نقد و بررسی
نقد زمین سرگردان (The Wandering Earth) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای به وسعت یک سیاره «زمین سرگردان» از همان فرض مرکزیاش نیرویی کمنظیر میگیرد: بهجای آنکه گروهی از انسانها برای فرار از زمینی محکوم به نابودی سفینهای بسازند، خودِ زمین به سفینه بدل میشود. در جهان فیلم، گسترش خورشید تهدیدی برای بقای بشر است و راه نجات، ساختن موتورهایی عظیم برای بیرونراندن سیاره از مدار و هدایت آن به سوی منظومهای دیگر است.
این جابهجایی مقیاس، هم خیالانگیز است و هم فوراً چشماندازی حماسی میسازد؛ خانهٔ مشترک انسانها دیگر پسزمینهٔ زندگی نیست، بلکه وسیلهای شکننده در سفری طولانی و پرخطر است. فیلم بهجای آنکه همهٔ پیامدهای چنین طرحی را موشکافانه و آرامآرام بررسی کند، از دلِ وضعیت بحرانی ما را وارد ماجراجویی میکند.
در نتیجه، ایدهٔ بزرگ علمیتخیلی بیش از آنکه موضوع تأملی نظری باشد، سکوی پرتابی برای اکشن و تعلیق است. همین انتخاب میتواند هم نقطهٔ قوت باشد، هم محدودیت: تماشاگر با جهانی تازه و غریب روبهرو میشود، اما فرصت چندانی ندارد تا با همهٔ ابعاد اجتماعی و فلسفی آن زندگی کند. جهانی سرد، عظیم و تماشایی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، ساختن تصویری ملموس از جهانی است که در آن زمین وارد عصر تازهای از سرما و بیثباتی شده است.
شهرهای یخزده، چشماندازهای ویران و ماشینآلات غولآسا، حس زیستن در تمدنی را منتقل میکنند که برای ادامهٔ حیات ناچار شده همهچیز را با مقیاس سیارهای بازتعریف کند. تفاوت میان انسان کوچک و سازوکارهای عظیمِ نجات، بارها در قابها برجسته میشود و به فیلم شکوهی دیداری میبخشد. جلوههای بصری صرفاً زینتِ روایت نیستند؛ بخش مهمی از جذابیت آن از دیدن جهانی میآید که نمونههای مشابهش کمتر در سینمای علمیتخیلیِ جریان اصلی دیده شده است.
« در نتیجه، ایدهٔ بزرگ علمیتخیلی بیش از آنکه موضوع تأملی نظری باشد، سکوی پرتابی برای اکشن و تعلیق است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خودروهای سنگین، تأسیسات صنعتی و فضاهای گسترده، حسِ مادی و مهندسیشدهای دارند. بااینحال، نمایش مداوم عظمت گاه فرصت نفسکشیدن را از فیلم میگیرد. هنگامی که هر بحران باید از بحران پیشین بزرگتر و پرصداتر باشد، تصویر کمتر مجال مییابد در ذهن بنشیند و شگفتی جای خود را به انباشت محرکها میدهد.
حماسهای دربارهٔ همکاری در مرکز عاطفی فیلم، نه قهرمانی تنها، بلکه مجموعهای از آدمها با سنوسال، تجربه و جایگاههای متفاوت قرار دارند. مسیر نجات به توانایی یک فرد وابسته نیست؛ همکاری گروهی، انتقال تجربه میان نسلها و پذیرفتن مسئولیت جمعی، عناصر تعیینکنندهٔ روایتاند. این نگاه با خودِ ایدهٔ جابهجایی زمین هماهنگ است: پروژهای به این عظمت، تنها با مشارکت گستردهٔ انسانها ممکن میشود.
