نقد و بررسی
نقد خزانه (The Vault) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرح سرقت و وعدهی تعلیق «The Vault» از آن دسته فیلمهایی است که جذابیتشان پیش از هر چیز در دل یک پرسش شکل میگیرد: چگونه میتوان به گاوصندوقی نفوذ کرد که ظاهراً راهی به آن وجود ندارد؟ فیلم این پرسش را در بستری پرکشش میگذارد؛ گنجی به دست گروهی از سارقان حرفهای افتاده، اما بازپسگرفتن آن مستلزم عبور از سامانهای امنیتی است که هر خطا را به تهدیدی فوری بدل میکند.
همزمانی عملیات با فینال جام جهانی در مادرید نیز موقعیتی نمایشی میآفریند: شور جمعیت و آشفتگی خیابانها میتوانند پوششی برای نقشه باشند، اما همین هیاهو بر فشار زمانی و خطر بینظمی میافزاید. فیلم از همان ابتدا وعدهی یک سرگرمی پرتحرک را میدهد، نه درامی جنایی با لایههای عمیق روانشناختی.
نقطهی قوت ایده در آن است که سرقت را صرفاً به شکستن قفل یا فریب مأموران تقلیل نمیدهد؛ خودِ گاوصندوق و سازوکار محافظتیاش به مانعی فعال بدل میشود. تماشاگر پیوسته در انتظار راهحل بعدی است و همین کنجکاوی، ستون اصلی تعلیق را میسازد. مهندسی تعلیق و منطق نقشه بخش مهمی از لذت فیلم از تماشای نقشهچینی و اجرای مرحلهبهمرحلهی آن میآید.
حضور تام، دانشجوی مهندسی با ذهنی تحلیلی، به گروه امکان میدهد مسئلهی گاوصندوق را همچون معمایی فنی صورتبندی کند. در اینجا فیلم به سنت آشنای آثار سرقتی وفادار میماند: هر مانع، به فرصتی برای نمایش هوش و ابتکار بدل میشود و هر اختلال احتمالی این پرسش را پیش میکشد که آیا از پیش در محاسبات گروه جایی داشته است یا نه.
« فیلم از همان ابتدا وعدهی یک سرگرمی پرتحرک را میدهد، نه درامی جنایی با لایههای عمیق روانشناختی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ریتم مناسب، این بازی فکری را زنده نگه میدارد. فیلم در بخشهایی که نقشه وارد مرحلهی اجرا میشود، با رفتوآمد میان تیم عملیاتی و نیروهای امنیتی، حس نزدیکشدن به لحظهی بحرانی را حفظ میکند. «این هم بخشی از نقشه بود؟» به یکی از منابع سرگرمی بدل میشود؛ ترفندها و تغییر مسیرهای ناگهانی، مخاطب را وادار میکنند پیوسته احتمالهای تازه را در ذهن بسنجد.
بااینحال، فیلم گاه چنان به نمایش راهحلهای پیاپی دل میبندد که باورپذیری آنها زیر سایهی هیجان قرار میگیرد. برای تماشاگرانی که با منطق سختگیرانهی واقعگرایانه به داستان نگاه میکنند، برخی اتفاقها ممکن است بیش از آنکه حاصل طراحی دقیق باشند، راهی برای عبور سریع از بنبست به نظر برسند.
شخصیتها؛ مهرههایی در صفحهی عملیات گروه سرقت از چهرههایی تشکیل شده که هرکدام کارکردی روشن در نقشه دارند: رهبر، متخصص فنی، نیروی اجرایی و فردی که توانایی تغییر چهره و نقش دارد. این تقسیم وظایف، روایت را سریع و قابلفهم میکند، اما محدودیت آن نیز آشکار است. شخصیتها غالباً بر اساس مهارتی که به عملیات میآورند تعریف میشوند و کمتر مجال مییابند فراتر از نقش خود در نقشه رشد کنند.
در نتیجه، تماشاگر بیشتر دربارهی تواناییهایشان کنجکاو میشود تا دربارهی زندگی درونی و تناقضهایشان. تام در مقام ذهن فنی گروه، راهی برای ورود به جهان سرقت پیدا میکند؛ اما هوش او بهتنهایی برای ساختن شخصیتی چندوجهی کافی نیست. فیلم به انگیزهی او برای پذیرفتن این خطر اشاره میکند، ولی آن را چندان عمیق نمیکاود.
