نقد و بررسی
نقد ترفند (The Trick) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تیتر بخش ۱: حقیقت در میدانِ روایت «ترفند» درامی تلویزیونی است که از واقعهای واقعی و بهشدت سیاسیشده دستمایه میگیرد: ماجرای انتشار گزینشی رایانامههای مربوط به پژوهشهای اقلیمی دانشگاه ایست انگلیا در سال ۲۰۰۹. در مرکز روایت، پروفسور فیلیپ جونز قرار دارد؛ دانشمندی که ناگهان نه فقط دربارهٔ کارش، بلکه دربارهٔ صداقتش نیز زیر ذرهبین قرار میگیرد.
فیلم از همان ابتدا میکوشد نشان دهد که بحران، صرفاً نزاعی بر سر دادهها نیست؛ نبردی است بر سر اینکه چه کسی میتواند واقعیت را تعریف کند و افکار عمومی به کدام روایت اعتماد خواهد کرد. «ترفند» این ماجرا را همچون حملهای سایبری و رسانهای صورتبندی میکند که اعتماد به پژوهشهای اقلیمی را نشانه میرود.
اهمیت موضوع، بیتردید به فیلم وزن میدهد؛ اما همین اهمیت، گاه به باری بر دوش درام بدل میشود. اثر میخواهد هم یک پروندهٔ علمی را توضیح دهد، هم تصویری از فشار رسانهای ترسیم کند و هم دربارهٔ پیامدهای انکار تغییرات اقلیمی هشدار دهد. این چندگانگی، هم سرچشمهٔ نیروی اخلاقی فیلم است و هم علت بخشی از نارساییهایش.
تیتر بخش ۲: از پروندهٔ علمی تا بحران عمومی هستهٔ داستان، شکاف میان پیچیدگی پژوهش علمی و سادگی روایت رسانهای است. رایانامهها در بستری عمومی منتشر میشوند که بسیاری از مخاطبان نه فرصت و نه ابزار لازم برای بررسی کامل آنها را دارند؛ در چنین فضایی، عبارتی جداشده از زمینه میتواند از توضیحی فنی به نشانهای ظاهراً رسواگر تبدیل شود.
« اهمیت موضوع، بیتردید به فیلم وزن میدهد؛ اما همین اهمیت، گاه به باری بر دوش درام بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهدرستی توجه را از خودِ دادهها به سازوکار گردش اطلاعات میبرد: چگونه گزینش، تکرار و قاببندی خبری، برداشتی گمراهکننده میسازد و آن برداشت، به پرسشی بزرگتر دربارهٔ اعتبار علم بدل میشود. این زاویهٔ نگاه از نقاط قوت فکری اثر است. «ترفند» یادآوری میکند که حقیقت تنها با درستبودن شواهد حفظ نمیشود؛ برای آنکه در عرصهٔ عمومی شنیده شود، باید توضیح داده و از آن دفاع شود.
بااینحال، فیلم گاهی این دریافت را بیش از اندازه روشن و مستقیم بیان میکند. بهجای آنکه تماشاگر از برخورد شخصیتها و پیامدهای رخداد به نتیجه برسد، برخی گفتوگوها مضمون را آشکارا صورتبندی میکنند و به سخنرانی نزدیک میشوند. تیتر بخش ۳: اجرای سنجیدهٔ جیسون واتکینز جیسون واتکینز در نقش جونز، انتخابی مؤثر است.
بازی او بر اغراق تکیه ندارد؛ شخصیت را نه قهرمانی خطاناپذیر، بلکه انسانی کمحرف و زیر فشار نشان میدهد که با هجوم ناگهانی اتهامها، نگاه عمومی و تزلزل امنیت شخصی روبهروست. این خویشتنداری با جایگاه شخصیت سازگار است: او دانشمندی است که ناگهان ناچار شده در فضایی رسانهای از خود دفاع کند، درحالیکه ابزار اصلیاش ــ دقت و تفصیل علمی ــ با شتاب چرخهٔ خبر همخوانی ندارد.
