی، با محیطی روبهرو میشوند که از همان ابتدا بیش از یک پسزمینهٔ زیبا به نظر میرسد.
جنگل، حاشیهٔ عمارت و ساختمانهای پیرامون آن گویی حامل خاطرهای ناگفتهاند؛ خاطرهای که بهتدریج وارد زندگی روزمرهٔ خانواده میشود. فیلم در بهترین لحظههایش از همین جغرافیا برای ساختن تعلیق بهره میگیرد: درختان، مسیرهای کمنور، انعکاسها و فاصلهٔ میان خانه و جنگل، همگی حس مرزی مبهم میان واقعیت و خیال را تقویت میکنند.
« فیلم نه میخواهد به کابوسی بیامان بدل شود و نه صرفاً داستانی آرام برای تماشاگر خردسال باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
زیبایی بصری فیلم در آن است که ترس را تنها به یک چهره یا حادثهٔ ناگهانی واگذار نمیکند. گاه خودِ منظره، با سکون و خاموشیاش، ناآرامکننده میشود؛ انگار چیزی از دل جنگل چشم به خانه دوخته است. این همان کیفیتی است که فضای گوتیک اثر را ماندگار میکند. بااینحال، فیلم همیشه نمیداند با این ظرفیت چه کند.
بعضی نماها زمینهٔ انتظار را میسازند، اما به رویدادی همسنگ آن انتظار نمیرسند. بنابراین جنگل گاهی بهجای آنکه به نیرویی فعال در روایت بدل شود، در حد تصویری خوشساخت و رازآلود باقی میماند. معمای ناپدیدشدن و ساختار تعلیق هستهٔ داستانی فیلم بر ناپدیدشدن دختری به نام کارن و پیوند نامعلوم گذشتهٔ او با دختر نوجوان خانواده، ژان، استوار است.
چند نشانهٔ غیرعادی، خاطرههای پراکنده و حضور مرموز بانوی سالخوردهٔ عمارت، لایهلایه پیرامون این راز شکل میگیرند. فیلم اطلاعات را یکباره عرضه نمیکند؛ ترجیح میدهد تماشاگر همراه ژان از میان جزئیات عبور کند و دربارهٔ معنای آنها حدس بزند. این روش، بهویژه در نیمهٔ نخست، نیروی پیشبرندهٔ مؤثری دارد: هر پاسخ، پرسش تازهای میسازد و هر نشانه، چشمانداز تازهای به گذشته میگشاید.
بااینهمه، معما همیشه به یک اندازه گیرایی ندارد. برخی سرنخها بیش از آنکه به شکل طبیعی از دل روابط و موقعیتها بیرون بیایند، برای نگهداشتن راز در مرکز توجه به نظر میرسند. در نتیجه، میان کنجکاوی برانگیختهشده و سرعتی که داستان با آن پاسخ میدهد، فاصله میافتد. تماشاگر ممکن است در بخشهایی احساس کند فیلم دور همان پرسشها میچرخد، بیآنکه پیشرفت روایی متناسبی داشته باشد.
« زیبایی بصری فیلم در آن است که ترس را تنها به یک چهره یا حادثهٔ ناگهانی واگذار نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
این کندی، بهخودیخود عیب نیست؛ روایت رازآمیز به مکث و سکوت نیاز دارد، اما مکث زمانی کارساز است که تنش را فشردهتر کند. در این فیلم، گاهی سکون به رکود نزدیک میشود. ژان و بازیگران؛ کانونی با نوسان ژان کانون احساسی و روایی اثر است؛ نوجوانی که کنجکاویاش او را به سوی حقیقت میکشاند، اما همین ویژگی باید او را در برابر جهانی ناآشنا و تهدیدکننده نیز آسیبپذیر نشان دهد.