« ریتم مناسب، این بازی فکری را زنده نگه میدارد. »
شخصیتها و اجرا
والتر نیز با اقتدار و تجربهاش مرکز ثقل گروه است، اما رابطهی او با دیگر اعضا بیشتر در خدمت پیشبرد عملیات قرار میگیرد. میان بعضی شخصیتها جرقههایی از صمیمیت یا اصطکاک دیده میشود، ولی این لحظهها بهندرت به کشمکشی ماندگار تبدیل میشوند. از همین رو، گروه بیش از آنکه مجموعهای از آدمهایی با گذشته و زخمهای شخصی باشد، شبیه تیمی حرفهای است که برای اجرای یک مأموریت کنار هم قرار گرفتهاند.
این انتخاب لزوماً فیلم را از کار نمیاندازد؛ آثار سرقتی گاه با همین تیپهای آشنا نیز سرگرمکنندهاند. اما باعث میشود پیوند عاطفی با شخصیتها ضعیفتر از کنجکاوی دربارهی سرنوشت نقشه باشد. مادرید، جام جهانی و فضای پیرامونی مادرید در فیلم فقط پسزمینهای زیبا برای تعقیبوگریز نیست؛ حضور مردم در خیابانها و شور فراگیر فوتبال، موقعیتی عملی برای اجرای سرقت میسازد.
جمعیت میتواند توجه نیروهای امنیتی را پراکنده کند و حالوهوای جشن، پوششی پرتحرک برای فعالیتهای گروه فراهم آورد. از این نظر، جام جهانی بخشی از منطق طرح است، نه صرفاً جزئی تزئینی در صحنهآرایی. بااینحال، تأکید مکرر بر فوتبال گاهی از توازن فیلم میکاهد. هر بار که روایت به مسابقه و واکنش جمعیت بازمیگردد، خطر آن وجود دارد که رشتهی تنش درون بانک سست شود.
پیوند میان بازی و عملیات در ایده جذاب است، اما فیلم همیشه نمیتواند هر دو را به یک اندازه دراماتیک کند. برخی لحظهها، فضای جشن را به عاملی مؤثر در تعلیق بدل میکنند و برخی دیگر بیشتر یادآور این نکتهاند که داستان میخواهد از یک رویداد پرتماشاگر بهره ببرد. همین دوگانگی به هویت فیلم شکل میدهد: از یک سو، سرقتی فنی و حسابشده؛ از سوی دیگر، نمایشی پرزرقوبرق که از شور جمعی و زمانبندی نمایشی تغذیه میکند.
« این انتخاب لزوماً فیلم را از کار نمیاندازد؛ آثار سرقتی گاه با همین تیپهای آشنا نیز سرگرمکنندهاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ترکیب به «The Vault» حالوهوایی پرجنبوجوش میبخشد، هرچند همیشه به انسجام کامل نمیرسد. کارگردانی و اجرای بصری Jaume Balagueró روایت را با زبان متناسب با یک تریلر سرقتی پیش میبرد: برشهای نسبتاً تند، رفتوآمد میان چند کانون تنش و تأکید بر محدودیت زمانی. فیلم میخواهد مخاطب احساس کند که فرصت گروه برای تصمیمگیری رو به پایان است؛ ازاینرو، صحنههای مربوط به ورود به محدودهی امنیتی و مواجهه با خطر، غالباً با ضرباهنگی چابک ساخته شدهاند.
این شتاب، بهویژه در لحظههایی که نقشه با مانعی تازه روبهرو میشود، کارکرد سرگرمکنندهی خود را نشان میدهد. در عین حال، ظاهر صیقلی و حرفهای فیلم گاه بر احساس ملموس خطر غلبه میکند. محیطها و موقعیتها بیش از آنکه زبر، خشن یا فرساینده باشند، در خدمت نمایش مرتب و خوانای نقشه قرار دارند.
تماشاگر میتواند مسیر عملیات را دنبال کند، اما همیشه حس نمیکند که گروه در آستانهی فروپاشی است. به همین دلیل، تعلیق فیلم بیشتر از کنجکاوی دربارهی راهحلها نیرو میگیرد تا از اضطرابی عمیق و پایدار. غافلگیری، الگوهای آشنا و مرز پیشبینیپذیری فیلم به غافلگیری علاقه دارد و چند بار مسیر روایت را با تغییرهای ناگهانی یا آشکارشدن اطلاعات تازه منحرف میکند.
