نقد و بررسی
نقد The Valet | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی آشنا با نقطهٔ ورود تازه «The Valet» از موقعیتی آشنا در کمدی رمانتیک آغاز میشود: ستارهای گرفتار رسوایی، رابطهای پنهانی و نقشهای برای فریب افکار عمومی. اولیویا، بازیگر مشهور، پس از آنکه در کنار وینسنتِ متأهل دیده میشود، به آنتونیو پناه میبرد؛ مردی که حضور اتفاقیاش در همان عکس، او را از حاشیهٔ زندگی روزمره به مرکز یک نمایش رسانهای پرهیاهو میکشاند.
اما جذابیت فیلم نه در تازگی کامل این ترفند، بلکه در شیوهای است که از دل آن، دو جهان ناهمگون را روبهروی هم قرار میدهد: جهان برقآسای شهرت و مناسبات ثروت، و زندگی آرامتر و ملموستر آدمهایی که معمولاً در قاب رسانهها جایی ندارند. فیلم بهجای آنکه صرفاً بر آشفتگی ناشی از قرار ساختگی تکیه کند، از این موقعیت برای گشودن دریچهای به زندگی شخصیتهایش بهره میگیرد.
آنتونیو باید نقش مردی را بازی کند که نیست؛ اولیویا نیز پشت نقابی قرار دارد که برای حفظ تصویر عمومیاش ساخته شده است. بنابراین، نمایش دروغین آنها بهانهای میشود برای بررسی فاصلهٔ میان آنچه مردم میبینند و آنچه در زندگی خصوصی افراد میگذرد. بااینحال، فیلم همچنان به قواعد سرگرمکنندهٔ گونه وفادار میماند و از تبدیل شدن به اثری تلخ یا سنگین پرهیز میکند.
برخورد دو جهان یکی از کارآمدترین عناصر فیلم، تقابل میان شهرت اولیویا و موقعیت اجتماعی آنتونیو است. اولیویا با هر حرکتش در معرض نگاه دیگران قرار دارد؛ عکس، شایعه و روایتهای رسانهای میتوانند مسیر روزمرهاش را تغییر دهند. آنتونیو، برعکس، از آن دسته آدمهایی است که جامعه حضورشان را بدیهی میگیرد و بهندرت به آنها توجه میکند.
« برخورد دو جهان یکی از کارآمدترین عناصر فیلم، تقابل میان شهرت اولیویا و موقعیت اجتماعی آنتونیو است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قرار گرفتن این دو در یک قاب، همین تفاوت را به شکلی ساده اما گویا آشکار میسازد: یک تصویر واحد میتواند برای یکی تهدیدی به آبرو و اعتبار باشد و برای دیگری فرصتی ناخواسته برای دیدهشدن. طنز فیلم نیز عمدتاً از همین ناهمخوانی نیرو میگیرد. آنتونیو ناگهان وارد محیطهایی میشود که قواعدشان را نمیشناسد و ناچار است خود را در موقعیتی تازه بازتعریف کند.
در سوی دیگر، اولیویا باید با کسی همراه شود که از سازوکار شهرت او فاصله دارد و جهان را با معیارهای متفاوتی میسنجد. تضادهای فرهنگی و طبقاتی در این برخورد، لحظههایی خوشریتم میسازند؛ اما فیلم غالباً آنها را به شوخیهایی گذرا محدود میکند و کمتر اجازه میدهد به پرسشی جدی دربارهٔ ساختارهای نابرابر قدرت تبدیل شوند.
آنتونیو؛ مرکز انسانی فیلم آنتونیو بهواسطهٔ صمیمیت و متانتش به مهمترین تکیهگاه عاطفی فیلم بدل میشود. او قهرمانی پرادعا یا زیرکِ همهچیزدان نیست؛ نیروی شخصیتش از رفتارهای ساده، مسئولیتپذیری و تلاش برای کنار آمدن با وضعیتی میآید که ناگهان بر او تحمیل شده است. این آرامش باعث میشود توجه تماشاگر به او جلب شود، بیآنکه فیلم ناچار باشد او را به قهرمانی بینقص تبدیل کند.
آنتونیو اشتباه میکند، از توجه ناگهانی اطرافیان متأثر میشود و در برابر خواستههای خانواده و زندگی شخصیاش همواره آسوده نیست. بازی Eugenio Derbez در ساخت این شخصیت نقش تعیینکنندهای دارد. او گرمایی طبیعی به آنتونیو میبخشد و شوخیها را از تمسخر او جدا نگه میدارد. طنز از ناآشناییاش با محیط تازه سرچشمه میگیرد، نه از تحقیر شخصیت یا تبدیل کردن او به نمونهای سادهانگارانه از آدمی «بیدستوپا».