لین-هالی جانسون در نقش او انرژی و حضور قابلتوجهی دارد، ولی اجرای او همیشه به طبیعیبودن نمیرسد. در بعضی لحظهها، واکنشها بیش از آنکه از تجربهٔ درونی شخصیت بجوشند، حالت نمایشی پیدا میکنند. این ناهماهنگی، بهخصوص در صحنههایی که فیلم انتظار دارد تماشاگر با هراس یا سردرگمی ژان همراه شود، از شدت تأثیر میکاهد.
بخشی از مسئله نیز به شیوهٔ نگارش شخصیتهای نوجوان در فیلمهای آن دوره بازمیگردد؛ گاهی گفتوگوها و رفتارها بهجای آنکه زنده و خودجوش باشند، کارکردی صرفاً داستانی دارند. در سوی دیگر، بتی دیویس به نقش خانم آیلوود وزنی ویژه میبخشد. حضور او حتی در صحنههایی که اطلاعات چندانی در اختیار مخاطب نمیگذارند، حس اندوه و پنهانکاری را تقویت میکند.
شخصیتش بهسادگی قابلخواندن نیست و همین ابهام، با فضای کلی فیلم سازگار است. کارول بیکر و دیوید مککالوم در نقش والدین خانواده، در قیاس با دخترانشان فرصت کمتری برای اثرگذاری مییابند؛ خانواده بیشتر سکویی برای آغاز ماجراست تا جمعی که روابط درونیاش بهطور جدی بسط پیدا کند. این محدودیت، از پیوند عاطفی روایت با تجربهٔ خانوادگی میکاهد.
« در این فیلم، گاهی سکون به رکود نزدیک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ترسِ مهارشده و زبان تصویری ترس در «The Watcher in the Woods» بیشتر از راه انتظار ساخته میشود تا نمایش مستقیم خشونت یا تهدید. انعکاسها، صداهای نامعمول، حرکتهای ناگهانی و نشانههای بصری مرموز، لحظههایی پدید میآورند که ممکن است تماشاگر را از جا بپرانند؛ بااینحال، فیلم بهندرت در قلمرو وحشت شدید باقی میماند.
به همین دلیل، اثر را بهتر است قصهای وهمآلود و نوجوانانه دانست تا فیلمی که پیوسته در پی ترساندن مخاطب بزرگسال باشد. در این چارچوب، میزان ترس آن میتواند برای تماشای مناسبتی، بهویژه در هالووین، دلپذیر باشد: دلهره دارد، اما چنان سنگین نیست که تجربه را به مواجههای فرساینده بدل کند.
کارگردانی جان هاف، که پیشتر در آثار ترسناکتر تجربهاندوزی کرده بود، در اینجا به زبان بصری آرامتری گرایش دارد. حرکت دوربین و قاببندیها بارها تلاش میکنند حس کنند چیزی در فضای اطراف شخصیتها کمین کرده است. این انتخاب، با محدودیتهای ژانر خانوادگی فیلم هماهنگ است، اما گاهی نیز تضادی پدید میآورد: تصویر وعدهٔ هراسی ژرفتر میدهد، حال آنکه روایت عقب مینشیند و آن وعده را کامل نمیکند.
فیلم میخواهد وهمآلود باشد، بیآنکه کاملاً تاریک شود؛ اما سازش میان این دو جهت همیشه ظریف و موفق نیست. ریتم و پایانبندی؛ گرهی در دل ساختار یکی از ضعفهای محسوس فیلم، نابرابری ریتم آن است. آغاز داستان با آرامش پیش میرود و برای شکلدادن به مکان و راز مرکزی وقت میگذارد؛ این بخش، به کمک فضای جنگلی و پرسشهای بیپاسخ، کنجکاوی برمیانگیزد.
« حرکت دوربین و قاببندیها بارها تلاش میکنند حس کنند چیزی در فضای اطراف شخصیتها کمین کرده است. »
قوتها و کاستیها
اما در ادامه، بعضی صحنهها بیش از اندازه کش میآیند و روایت گاه برای حفظ حالوهوای مرموز، از حرکت بازمیماند. از سوی دیگر، در بخش پایانی، شتاب ناگهانی احساس میشود؛ گویی داستان میخواهد در زمانی کوتاه به نتیجه برسد، بیآنکه همهٔ زمینههای لازم را بهقدر کافی پرورانده باشد. این مشکل را نمیتوان جدا از تاریخ تولید فیلم دید.
