نقد و بررسی
نقد کافه امید (The Tender Bar) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ بلوغ میان خانه و بار «The Tender Bar» داستانِ بزرگشدنِ جیآر را در فضایی میگستراند که خانهاش نه فقط یک مکان، بلکه مجموعهای از آدمها و خاطرههاست. او در غیاب پدری قابلاتکا، میان مادرِ مصمم، پدربزرگی تندخو و دایی چارلی و مشتریان بار او قد میکشد. بار، در نگاه نخست، پناهگاهی نامتعارف برای کودکی است؛ اما بهتدریج به مدرسهای غیررسمی بدل میشود که در آن جیآر از راه شنیدن، مشاهدهکردن و معاشرت، تصویری ابتدایی از مردانگی، وفاداری و انتخاب میسازد.
فیلم بهجای تکیه بر یک بحران واحد، مسیر زندگی او را در چند برش زمانی دنبال میکند؛ از همین رو، بیشتر با خاطرههایی پیدرپی روبهرو هستیم تا روایتی که هر حادثهاش ناگزیر حادثه بعدی را بسازد. این ساختار با ماهیت خاطرهنگارانه داستان تناسب دارد، اما همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. عبور میان دورههای گوناگون زندگی جیآر گاه چنان سریع است که لحظههای مهم فرصت رسوبکردن نمییابند.
برخی موقعیتها بیش از آنکه به کشمکشی کامل تبدیل شوند، نشانههایی از یک تجربه یا مرحله تازهاند. در نتیجه، تماشاگر میتواند مسیر کلی بلوغ شخصیت را دریابد، اما گاهی از عمق و پیامد عاطفی رویدادها سهم کمتری میبرد. «The Tender Bar» بر پایه خاطرات جیآر موهرینگر ساخته شده و جورج کلونی آن را کارگردانی کرده است؛ فیلمنامه را ویلیام موناهان نوشته و بن افلک، تای شرایدن و دانیل رانِیری در نقشهای اصلی حضور دارند.
دایی چارلی؛ مرکز ثقل فیلم گرمترین و زندهترین بخش فیلم در حضور دایی چارلی شکل میگیرد. بن افلک این شخصیت را نه به صورت قهرمانی بینقص، بلکه همچون مردی شوخطبع، بیپرده و آشنا با شکستهای زندگی بازی میکند. چارلی برای جیآر صرفاً جای خالی پدر را پر نمیکند؛ او نمونهای از شیوه دیگری برای فهم جهان است: آدمی که از قواعد رسمی تحصیل و موفقیت فاصله دارد، اما با کتابخواندن، تجربه و صراحتش میتواند راهنمایی واقعی باشد.
« او در غیاب پدری قابلاتکا، میان مادرِ مصمم، پدربزرگی تندخو و دایی چارلی و مشتریان بار او قد میکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین تناقض به شخصیت او جذابیت میدهد. او همزمان در محدوده کوچک بار ریشه دوانده و در ذهن نوجوان، به چهرهای بزرگ و تقریباً اسطورهای بدل میشود. افلک در این نقش بهجای تأکید بر نمایشهای پرزرقوبرق، از مکث، طعنه و نرمی پنهان زیر ظاهر خشن بهره میگیرد. حضورش به گفتوگوهای بار ضرباهنگ میدهد و رابطهاش با جیآر، نیروی عاطفی اصلی اثر را میسازد.
گاهی حتی احساس میشود فیلم بیش از اندازه به جذابیت چارلی تکیه کرده است؛ او چنان توجهی را به خود جلب میکند که دیگر شخصیتها، بهویژه جیآر در دوره بزرگسالی، کمرنگتر به نظر میرسند. این مسئله از یک سو نقطه قوت بازی افلک است و از سوی دیگر، نشانهای از عدم توازن در مرکز توجه روایت.
پدران جایگزین و معنای خانواده بارِ چارلی در فیلم فقط محل کار و دیدارهای دوستانه نیست؛ جمعی از مردان متفاوت را کنار هم میآورد که هر یک، با خلقوخو و داوریهای خاص خود، بخشی از جهان بزرگسالی را به جیآر نشان میدهند. این مردان قرار نیست آموزگارانی کاملاً خردمند باشند. گاهی مضحکاند، گاهی محدود و گاه درگیر همان ضعفهایی که نوجوان باید از میانشان راهی برای فهم زندگی پیدا کند.
