نقد و بررسی
نقد صداها (The Voices) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی از دو روایت «The Voices» ساختهٔ Marjane Satrapi بر پایهٔ تضادی بنا شده است که از نخستین لحظهها هم جذاب است و هم نگرانکننده: جهانی که قهرمان فیلم در آن زندگی میکند، با جهان بیرونی تفاوتی بنیادین دارد. جری، کارگری تنها و پریشانحال، در کارخانهای مشغول کار است و با دو حیوان خانگیاش گفتوگو میکند؛ گربهای بدبین و زبانتلخ و سگی مهربان و دلگرمکننده.
اما این گفتوگوهای ظاهراً بامزه بهتدریج روشن میکنند که فیلم صرفاً در پی ساختن یک کمدی فانتزی نیست. آنچه در ابتدا بازیگوشانه و کودکانه به نظر میرسد، رفتهرفته سایهای سنگین بر روایت میاندازد. فیلم از ما میخواهد مدتی درون جهان ذهنی جری بمانیم و واقعیت را از دریچهٔ نگاه او تجربه کنیم.
این انتخاب، تماشاگر را در موقعیتی ناآرام قرار میدهد: خنده و وحشت نه در دو قلمرو جدا، بلکه در همسایگی یکدیگر رخ میدهند. از همینرو، «The Voices» بیش از آنکه یک فیلم ترسناک متعارف یا کمدی سیاه سرراست باشد، تجربهای لحنمحور و نامتوازن است که میکوشد ذهن آشفتهٔ شخصیت اصلی را به شکل سینمایی در برابر ما مجسم کند.
بازی رایان رینولدز مهمترین تکیهگاه فیلم، بازی Ryan Reynolds در نقش جری است؛ اجرایی که فاصلهای آشکار با تصویر آشنای او در کمدیهای پرشتاب و نقشهای شوخطبعانه دارد. جری با شور و خوشبینی کودکانهاش میتواند در نگاه اول شخصیتی دوستداشتنی جلوه کند، اما این سرزندگی روی بستری شکننده بنا شده است.
« اما این گفتوگوهای ظاهراً بامزه بهتدریج روشن میکنند که فیلم صرفاً در پی ساختن یک کمدی فانتزی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رینولدز بهجای آنکه آشفتگی شخصیت را به نمایشهای اغراقآمیز و پرهیاهو تبدیل کند، بر سادگی رفتار و تلاش او برای جلب محبت دیگران تکیه دارد. نتیجه، شخصیتی است که گاه خندهدار به نظر میرسد و گاه، درست بهسبب همان رفتار، دلسوزی و اضطراب برمیانگیزد. این بازی در لحظههایی که جری میکوشد زندگی عادیتری داشته باشد، بهویژه مؤثر است.
او نه هیولایی بیاحساس است و نه قهرمانی که بتوان بهسادگی با او همراه شد؛ انسانی منزوی است که آرزوی پذیرفتهشدن دارد، اما در تشخیص مرز میان خواستههایش و واقعیت گرفتار شده است. پیچیدگی همین دوگانگی است که نقش را بهیادماندنی میکند. بااینحال، فیلم گاه برای نشاندادن همین تضاد به بیان مستقیم و تأکیدهای روایی متوسل میشود و اجازه نمیدهد بازی رینولدز بهتنهایی معنای صحنه را کامل کند.
حیوانات و صداهای درونی گربه و سگ جری از بامزهترین و در عین حال کارکردیترین عناصر فیلماند. اختلاف شخصیت آنها صرفاً برای افزودن شوخی به روایت نیست؛ هرکدام صورتبندی متفاوتی از کشمکش درونی جری به دست میدهند. سگ، با لحنی حمایتگر، او را به سوی مهربانی و زندگی روزمره سوق میدهد. گربه، در مقابل، زبانی تمسخرآمیز دارد و او را به تسلیمشدن در برابر امیال تاریکش تشویق میکند.
این تقابل ساده و شفاف است، اما به فیلم امکان میدهد گفتوگوهای ذهنی جری را در قالب کنشهایی زنده و گاه کمیک روی پرده بیاورد. صداپیشگی Ryan Reynolds برای حیوانات نیز به انسجام این جهان کمک میکند. او با تغییر آهنگ و جنس صدا، بیآنکه پیوند میان شخصیتها از بین برود، به هرکدام هویت شنیداری جداگانه میدهد.
