نقد و بررسی
نقد آندرداگها (The Underdoggs) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت قهرمان از حضیض «The Underdoggs» کمدی ورزشیای است که از همان آغاز، مسیر آشنایی را پیش میگیرد: ستارهای سابق که غرور و خودخواهیاش او را از اوج به حضیض کشانده، ناچار میشود به زادگاهش بازگردد و گروهی از نوجوانان بیانضباط را تمرین دهد. جیسن «تو جِی» جنینگز، با بازی Snoop Dogg، این مأموریت را نه فرصتی برای خدمت، بلکه راهی برای بازسازی نام و اعتبار خود میبیند.
اما برخورد با تیمی که چندان اعتنایی به شهرت و حسابگریهای او ندارد، بهتدریج ترکهایی در ظاهر خودبسندهاش پدید میآورد. این چارچوب داستانی بهخودیخود ظرفیت عاطفی روشنی دارد: مردی که تصور میکند همهچیز را از دست داده، در رابطه با کسانی که هنوز در آغاز راهاند، دوباره معنایی برای کوشش پیدا میکند.
فیلم نیز از همین ظرفیت بهره میبرد، اما کمتر میکوشد آن را به تجربهای تازه یا پیچیده تبدیل کند. از این رو، «The Underdoggs» بیش از آنکه داستانی غافلگیرکننده باشد، اثری استوار بر آشنایی تماشاگر با قواعد ملودرام ورزشی و امید به لذت بردن از اجرای پرجنبوجوش آن. قصهای آشنا با مقصدی دلگرمکننده فیلم در مسیری حرکت میکند که بارها در آثار ورزشی دیدهایم: مربیای ناپخته، گروهی دستکمگرفتهشده، تمرینهایی دشوار، و پیوندی که در خلال رقابتها میان دو طرف شکل میگیرد.
آندرداگها در آغاز بیشتر مجموعهای از دردسرها و شوخیهای بیقاعده به نظر میرسند تا تیمی منسجم؛ جیسن نیز آنان را ابزاری برای بازگشت به صحنه میبیند. تقابل این دو نگاه، موتور اصلی قصه است. فیلم با اشاراتی به گذشتهٔ جیسن، محله و رابطههای قدیمیاش، میکوشد این مسیر ورزشی را به داستانی دربارهٔ بازگشت به خویشتن پیوند بزند.
« فیلم نیز از همین ظرفیت بهره میبرد، اما کمتر میکوشد آن را به تجربهای تازه یا پیچیده تبدیل کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با اینحال، این لایهها غالباً در حد نشانه باقی میمانند. دگرگونی جیسن از غرور به مسئولیتپذیری، بیشتر بهوسیلهٔ اتفاقهای داستانی اعلام میشود تا آنکه با ظرافت و تدریج در رفتار و انتخابهایش جا بیفتد. بنابراین، مقصد عاطفی فیلم قابلدرک است، اما راه رسیدن به آن گاهی بیش از اندازه کوتاه و هموار به نظر میرسد.
جیسن و محدودیتهای نقشآفرینی Snoop Dogg در نقش جیسن حضوری دارد که بیش از آنکه بر گسترهٔ بازیگری متکی باشد، از کاریزمای شناختهشده و خونسردی خاص او نیرو میگیرد. فیلم نیز بهدرستی همین ویژگیها را به کار میگیرد: جیسن شخصیتی پرادعا و بیاعتناست، و آرامش ظاهری بازیگر در برابر آشوب پیرامونش گاه به طنز موقعیت میانجامد.
او در لحظههای سبکتر، بهویژه در برخورد با همبازیهایش، میتواند صحنه را زنده نگه دارد. بااینهمه، نقش به تأثیرگذاری بیرونی محدود میماند. هنگامی که فیلم به آسیبپذیری، پشیمانی یا پیوند عاطفی نزدیک میشود، شخصیت به عمقی که زمینهٔ داستان نویدش را میدهد نمیرسد. این کاستی صرفاً به اجرا مربوط نیست؛ فیلمنامه نیز جیسن را بیشتر با چند صفت قابلشناسایی معرفی میکند تا با تناقضها و تغییرات درونی ملموس.
نتیجه آن است که تماشاگر میتواند مسیر کلی او را دنبال کند، اما همیشه باور نمیکند که این تحول از درون شخصیت و تجربههایش برآمده باشد. گروه نوجوانان و انرژی جمعی نقطهٔ قوت فیلم را باید در انرژی گروهی جستوجو کرد. نوجوانان تیم هر یک با شیطنتها و واکنشهای خاص خود، فضای تمرینها و مسابقهها را از یکنواختی بیرون میآورند.
« با اینحال، این لایهها غالباً در حد نشانه باقی میمانند. »
شخصیتها و اجرا
رابطهٔ جیسن با آنان نیز به فیلم امکان میدهد تا از تقابل صرف میان مربی و بازیکنان فراتر برود و به موضوعهایی چون اعتماد، تعلق و پذیرفتهشدن نزدیک شود. این بخشها گاه بهسادگی از کنار شخصیتها میگذرند، اما حضور پرتحرک آنان شور لازم را برای یک کمدی ورزشی فراهم میکند. فیلم در ساختن حس تیمی، به لحظات کوچک وابسته است: تمرینهای نامنظم، برخوردهای پرتنش و کوشش برای فهمیدن اینکه هر بازیکن چه جایگاهی در جمع دارد.
این لحظهها زمانی موفقترند که شوخی از دل تفاوت شخصیتها و موقعیت بیرون میآید، نه از تکرار یک ناسزا یا واکنش اغراقشده. در همین بخشها، امکانِ فیلمی گرمتر و دقیقتر دیده میشود؛ فیلمی که میتوانست برای نوجوانان خود زمان بیشتری بگذارد و آنان را از نقشهای کوتاه و تیپیک فراتر ببرد.
