نقد و بررسی
نقد The Terrace | 1980
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازخوانی یک محفل فرسوده «تراس» ساختهٔ اتوره اسکولا، بیش از آنکه داستانی خطی با قهرمان و مقصدی روشن باشد، تصویری گروهی از نسلی است که در میانهٔ زندگی ایستاده و ناچار شده است فاصلهٔ میان آرمانهای گذشته و واقعیت اکنون را بسنجد. فیلم با گردهمایی مهمانان در تراسی در رم آغاز میشود و بارها به آن فضا بازمیگردد؛ محفل سیاسی و فرهنگیای که در آن خاطرهها، معاشرتها و گفتوگوهای روزمره به سطح میآیند.
از دل همین دیدارها، جهان خصوصی چند شخصیت گشوده میشود؛ جهانهایی آکنده از ناکامی، دلزدگی و تلاش برای حفظ تصویری از خویشتن که دیگر بهآسانی باورپذیر نیست. اسکولا به جای ساختن یک روایت پرشتاب، زمان را صرف نگاهکردن به آدمهایی میکند که حرف میزنند، از گذشته یاد میکنند، در روابطشان به بنبست میرسند و در برابر تغییرات اطرافشان واکنش نشان میدهند.
حاصل، فیلمی است که کشمکش اصلیاش نه در حادثهای بیرونی، بلکه در فرسایش تدریجی باورها و نقشهای اجتماعی شکل میگیرد. تراس؛ صحنهای برای تکرار تراس در این فیلم تنها محل وقوع رویدادها نیست؛ فضایی نمادین است که شخصیتها را گرد هم میآورد و در عین حال محدودیتهایشان را آشکار میکند. آنها در این محفل میتوانند با یکدیگر گفتوگو کنند، شوخی کنند یا از مواضع سیاسی و تجربههایشان سخن بگویند، اما نزدیکی جسمانیشان الزاماً به نزدیکی عاطفی نمیانجامد.
گفتوگوها گاه بیش از آنکه راهی برای تفاهم باشند، به شیوهای برای پنهانکردن تنهایی و خستگی بدل میشوند. بازگشت مکرر فیلم به این گردهمایی، ریتمی دورانی ایجاد میکند: شخصیتها از محفل جدا میشوند و به زندگی شخصی خود میروند، اما انگار دوباره به همان نقطه بازمیگردند. این ساختار، حس ماندن درجا را تقویت میکند؛ گویی زمان گذشته، اما برخی عادتها و بحثها همچنان به قوت خود باقیاند.
« گفتوگوها گاه بیش از آنکه راهی برای تفاهم باشند، به شیوهای برای پنهانکردن تنهایی و خستگی بدل میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تراس از این رو هم پناهگاهی اجتماعی است و هم صحنهای برای نمایانشدن شکاف میان آنچه شخصیتها دربارهٔ خود میاندیشند و آنچه در عمل هستند. سیاست در مقیاس زندگی روزمره سیاست در «تراس» به سخنرانیهای رسمی یا رقابتهای آشکار محدود نیست. گرایش چپ و وابستگی برخی شخصیتها به حزب کمونیست بخشی از هویت و خاطرهٔ آنان است، اما فیلم آن را در کنار بحرانهای خصوصی قرار میدهد: دلزدگی شغلی، رابطههای فرسوده و دشواری مواجهه با تغییر.
پرسش فیلم این نیست که یک ایدئولوژی در انتزاع درست است یا نادرست؛ بلکه میپرسد آرمانهای جمعی در زندگی اشخاص چه میشوند، وقتی شور اولیه فروکش کرده و روزمرگی بر جای آن نشسته است. این نگاه به فیلم بُعدی خودانتقادی میدهد. شخصیتها از جامعه و زمانهٔ خود گلایه دارند، اما همزمان در عادتها و امتیازهایی گرفتارند که امکان تغییر را برایشان دشوار میکند.
فاصلهٔ میان زبان سیاسی و رفتار شخصی، یکی از سرچشمههای تلخی اثر است. اسکولا به جای صدور حکم، تناقض را به نمایش میگذارد: آدمهایی که هنوز به گفتوگو دربارهٔ آینده علاقه دارند، اما گاه توان دگرگونکردن زندگی خود را از دست دادهاند. روایت چندپاره و تصویر یک نسل ساختار چندخطی فیلم انتخابی متناسب با موضوع آن است.
هیچ زندگیای بهتنهایی تمام معنای اثر را در بر نمیگیرد؛ هر شخصیت زاویهای جداگانه از بحران مشترک را نشان میدهد. روایت با رفتوآمد میان محفل جمعی و تجربههای خصوصی، تصویری موزاییکی میسازد که قطعاتش در کنار هم کاملتر معنا مییابند. این شیوه اجازه میدهد فیلم هم به روابط شخصی بپردازد و هم فضای اجتماعی گستردهتری را بازتاب دهد.
« سیاست در مقیاس زندگی روزمره سیاست در «تراس» به سخنرانیهای رسمی یا رقابتهای آشکار محدود نیست. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، همین پراکندگی بهایی دارد. جابهجایی میان داستانها ممکن است تمرکز تماشاگر را کاهش دهد و بعضی خطهای روایی را کمپرورده یا ناتمام جلوه دهد. تعدد شخصیتها همچنین فرصت مکث عمیق بر همهٔ آنها را محدود میکند؛ برخی بیشتر به نمایندهٔ یک وضعیت یا عادت تبدیل میشوند تا شخصیتی با تحولی کامل.