ارزش این جمع در آن است که پدرانگی را از قالب زیستی و خانوادگی بیرون میبرد و به رابطهای مبتنی بر حضور، گفتوگو و مراقبت پیوند میزند. با این همه، فیلم چندان در پیچیدگی این رابطهها درنگ نمیکند. مردان بار بیشتر به شکل تیپهایی دوستداشتنی و رنگارنگ به یاد میمانند تا شخصیتهایی با مسیر مستقل.
« او همزمان در محدوده کوچک بار ریشه دوانده و در ذهن نوجوان، به چهرهای بزرگ و تقریباً اسطورهای بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر از کنار هم بودنشان لذت میبرد، اما کمتر میبیند هر کدام چگونه بر نگرش جیآر اثر میگذارند یا چه بهایی برای انتخابهای خود پرداختهاند. صمیمیت جمع، فضای دلپذیری ایجاد میکند، اما جای کاوش عمیقتر درباره حدود و تناقضهای این پدرانگی را نیز باز میگذارد. مادر و پدربزرگ؛ دو سوی متفاوتِ حمایت در برابر جهان مردانه بار، مادر جیآر، دوروتی، نیرویی پایدار و هدفمند است.
او میخواهد پسرش به فرصتهایی دست پیدا کند که خودش از آنها محروم بوده است؛ برای همین، آینده را نه امری تصادفی، بلکه پروژهای میبیند که باید با اراده و سختکوشی ساخته شود. لیلی رِیب نقش او را با جدیتی آرام پیش میبرد. دوروتی ممکن است در نگاه پسر گاهی سختگیر یا بیش از اندازه بلندپرواز به نظر برسد، اما فیلم نشان میدهد که آرزوهایش از عشق و تجربه محرومیت سرچشمه میگیرند.
پدربزرگ، با بازی کریستوفر لوید، وجه دیگری از حمایت خانوادگی را نمایندگی میکند: حضوری خشن، بدخلق و دشوار که پشت آن نشانههایی از دلبستگی پنهان است. او با چارلی تفاوت دارد؛ محبتش به نرمی و توصیههای دایی بیان نمیشود و رابطه با او همواره با اصطکاک همراه است. این تقابل میتوانست زمینهای برای بررسی دقیقتر انتقال زخمها و الگوهای خانوادگی باشد، اما فیلم بیشتر به لحظههای بامزه و تأثیر فوری این آدمها بسنده میکند.
با وجود این محدودیت، ترکیب دوروتی و پدربزرگ نشان میدهد که خانواده در این اثر نه پناهگاهی بینقص، بلکه شبکهای از علاقه، فشار و ناسازگاری است. گذر زمان و پرشهای روایی یکی از انتخابهای مهم فیلم، نمایش رشد جیآر از کودکی به جوانی در بازههای زمانی گوناگون است. دانیل رانِیری در نقش کودکی شخصیت، کنجکاوی و شیفتگی او نسبت به دایی چارلی را بهخوبی منتقل میکند؛ تای شرایدن نیز دوره جوانی را بر عهده دارد.
« مادر و پدربزرگ؛ دو سوی متفاوتِ حمایت در برابر جهان مردانه بار، مادر جیآر، دوروتی، نیرویی پایدار و هدفمند است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما تغییر بازیگر و عبورهای زمانی همیشه با تحول درونی همپای نمیشوند. گاهی مخاطب با نسخه تازهای از جیآر روبهرو میشود، بیآنکه لحظههای میان این دو نسخه به اندازه کافی تصویر شده باشند. این شتاب، اثر را از انسجامی که میتوانست داشته باشد دور میکند. تجربههای عاشقانه و حرفهای شخصیت، به جای آنکه همواره از انتخابها و دگرگونیهای او برآیند، در چند ایستگاه داستانی عرضه میشوند.
چنین رویکردی با خاطراتی که بر لحظههای شاخص و تأثیرگذار تکیه دارند سازگار است، اما برای فیلمی بلند، خطر پراکندگی به همراه دارد. بعضی اتفاقها ظرفیت آن را دارند که به نقطه عطفی عاطفی تبدیل شوند؛ با این حال، روایت اغلب بهسرعت از آنها عبور میکند و فرصت نمیدهد پیامدشان در رفتار جیآر کاملاً آشکار شود.