این لحظهها در کوتاهمدت سرگرمکنندهاند، زیرا مخاطب را به بازنگری در برداشت پیشین خود دعوت میکنند. اما «The Vault» آنقدر به دستور زبان آشنای فیلمهای سرقتی متکی است که بخشی از پیچشها زودتر از موعد قابل حدس میشوند. وقتی مخاطب از پیش انتظار میکشد که نقشهای پنهانتر پشت نقشهی آشکار باشد، نیروی غافلگیری کاهش مییابد.
« این ترکیب به «The Vault» حالوهوایی پرجنبوجوش میبخشد، هرچند همیشه به انسجام کامل نمیرسد. »
قوتها و کاستیها
مسئله این نیست که فیلم باید از همهی قراردادهای ژانر فاصله بگیرد؛ بسیاری از لذتهای آن دقیقاً از همین قراردادها میآیند. مسئله آن است که گاه راهحلها و تغییر مسیرها بیشتر به ضرورت حفظ ضرباهنگ شباهت دارند تا نتیجهی طبیعی شخصیتها و موقعیتها. در این لحظهها، فیلم از مخاطب میخواهد با منطق آن همراه شود، حتی اگر جزئیات برای چنین همراهیای کاملاً قانعکننده نباشند.
اگر تماشاگر انعطاف نشان دهد و فیلم را در مقام سرگرمی بپذیرد، این کاستی کمتر آزاردهنده خواهد بود. جایگاه فیلم در ژانر سرقت «The Vault» با عناصر آشنای ژانر کار میکند: تیمی با مهارتهای گوناگون، سامانهای ظاهراً نفوذناپذیر، نقشهای چندمرحلهای، تعقیب از سوی نیروهای امنیتی و موقعیتهایی که در آن شکست ظاهری ممکن است پوششی برای طرحی دیگر باشد.
فیلم از این عناصر برای ساختن تجربهای روان و قابلتماشا بهره میگیرد، نه برای بازتعریف ژانر. بنابراین، ارزش اصلیاش را باید در کیفیت اجرای یک الگوی شناختهشده جستوجو کرد، نه در تازگی بنیادی داستان. برای علاقهمندان به آثار سرقتی، ترکیب معمای فنی و محدودیت زمانی احتمالاً جذاب خواهد بود.
فیلم بهویژه هنگامی موفق است که توجه را بر تصمیمهای لحظهای گروه و پیامدهای احتمالی آنها متمرکز میکند. اما کسانی که انتظار شخصیتپردازی پرعمق، پیچیدگی اخلاقی یا چرخشهایی واقعاً پیشبینیناپذیر دارند، ممکن است با اثری آشناتر و کمریسکتر روبهرو شوند. فیلم سرگرم میکند، ولی کمتر در ذهن میماند.
« اگر تماشاگر انعطاف نشان دهد و فیلم را در مقام سرگرمی بپذیرد، این کاستی کمتر آزاردهنده خواهد بود. »
جمعبندی
جمعبندی «The Vault» تریلری سرقتی خوشریتم و پرتحرک است که از ایدهی گاوصندوق پیچیده و اجرای نقشهای بلندپروازانه، نیروی محرک خود را میگیرد. پیوند سرقت با هیجان جام جهانی، موقعیتی دیدنی و مناسب برای ایجاد فشار زمانی فراهم میکند و لحظههای نقشهچینی و حل مسئله، فیلم را برای مخاطب ژانر سرگرمکننده نگه میدارند.
در سوی دیگر، شخصیتها عمدتاً در حد نقشهای عملیاتی باقی میمانند، برخی پیچشها زود قابلحدساند و اتکای فیلم به منطقهای آشنای ژانر گاهی باورپذیری را تضعیف میکند. بااینهمه، اثر از هدف اصلی خود چندان دور نمیافتد: ساختن یک ماجرای سرقتی پرکشش که بتوان آن را با لذت دنبال کرد، حتی اگر همهی اجزایش به یک اندازه قانعکننده نباشند.
«The Vault» بیش از آنکه فیلمی ماندگار یا ژرف باشد، سرگرمیای حرفهای و خوشساخت است؛ فیلمی که هیجان نقشه را بر کاوش عمیق شخصیتها ترجیح میدهد و در همین محدوده، تجربهای تماشایی فراهم میآورد.



ثبت دیدگاه