نقد و بررسی
نقد قتلهای والهالا (The Valhalla Murders) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به سرزمینی که چیزی را فراموش نکرده است «The Valhalla Murders» در ظاهر از آشنایی دیرینهٔ ژانر جنایی آغاز میکند: قتلهایی پیدرپی، کارآگاهی بازگشته از تبعید خودخواسته و همکار محلیای که زیر فشار پرونده، خانواده و سلسلهمراتب ادارهٔ پلیس قرار دارد. اما سریال از همان ابتدا میکوشد فضای سرد و دورافتادهٔ ایسلند را از پسزمینهای زیبا به نیرویی دراماتیک بدل کند؛ سرزمینی که سکوتش نه نشانهٔ آرامش، بلکه پوششی برای رازهای دفنشده است.
آرنار، مأمور پلیسی که از اسلو به وطن بازمیگردد، در کنار کاتا به پروندهٔ قتلهایی دست میزند که سرنخهایشان به پرورشگاه متروک والهالا و عکسی مرموز میرسد. این معرفی، بدون گشودن گرههای اصلی، روشن میکند که سریال تنها به پرسش «قاتل کیست؟» بسنده ندارد؛ گذشته، حافظه و مسئولیت جمعی نیز در مرکز ماجرا قرار میگیرند.
«The Valhalla Murders» مجموعهای هشتقسمتی از ایسلند است که در سال ۲۰۱۹ پخش شد و در قالب درامی پلیسی، معمای قتل را با سایهٔ خشونتهای گذشته پیوند میدهد. اقلیم بهمثابه زبان روایت یکی از موفقترین انتخابهای مجموعه، استفاده از جغرافیای ایسلند برای ساختن حالوهواست. جادههای خلوت، پهنههای برفی و ساختمانهایی که در دل منظرهٔ خاموش و بیانتها کوچک مینمایند، به روایت نوعی احساس انزوا میبخشند.
سرما در اینجا صرفاً نشانهای تصویری نیست؛ کیفیتی روانی دارد و به جهان شخصیتها راه مییابد. آدمها در محیطی زندگی میکنند که فاصلهها طولانی و سکوتها سنگین است؛ گویی هر راز، پیش از آنکه گفته شود، مدتها در همین سکوت پرورش یافته است. تصویربرداری با رنگهای سرد و قابهای باز، تضاد میان وسعت طبیعت و تنگنای روانی آدمها را برجسته میکند.
« سرما در اینجا صرفاً نشانهای تصویری نیست؛ کیفیتی روانی دارد و به جهان شخصیتها راه مییابد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حرکت خودروها در مسیرهای خلوت، رفتوآمد میان شهر و نواحی دورافتاده و بازگشت مکرر به مکانهای مرتبط با گذشته، به سریال ریتمی دیداری میدهد که گاه از دیالوگها گویاتر است. والهالا نیز با حضور متروک و خاموش خود به نشانهای از چیزی بدل میشود که جامعه ترجیح داده پشت درهای بسته باقی بماند.
محیط، پیشاپیش به تماشاگر میفهماند که این پرونده فقط دربارهٔ چند جنایت تازه نیست. معما و سایهٔ گذشته گره اصلی داستان از پیوند میان قتلهای زمان حال و رویدادهایی شکل میگیرد که سالها پیش در پرورشگاه والهالا روی دادهاند. عکس مرموز، بهجای آنکه تنها سرنخی برای پیشبرد تحقیقات باشد، تصویری از گذشتهای جمعی است: چهرههایی که اکنون پراکندهاند، خاطراتی که شاید هرگز به زبان نیامدهاند و نهادی که آثارش در زندگی آدمها باقی مانده است.
سریال بهتدریج نشان میدهد چگونه یک پروندهٔ جنایی میتواند جامعه را وادار کند به پرسشهایی دشوار دربارهٔ قربانیان، شاهدان و سکوت نهادها بازگردد. این لایهٔ موضوعی به «The Valhalla Murders» وزن بیشتری از یک معمای سرراست میدهد. خشونت در این جهان، ناگهان از خلأ پدید نمیآید؛ تاریخچهای دارد و با مناسبات قدرت و بیاعتنایی گره خورده است.