« نتیجه، شخصیتی است که گاه خندهدار به نظر میرسد و گاه، درست بهسبب همان رفتار، دلسوزی و اضطراب برمیانگیزد. »
شخصیتها و اجرا
شوخیها و بدزبانیهای گربه ممکن است برای گروهی از تماشاگران جذاب باشد و برای گروهی دیگر تصنعی یا آزارنده به نظر برسد؛ اما در هر حال، حیوانات از معدود اجزایی هستند که ایدهٔ مرکزی فیلم را همزمان ساده و بهیادماندنی میکنند. کمدی سیاه و ناراحتی تماشاگر «The Voices» آگاهانه از کنار هم قراردادن تصویرهای شاد و موقعیتهای هولناک بهره میگیرد.
رنگهای روشن، آهنگهای سرزنده و رفتارهای ظاهراً معصومانهٔ جری در کنار خشونتی قرار میگیرند که هیچگاه کاملاً به شوخی بیخطر بدل نمیشود. این تضاد گاهی طنزی سیاه و غافلگیرکننده میسازد؛ گاهی هم تماشاگر را در وضعیتی معذب رها میکند، زیرا نمیداند باید به موقعیت بخندد یا از آن فاصله بگیرد.
همین تردید میتواند نقطهٔ قوت فیلم باشد. کمدی آن از جنس لطیفههای منظم و پیدرپی نیست؛ بیشتر از برخورد نامنتظر لحنها و فاصلهٔ میان برداشت جری از وقایع و واقعیت تلخ آنها پدید میآید. اما موفقیت این شیوه به میزان پذیرش تماشاگر وابسته است. اگر مخاطب با طنز مربوط به قتل و ذهنیت آشفتهٔ شخصیت کنار نیاید، بسیاری از صحنهها نه خندهدار، بلکه صرفاً ناخوشایند خواهند بود.
فیلم همیشه مرز این دو واکنش را بهدقت کنترل نمیکند و گاه بهجای طنز گزنده، به شوخیهایی میرسد که بیشتر بهتآورند تا مؤثر. کارگردانی و طراحی جهان کارگردانی Marjane Satrapi بر برجستهکردن تفاوت میان ذهنیت جری و محیط پیرامونش تکیه دارد. فضای کارخانه، خانه و رابطههای کاری، همگی بخشی از بستری هستند که تنهایی او را آشکار میکنند.
« همین تردید میتواند نقطهٔ قوت فیلم باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در برابر روزمرگی نسبتاً بیروح زندگی بیرونی، جهان ذهنی جری رنگارنگتر و پرجنبوجوشتر جلوه میکند. این تفاوت، صرفاً تزئینی نیست؛ به تماشاگر کمک میکند احساس کند که تجربهٔ شخصیت از جهان، با آنچه دیگران میبینند فاصله دارد. در بهترین لحظهها، فیلم این فاصله را بدون توضیحهای مفصل میسازد و از کنار همنشاندن صدا، رنگ و رفتار، معنایی نگرانکننده بیرون میکشد.
بااینحال، لحن بصری و شوخیهای آشکار گاهی بیش از حد بر ایدهٔ اصلی تأکید میکنند. فیلم چنان اصرار دارد که عجیب و نامتعارف باشد که بعضی عناصر بهجای آنکه در دل روایت جا بیفتند، به نشانههایی برای اعلام عجیببودن خود اثر تبدیل میشوند. این افراط بهویژه در لحظههایی دیده میشود که فیلم از فضای روانشناختی به نمایشهای نمایشیتر و سبکپردازانهتر میلغزد.
فیلمنامه و انسجام روایی ایدهٔ مرکزی فیلم ظرفیت زیادی دارد: انسانی که برای درک واقعیت به صداهایی در ذهنش تکیه کرده و باید میان تشویق به خشونت و دعوت به عادیبودن دست به انتخاب بزند. اما فیلمنامه در پرورش این ایده به اندازهٔ کافی پیوسته نیست. روایت در بخشهایی با قدرت پیش میرود و لحظاتی تأثیرگذار میآفریند، ولی در ادامه گاه بهجای تعمیق شخصیت و کشمکش اصلی، به تکرار موقعیتهایی مشابه روی میآورد.
