نقد و بررسی
نقد The Vampire Lovers | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زمینه و جایگاه اثر «The Vampire Lovers» ساختهٔ Roy Ward Baker، بازخوانی سینماییِ داستان گوتیک «کارمیلا» اثر Sheridan Le Fanu است؛ روایتی که پیش از دراکولای برام استوکر، یکی از تصویرهای ماندگار خونآشام زن را در ادبیات پدید آورد. فیلم با تکیه بر فضای اشتایریا و خاندان کارنشتاین، اسطورهٔ خونآشام را نه صرفاً به هیئت هیولایی بیرونی، بلکه به صورت حضوری فریبنده و صمیمی به خانهها و روابط روزمره وارد میکند.
همین نزدیکیِ خطر است که به داستان نیرویی خاص میبخشد: تهدید نه از دوردست، بلکه از دل مهمانی، معاشرت و اعتماد سر برمیآورد. اثر به سنت وحشتِ گوتیک استودیوی Hammer تعلق دارد، اما در قیاس با بسیاری از نمونههای پرشتابتر این سنت، بهجای تکیه بر حادثههای پیدرپی، بر انتظار، نگاه و فضای تعلیقآمیز تکیه میکند.
فیلم در سال ۱۹۷۰ ساخته شد؛ دورهای که بازنمایی جنسیت و میل در سینمای وحشت در حال تغییر بود. در این اقتباس، کشش میان زنان به بخشی آشکارتر از جهان داستان بدل میشود و از همان آغاز، هم به جذابیت فیلم میافزاید و هم آن را در معرض خطرِ تقلیل شخصیتها به جلوهای صرفاً تحریکآمیز قرار میدهد.
روایت و معماری تعلیق داستان با خاطرهٔ خشونت و خونآشامی آغاز میشود و سپس به دورهای میرسد که ظاهراً آرامش بر منطقه سایه انداخته است. بازگشت میرکالا این آرامش را میشکند؛ حضوری که با نامها و چهرههای گوناگون در محافل اشرافی پذیرفته میشود و به تدریج به زندگی اطرافیان نفوذ میکند.
« فیلم در سال ۱۹۷۰ ساخته شد؛ دورهای که بازنمایی جنسیت و میل در سینمای وحشت در حال تغییر بود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در اینجا، هستهٔ تعلیق نه در پرسش سادهٔ «چه کسی هیولاست؟»، بلکه در فاصلهٔ میان چیزی است که شخصیتها میبینند و چیزی که از فهم آن ناتواناند. خطر پیش چشم آنان است، اما عاطفه و آداب اجتماعی، شناختنش را به تأخیر میاندازد. فیلم برای ساختن این تعلیق از شتابزدگی پرهیز میکند. ورود شخصیت تازه، شکلگیری پیوندها و آشکارشدن نشانههای تهدید، با مکثهایی همراه است که به فضای رؤیاگون اثر خدمت میکنند.
در بهترین لحظهها، این مکثها تماشاگر را در وضعیتی دوگانه قرار میدهند: از یک سو مجذوبِ زیبایی و آرامش ظاهری صحنه است و از سوی دیگر، انتظار دارد این آرامش به خشونت بدل شود. با این حال، همین روش همیشه یکدست و مؤثر نیست؛ در بخشهایی، روایت بیش از اندازه درنگ میکند و صحنههایی که باید تنش را فزونی دهند، به کشآمدگی نزدیک میشوند.
میرکالا و حضور اینگرید پیت اینگرید پیت محور جاذبهٔ فیلم است. او میرکالا را نه با بازی پرتحرک و پرجزئیات، بلکه با نوعی خویشتنداری و سکون پیش میبرد؛ گویی شخصیت، نیازی به توضیحدادن خویش ندارد و تنها با حضورش دیگران را به سوی خود میکشاند. این انتخاب در فضای گوتیک فیلم کارکردی روشن دارد: میرکالا همچون تصویری زیبا و دستنیافتنی ظاهر میشود که هرچه بیشتر به آن نزدیک میشویم، خطرناکتر به نظر میرسد.
