نقد و بررسی
نقد حقیقت دربارهٔ کریسمس (The Truth About Christmas) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با ظرفیت کمدی «The Truth About Christmas» از فرضیهای فانتزی و بیواسطه آغاز میشود: جیلین، مشاور سیاسیای که مهارتش در چرخاندن حقیقت به سود کارزارهاست، پس از برخوردی عجیب با بابانوئلِ یک فروشگاه اسباببازی دیگر نمیتواند دروغ بگوید. این گرفتاری درست در آستانهٔ تعطیلات و دیدار با خانوادهٔ جورج، نامزد انتخاباتی و شریک عاطفی او، پدیدار میشود؛ زمانی که هر لغزش زبانی میتواند هم آبروی حرفهای جیلین را ببرد و هم رابطهاش را متزلزل کند.
فیلم در همین فاصله میان رازگویی ناخواسته و تلاش برای حفظ ظاهر، موتور اصلی شوخیهایش را روشن میکند. این ایده بهخودیخود تازه نیست؛ ناتوانی از دروغ گفتن بارها در کمدی به کار رفته و تماشاگر از همان ابتدا میتواند مسیر کلی بحران را حدس بزند. بااینحال، فیلم میکوشد آن را به محیطی پیوند بزند که در آن حقیقت و تصویرسازی دائماً با هم در کشاکشاند: سیاست.
این پیوند، دستکم در سطح طرح، زمینهای مناسب برای شوخی با زبان تبلیغاتی، وعدههای انتخاباتی و عادت آدمها به پنهانکردن مقاصدشان فراهم میآورد. جیلین؛ نقطهٔ اتکای فیلم بزرگترین سرمایهٔ اثر، بازی کالی هاوک در نقش جیلین است. او نقش زنی را بازی میکند که تا پیش از این اتفاق، در کنترل کلمات و مدیریت برداشت دیگران از واقعیت تبحر دارد؛ اما ناگهان زبانش از اختیارش خارج میشود.
« فیلم در همین فاصله میان رازگویی ناخواسته و تلاش برای حفظ ظاهر، موتور اصلی شوخیهایش را روشن میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هاوک برای حفظ ریتم این دگرگونی، به انرژی و واکنشهای سریع متکی است: مکثهای نابههنگام، نگاههایی که میکوشند خسارت حرف گفتهشده را بسنجند، و دستوپا زدن برای اصلاح جملهای که دیگر قابل پسگرفتن نیست. این اجرای پرتحرک به فیلم جان میدهد و بسیاری از لحظههایی را که روی کاغذ معمولی به نظر میرسند، دیدنیتر میکند.
جیلین صرفاً قربانی یک شوخی ماورایی نیست؛ او در ابتدا به دروغ به چشم ابزاری حرفهای و حتی بیضرر نگاه میکند. جذابیت شخصیت از برخورد میان اعتمادبهنفس شغلیاش و ناتوانی تازهاش شکل میگیرد. بااینهمه، فیلم گاه بیش از اندازه بر اجرای هاوک تکیه میکند و موقعیتها را چنان میچیند که گویی فرصتهایی برای یک اجرای کمدیِ تکنفرهاند، نه اجزای پیوستهٔ یک روایت.
طنز میان خنده و معذبشدن بخش مهمی از خندههای فیلم از فاصلهٔ میان آنچه جیلین میخواهد بگوید و آنچه ناخواسته بر زبان میآورد حاصل میشود. گفتوگوهای خانوادگی، مناسبات کاری و موقعیتهای آراستهٔ کریسمسی، همگی ظرفیت دارند که با یک جملهٔ نابجا از نظم خارج شوند. چند شوخی واقعاً مؤثرند، بهویژه وقتی فیلم از تضاد میان ادب اجتماعی و صداقت بیپرده استفاده میکند؛ لحظهای که همه انتظار دارند جملهای مؤدبانه بشنوند، اما جیلین چیزی را میگوید که دیگران ترجیح میدهند ناگفته بماند.
« جیلین صرفاً قربانی یک شوخی ماورایی نیست؛ او در ابتدا به دروغ به چشم ابزاری حرفهای و حتی بیضرر نگاه میکند. »
شخصیتها و اجرا
اما همین سازوکار گاهی از مرز شوخی دلپذیر عبور میکند و به موقعیتهای طولانی و ناراحتکننده میرسد. فیلم بهجای آنکه همیشه از پیامدهای یک افشای ناخواسته بهرهٔ روایی بگیرد، بعضیوقتها صرفاً بر خجالت شخصیت و واکنش اطرافیان مکث میکند. در این لحظهها، خنده به تحمل وابسته میشود: تماشاگر یا از شدت بیپروایی موقعیت میخندد، یا از کشآمدن آن احساس معذببودن میکند.
این نوسان، بخشی از هویت کمدی اثر است، اما همیشه به سود آن عمل نمیکند. سیاست در حاشیهٔ داستان حرفهٔ جیلین میتوانست فیلم را از یک کمدی تعطیلاتی معمولی فراتر ببرد. مشاور سیاسیای که ناگهان توانایی پنهانکردن حقیقت را از دست میدهد، بهطور طبیعی با پرسشی بزرگتر روبهروست: آیا صداقت در عرصهای که بر مدیریت تصویر و انتخاب واژهها بنا شده، فضیلت است یا دردسر؟
فیلم این پرسش را مطرح میکند، اما کمتر آن را میکاود. سیاست بیشتر نقش زمینهای برای ایجاد مخاطره دارد تا موضوعی که روایت بخواهد با دقت دربارهاش فکر کند. از سوی دیگر، تعارض شغلی جیلین با تعارض عاطفی او ظرفیت پیوندی معنادار دارد. هر دو به اعتماد وابستهاند، اما فیلم همیشه روشن نمیکند که مشکل اصلی شخصیت چیست: دروغهایی که برای کار میگوید، فاصلهای که در رابطه حفظ کرده، یا عادتی که او را به کنترل پیوستهٔ روایت زندگیاش وامیدارد.