« طنز فیلم نیز عمدتاً از همین ناهمخوانی نیرو میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
همین تفاوت مهم است: فیلم میتواند با موقعیتهای کمیک خود سرگرم کند، اما در بهترین لحظههایش احترام شخصیت را حفظ میکند. حاصل، قهرمانی است که دوستداشتنی بودنش تنها به نیکقلبی خلاصه نمیشود؛ او حضوری قابلباور دارد و زندگیاش بیرون از ماجرای ساختگی نیز احساس میشود. اولیویا و معنای دیدهشدن اولیویا در آغاز، بیش از هر چیز بهصورت ستارهای گرفتار بحران تصویر عمومی معرفی میشود.
با پیش رفتن قصه، فیلم اندکی از این سطح فاصله میگیرد و آسیبپذیری او را نیز نشان میدهد. شهرت برای او تنها مجموعهای از امتیازها نیست؛ الزام دائمی به مراقبت از چهرهای است که دیگران انتظار دارند ببیند. از این منظر، قرار ساختگی با آنتونیو فرصتی فراهم میکند تا او در کنار کسی قرار گیرد که نگاهش به اولیویا از قواعد رایج مطبوعات زرد و مناسبات هالیوودی پیروی نمیکند.
Samara Weaving نقش را با ترکیبی از اعتمادبهنفس بیرونی و شکنندگی درونی پیش میبرد. او اجازه نمیدهد اولیویا به چهرهای یکبعدی از ستارهای خودشیفته یا قربانی منفعل تبدیل شود. بااینحال، فیلم در پرداخت تفاوت میان شخصیت عمومی و خصوصی او گاه به نشانههای آشنای کمدی رمانتیک بسنده میکند.
بعضی دگرگونیهای عاطفی زودتر از آن رخ میدهند که فرصت کافی برای شکلگیریشان فراهم شده باشد. ارتباط اولیویا و آنتونیو زمانی باورپذیرتر است که بر شناخت تدریجی و احترام متقابل تکیه میکند، نه صرفاً بر انتظار آشنای ژانر برای نزدیک شدن دو شخصیت. کمدی، ریتم و ساختار روایی «The Valet» ریتمی سبک و خوشتماشا دارد و بخش مهمی از سرگرمیاش را از سوءتفاهمها، نقشبازیکردنها و تضاد میان موقعیتها میگیرد.
« با پیش رفتن قصه، فیلم اندکی از این سطح فاصله میگیرد و آسیبپذیری او را نیز نشان میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میداند که تماشاگر برای دنبال کردن چنین قصهای به ضرباهنگی روان نیاز دارد؛ ازاینرو، معمولاً مکثهای طولانی یا پیچیدگیهای روایی سنگین در آن دیده نمیشود. این انتخاب به سود حالوهوای عمومی اثر است و کمک میکند که حتی زمانی که قصه مسیرهای آشنایی را طی میکند، تماشاگر درگیر روابط شخصیتها بماند.
اما همین تکیه بر الگوهای آزمودهشده گاهی به زیان فیلم تمام میشود. برخی پیچشها را میتوان پیش از وقوع حدس زد و چند تحول داستانی بیش از آنکه از انتخابهای دشوار شخصیتها ناشی شوند، نتیجهٔ نیاز روایت به رسیدن به مرحلهٔ بعدیاند. کمدی نیز همیشه به یک اندازه موفق نیست: بعضی موقعیتها از تفاوت شخصیتها و زمانبندی مناسب شوخی نیرو میگیرند، اما برخی دیگر صرفاً برای پر کردن فضای میان لحظههای عاطفی به کار میروند.
کارگردانی Richard Wong در حفظ روانی و سرزندگی روایت مؤثر است، ولی فیلم گاهی میان کمدی پرتحرک و نگاه واقعگرایانه به زندگی روزمره مردد میماند. بااینهمه، بازیگران اصلی پیوندی ایجاد میکنند که مانع از پراکندگی کامل لحن میشود. منتقدان نیز به ترکیب گرما و طنز فیلم و نقش مؤثر گروه بازیگران در جانبخشیدن به آن توجه کردهاند.