با این همه، اجرای پیت همیشه از انعطاف لازم برخوردار نیست. در برخی صحنهها، چهره و بدن او بهخوبی حس اغواگری و تهدید را منتقل میکنند، اما در برخی دیگر، بازی بیش از حد ثابت میماند و احساسات شخصیت به سطح میلغزند. این محدودیت، بهویژه هنگامی محسوس است که فیلم میخواهد همزمان آسیبپذیری، میل و خشونت را در او جمع کند.
« خطر پیش چشم آنان است، اما عاطفه و آداب اجتماعی، شناختنش را به تأخیر میاندازد. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه شخصیتی است که بیش از آنکه از راه تحول روانشناختی شناخته شود، از راه هالهٔ رازآلود و زیبایی هولناک خود به یاد میماند. با وجود این، پیت چنان در مرکز قاب و فضای اثر قرار میگیرد که بسیاری از ضعفهای روایت نیز به نوعی زیر سایهٔ حضور او میروند. فضا، تصویر و طراحی تولید قدرت ماندگار فیلم بیش از هر چیز در ساختن فضایی است که در آن زیبایی و تهدید بهسادگی از هم جدا نمیشوند.
مهِ گورستان، عمارتهای اشرافی، راهروهای خاموش و اتاقهایی که بیش از اندازه مرتب و آرام به نظر میرسند، همگی جهانی میسازند که گذشته در آن هنوز زنده است. طراحی صحنه و لباسهای دورهای نیز این حس را تقویت میکنند: پوششهای فاخر و فضای بستهٔ خانهها، ظاهری آراسته به داستان میدهند، اما این آراستگی، ناامنی زیرپوستی را پنهان نمیکند.
فیلم در استفاده از فضا بهجای نمایش مستقیمِ تهدید، اغلب بر نشانهها تکیه دارد. سایه، سکوت و فاصلهٔ میان شخصیتها میتوانند به اندازهٔ یک حملهٔ آشکار اضطرابآفرین باشند. این رویکرد گاهی به لحظههایی شاعرانه میانجامد؛ خانهها و محوطهها انگار حافظه دارند و حضور نامرئیِ گذشته در آنها جریان مییابد.
البته محدودیتهای تولید در پارهای از نماها آشکار میشود و برخی محیطها به اندازهٔ لازم باورپذیر نیستند. بااینحال، کلیت تصویرپردازی به سود فضای رازآلود فیلم عمل میکند و به آن هویتی فراتر از یک روایت سادهٔ شکار خونآشام میبخشد. میل، قدرت و نگاه گوتیک یکی از ویژگیهای مهم فیلم آن است که میل را از ترس جدا نمیکند.
« فیلم در استفاده از فضا بهجای نمایش مستقیمِ تهدید، اغلب بر نشانهها تکیه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کشش میرکالا به قربانیانش، هم عاطفی و هم تهدیدآمیز تصویر میشود؛ نزدیکی میتواند به لحظهای صمیمانه بدل شود و در همان حال، راه را برای سلطه و خشونت باز کند. این پیوند، در بستر داستان، تصویری از آسیبپذیری کسانی میسازد که به سبب اعتماد، تنهایی یا نیاز عاطفی در برابر شخصیت مسلط قرار میگیرند.
فیلم از این ظرفیت بهره میبرد، اما همیشه آن را با دقت روانشناختی بسط نمیدهد. از منظر امروز، آشکارشدن میل همجنسخواهانه در فیلم اهمیت تاریخی دارد، هرچند بازنمایی آن همچنان در چارچوب نگاه تجاری و هراسمحور سینمای وحشت آن دوره قرار گرفته است. میل زنانه در اینجا نیرویی نیرومند و مهارنشدنی معرفی میشود، اما این نیرو بهندرت از زاویهٔ تجربهٔ مستقل زنان کاویده میشود؛ اغلب به راز، وسوسه و خطر پیوند میخورد.
بنابراین فیلم را میتوان هم اثری پیشرو در برجستهکردن چنین رابطهای دانست و هم محصول زمانهای که میل را به آسانی با انحراف و تهدید یکی میگرفت. این دوگانگی، تماشای امروزی اثر را پیچیدهتر و بحثبرانگیزتر میکند. بازیگران مکمل و کاستیهای شخصیتپردازی حضور بازیگران مکمل، جهان فیلم را از تکمحوری کامل نجات میدهد.