واتکینز بیش از آنکه احساسات را به نمایش بگذارد، آنها را در مکثها، واکنشهای محدود و فرسودگی تدریجی شخصیت جای میدهد. همین انتخاب به نقش باورپذیری میبخشد و از تبدیل جونز به نمادی یکبعدی جلوگیری میکند. بااینهمه، فیلمنامه همیشه به ظرافت بازیگر پاسخ نمیدهد: گاه شخصیت را در جایگاه حامل پیام نگه میدارد و فرصت کمتری برای بروز زندگی درونی او فراهم میآورد.
« این زاویهٔ نگاه از نقاط قوت فکری اثر است. »
شخصیتها و اجرا
تیتر بخش ۴: پناهگاه خانوادگی در برابر فشار بیرونی رابطهٔ جونز و همسرش، روث، به روایت وجهی انسانیتر میدهد. در کنار مناقشهای که با زبان پژوهش، خبر و سیاست پیش میرود، این پیوند نشان میدهد که اتهام عمومی چگونه به حریم خصوصی راه مییابد و زندگی روزمره را دگرگون میکند. حمایت روث صرفاً عنصری عاطفی برای نرمکردن فضای فیلم نیست؛ او یادآور این حقیقت است که بحرانهای عمومی هزینههایی شخصی دارند و کسانی که در کانون ماجرا نیستند نیز فشار آن را تحمل میکنند.
لحظههای مشترک این دو، از بخشهای اثرگذار فیلماند، زیرا به ماجرا مقیاسی ملموس میبخشند. بحث تغییرات اقلیمی و اعتبار پژوهشها ممکن است برای تماشاگر انتزاعی بماند، اما نگرانی، تنهایی و نیاز به همدلی را میتوان بیواسطه دریافت. با وجود این، دیگر شخصیتها کمتر از همین عمق بهره میبرند.
برخی بیشتر برای پیشبرد بحث یا نمایندگی موضعی خاص به کار گرفته میشوند تا آنکه همچون افراد مستقل و چندوجهی شکل بگیرند. تیتر بخش ۵: تریلری که تنش را کامل نمیسازد «ترفند» میکوشد از یک بحران علمی و رسانهای، تعلیقی شبیه تریلر بسازد: تهدیدی پنهان، افشای اطلاعات، واکنش عمومی و تلاش برای مقابله با بحرانی که مرزهایش بهسرعت گسترش مییابد.
اما جنس تعلیق در فیلم با آنچه از یک تریلر پرکشش انتظار میرود کاملاً سازگار نمیشود. بخش مهمی از ماجرا به توضیح و واکنش اختصاص دارد و رخدادها، بهجای آنکه پیوسته به کنشی نمایشی تبدیل شوند، در گفتوگوها و انتقال اطلاعات باقی میمانند. این ناهماهنگی بیش از آنکه از بیاهمیتی موضوع ناشی شود، از دشواری نمایشیکردن آن سرچشمه میگیرد.
« تیتر بخش ۴: پناهگاه خانوادگی در برابر فشار بیرونی رابطهٔ جونز و همسرش، روث، به روایت وجهی انسانیتر میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پروندهای که بخش اصلیاش در زبان، اسناد و برداشتهای متعارض شکل گرفته، برای تبدیلشدن به هیجان سینمایی به میزان زیادی مهارت در ریتم و شخصیتپردازی نیاز دارد. فیلم در برخی لحظات موفق میشود اضطرابِ دیدهشدن و قضاوتشدن را منتقل کند، اما این اضطراب همیشه به کشش داستانی پایدار بدل نمیشود.
در نتیجه، اثر گاه میان درام مستندگونه و تریلر تعلیقی سرگردان به نظر میرسد. تیتر بخش ۶: پیام زیستمحیطی و سنگینی توضیح پیام «ترفند» روشن است: انکار تغییرات اقلیمی و بیاعتبارکردن پژوهشهای علمی میتواند تصمیمگیری عمومی را مختل و اقدام لازم را به تأخیر اندازد. فیلم از این منظر میخواهد پروندهای تاریخی را به هشداری برای اکنون تبدیل کند؛ هشدار دربارهٔ جامعهای که در آن انتشار گستردهٔ اطلاعات، الزاماً به فهم بهتر نمیانجامد و حقیقت ممکن است زیر انبوهی از تفسیرهای رقابتی کمرنگ شود.
