نقد و بررسی
نقد کله پوک ها (The Twits) | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
انحرافی که به هویتی تازه میانجامد «The Twits» ساختهٔ Phil Johnston، اقتباسی آزاد از کتاب Roald Dahl است؛ فیلمی که بهجای بازسازی مجموعهای از شوخیها و ترفندهای شرورانهٔ زنوشوهر تویت، داستان را به ماجرایی بلندتر دربارهٔ قدرتطلبی، مقاومت و همدلی گسترش میدهد. Beesha و Bubsy، دو کودک یتیم، درمییابند که آقای و خانم تویت برای چیرهشدن بر شهر نقشهای در سر دارند.
آنها با جانوران جادویی همراه میشوند و در برابر زوجی میایستند که بدجنسی را نه لغزشی گذرا، بلکه شیوهٔ زندگی خود کردهاند. این تغییر مقیاس، فیلم را از قالب حکایتهای کوتاه کتاب بیرون میبرد؛ اما همین گسترش، هم سرچشمهٔ انرژی و هم منشأ ناهماهنگی آن است. فیلم میخواهد هم روحیهٔ گزنده و چندشآور دال را زنده نگه دارد، هم ماجرایی خانوادگی با قهرمانان کودک و پیام اخلاقی روشن بسازد.
این دو خواسته همیشه با هم سازگار نیستند. حاصل، اثری است که گاه از آزادی اقتباس جان میگیرد و گاه زیر بار عناصر متعددش سنگین میشود. «The Twits» را بنابراین بهتر است نه بازگویی وفادارانهٔ کتاب، بلکه برداشتی مستقل دانست که از نام و شخصیتهای آشنای آن برای ساختن قصهای تازه بهره میگیرد.
دنیایی رنگین با زشتیهای حسابشده یکی از امتیازهای آشکار فیلم، طراحی بصری آن است. رنگهای زنده، چهرههای اغراقشده و فضاهای نامتعارف به جهان داستان سرزندگی میدهند؛ جهانی که در آن زیبایی و انزجار اغلب کنار هم قرار میگیرند. ظاهر آقای و خانم تویت و محیطهای آلوده و نامطبوع پیرامونشان، تنها برای خنداندن ساخته نشدهاند: زشتی بیرونیشان بر بیرحمی و خودخواهی درونی آنها تأکید میکند.
« Beesha و Bubsy، دو کودک یتیم، درمییابند که آقای و خانم تویت برای چیرهشدن بر شهر نقشهای در سر دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جانوران جادویی نیز با طراحیهایی خیالانگیزتر، تضادی دلنشین با این فضای چرک و شلوغ پدید میآورند. با این همه، فیلم گاهی به جلوههای تصویری چنان دل میبندد که از ضرورت رواییشان غافل میشود. انبوه جزئیات و رخدادهای بصری میتواند تماشاگر را سرگرم کند، اما همیشه به رشد شخصیتها یا پیشروی قصه کمک نمیکند.
هر بار که فیلم از یک تصویر عجیب به تصویر عجیبتر میجهد، خطر آن هست که شگفتی جای انسجام را بگیرد. این آشفتگی عمدتاً با لحن پرتحرک اثر جور درمیآید، اما در برخی لحظهها بیشتر به انباشتن ایدهها شباهت دارد تا ساختن جهانی منسجم. کمدیِ افراط، میان رهایی و فرسودگی شوخیهای فیلم بر اغراق، بازیهای بدنی و طنز کثیف استوارند؛ انتخابی که با شخصیتهای بیملاحظهٔ تویتها تناسب دارد.
بعضی از لحظههای کمیک به سبب جسارت و بیپرواییشان میگیرند، بهخصوص وقتی فیلم از شکوه ظاهری شخصیتهای شرور پرده برمیدارد و آنها را به مضحکه تبدیل میکند. حضور آقای دستمال نیز نمونهای از همین کمدی ابلهانه و عامدانهٔ ناموقر است: شوخیای که نه از ظرافت، بلکه از تکرار و بیاعتنایی به وقار نیرو میگیرد.
اما طنزی که بر تکرار یک غافلگیری بنا شده باشد، زودتر از آنچه فیلم میپندارد اثرش را از دست میدهد. شوخیهای مربوط به باسن و باد معده در بخشهایی چنان مکرر میشوند که بهجای تشدید خنده، توجه را از قصه منحرف میکنند. صحنههای چندشآور نیز مرزی باریک دارند: میتوانند سرگرمکننده و متناسب با جهان تویتها باشند، اما وقتی بیش از اندازه رویشان مکث میشود، دیگر نه غافلگیرکنندهاند و نه ضروری.
« جانوران جادویی نیز با طراحیهایی خیالانگیزتر، تضادی دلنشین با این فضای چرک و شلوغ پدید میآورند. »
شخصیتها و اجرا
این بخش از فیلم احتمالاً برای کودکان خردسال خندهآورتر از بزرگسالانی است که انتظار طنز کلامی یا بازیگوشی هوشمندانهتری دارند. دو کودک در میان هیاهوی بزرگسالان قلب عاطفی داستان باید در همراهی Beesha و Bubsy شکل بگیرد: دو کودکی که در برابر تهدیدی بزرگتر از توان فردیشان، اعتماد و همکاری را میآموزند.