چهرههایی چون Peter Cushing و Douglas Wilmer با وقار و صلابت خود، سویهٔ شکار و مقابله را تقویت میکنند؛ در برابر آرامش فریبندهٔ میرکالا، آنان نمایندهٔ نظمیاند که میکوشد راز را به شناختی عملی و قابل مهار تبدیل کند. Madeline Smith نیز در نقش اما، به داستان بُعدی عاطفی میدهد و باعث میشود پیامدهای نفوذ میرکالا تنها در حد یک افسانهٔ دوردست باقی نماند.
« فیلم از این ظرفیت بهره میبرد، اما همیشه آن را با دقت روانشناختی بسط نمیدهد. »
قوتها و کاستیها
با این حال، همهٔ شخصیتها به یک اندازه پرورده نشدهاند. بعضی از آنان بیشتر برای پیشبردن موقعیتهای داستانی حضور دارند تا آنکه زندگی درونی مستقل و روشنی پیدا کنند. مرد مرموزی که گاه در حاشیهٔ رخدادها ظاهر میشود، از نمونههای بارز این ناتمامی است: حضورش میتواند نوید معنایی تازه یا گسترش افسانهٔ فیلم را بدهد، اما روایت توضیح چندانی دربارهٔ جایگاه او ارائه نمیکند و این خط فرعی به اندازهای که بر رمزآلودگی میافزاید، به انسجام داستان کمک نمیکند.
ریتم و تأثیر عاطفی «The Vampire Lovers» از آن دست فیلمهایی نیست که پیوسته با حادثههای تازه تماشاگر را به جلو برانند. ضرباهنگ آرام آن بخشی از منطق زیباییشناختی اثر است: ترس در سکوت رسوب میکند و جذابیت خطر، پیش از آنکه به خشونت بدل شود، فرصت گسترش مییابد. برای تماشاگرانی که وحشت را در انتظار و ابهام میجویند، این شیوه میتواند دلپذیر باشد.
فیلم گاهی چنان فضایی میسازد که حتی یک نگاه یا مکث کوتاه، حامل معنایی تهدیدآمیز میشود. اما همین ریتم، در بخشهایی تعادل خود را از دست میدهد. برخی صحنهها بیش از آنکه تعلیق را عمیقتر کنند، زمان روایت را متوقف میسازند؛ در نتیجه، فاصلهٔ میان لحظات پرتنش ممکن است طولانیتر از ظرفیت دراماتیک داستان احساس شود.
همچنین وقتی شخصیتها به اندازهٔ کافی پرداخت نشدهاند، مکثهای طولانی همیشه به تأمل روانی نمیانجامد و گاه صرفاً کندی به جا میگذارد. اثر در بهترین لحظههایش میان زیبایی و بیم تعادل مییابد، اما در ضعیفترین لحظهها به فضاسازیای متکی میشود که بهتنهایی نمیتواند بار روایت را حمل کند.
« با این حال، همهٔ شخصیتها به یک اندازه پرورده نشدهاند. »
جمعبندی
جمعبندی «The Vampire Lovers» فیلمی است که ارزش اصلیاش را در جوّ گوتیک، تصویر میرکالا و پیوند ناآرام میان میل و وحشت مییابد. این اثر در اقتباس از «کارمیلا» جهانی میسازد که در آن زیبایی میتواند پوششی برای شکار باشد و صمیمیت، مرز باریکی با سلطه داشته باشد. اینگرید پیت حضوری بهیادماندنی دارد، طراحی صحنه و لباسها حالوهوای وهمآلود داستان را تقویت میکنند و کارگردانی Roy Ward Baker در لحظههای آرام و رازآمیز، بهخوبی از نیروی سکوت بهره میگیرد.
در مقابل، کندیِ پارهای از بخشها، محدودیتهای بازی پیت در بعضی صحنهها و شخصیتپردازی ناتمام برخی چهرهها مانع از آن میشوند که فیلم در همهٔ لحظات به یک اندازه اثرگذار باشد. بااینهمه، کاستیها به هستهٔ جذاب اثر لطمهٔ کامل نمیزنند: فیلم همچنان نمونهای شاخص از وحشت گوتیک است که بیشتر از آنکه بر شوک تکیه کند، بر وسوسه، فضا و ترسی آرام و خزنده بنا شده است.



ثبت دیدگاه