نقد و بررسی
نقد اقدام خشونتآمیز (The Violence Action) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان دو جهان: روزمرّگی و خشونت «The Violence Action» بر تضادی ساده اما چشمگیر بنا شده است: کی کیکونو در ظاهر دانشآموزی آرام و معمولی در مدرسهای فنیوحرفهای است، اما در کنار درس، بهعنوان آدمکشی قراردادی فعالیت میکند. فیلم از همین دوگانگی نیروی آغازین خود را میگیرد؛ فاصلهای میان چهرهٔ معصوم و رفتار حرفهای کی که میتواند هم سرچشمهٔ کمدی باشد و هم زمینهساز یک قهرمان اکشن نامتعارف.
مأموریتی که دشوارتر از کارهای پیشین اوست، این زندگی دوپاره را به دل آشوبی جنایی میکشاند. روایت در اینجا، بیآنکه جزئیات سرنوشتساز را آشکار کند، فرصتی برای برخورد شخصیتهای رنگارنگ و درگیریهای فزاینده فراهم میآورد. بااینحال، فیلم بیش از آنکه بر استحکام قصه تکیه کند، به انرژی بصری و غافلگیریهای لحظهای متوسل میشود.
ایدهٔ مرکزی ظرفیت فراوانی دارد: میتوانست دربارهٔ فاصلهٔ میان هویت اجتماعی و خشونت پنهان، یا دشواری حفظ زندگی عادی در جهانی بیرحم باشد. اما اثر غالباً از این امکانها عبور میکند و بهجای پرداختن به پیامدهای آنها، سراغ صحنهٔ پرتحرک بعدی میرود. از همین رو، تجربهٔ تماشای فیلم بیش از آنکه سفری روایی با مسیری روشن باشد، به رشتهای از لحظههای ناهموار و پرهیاهو شباهت پیدا میکند.
کی؛ نیروی جاذبهٔ فیلم مهمترین سرمایهٔ فیلم، بیتردید خود کی است. او نه قهرمانی عبوس و شکستناپذیر به معنای متعارف، بلکه شخصیتی است که شیرینی و خونسردیاش در کنار مهارت مرگبار او تضادی کمیک میسازد. فیلم از این ناهمخوانی بهره میگیرد: کی میتواند در موقعیتی روزمره رفتاری ساده و دلپذیر داشته باشد و در موقعیتی دیگر، با تسلطی شگفتآور وارد نبرد شود.
« مأموریتی که دشوارتر از کارهای پیشین اوست، این زندگی دوپاره را به دل آشوبی جنایی میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فاصله میان ظاهر و توانایی، شخصیت را به نقطهٔ اتکای تماشاگر بدل میکند. Kanna Hashimoto به نقش کی سرزندگی و جذابیتی میبخشد که بهویژه در لحظههای سبکتر اثر به چشم میآید. حضور او کمک میکند فیلم، با وجود پراکندگی داستان، رشتهای از دلنشینی را حفظ کند. کی از آن شخصیتهایی است که تماشاگر ممکن است حتی هنگام سردرگمی دربارهٔ جزئیات ماجرا، همچنان مشتاق دنبالکردنشان باشد.
مسئله آن است که فیلم بهندرت فرصت میدهد این جذابیت به شخصیتی عمیقتر تبدیل شود. گذشته، انگیزهها و نسبت او با زندگی معمولی بیشتر در حد نشانه باقی میمانند و بار اصلی شخصیتپردازی بر دوش کاریزمای بازیگر میافتد. اکشنِ اغراقآمیز؛ آشوبی تماشایی سکانسهای اکشن، آشکارترین بخش هویت فیلماند.
مبارزهها بر واقعگرایی بنا نشدهاند؛ حرکتها، واکنشها و میزان تابآوری شخصیتها عمداً از منطق روزمره فاصله میگیرند. فیلم از جهشهای ناگهانی، رویاروییهای شلوغ و اغراقهایی بهره میبرد که گاه چنان نامحتملاند که بهجای تنش، خنده برمیانگیزند. این لحن برای برخی تماشاگران میتواند جاذبهٔ اصلی اثر باشد: قرار نیست خشونت را همچون درامی واقعگرا تجربه کنیم، بلکه قرار است در جهانی رنگین، پرسرعت و آگاهانه نامعقول غرق شویم.
