نقد و بررسی
نقد تخت (The Throne) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تراژدیای که از صندوق آغاز میشود «تخت» ساختهٔ لی جونایک، درام تاریخی کرهایِ سال ۲۰۱۵، تماشاگر را نه با یک مقدمهٔ طولانی، بلکه با بحرانی روبهرو میکند که از همان ابتدا سایهٔ سنگین خود را بر سراسر فیلم میاندازد: شاهزادهٔ ولیعهد، سادو، به فرمان پدرش، شاه یونگجو، در صندوقی چوبی محبوس میشود.
فیلم سپس میان این لحظهٔ فرجامین و خاطراتی از گذشته رفتوآمد میکند و میکوشد نشان دهد چگونه رابطهای خانوادگی، در دل مناسبات قدرت و میراث سلطنتی، به سوی فاجعه رانده شده است. این چارچوب زمانی، تعلیق را بر پایهٔ پرسش «چه رخ خواهد داد؟» بنا نمیکند؛ نیروی آن از پرسش دشوارتری میآید: «چگونه پدر و پسر به این نقطه رسیدند؟» پدر، پسر و زبانِ قدرت هستهٔ اثر، تقابل سادهٔ یک پدر ستمگر با پسری قربانی نیست.
یونگجو پادشاه است و پدری که میخواهد وارثش شایستهٔ فرمانروایی باشد؛ سادو نیز پسری است که زیر فشار همین انتظار، نمیتواند خود را با تصویری که پدر از ولیعهد ساخته هماهنگ کند. سلطنت در این فیلم فقط پسزمینهای تاریخی نیست، بلکه نیرویی است که به خلوت خانواده نیز راه یافته است. در چنین فضایی، محبت و اقتدار بهسختی از یکدیگر جدا میشوند: هر مطالبهٔ پدرانه میتواند رنگ فرمان بگیرد و هر نافرمانی پسر، معنایی سیاسی پیدا کند.
« سلطنت در این فیلم فقط پسزمینهای تاریخی نیست، بلکه نیرویی است که به خلوت خانواده نیز راه یافته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم با پرهیز از داوری شتابزده، شکاف میان این دو را در گذر زمان میگستراند. اختلافشان نه یک حادثهٔ منفرد، بلکه حاصل انباشتهشدن ناکامیها، سوءتفاهمها و توقعاتی است که هر یک به زبان خود بیان میکند. یکی به نظم و شایستگی چنگ میزند؛ دیگری برای بهرسمیتشناختهشدن دستوپا میزند. از این رو، تراژدی اثر در برخورد میان دو اراده شکل میگیرد: پدری که گمان میکند سرنوشت کشور را باید بر خواستهٔ شخصی مقدم بدارد، و پسری که زیر بار همان سرنوشت، مجال رشد طبیعی نمییابد.
بازیگری؛ تنش در سکوت و نگاه اجرای سونگ کانگهو در نقش یونگجو، بهجای تکیه بر شکوه ظاهری مقام سلطنت، بر تناقضهای درونی شخصیت بنا شده است. او خشکی و اقتدار پادشاه را حفظ میکند، اما در لحظههای کوتاه، نشانههایی از اضطراب، رنج و ناتوانی عاطفی نیز آشکار میشود. همین چندگانگی مانع میشود که شخصیت به صورت هیولایی بیوجه یا پدری یکسره دلسوز جلوه کند.
نگاه، مکث و تغییر آهنگ گفتار در بازی او گاه بیش از گفتوگوها دربارهٔ احساسات فروخوردهٔ پادشاه سخن میگویند. یو آهاین نیز سادو را با دامنهای گسترده از حالات میسازد: از امید و شور جوانی تا آشفتگی و درماندگی. او در برابر پادشاه حضوری سرشار از واکنش دارد، اما این واکنشها را صرفاً به انفجارهای پرهیجان محدود نمیکند؛ در زیر آنها نیاز به تأیید و میل به نزدیکی دیده میشود.
« فیلم با پرهیز از داوری شتابزده، شکاف میان این دو را در گذر زمان میگستراند. »
شخصیتها و اجرا
تقابل دو بازیگر، فیلم را به میدان رویارویی دو شخصیت بدل میسازد، بیآنکه یکی دیگری را از نظر عاطفی به حاشیه براند. بازی مون گونیونگ در نقش بانو ههکیونگ نیز به فیلم چشماندازی خانوادگیتر میدهد و یادآوری میکند که پیامدهای این منازعه تنها به پدر و پسر محدود نمیماند. روایتِ رفتوبرگشتی و بهای آن ساختار فیلم بر بازگشتهای پیدرپی به گذشته تکیه دارد.
هر بار که روایت از صندوق به دورهای پیشین میرود، بخشی از رابطهٔ پدر و پسر روشنتر میشود و موقعیت کنونی بار عاطفی تازهای مییابد. این روش، در آغاز مؤثر است: تماشاگر میان فشار زمان حال و خاطراتی که ریشههای آن را آشکار میکنند، رفتوآمد میکند و بهتدریج درمییابد که بحران چگونه لایهلایه شکل گرفته است.