« اما همین سازوکار گاهی از مرز شوخی دلپذیر عبور میکند و به موقعیتهای طولانی و ناراحتکننده میرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، طرحی است که مضمون بالقوهٔ نیرومندی دارد، اما آن را تا مرحلهٔ نتیجهگیری کامل پیش نمیبرد. عاشقانه و گرمای کریسمس رابطهٔ جیلین و جورج بُعد عاطفی داستان را فراهم میکند و دیدار با خانوادهٔ او، فشار اجتماعی ماجرا را ملموستر میسازد. فیلم از سنت آشنای کمدیهای کریسمسی بهره میگیرد: گردهمایی خانوادگی، انتظار برای صمیمیت، سوءتفاهم و امید به آشتی.
این عناصر به اثر گرمایی قابلقبول میبخشند و باعث میشوند قصه، با وجود فرضیهٔ نامتعارفش، از فضای آشنا و راحتِ داستانهای تعطیلاتی دور نشود. بااینحال، رابطهٔ مرکزی گاهی بیشتر به کارکرد داستانیاش وابسته است تا به جزئیات شخصیتی دو طرف. جورج در بسیاری از لحظات واکنشی به بحران جیلین است و فیلم فرصت محدودی برای نشاندادن کیفیت پیوند آن دو پیش از وقوع ماجرا اختصاص میدهد.
در نتیجه، بخشی از بار احساسی باید بر دوش بازیگران و حالوهوای کریسمسی باشد، نه بر تحول تدریجی رابطه. پایان متفاوت و نسبتاً دلنشین فیلم این کمبود را تا حدی جبران میکند، بیآنکه نیاز باشد جزئیات آن آشکار شود. لحن، ریتم و کیفیت ساخت فیلم میان کمدی، عاشقانه و درام خانوادگی حرکت میکند، اما این سه لحن همیشه به تعادل نمیرسند.
« حاصل، طرحی است که مضمون بالقوهٔ نیرومندی دارد، اما آن را تا مرحلهٔ نتیجهگیری کامل پیش نمیبرد. »
قوتها و کاستیها
کمدی به صحنههای پرانرژی نیاز دارد؛ عاشقانه به مکث و نزدیکی؛ و درام خانوادگی به دقت در روابط. «The Truth About Christmas» هر سه را در کنار هم میگذارد، اما گاه گذار از یکی به دیگری ناگهانی است. لحظهای که باید پیامد عاطفی یک افشاگری را جدی بگیرد، ممکن است خیلی زود به شوخی بعدی پناه ببرد؛ و صحنهای که میتوانست از آشفتگی جیلین عمق روانی بسازد، به نمایش دیگری از بیپروایی او تبدیل میشود.
از نظر ساخت، اثر حالوهوای یک فیلم تلویزیونی تعطیلاتی را دارد: روایتی سرراست، تولیدی جمعوجور و تمرکز بر بازی و موقعیت، نه بر تصویرپردازی چشمگیر یا طراحی بصری پیچیده. این سادگی گاهی به سود فیلم است؛ قصه بیتکلف پیش میرود و تماشاگر را در جزئیات فرعی گرفتار نمیکند. اما همین رویکرد، در کنار برخی شوخیهای آشکار و صحنههایی که بیشتر به طرحی اولیه شباهت دارند، حس ارزانی و کمپرداختگی را نیز تقویت میکند.
فیلم بیش از آنکه از فرم سینمایی متمایزی برخوردار باشد، بر جذابیت شخصیت اصلی و فضای فصلی خود تکیه دارد. جمعبندی «The Truth About Christmas» فیلمی است با ایدهای آشنا، اما همچنان سرگرمکننده؛ اثری که بهترین لحظاتش را از بازی پرانرژی کالی هاوک و برخورد میان ظاهر آراستهٔ تعطیلات و صداقتِ مهارنشدنی جیلین میگیرد.
« کمدی به صحنههای پرانرژی نیاز دارد؛ عاشقانه به مکث و نزدیکی؛ و درام خانوادگی به دقت در روابط. »
جمعبندی
شوخیهایش گاه واقعاً خندهدارند و فضای کریسمسی، همراه با پایانی که مسیر معمول عاشقانه را اندکی جابهجا میکند، به فیلم لطافتی دوستداشتنی میبخشد. در مقابل، فیلم از کلیشهٔ ناتوانی در دروغ گفتن عبور نمیکند، بعضی موقعیتهایش بیش از حد کشدار و معذبکنندهاند و ظرفیتهای سیاسی و عاطفی داستان را به عمق کافی نمیرساند.
بااینحال، برای تماشاگرانی که از کمدیهای تعطیلاتیِ سبک، شخصیتمحور و اندکی نامتعارف لذت میبرند، تجربهای خوشگذران و کمتوقع فراهم میکند؛ فیلمی که ضعفهایش را پنهان نمیکند، اما جذابیت بازیگر اصلیاش اغلب اجازه نمیدهد این ضعفها تمام لذت تماشا را از میان ببرند.



ثبت دیدگاه