این کاستی از دل انتخاب فرمی فیلم برمیآید: «تراس» میخواهد تصویری گروهی ارائه دهد، و در نتیجه گاهی از تمرکز دراماتیک یک داستان منفرد فاصله میگیرد. بازیگری و ظرافتهای اجرایی یکی از نیروهای اصلی فیلم، گروه بازیگران پرتوان آن است. ویتوریو گاسمن، اوگو تونیاتسی، ژانلویی ترنتینیان و مارچلو ماسترویانی هر یک حضوری متمایز دارند و به محفل مرکزی وزن و اعتبار میبخشند.
بازیها به جای تکیه بر نمایشهای پرهیاهو، از مکث، تغییر لحن و واکنشهای کوچک بهره میگیرند؛ جزئیاتی که خستگی یا خودفریبی شخصیتها را ملموس میکند. هماهنگی بازیگران در صحنههای جمعی نیز اهمیت ویژهای دارد. مکالمات چندنفره باید همزمان حس طبیعی یک مهمانی را حفظ کنند و اطلاعاتی دربارهٔ مناسبات میان افراد به دست دهند.
فیلم در بسیاری از این لحظات موفق است: شخصیتها صرفاً منتظر نوبت سخنگفتن نیستند، بلکه با نگاه و سکوت هم در گفتوگو حضور دارند. از سوی دیگر، محدودیت پرداخت برخی نقشهای فرعی، بهویژه زنان، از قوت کلی این مجموعه میکاهد؛ گاهی آنان بیشتر در نسبت با بحران مردان تعریف میشوند تا بهعنوان شخصیتهایی مستقل با جهان درونی کامل.
« بازیگری و ظرافتهای اجرایی یکی از نیروهای اصلی فیلم، گروه بازیگران پرتوان آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طنز تلخ و لحن دوگانه «تراس» در ژانر و لحن به مرز میان کمدی و درام تعلق دارد. طنز آن معمولاً از تناقض میان ادعا و واقعیت، از خودنمایی اجتماعی یا از درماندگی شخصیتها در برابر مسائل کوچک و بزرگ میجوشد. خنده در این فیلم سبککنندهٔ قطعی نیست؛ اغلب پس از آن، نوعی اندوه یا شرمندگی باقی میماند.
شخصیتها ممکن است مضحک به نظر برسند، اما فیلم آنان را صرفاً دستمایهٔ تمسخر نمیکند. ضعفهایشان از انسانیبودن و آسیبپذیریشان جدا نیست. این تلخیِ آمیخته با شوخطبعی، به اثر حالوهوایی ماندگار میبخشد. فیلم نه با قهرمانسازی از نسل خود پیش میرود و نه با محکومکردن کامل آن. نگاهش سرشار از تردید است: همدلانه، اما نه بیانتقاد؛ طعنهآمیز، اما نه بیرحم.
همین توازن باعث میشود لحظههای طنز به بخشی از تحلیل اجتماعی فیلم بدل شوند، نه وقفهای برای سرگرمی صرف. زمان، ریتم و محدودیتها طول فیلم و ساختار رواییاش نیازمند صبر تماشاگر است. بخشهایی از اثر به گفتوگوهای طولانی و بازگشتهای مکرر به موقعیتهای مشابه اختصاص دارد؛ این انتخاب، حس رکود و فرسودگی را تقویت میکند، اما ممکن است برای برخی مخاطبان به کندی بینجامد.
اگر انتظار روایتی پرحادثه یا پیشروی مستقیم به سوی گرهگشایی وجود داشته باشد، فیلم احتمالاً بیش از اندازه پراکنده و کمشتاب به نظر خواهد رسید. نکتهٔ دیگر آنکه تمرکز غالب بر بحرانهای مردانِ میانسال، میدان دید فیلم را محدود میکند. زنان در بعضی خطهای داستانی حضوری مؤثر دارند، اما کمتر فرصت مییابند پیچیدگی و استقلالشان بهطور کامل بسط پیدا کند.
« طنز تلخ و لحن دوگانه «تراس» در ژانر و لحن به مرز میان کمدی و درام تعلق دارد. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، فیلم در ترسیم فرسودگی یک حلقهٔ سیاسی و فرهنگی موفقتر از ارائهٔ تصویری متوازن از همهٔ تجربههای پیرامون آن است. این محدودیتها مانع ارزش اثر نمیشوند، اما بر نحوهٔ مواجههٔ امروزین با آن اثر میگذارند. جمعبندی «تراس» پرترهای چندلایه از آدمهایی است که میان خاطرهٔ آرمانهای گذشته و نارضایتی از زندگی اکنون معلق ماندهاند.
ساختار موزاییکی، بازیهای قدرتمند و استفادهٔ نمادین از فضای مهمانی، به فیلم غنا و انسجامی مضمونی میبخشد؛ در مقابل، طول زیاد، پراکندگی روایت و پرداخت نابرابر برخی شخصیتها میتوانند تجربهٔ تماشایش را دشوار کنند. ارزش اصلی اثر در آن است که سیاست را از زندگی روزمره جدا نمیکند و فرسودگی شخصی را به نشانهای از بحران جمعی بدل میسازد.
این فیلم بیش از آنکه پاسخهای قطعی عرضه کند، تماشاگر را با پرسشی آرام و ماندگار روبهرو میکند: وقتی گذشته دیگر نیروی پیشبرنده نیست، آدمها چگونه با تصویری که از خود ساختهاند زندگی میکنند؟
« این محدودیتها مانع ارزش اثر نمیشوند، اما بر نحوهٔ مواجههٔ امروزین با آن اثر میگذارند. »



ثبت دیدگاه