فیلم در لحظههای موفقش، خطرهای فردی را به مسئلهای مشترک پیوند میزند. کنشهای کوچک شخصیتها در برابر ابعاد حادثه ناچیز به نظر میرسند، اما اهمیتشان از همین نابرابری برمیآید. بااینهمه، پیام همکاری گاهی بیش از اندازه آشکار و تأکیدشده است. بهجای آنکه همیشه از دلِ انتخابها و پیامدهایشان بیرون بیاید، گاه به صورت شعار یا توضیح مستقیم عرضه میشود.
در چنین لحظههایی، فیلم از پیچیدگی عاطفی فاصله میگیرد و به تأکید بر نتیجهای ازپیشمعلوم بسنده میکند. شخصیتها و بازیها؛ میان کارکرد و احساس شخصیتهای فیلم بیش از آنکه از راه لایههای روانشناختی عمیق شناخته شوند، در خدمت حرکت داستان قرار دارند. روابط خانوادگی و فاصلههای عاطفی، زمینهای برای ایجاد انگیزه و افزایش اضطراب فراهم میکنند، اما فرصت رشد و پرداختشان همواره کافی نیست.
« خودروهای سنگین، تأسیسات صنعتی و فضاهای گسترده، حسِ مادی و مهندسیشدهای دارند. »
شخصیتها و اجرا
ازاینرو، ممکن است تماشاگر در برخی لحظهها اهمیت رخداد را بفهمد، بیآنکه همان اندازه با احساسات شخصیتها همراه شود. بازیها نیز یکدست نیستند. بعضی نقشها با حضور آرامتر و پختهتر خود به روایت وزن میدهند، اما در بخشهایی دیگر، لحن اجرا یا شیوهٔ بیان دیالوگها مصنوعی جلوه میکند.
این مسئله بهویژه وقتی محسوس است که فیلم میخواهد همزمان هیجان، شوخی، اندوه و شکوه را به مخاطب منتقل کند. در نتیجه، برخی لحظات احساسی بهجای آنکه طبیعی و تدریجی شکل بگیرند، ناگهان و با تأکیدی پررنگ به صحنه وارد میشوند. روایت پرحادثه و ریتم ناپایدار «زمین سرگردان» از حیث ساختار روایی به حرکت مداوم وابسته است.
شخصیتها از خطری به خطر دیگر میروند و داستان مرتب شرایط تازهای پیش رویشان میگذارد. این شتاب به فیلم انرژی میدهد و اجازه نمیدهد ماجراجویی از نفس بیفتد؛ اما همین سازوکار، بهتدریج به فرمولی تکرارشونده تبدیل میشود. گاه به نظر میرسد هر مانع باید فوراً با مانعی بزرگتر جایگزین شود، بیآنکه پیامدهای عاطفی یا عملیِ رخداد قبلی مجال کامل پیدا کنند.
ریتم نیز نوسان دارد. برخی بخشها با حرکت و خطر پیش میروند، اما در نقاطی دیگر، توضیحات فنی و اطلاعات مربوط به جهان فیلم انباشته میشوند و جریان داستان را کند میکنند. مشکل فقط زیادبودن اطلاعات نیست؛ گاهی نحوهٔ توزیع آنهاست. فیلم میخواهد هم قوانین جهانش را روشن کند، هم رابطههای شخصیتها را پیش ببرد و هم هیجان صحنهها را حفظ کند، اما این هدفها همیشه با توازن همراه نیستند.
« این مسئله بهویژه وقتی محسوس است که فیلم میخواهد همزمان هیجان، شوخی، اندوه و شکوه را به مخاطب منتقل کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تدوین برخی لحظههای مهم نیز به اندازهٔ لازم ضرباهنگ نمیسازد و تأثیر صحنه را کاهش میدهد. علم، خیال و تعلیق فیلم از زبان علم و مهندسی برای باورپذیرکردن جهانش بهره میگیرد، اما اولویت اصلیاش دقت علمیِ سختگیرانه نیست. دستگاهها، مأموریتها و سازوکارهای فنی بیشتر برای پشتیبانی از تعلیق و شکوه داستانی به کار میروند.