در بهترین لحظهها، همین بیپروایی به اکشن حالوهوایی بازیگوشانه میدهد. فیلم خود را به قواعد باورپذیری مقید نمیکند و از بدلکاریها و موقعیتهای نامنتظر برای برانگیختن هیجان یا خنده بهره میگیرد. اما اغراق زمانی مؤثر است که تماشاگر بتواند حرکت و منطق صحنه را دنبال کند. در اینجا، تدوین شتابزده و جابهجاییهای پیدرپی گاه وضوح مبارزه را کم میکنند.
« این فاصله میان ظاهر و توانایی، شخصیت را به نقطهٔ اتکای تماشاگر بدل میکند. »
شخصیتها و اجرا
هیجانِ دیداری باقی میماند، اما ممکن است فهم اینکه چه کسی، چگونه و با چه پیامدی دست بالا را دارد دشوار شود. انرژی هست؛ سامان و خوانایی همیشه نیست. کمدی در دل خشونت طنز فیلم بیشتر از برخورد لحنها پدید میآید تا از شوخیهای ظریف یا گفتوگوهای بامزه. کنار هم قرارگرفتن رفتار آرام کی و فضای خشونتبار اطرافش، شخصیتهای عجیب و موقعیتهای نامتعارف، به فیلم لحظاتی مفرح میدهد.
برخی اغراقها چنان بیاعتنا به منطقاند که تماشاگر را به پذیرش بازی دعوت میکنند؛ اگر این دعوت پذیرفته شود، آشوب فیلم میتواند سرگرمکننده باشد. اما همین کمدی همیشه به یک اندازه کار نمیکند. فیلم گاهی میان شوخی، خطر و جدیت جابهجا میشود، بیآنکه گذار روشنی میان این لحنها بسازد.
در نتیجه، صحنهای که باید تهدیدآمیز باشد ممکن است ناخواسته مضحک جلوه کند، و لحظهای که قرار است خندهدار باشد، بهسبب خشونت یا کشآمدن موقعیت، از طراوت بیفتد. این ناهمگونی را میتوان بخشی از سرشت اقتباسهای مانگایی دانست که اغراق را بهعنوان زبان خود برمیگزینند؛ بااینهمه، فیلم برای تبدیل این زبان به لحنی منسجم، همواره موفق نیست.
داستانی که زیر بار شخصیتها و جزئیات میماند ضعف اصلی «The Violence Action» در فیلمنامه و سازماندهی روایت آشکار میشود. فیلم از یک پیشفرض روشن و جذاب آغاز میکند، اما بهتدریج با خطوط داستانی و شخصیتهایی روبهرو میشویم که رابطهشان با محور اصلی همیشه بهاندازهٔ کافی روشن یا ضروری احساس نمیشود.
« هیجانِ دیداری باقی میماند، اما ممکن است فهم اینکه چه کسی، چگونه و با چه پیامدی دست بالا را دارد دشوار شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ماجرای جنایی میتوانست بستری برای تعمیق زندگی دوگانهٔ کی باشد؛ در عوض، گاه خود به مجموعهای از جابهجاییها و مواجههها تبدیل میشود که هدف و وزن دراماتیکشان بهسادگی به خاطر نمیماند. این پراکندگی فقط مسئلهٔ پیچیدگی قصه نیست. روایت میتوانست پیچیده باشد و همچنان با نشانهگذاری دقیق، تعلیق و پیوندهای محکم پیش برود؛ مشکل آنجاست که فیلم اطلاعات و تغییر موقعیتها را چنان نامتوازن عرضه میکند که تماشاگر بهجای مشارکت در کشف ماجرا، ناچار میشود مدام مسیر اتفاقات را بازسازی کند.
ایدهٔ اولیه وعدهٔ تقابل جذابی میان زندگی عادی و شغل مرگبار کی میدهد، اما این تقابل بهاندازهٔ کافی بسط نمییابد. در نتیجه، ظرفیت احساسی و دراماتیک داستان زیر انبوه رویدادها کمرنگ میشود. تدوین و ریتم: مسئلهٔ پیوستگی آشفتگی تدوین از صحنههای اکشن فراتر میرود و بر تجربهٔ کلی فیلم سایه میاندازد.
