نقد و بررسی
نقد دو خانم کارول (The Two Mrs. Carrolls) | 1947
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
گوتیک خانگی با ستارههایی بزرگتر از قصه «The Two Mrs. Carrolls» در ظاهر ملودرامی جنایی دربارهٔ هنرمندی است که عشق، هنر و خشونت را بهطرزی بیمارگون به هم گره میزند. اما نیروی اصلی فیلم نه در تازگی پیرنگ، که در کیفیت ناآرامکنندهٔ جهان آن است: خانههایی بسته، روابطی مشکوک و تصاویری که پیش از آنکه رویدادی رخ دهد، سایهٔ تهدید را بر آن میاندازند.
اثر پیتر گادفری بیش از آنکه نوآری پرتحرک باشد، قصهای گوتیک در فضایی خانگی است؛ قصهای که میکوشد اضطراب را از دل روزمرگی و صمیمیت بیرون بکشد. حضور همفری بوگارت و باربارا استنویک، از همان ابتدا، انتظاری بزرگ میسازد. تماشاگر بهدرستی امیدوار است برخورد دو بازیگر صاحبسبک، فیلم را به جدالی پرحرارت و چندلایه بدل کند.
بااینحال، حاصل کار نه همواره همسنگ این انتظار است و نه بیارزش. جذابیت فیلم در فاصلهٔ میان ظرفیت بالقوهٔ ستارهها و محدودیتهای فیلمنامه شکل میگیرد؛ فاصلهای که گاهی تنش میآفریند و گاهی خود به مانعی برای باورپذیری بدل میشود. قصهٔ هنرمند و سایهٔ مرگ فیلم روایت جفری کارول، نقاشی بااستعداد اما ناآرام، را دنبال میکند که در تعطیلات با سالی آشنا میشود و گذشتهٔ خود را از او پنهان میسازد.
این آغاز، بهجای آنکه صرفاً مقدمهای عاشقانه باشد، از همان ابتدا رابطه را بر بستری از فریب بنا میکند. هنر در داستان فقط حرفه یا راهی برای بیان احساس نیست؛ بهتدریج به ابزاری برای ساختن تصویر، پنهانکردن حقیقت و کنترل نگاه دیگران تبدیل میشود. طرح کلی فیلم از الگوی آشنای قصههای گوتیک بهره میبرد: مردی جذاب و رازآلود، خانهای که امنیتش محل تردید است، زنی که میان اعتماد و سوءظن گرفتار میشود و گذشتهای که آرامآرام به اکنون رخنه میکند.
« گوتیک خانگی با ستارههایی بزرگتر از قصه «The Two Mrs. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آشنایی این عناصر، از جذابیتشان نمیکاهد، اما فیلم نیز همیشه راهی تازه برای بازآفرینی آنها پیدا نمیکند. بسیاری از نشانهها زودتر از آنچه باید معنای خود را آشکار میکنند و در نتیجه، تعلیق بیشتر بر انتظار تماشاگر تکیه دارد تا بر غافلگیری. تصویرسازی در خدمت اضطراب یکی از کامیابیهای روشن فیلم، ساختن فضایی است که در آن زیبایی و تهدید به هم نزدیک میشوند.
سایههای پررنگ، قابهای بسته و فضای داخلی خانهها، احساس محصوربودن را تقویت میکنند. نقاشی و پرتره در این جهان، صرفاً اشیایی تزئینی نیستند؛ حضورشان یادآور این است که آدمها میتوانند به تصویرهایی ثابت و قابلدستکاری فروکاسته شوند. همین پیوند میان نگاه هنرمند و سلطهٔ او بر موضوع نقاشی، بُعدی نگرانکننده به داستان میدهد.
فیلم از زبان بصری نوآر نیز بهره میگیرد، اما بهجای تکیه بر خیابانهای تیره و جهان زیرزمینی، بخش مهمی از هراس را به فضای خصوصی خانه منتقل میکند. پنجرهها، راهروها و اتاقها گاه حالتی تهدیدآمیز پیدا میکنند؛ گویی خانه، بهجای پناهگاه، خود بخشی از سازوکار خطر است. موسیقی نیز در ایجاد این حالوهوا نقش دارد و بر لحظاتی که ممکن است در روایت ساده به نظر برسند، فشار عاطفی میگذارد.