به همین دلیل، احساس میشود که فیلم ایدهای نیرومندتر از نتیجهٔ نهایی خود در اختیار داشته است. بعضی شخصیتهای فرعی نیز مجال چندانی برای شکلگیری پیدا نمیکنند. آنها بیشتر در نسبت با جری تعریف میشوند تا اینکه مسیر مستقلی در روایت داشته باشند. این محدودیت، بهخودیخود الزاماً ایراد نیست، زیرا فیلم از ابتدا بر ذهنیت قهرمانش متمرکز است؛ اما وقتی روایت میخواهد عاطفه یا پیامدهای اجتماعی رفتار او را برجسته کند، کمپرداختگی شخصیتهای پیرامونی به چشم میآید.
« در برابر روزمرگی نسبتاً بیروح زندگی بیرونی، جهان ذهنی جری رنگارنگتر و پرجنبوجوشتر جلوه میکند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، برخی لحظهها که باید عمق بیشتری داشته باشند، در حد نشانههایی از مضمون باقی میمانند. تلخی زیر پوستهٔ شوخی یکی از مهمترین جنبههای فیلم، فاصلهٔ میان شوخیهای ظاهری و اندوه پنهان در شخصیت جری است. او بیش از آنکه از سر شرارت به دنبال آسیبزدن باشد، در جستوجوی پیوند و پذیرفتهشدن است؛ اما همین نیازها در ذهنی ناآرام و گسسته به شکلی خطرناک تغییر میکنند.
این بخش از فیلم میتواند پس از پایان تماشای آن بیش از صحنههای طنز در خاطر بماند. خندهها، اگر شکل بگیرند، اغلب با احساس ناراحتی همراهاند؛ زیرا فیلم اجازه نمیدهد تماشاگر بهآسانی خشونت را از تنهایی و رنج شخصیت جدا کند. بااینهمه، پرداخت این مضمون همیشه سنجیده نیست. فیلم میان همدلی با جری و تبدیلکردن وضعیت او به ابزار سرگرمی، تعادلی دشوار میجوید و در همهٔ لحظهها از پس آن برنمیآید.
در جاهایی، کمدی سیاه از سنگینی موضوع کم میکند؛ در جاهای دیگر، به نظر میرسد سنگینی همان موضوع، شوخی را از کار میاندازد. این نوسان نهفقط عاملی برای دوپارهشدن واکنش مخاطبان است، بلکه دلیل اصلی حس ناتمامی اثر نیز به شمار میرود. جمعبندی «The Voices» فیلمی نامتعارف و جسور است که نیروی اصلیاش را از بازی متفاوت Ryan Reynolds، صداپیشگی جذاب حیوانات و برخورد کمدی با فضای هولناک به دست میآورد.
جهان ذهنی جری گاه بهطرزی خلاقانه خندهدار و گاه عمیقاً غمانگیز میشود؛ ترکیبی که فیلم را از یک کمدی سیاه معمولی متمایز میکند. در مقابل، فیلمنامه از ایدهٔ مرکزی خود بهرهٔ کامل نمیگیرد، بعضی شوخیها بیش از آنکه بخندانند معذب میکنند و روایت در بخشهای پایانی از انسجام و تمرکز اولیه فاصله میگیرد.
« در نتیجه، برخی لحظهها که باید عمق بیشتری داشته باشند، در حد نشانههایی از مضمون باقی میمانند. »
جمعبندی
این اثر بیش از آنکه تجربهای یکدست باشد، مجموعهای از لحظههای بهیادماندنی، انتخابهای جسورانه و لغزشهای آشکار است. برای تماشاگرانی که با طنز تلخ و روایتهای آشفته کنار میآیند، فیلم میتواند سرگرمکننده و از نظر بازیگری ارزشمند باشد؛ اما کسانی که انتظار کمدیای پیوسته یا پرداختی متوازن از مضامین روانشناختی دارند، احتمالاً با کاستیهایش روبهرو خواهند شد.
«The Voices» در نهایت عجیب، گاه خندهآور و غالباً تلخ است؛ اثری که بیشتر بهسبب حالوهوای خاص و اجرای مرکزیاش در ذهن میماند تا بهواسطهٔ فرجامی کاملاً رضایتبخش.
ثبت دیدگاه