برشهای سریع میتوانند به نبردها شتاب بدهند، اما اگر نقطهٔ شروع و پایان کنش، جای شخصیتها و رابطهٔ هر حرکت با حرکت بعدی روشن نباشد، سرعت جایگزین وضوح نمیشود. فیلم گاهی چنان از تصویری به تصویر دیگر میجهد که بهجای افزایش هیجان، پیوستگی صحنه را تضعیف میکند. این انتخاب، بهخصوص در روایتی که خود نیز خطی کاملاً استوار ندارد، دشواری را دوچندان میسازد.
ریتم نیز یکنواخت نیست. فاصلههای میان درگیریها گاه طولانیتر از آناند که شخصیتپردازی یا تعلیق تازهای بسازند، و همین باعث میشود فیلم میان انفجارهای پرتحرک و بخشهایی کمجان در نوسان بماند. مسئله این نیست که هر فیلم اکشنی باید پیوسته پرسرعت باشد؛ مکثها میتوانند به رابطهها عمق بدهند یا زمینهٔ درگیری بعدی را فراهم کنند.
« این پراکندگی فقط مسئلهٔ پیچیدگی قصه نیست. »
قوتها و کاستیها
اما مکثهای این فیلم همیشه چنین کارکردی ندارند و گاه حس اتلاف وقت را برمیانگیزند. به این ترتیب، لحظههای خوب بهجای آنکه بر بستری منسجم قرار بگیرند، همچون جزیرههایی در میان بخشهای کمرمق ظاهر میشوند. جلوهٔ بصری و هویت اقتباسی فیلم در پی آن است که جهانی کموبیش کارتونی و مانگایی را به بازی زنده تبدیل کند.
رنگهای برجسته، شخصیتهای نامتعارف و خشونت اغراقشده بخشی از این کوششاند. چنین رویکردی میتواند راهی برای پرهیز از واقعنمایی خشک باشد؛ فیلم میخواهد بپذیرد که منطق آن با منطق زندگی روزمره یکی نیست. این انتخاب در صحنههایی که حرکت و شوخی بهخوبی همافزا میشوند، هویتی خاص به اثر میدهد.
بااینحال، اقتباس موفق تنها به انتقال ظاهر یا اغراقهای منبع محدود نمیشود؛ باید میان دنیای ساختهشده و ریتم سینمایی پیوند برقرار کند. «The Violence Action» گاه این پیوند را پیدا میکند، اما در لحظههایی دیگر، ویژگیهای نامأنوسش بیشتر به عناصر پراکنده شباهت دارند تا اجزای یک جهان منسجم.
حاصل، فیلمی است که سبک دارد، اما سبک آن همیشه به معنا یا ساختار روایی خدمت نمیکند. تماشاگر ممکن است از جسارت بصریاش لذت ببرد و در همان حال آرزو کند فیلم برای صحنهها و شخصیتهایش نظمی محکمتر میساخت. جمعبندی «The Violence Action» اثری است که ایدهای جذاب، قهرمانی دوستداشتنی و اکشنی بیپروا را در اختیار دارد، اما نمیتواند همهٔ این ظرفیتها را در قالب روایتی یکپارچه جمع کند.
« اما مکثهای این فیلم همیشه چنین کارکردی ندارند و گاه حس اتلاف وقت را برمیانگیزند. »
جمعبندی
کی کیکونو بهواسطهٔ حضور دلنشین و تضاد میان ظاهر آرام و توانایی خطرناکش، مرکز ثقل فیلم میشود؛ اغراقها نیز در لحظههایی سرگرمی و خنده میآفرینند. در مقابل، داستان پراکنده، تدوین گاه گیجکننده و ریتم نامتوازن مانع از آن میشوند که انرژی فیلم پیوسته و مؤثر باقی بماند. تماشاگرانی که از اکشنهای پرهیاهو، شخصیتهای عجیب و منطق عامدانه نامعقول لذت میبرند، احتمالاً لحظههایی برای سرگرمشدن خواهند یافت.
اما کسانی که انتظار قصهای منسجم، تعلیقی روشن یا پرداختی ژرف از زندگی دوگانهٔ قهرمان دارند، ممکن است از فاصلهٔ میان ایده و اجرا ناامید شوند. فیلم در بهترین حالت، تجربهای شلوغ و بازیگوشانه است؛ در ضعیفترین حالت، مجموعهای از فرصتهای جذاب که تدوین و روایتِ ناموزون مجال شکوفایی کاملشان را نمیدهد.
ثبت دیدگاه