نقد و بررسی
نقد The Tragedy of Man | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اثری میانماهی و تاریخ «تراژدی انسان» ساختهٔ مارسل یانکوویچس، اقتباسی است از نمایشنامهٔ منظوم ایمری ماداچ که در ۱۸۶۱ نوشته شد؛ اثری بلندپروازانه که تاریخ بشر را نه همچون رشتهای از وقایع جداگانه، بلکه به صورت آزمایشی پیوسته دربارهٔ آزادی، قدرت، ایمان و معنای زندگی مینگرد. فیلم در پانزده بخش، آدم و حوا را در گسترهای از زمان و تمدنها همراه میکند و لوسیفر را در مقام راهنما و منتقد، به این سفر میفرستد.
مهمترین دستاورد اقتباس آن است که از محدودیتهای نمایشنامهوار خود نمیگریزد، اما میکوشد اندیشههای سنگین متن را با امکانات ویژهٔ انیمیشن به تجربهای تصویری بدل کند. روایت بهمثابه آزمایش فکری ساختار اپیزودیک فیلم، تماشاگر را با روایتی خطی و شخصیتمحور روبهرو نمیکند؛ هر بخش بیشتر شبیه صحنهای تازه در یک مناظرهٔ بزرگ است.
آدم در برابر صورتهای گوناگون زندگی انسانی قرار میگیرد و هر دوره، پاسخی موقت به پرسشی بنیادین عرضه میکند: آیا پیشرفت، بشر را به آزادی نزدیک میکند یا تنها شکل سلطه را تغییر میدهد؟ آیا آرمانهای سیاسی و اجتماعی میتوانند از آزمون واقعیت جان سالم به در ببرند؟ و اگر تاریخ بارها امید را به سرخوردگی بدل کرده، چه چیزی همچنان آدمی را به ادامهدادن وامیدارد؟
« آیا آرمانهای سیاسی و اجتماعی میتوانند از آزمون واقعیت جان سالم به در ببرند؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوۀ روایت، هم مزیت فیلم است و هم منشأ دشواری آن. از یکسو، جابهجایی میان دورهها میدان وسیعی برای اندیشه فراهم میکند و اجازه نمیدهد معنای اثر به یک پیام ساده فروکاسته شود. از سوی دیگر، پیوند عاطفی با شخصیتها گاه زیر بار گفتوگوها و مفهومپردازیها کمرنگ میشود. آدم در بسیاری از لحظات بیش از آنکه شخصیتی روانشناختی با زندگی درونی ملموس باشد، جایگاهی برای آزمودن ایدههاست؛ انتخابی که با خصلت تمثیلی اثر سازگار است، اما ممکن است برای تماشاگرانی که بیش از هر چیز به درام شخصیتمحور دلبستهاند، فاصلهای محسوس پدید آورد.
انیمیشن بهمثابه زبان تاریخ چشمگیرترین امتیاز فیلم، دگرگونی پیوستهٔ زبان بصری آن است. هر بخش با شیوهای متفاوت جان میگیرد و سبک تصویرسازی با جهان تاریخی و فکری همان دوره پیوند پیدا میکند. بدینترتیب، تغییر سبکها صرفاً نمایش تنوع هنری یا جلوهگری فنی نیست؛ خود به بخشی از استدلال فیلم بدل میشود.
تاریخ، با تغییر چهرهها و نظامهای فکریاش، در تصویر نیز شکل عوض میکند. پیکرهها، رنگها، خطوط و ترکیببندیها به مخاطب یادآوری میکنند که هر تمدن جهان را از منظری خاص میبیند و همان منظر را گاه به حقیقتی مطلق تبدیل میکند. این رویکرد، انیمیشن را از قالب سرگرمی یا پوششی برای روایت بیرون میآورد و آن را به ابزار اصلی اندیشهورزی بدل میسازد.
« این شیوۀ روایت، هم مزیت فیلم است و هم منشأ دشواری آن. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میتواند در لحظهای به نقشبرجستهای کهن نزدیک شود و در لحظهای دیگر از نقاشی، تصویرگری یا بیان نمادین متفاوتی بهره بگیرد؛ گویی هر دوره، نه فقط آدمی را در خود جای میدهد، بلکه شیوهٔ دیدن و بازنمایی انسان را نیز از نو تعریف میکند. همین دگرگونیهاست که به سفر تاریخی اثر حس کشف میبخشد و صحنهها را در ذهن ماندگار میکند.
خیال، نماد و شکوه بصری جهان فیلم انباشته از نشانهها و جزئیاتی است که تماشاگر را به خواندن تصویر فرامیخوانند. فضاسازیها اغلب از واقعگرایی روزمره فاصله میگیرند و به قلمرو خواب، اسطوره و تمثیل نزدیک میشوند. نتیجه، تجربهای است که در آن تصویر صرفاً سخن را همراهی نمیکند، بلکه گاه معنایی میسازد که کلام بهتنهایی از بیانش ناتوان است.