این عناصر گاهی بیش از خود فیلمنامه کار میکنند و به فیلم وحدتی میبخشند که در روایت همیشه برقرار نیست. بوگارت و مسئلهٔ باورپذیری بوگارت در نقش جفری، با تصویری که تماشاگر از او دارد وارد فیلم میشود: بازیگری با حضور نافذ و چهرهای که معمولاً خونسردی و اقتدار را منتقل میکند. همین پیشینه میتواند به نقش نیرویی دوگانه بدهد.
« آشنایی این عناصر، از جذابیتشان نمیکاهد، اما فیلم نیز همیشه راهی تازه برای بازآفرینی آنها پیدا نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
آرامش و جذابیت ظاهری شخصیت، در کنار رفتارهایی که از درونش سر برمیآورند، زمینهٔ تضادی مؤثر را فراهم میکنند؛ اما فیلم همیشه این تضاد را به اندازهٔ کافی دقیق پرورش نمیدهد. در برخی لحظات، بازی او بیش از آنکه هراس را از زیر پوست شخصیت بیرون بیاورد، آن را آشکارا به نمایش میگذارد. بهویژه هنگامی که فیلم به اوج هیجانی خود نزدیک میشود، شدت بازی گاه از لحن نسبتاً مهارشدهٔ بخشهای پیشین فاصله میگیرد.
نتیجه میتواند بهجای ترس، نوعی اغراق نمایشی ایجاد کند. این مسئله فقط به بازیگر مربوط نیست؛ فیلمنامه نیز برای تحول روانی شخصیت، پیوندی پیوسته و قانعکننده فراهم نمیکند. بااینهمه، بوگارت همچنان حضوری تماشایی دارد و حتی لغزشهایش به فیلم انرژی میدهد. استنویک و مرکز ثقل عاطفی باربارا استنویک در نقش سالی، مرکز عاطفی داستان است.
فیلم در بخشهایی که تجربهٔ او را دنبال میکند، از رازآلودگی صرف فاصله میگیرد و به اضطرابی شخصیتر نزدیک میشود: چگونه میتوان به کسی اعتماد کرد، وقتی نشانههای اطراف از معنایی پنهان خبر میدهند؟ استنویک این تردید را با وقار و خویشتنداری پیش میبرد و به سالی حضوری انسانی میبخشد که از برخی شخصیتهای پیرامونش ملموستر است.
جذابیت او در کنار بوگارت یکی از دلایل اصلی پیگیری فیلم است، اما رابطهٔ این دو همیشه به رویارویی دراماتیکی که نویدش را میدهد تبدیل نمیشود. گاه احساس میشود فیلم بیش از آنکه از تفاوت و کشاکش میان دو بازیگر بهره بگیرد، به اعتبار ستارهبودن آنها تکیه میکند. بااینحال، حضور استنویک در لحظات تردید و نگرانی، به قصه وزن میدهد و کمک میکند فضای گوتیک فیلم تنها مجموعهای از سایهها و نشانههای تهدیدآمیز باقی نماند.
« در برخی لحظات، بازی او بیش از آنکه هراس را از زیر پوست شخصیت بیرون بیاورد، آن را آشکارا به نمایش میگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتهای فرعی و پیوستگی روایت شخصیتهای فرعی، از جمله سیسیلی و چهرههایی که بهواسطهٔ گذشته یا موقعیت اجتماعیشان وارد داستان میشوند، میتوانند در ظاهر مسیر روایت را پیچیدهتر کنند. اما فیلم در نیمهٔ دوم گاه میان این افراد و خردهروایتهایشان رفتوآمدی شتابزده دارد. این جابهجاییها بهجای آنکه هر بار لایهٔ تازهای به تعلیق بیفزایند، ممکن است تمرکز را از تجربهٔ سالی و تهدید مرکزی دور کنند.