بنابراین تماشاگرانی که از علمیتخیلی انتظار بررسی موشکافانهٔ قوانین فیزیک دارند، ممکن است با اغراقها و جهشهای روایی کنار نیایند. در مقابل، اگر معیار اصلی تخیلِ مقیاسبالا و ماجراجویی باشد، فیلم مواد فراوانی برای لذتبردن فراهم میکند. این انتخاب زمانی موفق است که فیلم اجازه دهد تصویر و کنش بهجای توضیحهای طولانی سخن بگویند.
هرجا سازوکار پیچیدهٔ جهان در دلِ موقعیت نمایشی قابلفهم میشود، تماشاگر هم با فضای فیلم همراه میماند و هم حس میکند در معرض اطلاعاتی تازه قرار گرفته است. هرجا دیالوگها بیش از حد توضیحی میشوند، خیالپردازی به سخنرانی نزدیک میشود و ریتم افت میکند. جایگاه فیلم در علمیتخیلی معاصر اهمیت «زمین سرگردان» فقط به موفقیت یا ناکامی جزئیات رواییاش محدود نیست.
فیلم نمونهای از تلاش سینمای چین برای ساختن اثری علمیتخیلی با مقیاس عظیم و هویت تولیدی مستقل است؛ فیلمی که نهفقط شخصیتها، بلکه خودِ زمین را در مرکز ماجراجویی قرار میدهد. این وسعت جاهطلبی در قابها و طراحی جهان دیده میشود و اثری به وجود میآورد که حتی در لحظههای ناهماهنگ نیز از جسارت ایدهاش دست نمیکشد.
« تدوین برخی لحظههای مهم نیز به اندازهٔ لازم ضرباهنگ نمیسازد و تأثیر صحنه را کاهش میدهد. »
قوتها و کاستیها
در عین حال، فیلم از الگوهای آشنای سینمای فاجعه و ماجراجویی نیز بهره میگیرد. این آشنایی میتواند دسترسی به داستان را آسان کند، اما گاهی تازگیِ فرض اولیه را زیر سایهٔ سازوکارهای متعارف قهرمانسازی و بحرانافزایی میبرد. حاصل، اثری است که در تصویر و مقیاس نوآورانهتر از شخصیتپردازی و گفتوگوهایش عمل میکند.
جمعبندی «زمین سرگردان» فیلمی است با تخیلی جسورانه و چشماندازی دیداری که بهسادگی از یاد نمیرود. ایدهٔ حرکتدادن زمین، جهان سرد و صنعتی، و تأکید بر تلاش جمعی، هستهای جذاب برای یک حماسهٔ علمیتخیلی میسازند. جلوههای بصری و صحنههای پرتحرک، آن را به تجربهای سرگرمکننده بدل میکنند؛ اما دیالوگهای کمجان، ریتم ناپایدار، انباشت توضیح و حادثه، و پرداخت محدود برخی شخصیتها مانع میشوند که تمام ظرفیت عاطفی و دراماتیک ایدهاش شکوفا شود.
این فیلم بیش از آنکه تجربهای ظریف و منضبط باشد، اثری بلندپروازانه و پرهیاهو است: گاه چشمگیر، گاه خستهکننده و در مجموع نامتوازن. تماشاگرِ مشتاقِ جهانسازی علمیتخیلی و spectacle سینمایی، از مقیاس و تصویرهای آن بهره خواهد برد؛ اما کسی که پیوند عمیق با شخصیتها، گفتوگوی طبیعی و روایتی کمازدحام میجوید، ممکن است در پایان بیش از آنکه تحت تأثیر قرار گیرد، از آشفتگی فیلم خسته شود.
« در عین حال، فیلم از الگوهای آشنای سینمای فاجعه و ماجراجویی نیز بهره میگیرد. »



ثبت دیدگاه