نقد و بررسی
نقد کشتی (The Vessel) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سوگواری بهمثابه زندگیِ معلق «The Vessel» ساختهٔ جولیو کوئینتانا، درامی شاعرانه دربارهٔ شهری ساحلی است که فاجعهای جمعی، زمان را در آن از حرکت انداخته است. ده سال پیش، سونامی مدرسهٔ ابتدایی شهر را با کودکان درونش نابود کرده و فقدان چنان در تار و پود جامعه رسوخ کرده که دیگر صرفاً خاطرهای دردناک نیست؛ به نیرویی بدل شده که اکنون را شکل میدهد و آینده را محدود میکند.
فیلم از همین وضعیت آغاز میکند: از مردمی که هنوز زندهاند، اما گویی بخشی از وجودشان در همان روزِ فاجعه جا مانده است. در این فضای فرسوده، لئو، مردی جوان که خود نیز تجربهای مرزی با مرگ داشته، سازهای اسرارآمیز از بقایای مدرسه برپا میکند. اهمیت این کار فقط در کنش فیزیکی او نیست؛ خودِ سازه مانند پرسشی است که به شهر تحمیل میشود: آیا میتوان از ویرانه چیزی ساخت، بیآنکه گذشته را انکار کرد؟
فیلم پاسخ سادهای نمیدهد و نیروی اصلیاش را از همین تعلیق میان یادآوری و رهایی میگیرد. معماریِ سکوت و انتظار روایت «The Vessel» بیش از آنکه بر زنجیرهای از رویدادهای پرشتاب تکیه کند، بر مکث، نگاه و فضای میان آدمها بنا شده است. شخصیتها اغلب در حالتی از انتظار به سر میبرند؛ گویی منتظرند چیزی در بیرون یا در درونشان رخ دهد تا بتوانند دوباره به زندگی بازگردند.
« فیلم پاسخ سادهای نمیدهد و نیروی اصلیاش را از همین تعلیق میان یادآوری و رهایی میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب با جهان فیلم تناسب دارد، زیرا سوگ در اینجا حادثهای نیست که با یک گفتوگو یا تصمیم ناگهانی پایان یابد. سوگ، وضعیتی ممتد و سنگین است که حرکت را کند میکند و هر امید تازه را با ترس از تکرار فقدان میآمیزد. بااینحال، سکوت همیشه به معنای ایجاز مؤثر نیست. گاهی فیلم اطلاعات و پیوندهای روایی را چنان کمرنگ میکند که مخاطب بهجای درگیرشدن با راز و ابهام، از مسیر عاطفی داستان فاصله میگیرد.
ابهام در بهترین لحظهها، دریچهای برای تأمل است؛ اما در بعضی بخشها، به سردرگمی بدل میشود و روشن نیست کدام نشانه باید جدی گرفته شود یا چه نسبتی با تجربهٔ شخصیتها دارد. تصویر؛ دریا، آسمان و ویرانه یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، ساختن جهان دیداری آن است. قابهای دریا و آسمان، زیبایی طبیعی محیط را به پسزمینهای تزئینی فرو نمیکاهند؛ طبیعت در اینجا هم آرامش دارد و هم بیاعتنایی.
پهنهٔ دریا یادآور نیرویی است که شهر را به زانو درآورده، اما در عین حال افقی باز پیش چشم میگذارد. همین دوگانگی، تصاویر را از معنایی یگانه دور میکند: منظره هم میتواند تسکینبخش باشد و هم دردناک. دوربین بهجای آنکه پیوسته به سوی کنشهای برجسته هجوم ببرد، فرصت میدهد مکانها و چهرهها در قاب رسوب کنند.
« سوگ، وضعیتی ممتد و سنگین است که حرکت را کند میکند و هر امید تازه را با ترس از تکرار فقدان میآمیزد. »
شخصیتها و اجرا
خرابهها، خانهها و چشمانداز ساحلی به اجزای یک حافظهٔ جمعی تبدیل میشوند. فیلم از این راه نشان میدهد که اندوه فقط در گفتار شخصیتها حضور ندارد؛ در شکل فضا، در فاصلهٔ میان آدمها و در شیوهٔ ایستادن آنها نیز جریان دارد. زیبایی بصری اثر، البته گاه خطر آن را دارد که رنج را بیش از اندازه آراسته کند؛ اما در مجموع، تصویرپردازی به جای پاککردن زخم، آن را در سکوت قابلدیدن میسازد.
معناهای نمادینِ سازه سازهٔ ساختهشده از بقایای مدرسه، محور نمادین فیلم است؛ بااینحال، اثر آن را به یک رمزِ قطعی تقلیل نمیدهد. میتوان آن را تلاشی برای بازسازی دانست، اما نه بازسازی سادهٔ آنچه از میان رفته است. مواد سازندهاش خودِ ویرانهاند؛ گذشته بهجای آنکه کنار گذاشته شود، در شکل تازهای دوباره به کار گرفته میشود.