فضاهای بزرگ، حرکتهای نمادین و تضادهای رنگی، عظمت تاریخ و شکنندگی انسان را در کنار هم قرار میدهند. بااینحال، همین تراکم بصری و نمادین همیشه به معنای وضوح نیست. برخی تصاویر بیش از آنکه تفسیری قطعی عرضه کنند، امکانهای گوناگون را پیش روی مخاطب میگذارند. این ابهام بخشی از جذابیت اثر است، اما در کنار گفتوگوهای دشوار میتواند تماشای آن را به کاری پرتمرکز بدل کند.
« همین دگرگونیهاست که به سفر تاریخی اثر حس کشف میبخشد و صحنهها را در ذهن ماندگار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بهندرت اجازه میدهد بیننده تنها تماشاگر منفعل باشد؛ باید پیوند میان شکل و مضمون را دنبال کرد، و گاه پذیرفت که همهٔ نشانهها در همان لحظه به معنایی روشن و یکدست نمیرسند. گفتار سنگین و ریتم فرساینده بار فلسفی اثر، در زبان و ریتم آن نیز آشکار است. گفتوگوها متراکم، رسمی و گاه دشوارند؛ دیالوگها معمولاً برای پیشبردن کنش طراحی نشدهاند، بلکه ایدهها را پیش میکشند، به چالش میکشند و با یکدیگر میسنجند.
در نسخههایی که تماشاگر ناچار است زیرنویس را دنبال کند، سرعت گفتار و حجم اطلاعات میتواند تجربه را دشوارتر سازد: چشم میان تصویر و متن در رفتوآمد است و فرصت مکث بر جزئیات بصری کاهش مییابد. طولانیبودن فیلم نیز آزمونی جدی برای حوصله است. اثر حدود ۱۶۰ دقیقه زمان دارد و گستردگی ساختارش، همراه با ریتمی که اغلب به تأمل و گفتوگو گرایش دارد، ممکن است خستگی ایجاد کند.
برخی بخشها نیروی دراماتیک بیشتری دارند و برخی دیگر بیشتر به بحثی فکری شباهت مییابند که برای رسیدن به نقطهٔ بعدی، از مکث و تکرار پرهیز نمیکند. این کندی همیشه ضعف نیست؛ گاه به تماشاگر مجال میدهد در فضای هر دوره بماند و تصویر را جذب کند. اما گاهی نیز احساس میشود فیلم میتوانست بخشی از تأکیدهایش را فشردهتر بیان کند، بیآنکه از عمق یا وسعت فکری خود بکاهد.
« گفتار سنگین و ریتم فرساینده بار فلسفی اثر، در زبان و ریتم آن نیز آشکار است. »
قوتها و کاستیها
اقتباسی با جاهطلبی کمنظیر اهمیت فیلم تنها در آنچه روی پرده دیده میشود خلاصه نمیشود؛ شکل ساختهشدنش نیز با وسعت پروژه تناسب دارد. تولید آن در ۱۹۸۸ آغاز شد و پس از سالها وقفه و دشواری مالی، در ۲۰۱۱ به پایان رسید؛ مسیری که در مجموع ۲۳ سال طول کشید. دانستن این واقعیت میتواند نگاه مخاطب را به فیلم غنیتر کند: اثر، خود حاصل تداومی است که در برابر مانعها و گسستها مقاومت کرده است.
البته ارزش هنری آن را نباید صرفاً با مدت تولیدش سنجید؛ آنچه در نهایت اهمیت دارد، تبدیل این پشتکار به زبانی بصری و روایی است که هویت مستقل دارد. یانکوویچس نمایشنامه را بهصورت بازگویی ساده یا مصورکردن متن عرضه نمیکند. او ساختار چندبخشی را به امکانی برای دگرگونی مداوم فرم بدل میسازد و از تفاوت سبکها برای نشاندادن شکاف میان دورهها بهره میبرد.
این انتخاب گاه به ناهمگونی میانجامد، اما همین ناهمگونی با موضوع اثر نسبت دارد: تاریخ مجموعهای یکدست و آرام نیست، بلکه از جهانهایی ساخته شده که پیوسته جای یکدیگر را میگیرند و وعدههایشان را در معرض پرسش قرار میدهند. جمعبندی «تراژدی انسان» فیلمی دشوار، پرحجم و بیپروا در جاهطلبی فکری و هنری است.
« یانکوویچس نمایشنامه را بهصورت بازگویی ساده یا مصورکردن متن عرضه نمیکند. »
جمعبندی
قدرت اصلیاش در پیوندزدن تاریخ و اندیشه با دگرگونیهای بصری نهفته است؛ هر دوره در آن نه فقط فصل تازهای از روایت، بلکه جهانی تصویری با منطق و حالوهوای خاص خود میشود. در مقابل، گفتار سنگین، زیرنویسهای پرفشار و زمان طولانی میتوانند تماشاگر را خسته یا از جریان اثر جدا کنند. این فیلم برای کسانی که به انیمیشن بهعنوان هنری جدی و اندیشهورزانه مینگرند، تجربهای غنی و بهیادماندنی فراهم میآورد؛ اما تماشایش بیش از آنکه آسودگی بخواهد، تمرکز و آمادگی برای مواجهه با پرسشهای بیپاسخ میطلبد.
« در مقابل، گفتار سنگین، زیرنویسهای پرفشار و زمان طولانی میتوانند تماشاگر را خسته یا از جریان اثر جدا کنند. »
ثبت دیدگاه