کمدی: میان سرزندگی و ابتذال «The Underdoggs» کمدیای بیپرده و عامدانه زننده است و پنهان نمیکند که بخش مهمی از شوخیهایش بر دشنام، کنایههای جنسی و رفتارهای نامتعارف بنا شده است. این رویکرد گاهی با فضای قانونگریز و بازیگوشانهٔ فیلم سازگار میشود و به لحظاتی خندهآور میانجامد؛ بهخصوص وقتی بازیگران با ریتم یکدیگر هماهنگاند و شوخی از دل واکنشها شکل میگیرد.
اما فیلم در استفاده از این جنس طنز، اغلب به تکرار پناه میبرد. شوخیهای رکیک بهجای آنکه رنگ شخصیتها یا موقعیتها را پررنگتر کنند، گاهی جای شوخطبعی دقیقتر را میگیرند. این مسئله در فیلمی که بخش مهمی از زمانش را با نوجوانان میگذراند، بر دوگانگی لحن نیز میافزاید: اثر میخواهد هم قصهای امیدبخش و خانوادگینما باشد و هم کمدیای بیقیدوشرط و بزرگسالانه.
« اما فیلم در استفاده از این جنس طنز، اغلب به تکرار پناه میبرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این دو وجه همیشه به تعادل نمیرسند و گاه یکدیگر را خنثی میکنند. مسابقهها و ضرباهنگ فیلم صحنههای تمرین و مسابقه به فیلم تحرک میبخشند. تدوین و ضرباهنگ کلی اجازه نمیدهد روایت برای مدت طولانی در یک وضعیت بماند؛ اتفاقی رخ میدهد، شوخیای پیش میآید یا تیم با مانعی تازه روبهرو میشود.
در نتیجه، «The Underdoggs» برای تماشای تفننی سرزنده است و بخش ورزشی آن بهندرت کاملاً بیرمق میشود. بااینحال، مسابقهها بیشتر کارکردی روایی دارند تا آنکه تعلیق ورزشی عمیقی بسازند. نتیجهٔ هر مرحله، عمدتاً در خدمت آشکارکردن رابطهها و پیشبرد تحول شخصیتهاست. این انتخاب با ماهیت کمدی فیلم همخوان است، اما برای تماشاگرانی که انتظار دارند خودِ فوتبال و جزئیات رقابت جدی گرفته شود، کمبودهایی بر جا میگذارد.
هیجان صحنهها بیشتر از شور جمعی و ریتم سریع میآید تا از پیچیدگی تاکتیکی یا تعلیق واقعی. محله، گذشته و فرصتهای ازدسترفته بازگشت جیسن به زادگاهش فرصتی فراهم میکند تا فیلم دربارهٔ فاصلهٔ میان شهرت و تعلق، و نیز مسئولیتی که نسبت به جامعهٔ خود داریم، حرف بزند. مواجههٔ دوباره با محله و آدمهای گذشته، به قهرمان امکان میدهد تا از تصویر پرزرقوبرقی که برای خود ساخته فاصله بگیرد.
رابطهٔ او با Cherise نیز بخشی از این بازگشت را شخصیتر میکند و یادآور زندگیای است که زمانی پشت سر گذاشته است. با وجود این، فیلم از این زمینهها بهرهٔ کامل نمیبرد. محله بیشتر پسزمینهای برای ماجراست تا نیرویی مستقل که بر انتخابهای شخصیتها اثر بگذارد؛ گذشته نیز غالباً در خدمت توضیح وضعیت کنونی جیسن قرار میگیرد.
« این دو وجه همیشه به تعادل نمیرسند و گاه یکدیگر را خنثی میکنند. »
قوتها و کاستیها
اگر فیلم به این پیوندها زمان بیشتری میداد، دگرگونی قهرمان میتوانست از رابطهای گستردهتر با اجتماع و خاطره نیرو بگیرد، نه فقط از مأموریت مربیگری. در شکل فعلی، این عناصر به داستان گرما میبخشند، اما عمق آن را چندان افزایش نمیدهند. جمعبندی «The Underdoggs» اثری سرگرمکننده و پرتحرک است که بر فرمول آشنای مربیِ خودخواه و تیمِ دستکمگرفتهشده تکیه میکند.
کاریزمای Snoop Dogg، هماهنگی گروه بازیگران و ریتم تند مسابقهها به فیلم جان میدهند؛ شوخیهای رکیک و انرژی بیقرار آن نیز برای مخاطبی که با چنین لحنی همراه است، لحظات مفرحی میسازند. در مقابل، فیلمنامه از کلیشههای ژانر فاصله نمیگیرد، شخصیتها را بهاندازهٔ کافی نمیپرورد و تغییر درونی جیسن را سریعتر از آنچه باورپذیری اقتضا میکند پیش میبرد.
فیلم در نهایت بیش از آنکه بهسبب تازگی داستان در خاطر بماند، بهواسطهٔ حالوهوای سبک و پیام امیدبخش خود کار میکند. تماشاگرانی که از کمدی ورزشیِ پرسروصدا و بیپرده لذت میبرند، احتمالاً با آن سرگرم میشوند؛ اما کسانی که به شخصیتپردازی ظریف، طنز سنجیده یا روایتی تازه در ژانر علاقه دارند، ممکن است در زیر سطح پرجنبوجوش فیلم، جای خالی عمق بیشتری را احساس کنند.
« در شکل فعلی، این عناصر به داستان گرما میبخشند، اما عمق آن را چندان افزایش نمیدهند. »
ثبت دیدگاه