زندگیهای پیرامونی و لایهٔ اجتماعی خانواده و زندگی اجتماعی آنتونیو بخش مهمی از بافت فیلم را میسازند. این عناصر کمک میکنند شخصیت او فقط واکنشی به دنیای اولیویا نباشد؛ او پیش از آنکه وارد ماجرای رسانهای شود، پیوندها و مسئولیتهایی دارد که بر تصمیمهایش اثر میگذارند. در نتیجه، فیلم گاهی از داستان دو نفرهٔ مرکزی فاصله میگیرد و به تجربهٔ جمعی نزدیک میشود؛ تجربهای که در آن، خانواده، همسایگی و تفاوتهای فرهنگی هم مایهٔ شوخیاند و هم زمینهٔ احساس.
« اما همین تکیه بر الگوهای آزمودهشده گاهی به زیان فیلم تمام میشود. »
قوتها و کاستیها
لایهٔ طبقاتی اثر نیز از دل همین زندگیهای پیرامونی جان میگیرد. در برابر فضای پرزرقوبرق شهرت و ثروت، محله و کار روزانهٔ آنتونیو تصویری ملموستر از ناامنی و محدودیتهای اقتصادی عرضه میکند. فیلم اشارههایی به این نابرابری دارد، اما بیشتر به آنها در مقام پسزمینه مینگرد تا نیرویی که ساختار قصه را از اساس دگرگون کند.
این محدودیت بهویژه وقتی آشکار میشود که روایت برای حفظ حالوهوای دلنشین خود از پیامدهای جدیتر تفاوت طبقاتی فاصله میگیرد. با وجود این، حضور همین اشارهها باعث میشود اثر از یک کمدی رمانتیک صرفاً مبتنی بر سوءتفاهم کمی فراتر برود و مسئلهٔ دیدهشدن آدمهای معمولی را پیش بکشد. محدودیتها و فرصتهای ازدسترفته شخصیتهای فرعی به گسترش جهان فیلم کمک میکنند، اما همه به یک اندازه مجال پیدا نمیکنند تا مستقل از کارکرد داستانیشان شکل بگیرند.
برخی از آنها بیشتر برای بهراه انداختن شوخی یا پیش بردن موقعیتها حضور دارند تا برای آنکه زندگی درونیشان بهطور کامل آشکار شود. همین امر گاهی به جهان فیلم حس شلوغی میدهد، بیآنکه همهٔ رابطهها فرصت کافی برای عمق گرفتن داشته باشند. پایانبندی نیز، بدون آنکه نیاز باشد از جزئیات آن سخنی گفته شود، در محدودهٔ انتظارات متعارف این گونه حرکت میکند.
فیلم ترجیح میدهد رشتههای اصلی را به شکلی مرتب و رضایتبخش کنار هم بگذارد و کمتر به ابهام یا پیامدهای حلنشده مجال دهد. این انتخاب با لحن گرم و امیدبخش اثر سازگار است، اما از سوی دیگر، بخشی از تأثیر اجتماعی و عاطفی روایت را کاهش میدهد. قصهای که با تصویر و شهرت، دروغ و حقیقت و فاصلهٔ طبقاتی درگیر شده، میتوانست در پایان اندکی بیشتر بر تنشهای حلنشده مکث کند.
« لایهٔ طبقاتی اثر نیز از دل همین زندگیهای پیرامونی جان میگیرد. »
جمعبندی
جمعبندی «The Valet» فیلمی است که از یک تمهید آشنا، کمدی رمانتیکی خوشتماشا با رگههایی از نقد شهرت و فاصلهٔ طبقاتی میسازد. قوت اصلی آن، نه غافلگیری داستانی، بلکه گرمای رابطهها و حضور آنتونیو است؛ شخصیتی که بهواسطهٔ بازی صمیمی Eugenio Derbez از دل نقشهای ساختگی، وجهی انسانی پیدا میکند.
Samara Weaving نیز به اولیویا آسیبپذیری و جذابیتی میبخشد که او را از یک ستارهٔ کلیشهای فراتر میبرد. در مقابل، پیشبینیپذیری بعضی مسیرها، پرداخت ناکافی چند شخصیت فرعی و پایانبندی بیشازحد مرتب، از نیروی اثر میکاهند. فیلم بهندرت خطر میکند و نقد اجتماعیاش را بیشتر در حاشیه نگه میدارد؛ اما در چارچوب سرگرمی سبک و مهربانانهای که برگزیده، لحظههای صادقانه و دلنشینی میآفریند.
نتیجه اثری بینقص یا نوآورانه نیست، اما برای تماشاگرانی که کمدی رمانتیکِ شخصیتمحور، برخورد دو
« Samara Weaving نیز به اولیویا آسیبپذیری و جذابیتی میبخشد که او را از یک ستارهٔ کلیشهای فراتر میبرد. »
ثبت دیدگاه