پیوند آنها با جانوران جادویی نیز ظرفیت خوبی برای پرداختن به تنهایی، تعلق و خانوادهای را دارد که نه از پیوند خونی، بلکه از مراقبت متقابل ساخته میشود. در این سطح، فیلم پیام خود را ساده و قابلفهم نگه میدارد: ایستادگی در برابر بدرفتاری، بهتنهایی کافی نیست؛ همدلی و همکاری نیز باید در کنار آن قرار گیرند.
با این حال، شخصیتپردازی کودکان همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزیشان پررنگ نیست. در میان جمعیت فراوان شخصیتها، توجه فیلم گاهی از قهرمانان اصلی دور میشود و فرصت کمتری برای شکلگیری عاطفی رابطهٔ آنها باقی میماند. جانوران جادویی نیز بهسرعت به بخشی از شلوغی داستان بدل میشوند، حال آنکه هر یک میتوانستند بهواسطهٔ ویژگیهای متفاوتشان معنای بیشتری به مفهوم خانواده و همپیمانی ببخشند.
در نتیجه، پیام همدلی اثر قابلتشخیص است، اما همیشه از دل تجربهٔ شخصیتها بهاندازهٔ کافی جوش نمیآورد. تویتها؛ شرورانی که قرار نیست دوستداشتنی شوند آقای و خانم تویت از نقاط قوت فیلماند، زیرا اثر میفهمد که لازم نیست هر شخصیت شروری سرانجام نرم شود یا بهانهای برای رفتارهایش پیدا کند.
« با این حال، شخصیتپردازی کودکان همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزیشان پررنگ نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنها با خودخواهی و بدجنسی تعریف میشوند و حضورشان نیروی محرک بسیاری از لحظههای کمیک و پرتنش است. بازیهای آوایی Margo Martindale و Johnny Vegas به این زوج شخصیت میبخشد؛ صدای آنها هم مضحک است و هم تهدیدآمیز، و به اغراق دیداری فیلم جان میدهد. با وجود این، وقتی قصه از یک زوج شرور و حیلههای شخصیشان به نقشهای بزرگ برای تسلط بر شهر میرسد، مقیاس داستان از لطافت طنز کتاب فاصله میگیرد.
این گسترش امکان ماجراجویی و تعلیق بیشتری فراهم میکند، اما بخشی از حس خاص و گزندهٔ منبع را نیز کنار میزند. تویتهای فیلم همچنان چندشآور و خندهبرانگیزند، اما داستان تازه گاهی آنها را به چهرههایی از یک ماجرای پرهیاهوی متعارف تبدیل میکند؛ ماجرایی که شرارتش بزرگتر شده، اما الزاماً پیچیدهتر یا تیزبینانهتر نشده است.
پیام اخلاقی و مسئلهٔ لحن فیلم میان هجو اجتماعی و پند اخلاقی حرکت میکند. از یک سو، آقای و خانم تویت نمادهایی روشن از خشونتورزی و میل به سلطهاند؛ از سوی دیگر، Beesha و Bubsy یادآور اهمیت مهربانی و همراهیاند. این تقابل برای مخاطب کودک روشن است، اما گاهی بیش از اندازه توضیح داده میشود.
پیامهایی که در رفتار و انتخابهای شخصیتها میتوانستند معنا پیدا کنند، در برخی لحظهها چنان مستقیماند که مجال کشف و تفسیر را از تماشاگر میگیرند. این صراحت با کمدی بیپروا و تصویرهای چرک فیلم نیز تنشی جالب میسازد: اثر از نظر ظاهر میخواهد بیقاعده و جسور باشد، اما از نظر معنایی در مسیرهایی امن و آشنا حرکت میکند.
« آنها با خودخواهی و بدجنسی تعریف میشوند و حضورشان نیروی محرک بسیاری از لحظههای کمیک و پرتنش است. »
قوتها و کاستیها
به همین سبب، «The Twits» در بیان اخلاقیاش گاه محافظهکارتر از جهان بصریاش به نظر میرسد. فیلم میتواند مخاطب را به خنده وادارد و در همان حال از او بخواهد با دیگران مهربان باشد، اما اتصال این دو وجه همیشه طبیعی نیست. جمعبندی «The Twits» انیمیشنی پرجنبوجوش و خیالانگیز است که در طراحی بصری، شخصیتهای شرور و شماری از شوخیهای بیپروا توانایی خود را نشان میدهد.
در برابر این امتیازها، انباشت شوخیهای کثیف، صحنههای چندشآور و ایدههای گاه نامرتبط، ریتم و تمرکز اثر را مختل میکند. فاصلهگرفتن از حالوهوای کتاب نیز برای دوستداران منبع اصلی ممکن است ناامیدکننده باشد، هرچند همین فاصله به فیلم اجازه میدهد قصهای مستقلتر بسازد. در نهایت، اثر بیشتر از آنکه اقتباسی وفادار باشد، سرگرمی خانوادگی پرهیاهویی است که از دنیای Roald Dahl آغاز میشود و به ماجرایی تازه میرسد.
بعضی لحظههایش واقعاً خندهدار و بعضی تصاویرش بهیادماندنیاند، اما شلوغی و تکرار نمیگذارند همهٔ ظرفیتهایش به نتیجه برسند. فیلمی است که میتواند تماشاگر کمسنوسال را با رنگ و اغراق سرگرم کند، ولی برای کسانی که از کتاب طنزی گزندهتر و منسجمتر انتظار دارند، تجربهای نابرابر باقی میماند.
« به همین سبب، «The Twits» در بیان اخلاقیاش گاه محافظهکارتر از جهان بصریاش به نظر میرسد. »



ثبت دیدگاه