از این منظر، ساختن میتواند هم یادبود باشد و هم اعتراض به توقف زندگی. فیلم با پیوندزدن این عمل به پرسشهای ایمان و معجزه، معنای سازه را پیچیدهتر میکند. شهروندان در برابر رخدادهای نامتعارف و کنش لئو، واکنش یکسانی ندارند؛ هرکس با باورها، ترسها و سوگ خودش به آنها مینگرد. همین تفاوت، پرسش محوری اثر را از «آیا این رخداد معجزه است؟» فراتر میبرد و به پرسشی انسانیتر میرساند: جامعهای که امید را خطرناک میداند، چگونه میتواند دوباره امکان امید را تصور کند؟
« خرابهها، خانهها و چشمانداز ساحلی به اجزای یک حافظهٔ جمعی تبدیل میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها و نیروی انسانیِ روایت مارتین شین در نقش پدر داگلاس، حضوری آرام و سنگین دارد. بازی او بر نمایش آشکار احساسات تکیه نمیکند؛ در عوض، خستگی و مسئولیت را در مکثها، نگاهها و لحنی مهارشده جای میدهد. شخصیت او میان وظیفهٔ معنوی و تردید انسانی معلق است و شین این دوگانگی را بدون تبدیلکردن آن به خطابهای پرطمطراق منتقل میکند.
حضورش به فیلم مرکز ثقل میدهد، بهویژه در بخشهایی که روایت از نظر رویدادی کمتحرک است. لوکاس کوئینتانا نیز لئو را نه قهرمانی بیتردید، بلکه انسانی زخمخورده و مشاهدهگر تصویر میکند. این انتخاب با روح فیلم سازگار است: لئو بیشتر حامل پرسش است تا صاحب پاسخ. بازیهای گروهی نیز به خلق حس اجتماع کمک میکنند؛ شهری که سوگ آن مشترک است، اما هر فرد راه جداگانهای برای تحملش یافته است.
موسیقی هانان تاونزند با پرهیز از تأکیدهای عاطفیِ آشکار، به فضای تأملی فیلم عمق میبخشد و در کنار تصاویر ساحل، حسی از اندوه ماندگار میسازد. ریتمی که مخاطب را میآزماید آهستگی فیلم انتخابی سبکی است و از منطق جهانش میآید؛ مردمی که زیر بار اندوه از حرکت بازماندهاند، با ضرباهنگی شتابان تصویر نمیشوند.
« بازیها و نیروی انسانیِ روایت مارتین شین در نقش پدر داگلاس، حضوری آرام و سنگین دارد. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، هماهنگی میان مضمون و ریتم همیشه به معنای اثرگذاری نیست. برخی صحنهها بیش از آنکه لایهای تازه به شخصیتها یا مناسباتشان بیفزایند، همان کیفیت اندوهبار را تکرار میکنند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم در انتظار رخدادن چیزی ایستاده، بیآنکه این انتظار پیوسته بار دراماتیک تازهای پیدا کند.
این کندی برای مخاطبی که به روایتهای پراتفاق و توضیح روشن عادت دارد، احتمالاً دشوار خواهد بود. از سوی دیگر، تماشاگرِ آمادهٔ مکث و تأمل میتواند در سکوتها، تصاویر و جزئیات رفتاری فیلم معنا بجوید. مشکل آنجاست که فیلم همیشه میان رازآلودگی و ابهامِ ناموجه مرز روشنی نمیکشد؛ بنابراین بخشی از مخاطبان ممکن است بهجای مشارکت در تفسیر، احساس کنند از داستان بیرون ماندهاند.
جمعبندی «The Vessel» فیلمی کمحادثه، اندوهگین و متکی بر تصویر است که بهجای شرح دادن سوگ، میکوشد حالوهوای آن را در قابها، سکوتها و رفتار آدمها جاری کند. زیبایی دریا و آسمان، موسیقی مؤثر و بازی مهارشدهٔ مارتین شین به اثر هویتی متمایز میدهند؛ در مقابل، روایت گاه گنگ و ریتم آن گاه کشدار میشود و همین امر توان جذب مخاطب را محدود میکند.
« بااینهمه، هماهنگی میان مضمون و ریتم همیشه به معنای اثرگذاری نیست. »
جمعبندی
ارزش فیلم بیش از آنکه در پاسخدادن به پرسشهایش باشد، در بازگذاشتن آنهاست: در اینکه نشان میدهد یادبود و امید، ایمان و تردید، و زندگی و فقدان میتوانند همزمان در یک جامعه حضور داشته باشند. برای تماشاگرانی که از سینمای تأملی و نمادپرداز لذت میبرند، این اثر تجربهای ماندگار و قابلبحث است؛ برای کسانی که انتظار روایتی پرتحرک دارند، آرامش آن ممکن است به کندی بدل شود.



ثبت دیدگاه