بااینحال، مجموعه همواره در پرداخت این مضمون به یک اندازه ظریف نیست. گاهی تأکید بر تاریکی گذشته به بیان مستقیم و توضیحی نزدیک میشود و مجال چندانی برای استنباط تماشاگر باقی نمیگذارد. با وجود این، پیوند میان پرونده و حافظهٔ تاریخی همچنان از محکمترین پایههای دراماتیک آن است. دو کارآگاه، دو شیوهٔ مواجهه کاتا و آرنار زوجی تحقیقی میسازند که تفاوتهایشان هم موتور همکاری است و هم منبع تنش.
« محیط، پیشاپیش به تماشاگر میفهماند که این پرونده فقط دربارهٔ چند جنایت تازه نیست. »
شخصیتها و اجرا
کاتا با محیط و سازوکارهای محلی آشنایی دارد، اما با فشار کاری و شخصیای روبهروست که تمرکز او را تهدید میکند. آرنار، در مقابل، بازگشتی است که حضورش در ایسلند فقط اداری و حرفهای نیست؛ گذشتهٔ خودش نیز در هر قدم به سطح میآید. مأموریت مشترک آنان بهانهای میشود تا هر دو شخصیت، افزون بر حل پرونده، با شکافهای زندگی خود مواجه شوند.
بازیهای اصلی باورپذیر و مهارشدهاند. Nína Dögg Filippusdóttir در نقش کاتا، خستگی و سرسختی شخصیتی را منتقل میکند که ناچار است همزمان چند جبهه را مدیریت کند؛ بازی او به اغراق در قالب مأمور پلیس شکستناپذیر متوسل نمیشود. Björn Thors نیز به آرنار نوعی انزوا و اندوه میبخشد که با فضای اثر سازگار است.
رابطهٔ این دو، بهجای آنکه بر شوخی یا صمیمیتی فوری استوار باشد، از اصطکاک و احتیاط شکل میگیرد. همین فاصله، همکاریشان را در بخشهای موفقتر سریال باورپذیر میکند. بازیگری و جهان پیرامونی مجموعه در نقشهای فرعی نیز از حضور بازیگرانی بهره میبرد که به فضای سرد و واقعگرایانهٔ آن وفادارند.
شخصیتهای پیرامون دو کارآگاه تنها ابزار انتقال اطلاعات نیستند؛ هر یک بهنوعی با وضعیت اجتماعی یا خانوادگی داستان درگیرند. البته پراکندگی این خطوط فرعی گاهی به زیان تمرکز تمام میشود. بعضی شخصیتها برای مدتی از مسیر اصلی دور میشوند، بیآنکه همهٔ این توقفها به عمق روانی یا پیشرفت معما بینجامد.
« کاتا با محیط و سازوکارهای محلی آشنایی دارد، اما با فشار کاری و شخصیای روبهروست که تمرکز او را تهدید میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، سریال در نمایش زندگی روزمرهٔ پلیس و جامعهٔ کوچکتر، حس محلی خود را حفظ میکند. این جهان با الگوی پرزرقوبرقِ جناییِ کلانشهری تفاوت دارد؛ قدرت و اقتدار در آن کمتر از راه نمایش آشکار و بیشتر از طریق روابط، سکوت و شناخت متقابل عمل میکنند. این ویژگی در کنار بازیهای کنترلشده، باعث میشود حتی لحظههای آرام نیز گهگاه زیرپوستی متشنج باشند.
ریتم: تعلیق تدریجی و مکثهای طولانی «The Valhalla Murders» به تعلیقی تدریجی علاقه دارد. اطلاعات با شتابی حسابشده آشکار میشوند و هر کشف، لایهای دیگر از ارتباط میان گذشته و حال را پیش چشم میگذارد. این روش، بهخصوص در بخشهایی که فضا و جزئیات محیطی مجال نفسکشیدن پیدا میکنند، مؤثر است.