بخشی از این مشکل به شخصیتپردازی بازمیگردد. بسیاری از آدمهای فیلم بیشتر کارکرد داستانی دارند تا زندگی مستقل: برای انتقال اطلاعات، برانگیختن سوءظن یا پیشبردن موقعیتها حاضر میشوند. گفتوگوها نیز گاه خشک و توضیحیاند و بهجای آنکه رابطهها را از راه زیرمتن بسازند، اطلاعات را مستقیم به تماشاگر میرسانند.
فیلم در نتیجه میان لحن معمایی و ملودرامی پرهیجان در نوسان میافتد، بیآنکه همیشه بتواند این دو را به ترکیبی یکدست بدل کند. ریتم، پیشبینیپذیری و میراث گوتیک «The Two Mrs. Carrolls» از آن دسته فیلمهایی است که بیش از آنکه بر پیچیدگی معما تکیه کنند، بر انتظار و حالوهوا بنا شدهاند.
اما وقتی نشانهها از فاصلهای قابلتوجه پیش از آشکارشدن رخدادها قابلتشخیص باشند، انتظار نیز نیروی خود را از دست میدهد. فیلم در بخشهایی فرصت میدهد تا فضای تهدید در ذهن تماشاگر رسوب کند؛ در بخشهایی دیگر، همین مکثها به کندی تبدیل میشوند و روایت را از حرکت بازمیدارند. بااینحال، فیلم را نمیتوان صرفاً به پیشبینیپذیریاش فروکاست.
« اما فیلم در نیمهٔ دوم گاه میان این افراد و خردهروایتهایشان رفتوآمدی شتابزده دارد. »
قوتها و کاستیها
علاقهٔ آن به تصویر، نقش هنرمند و نسبت میان زیبایی و خشونت، به داستان هستهای جذاب میدهد. ساختار برگرفته از نمایشنامه نیز در محدودبودن برخی فضاها و اهمیت گفتوگوها احساس میشود؛ این محدودیت گاهی به فشردگی گوتیک کمک میکند، اما گاهی قاب فیلم را به صحنهای بیش از حد بسته بدل میسازد.
پایانبندی نیز میکوشد تنش را در زمانی کوتاه به اوج برساند، ولی شتابش ممکن است حس کند که فیلم مجال کافی برای فرود و جمعکردن پیامدهای داستان نداشته است. جمعبندی «The Two Mrs. Carrolls» فیلمی است که جذابیتش از ناهمواریهایش جدا نیست. فضای تاریک و تصویرپردازی گوتیک، موسیقی مؤثر و حضور دو ستارهٔ بزرگ، آن را به اثری دیدنی بدل میکنند؛ اما داستان آشنا، شخصیتهای کمعمق، افتوخیز ریتم و بازی نامتوازن بوگارت مانع از آن میشوند که این ظرفیتها کاملاً به نتیجه برسند.
فیلم در بهترین لحظات، با پیوندزدن نقاشی و تهدید، خانه و ناامنی، چهرهٔ هنری و چهرهٔ پنهان، دلهرهای ماندگار میآفریند. در لحظات ضعیفتر، همان دلهره زیر بار توضیحهای مستقیم و ملودرام پررنگ کمجان میشود. تماشای آن برای علاقهمندان به فضای گوتیک کلاسیک و دوستداران استنویک و بوگارت ارزش دارد؛ نه به این دلیل که شاهکاری بینقص پیش روست، بلکه چون فیلمی است پر از تضادهای جالب: ستارههایی درخشان در روایتی معمولی، تصویری چشمگیر در کنار ساختاری ناپایدار، و لحظاتی از تعلیق واقعی که با لغزشهای آشکار همنشیناند.
« علاقهٔ آن به تصویر، نقش هنرمند و نسبت میان زیبایی و خشونت، به داستان هستهای جذاب میدهد. »



ثبت دیدگاه