اما تأکید مکرر بر این پیام، گاهی از نیروی خود آن میکاهد. فیلم بهجای اعتماد کامل به موقعیتها و پیامدهایشان، بار دیگر معنای آنها را برای مخاطب توضیح میدهد. گفتوگوهایی که میتوانستند کشمکش میان افراد را آشکار کنند، بعضاً به شرح مستقیم موضوع علمی یا بیان نتیجهٔ اخلاقی تبدیل میشوند.
این رویکرد ممکن است برای آشنایی اولیه با پرونده سودمند باشد، اما دراماتیزهکردن ماجرا را دشوارتر میکند و به برخی صحنهها حالوهوای آموزشی میدهد. تیتر بخش ۷: کارگردانی و محدودیت شخصیتپردازی کارگردانی پیپ بروتون با مادهای روبهروست که بخش بزرگی از جذابیتش در برخورد روایتها و برداشتهاست، نه در رخدادهای پرتحرک.
« در نتیجه، اثر گاه میان درام مستندگونه و تریلر تعلیقی سرگردان به نظر میرسد. »
قوتها و کاستیها
فیلم برای حفظ انسجام، میان فضای خانه، محیط دانشگاه و عرصهٔ عمومی جابهجا میشود؛ اما این جابهجاییها همیشه به تمایز دراماتیک کافی نمیرسند. در نتیجه، گاهی حس میشود که اثر بیش از آنکه صحنهها را به تجربهای بصری و عاطفی تبدیل کند، اطلاعات را از بخشی به بخش دیگر منتقل میکند. مشکل شخصیتپردازی نیز به همین محدودیت پیوند دارد.
جونز و روث بیش از دیگران فرصت مییابند از سطح نقشهای داستانی فراتر روند، اما بسیاری از چهرههای پیرامونی عمدتاً در نسبت با پرونده تعریف میشوند. این امر از پیچیدگی انسانی ماجرا میکاهد: اختلافنظرها و مواضع، بهجای آنکه از شخصیتهایی با انگیزهها و تناقضهای روشن برخیزند، گاه به صورت اجزای بحثی بزرگتر عرضه میشوند.
از سوی دیگر، تمرکز بر چهرهٔ اصلی باعث میشود خودِ سازوکار رسانهای و علمی با جزئیاتی متفاوت از آنچه ظرفیتش را دارد، به تصویر درآید. ## جمعبندی «ترفند» اثری نابرابر، اما مهم از حیث موضوع است. قوت اصلیاش در بازی کنترلشدهٔ جیسون واتکینز، پیوند عاطفی میان فیلیپ و روث و توجه به آسیبپذیری حقیقت در میدان رسانهای قرار دارد.
فیلم بهخوبی یادآوری میکند که بحران علم تنها با آزمایشگاه و داده حل نمیشود؛ اعتماد عمومی، شیوهٔ روایت اطلاعات و قدرت تیترها نیز در سرنوشت آن نقش دارند. در مقابل، توضیحگویی فراوان، گفتوگوهای گاه خطابهوار، کشش ناپیوسته و شخصیتهای کمعمقتر مانع از آن میشوند که ماجرا به تریلری کاملاً موفق بدل شود.
« مشکل شخصیتپردازی نیز به همین محدودیت پیوند دارد. »
جمعبندی
اثر بیش از آنکه با تعلیق مداوم تماشاگر را درگیر کند، میخواهد او را به اندیشیدن وادارد؛ و هرجا به موقعیتهای انسانی و پیامدهای شخصی بحران نزدیک میشود، تأثیرگذارتر است. حاصل، فیلمی است که شاید از نظر ساختار دراماتیک به اندازهٔ اهمیت موضوعش نیرومند نباشد، اما پرسشی ماندگار پیش میکشد: وقتی واقعیت به روایتی ساده و گمراهکننده فروکاسته میشود، چه چیزی میتواند اعتماد را دوباره بنا کند؟



ثبت دیدگاه