سریال نمیخواهد هر چند دقیقه با حادثهای بزرگ تماشاگر را غافلگیر کند؛ بیشتر میکوشد حس ناخوشایندِ نزدیکشدن به حقیقت را حفظ کند. اما همین خویشتنداری گاهی به کندی بدل میشود. برخی صحنهها بیش از اندازه در فضای سنگین خود مکث میکنند و جابهجایی میان خطوط داستانی، ضرباهنگ یکدستی ندارد.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است میان قسمتهای پرکشش و بخشهایی که پیشرویشان محدود است، نوسانی محسوس تجربه کند. این افتوخیز در سریالی که بر تعلیق متکی است اهمیت دارد: مکث وقتی معنا دارد که انتظار را غنی کند، نه آنکه صرفاً زمان را کش بدهد. کلیشهها و پیشبینیپذیری مجموعه در محدودهٔ ژانر جناییِ شمال اروپا حرکت میکند؛ با کارآگاهان زخمخورده، پروندهای که به نهادهای گذشته گره میخورد و جامعهای کوچک که هر سکوتش معنایی احتمالی دارد.
« بااینحال، سریال در نمایش زندگی روزمرهٔ پلیس و جامعهٔ کوچکتر، حس محلی خود را حفظ میکند. »
قوتها و کاستیها
این عناصر بهخودیخود ضعف نیستند، اما آشناییشان گاه اجازه نمیدهد شخصیتها از قالبهای شناختهشده فراتر بروند. آرنارِ کمحرف و درونگرا و کاتای مصمم اما گرفتار تعارضهای شخصی، ظرفیتهایی برای پیچیدگی دارند؛ بااینحال، برخی مسیرهای رواییشان آنقدر آشناست که غافلگیری چندانی ایجاد نمیکند.
بخشی از پیچشها نیز برای تماشاگر آشنا با این گونه آثار، زودتر از موعد قابل حدس است. سریال در بعضی لحظهها سرنخ را چنان برجسته میکند که ابهام واقعی جای خود را به انتظار برای تأیید یک احتمال میدهد. این امر از قدرت معما میکاهد، هرچند لزوماً همهٔ جذابیت را از میان نمیبرد؛ زیرا کیفیت اثر تنها به ناشناختهماندن پاسخ وابسته نیست.
فضای سرد، بار اخلاقی پرونده و سرنوشت شخصیتها همچنان انگیزهای برای ادامهٔ تماشا فراهم میکنند. جمعبندی «The Valhalla Murders» اثری است که بیش از هر چیز با اقلیم، لحن و پیوند میان جنایت و گذشته به یاد میماند. ایسلندِ سرد و خاموش، پرورشگاه متروک والهالا و بازیهای سنجیدهٔ نقشهای اصلی، جهان سریال را به تجربهای رازآلود و تلخ بدل میکنند.
در برابر این امتیازها، ریتم ناپایدار، شخصیتپردازی گاه آشنا و پیچشهایی که ممکن است زودتر از انتظار حدس زده شوند، مانع از آناند که مجموعه در همهٔ قسمتها به اوج ظرفیت خود برسد. بااینهمه، سریال برای تماشاگر علاقهمند به درامهای جناییِ آرام و اتمسفریک، تجربهای درگیرکننده فراهم میکند؛ تجربهای که ارزشش تنها در پیبردن به هویت قاتل خلاصه نمیشود.
« بخشی از پیچشها نیز برای تماشاگر آشنا با این گونه آثار، زودتر از موعد قابل حدس است. »
جمعبندی
جذابیت اصلی آن در این پرسش نهفته است که گذشته چگونه در زندگی امروز ادامه مییابد و چه بهایی دارد وقتی یک جامعه ترجیح میدهد آنچه را میداند، به زبان نیاورد.



ثبت دیدگاه