نوستالژی، فضا و زبان سینمایی «The Tender Bar» بیش از هر چیز بر گرمای خاطره تکیه دارد. بار، خانه خانوادگی و دورهمیهای مردان، فضایی میسازند که گذشته را با نوعی مهربانی بازسازی میکند. فیلم میکوشد از دل جزئیات روزمره، حس تعلق و امنیتی شکننده بیرون بکشد؛ جایی که آدمها با شوخی، قصه و نصیحتهای ناقص، خلأهای یکدیگر را تا اندازهای پر میکنند.
لحن آرام و نوستالژیک آن برای تماشاگرانی که با روایتهای خانوادگی و قصههای بلوغ ارتباط میگیرند، خوشایند است. اما همین گرما گاهی به پوششی برای کمبودهای دراماتیک بدل میشود. فیلم چنان مشتاق حفظ حالوهوای صمیمانه خود است که کمتر به پیامدهای تلختر غیبت پدر، فشار اقتصادی یا دشواریهای رابطههای خانوادگی نزدیک میشود.
« اما تغییر بازیگر و عبورهای زمانی همیشه با تحول درونی همپای نمیشوند. »
قوتها و کاستیها
نوستالژی در بهترین لحظهها تجربه را پیچیدهتر میکند؛ زیرا نشان میدهد خاطره چگونه آدمها را در ذهن ما بزرگتر یا مهربانتر میسازد. در لحظههای کماثرتر، اما فقط نوعی صافی عاطفی است که تیزی تضادها را میگیرد. به این ترتیب، فیلم میان نگاه انتقادی و بازسازی دلنشین گذشته معلق میماند.
آشناییهای روایی و فرصتهای ازدسترفته داستان بلوغِ پسری که از خانوادهای دشوار میآید، از بزرگترها میآموزد و در پی یافتن راه خود است، الگویی آشنا در سینماست. فیلم این آشنایی را با شخصیت چارلی و محیط بار شخصی میکند، اما بهندرت از الگوی کلی فاصله میگیرد. مسیر جیآر به سمت آرزوهای تحصیلی و حرفهای، ظرفیت آن را دارد که درباره فاصله میان رؤیا و طبقه اجتماعی، یا درباره نقش زبان و ادبیات در ساختن هویت بحث کند.
فیلم به این موضوعها اشاره میکند، ولی معمولاً پیش از آنکه به لایهای تازه برسند، به سوی لحظه بعدی میرود. همچنین شخصیت اصلی در دوره بزرگسالی آنقدر که باید کانون درام نمیماند. تماشاگر از اهمیت دایی و مادر آگاه میشود، اما کمتر شاهد فرایندی روشن است که در آن جیآر بتواند میراث عاطفی و فکری این آدمها را از نو تعریف کند.
فیلم بلوغ را بیشتر به شکل مجموعهای از تجربهها میبیند تا جدالی پیوسته برای ساختن هویت. به همین دلیل، عاطفهاش واقعی و قابلفهم است، اما بینش آن درباره بلوغ و رابطه پدر و فرزند چندان تازه نیست. جمعبندی «The Tender Bar» فیلمی صمیمی و خوشتماشا درباره کودکی است که در نبود پدر، از حلقهای نامتعارف از بزرگترها الگویی برای زندگی میسازد.
« در لحظههای کماثرتر، اما فقط نوعی صافی عاطفی است که تیزی تضادها را میگیرد. »
جمعبندی
بن افلک با بازی گرم و کمتکلف خود به اثر جان میبخشد و رابطه چارلی با جیآر، لحظههایی از محبت بیادعا و راهنمایی انسانی میآفریند. دوروتی و پدربزرگ نیز تصویری از خانوادهای میسازند که در آن حمایت، فشار و ناسازگاری در کنار یکدیگر وجود دارند. با این حال، پرشهای زمانی، پرداخت سطحی برخی رخدادها و تکیه گاهوبیگاه بر نوستالژی، مانع از آن میشود که فیلم به کاوشی عمیق و منسجم در بلوغ برسد.
اثر بیش از آنکه با پیچش یا ایدهای تازه ماندگار شود، با حالوهوای گرم و حضور چارلی در ذهن میماند. حاصل، اثری آرام و دلنشین اما نابرابر است: فیلمی که در لحظههای خانوادگیاش صادقانه اثر میگذارد، ولی برای رسیدن به عمق عاطفی و فکریای که نوید میدهد، گاه بیش از اندازه شتاب میکند.
« دوروتی و پدربزرگ نیز تصویری از خانوادهای میسازند که در آن حمایت، فشار و ناسازگاری در کنار یکدیگر وجود دارند. »
ثبت دیدگاه