نسخهٔ نخست پس از واکنشهای نامطلوب از اکران کنار گذاشته شد و فیلم برای انتشار دوباره، تغییرهایی از جمله فیلمبرداری پایانی تازه را تجربه کرد؛ بنابراین نسخههای گوناگون و تفاوت در پایانبندیها بخشی از سرگذشت اثرند. این پیشینه کمک میکند بفهمیم چرا پایان فیلم ممکن است ناگهانی یا نچسب به نظر برسد: مسئله فقط انتخاب روایی نیست، بلکه ردِ آشکاری از مداخله و بازسازی در ساختار نهایی دیده میشود.
بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت جمعبندی فیلم از نظر ضرباهنگ و انسجام، به قدرت فضای آغازینش نمیرسد. میراث تماشاییِ یک قصهٔ ناتمام با وجود ضعفهایش، فیلم از آن آثاری است که تصویرها و حالوهوایش بیش از آنچه روایت بهتنهایی تضمین میکند، در ذهن میمانند. این ماندگاری تا حد زیادی از ترکیب خانهٔ کهنه، جنگل رازآلود و پرسشی دربارهٔ گذشته میآید؛ ترکیبی آشنا در داستانهای گوتیک که در اینجا با رنگوبوی قصهای نوجوانانه بازپردازی شده است.
فیلم همچنین از تقابل میان امر روزمره و امر فراطبیعی بهره میگیرد: خانوادهای عادی به مکانی نقلمکان میکند و آرامآرام درمییابد که آن مکان پیشینهای دارد که بهآسانی نمیتوان از آن گذشت. تماشای امروزی فیلم، بیش از هر چیز، نیازمند تنظیم درست انتظار است. اگر قرار باشد با اثری بینقص و پیوسته هراسآور روبهرو شویم، کندی روایت، نوسان بازیها و سرانجام شتابزده احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود.
« اما در ادامه، بعضی صحنهها بیش از اندازه کش میآیند و روایت گاه برای حفظ حالوهوای مرموز، از حرکت بازمیماند. »
جمعبندی
اما اگر «The Watcher in the Woods» را قصهای رازآمیز برای نوجوانان بدانیم که بهسبب تصویرپردازی و پیشفرض جذابش گاه از محدودهٔ معمول خود فراتر میرود، تماشای آن لذت بیشتری دارد. آنچه ارزش بازگشت دارد، نه حل کامل همهٔ کاستیها، بلکه فضای غریبی است که فیلم در بهترین لحظههایش میسازد.
جمعبندی «The Watcher in the Woods» اثری خوشفضا اما نامتوازن است: جنگل و عمارتش حس حضور نیرویی پنهان را بهخوبی منتقل میکنند، معمای مرکزی کنجکاویبرانگیز است و چند لحظهٔ دلهرهآور آن هنوز کار میکنند. در مقابل، ریتم کند، بازی نهچندان طبیعی بعضی نقشهای نوجوان و پایانبندی شتابزده، مانع از آن میشوند که فیلم به اندازهٔ ظرفیت ایدهاش اثرگذار باشد.
بااینحال، این نارساییها جذابیت خاص آن را کاملاً از میان نمیبرند. فیلم بیش از آنکه وحشتی تمامعیار باشد، خاطرهای مهآلود از یک راز قدیمی است؛ تجربهای مناسب برای تماشاگرانی که از قصههای فراطبیعیِ ملایم، فضای گوتیک و رمزگشایی تدریجی لذت میبرند.
« آنچه ارزش بازگشت دارد، نه حل کامل همهٔ کاستیها، بلکه فضای غریبی است که فیلم در بهترین لحظههایش میسازد. »
ثبت دیدگاه