بااینحال، همین شگرد بهمرور قابل پیشبینی میشود. برخی گذارها و تکرارهای تدوینی بیش از آنکه معنای تازهای به صحنهها بیفزایند، بر احساس تراژیکِ از پیش تثبیتشده تأکید میکنند. در بخشهای پایانی نیز انباشت خاطرهها و صحنههای یادآور، ممکن است از تمرکز روایی بر سادو و موقعیت مرکزی فیلم بکاهد.
« روایتِ رفتوبرگشتی و بهای آن ساختار فیلم بر بازگشتهای پیدرپی به گذشته تکیه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بهجای آنکه همیشه به تصویر و سکوت اعتماد کند، گاه معنای عاطفی خود را چند بار بازگو میکند. این انتخاب برای تماشاگرانی که با ملودرام تاریخی همراهاند احتمالاً پذیرفتنی است، اما میتواند از فشردگی اثر کم کند. تصویر، لباس و فضای دربار طراحی بصری فیلم در خدمت نمایش سازوکار قدرت است.
دربار با لباسها، آرایش چهره و آیینهای رسمی، جهانی منظم و پرجزئیات میسازد؛ جهانی که در آن حتی حرکت بدن و جایگاه افراد میتواند تابع سلسلهمراتب باشد. این نظم تصویری در تضاد با آشفتگی عاطفی سادو قرار میگیرد. هرچه تشریفات بیرونی استوارتر و دقیقتر به نظر میرسند، شکاف میان ظاهر کنترلشدهٔ دربار و رنج پنهان شخصیتها آشکارتر میشود.
صندوق چوبی نیز تنها وسیلهای برای پیشبردن داستان نیست؛ به نشانهای فشرده از حذف و انزوا بدل میشود. حضور سنگین آن، فضای پیرامون را محدود میکند و حسی از حبس را به ساختار فیلم میکشاند. دوربین و طراحی صحنه از این موقعیت برای ایجاد فشار بهره میگیرند، بیآنکه هر لحظه به نمایش مستقیم خشونت متوسل شوند.
« فیلم بهجای آنکه همیشه به تصویر و سکوت اعتماد کند، گاه معنای عاطفی خود را چند بار بازگو میکند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، بخش مهمی از اضطراب از انتظار و سکون برمیخیزد: تماشاگر با وضعیتی روبهرو است که زمان در آن نه پیش میرود و نه آرامش میبخشد. تاریخ، همدلی و سایههای شخصیت «تخت» بیش از آنکه ادعای بازسازی بیطرفانهٔ تاریخ داشته باشد، به تجربهٔ عاطفی یک خانوادهٔ سلطنتی میپردازد. فیلم انگیزهها و مناسبات سیاسی را در خدمت روایت رابطهٔ پدر و پسر قرار میدهد؛ بنابراین، در برخی لحظهها پیچیدگی تاریخی به پسزمینه میرود تا خط عاطفی اثر برجسته بماند.
این تمرکز نقطهٔ قوت فیلم است، زیرا به ماجرایی شناختهشده نیروی انسانی میبخشد، اما محدودیت آن نیز به شمار میآید. بهویژه در پرداخت سادو، همدلی فیلم گاه چنان پررنگ است که بخشهای تیرهتر و هراسانگیزتر شخصیت او کمفروغ میشوند. این انتخاب، تماشاگر را به رنج او نزدیک میکند، اما ممکن است تصویری یکسویهتر از شخصیتی تاریخی بسازد که در حافظهها و روایتهای گوناگون، وجوه پیچیدهتری داشته است.
فیلم در عوض، بر آسیبپذیری پسری تأکید میکند که در چارچوبی سختگیرانه از او انتظار میرود وارثی بینقص باشد. از این منظر، اثر را میتوان نه حکم نهایی دربارهٔ سادو، بلکه تفسیری عاطفی از زخمهای رابطهای دانست که قدرت و خانواده را به هم گره زده است. جمعبندی «تخت» در بهترین لحظههایش درامی نافذ دربارهٔ فاصلهای است که میان دوستداشتن و فهمیدن میتواند پدید آید؛ فاصلهای که در محیط سلطنتی، به سبب پیوند خوردن عواطف با سیاست و جانشینی، پیامدهایی ویرانگر پیدا میکند.
« فیلم در عوض، بر آسیبپذیری پسری تأکید میکند که در چارچوبی سختگیرانه از او انتظار میرود وارثی بینقص باشد. »
جمعبندی
بازیهای پرجزئیات سونگ کانگهو و یو آهاین، فضاسازی تاریخی سنجیده و حضور سنگین صندوق، به فیلم هویتی روشن میبخشند. در سوی دیگر، تکرار بعضی تمهیدهای زمانی، کشآمدن بخشهای پایانی و همدلی پررنگ با سادو از یکپارچگی و توازن تاریخی اثر میکاهند. بااینهمه، فیلم در ترسیم خانوادهای که زبان قدرت را جایگزین گفتوگو کرده، تأثیرگذار میماند.
تلخی آن نه فقط از خشونت یک فرمان، بلکه از دیر رسیدنِ فهم متقابل سرچشمه میگیرد: هنگامی که رابطهای انسانی در قالب وظیفه، میراث و اطاعت محصور شود، حتی محبت نیز ممکن است به نیرویی آسیبزا بدل گردد.
« بااینهمه، فیلم در ترسیم خانوادهای که زبان قدرت را جایگزین گفتوگو کرده، تأثیرگذار میماند. »
ثبت دیدگاه