نقد و بررسی
نقد The Target | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان بیمارستان و خیابان: تریلری که از همان آغاز شتاب میگیرد «The Target» از آن فیلمهایی نیست که برای ورود به جهان داستان، تماشاگر را مدتها در انتظار نگه دارد. ماجرا از همان ابتدا با زخمیشدن یوهون و انتقال او به اورژانس آغاز میشود؛ سپس تهجون، پزشک مسئول، در موقعیتی قرار میگیرد که حرفه و زندگی شخصیاش به شکلی بیرحمانه به هم گره میخورند.
ربودهشدن همسرش و مطالبهٔ آدمربا، موتور محرک روایتی میشود که پیوسته بر شدت بحران میافزاید. این شروع پرشتاب، امتیاز مهم فیلم است. اثر در همان دقایق نخست وعده میدهد که با تریلری پرتحرک روبهرو هستیم، نه درامی آرام دربارهٔ یک پروندهٔ جنایی. بیمارستان، که معمولاً مکانی برای درمان و بازگشت به نظم است، به صحنهٔ تعقیب، سوءظن و تصمیمهای اضطراری بدل میشود.
بااینحال، همین شتاب گاهی فرصتی برای جاافتادن موقعیتها باقی نمیگذارد؛ فیلم بیش از آنکه روابط و پیامدهای اخلاقی ماجرا را بپرورد، ترجیح میدهد تماشاگر را به بحران بعدی پرتاب کند. طرحی آشنا با ظرفیت تعلیق هستهٔ داستان بر انتخابی دشوار بنا شده است: تهجون باید میان وظیفهٔ پزشکی خود و نجات همسرش راهی پیدا کند.
کمک به یوهون، بیماری که به قتل متهم شده، از چارچوب عادی مسئولیت حرفهای بیرون میرود و او را وارد شبکهای از تعقیبها و خطرها میکند. این فرض داستانی ظرفیت خوبی برای تعلیق دارد، زیرا قهرمان نه مأمور آموزشدیدهٔ پلیس است و نه قهرمانی که از ابتدا برای خشونت ساخته شده باشد. او پزشکی است که ناگهان باید در موقعیتی نامعمول تصمیم بگیرد و عمل کند.
« ربودهشدن همسرش و مطالبهٔ آدمربا، موتور محرک روایتی میشود که پیوسته بر شدت بحران میافزاید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم همچنین از تقابل دو مرد بهره میبرد: تهجون، که ناخواسته وارد بازی شده، و یوهون، مردی با تجربهٔ خشونت و توانایی بقا. تفاوت این دو میتوانست سرچشمهٔ کشمکشی پیچیدهتر باشد؛ یکی با تکیه بر مسئولیت و اضطرار پیش میرود و دیگری به قواعد خشن دنیای بیرون خو گرفته است. در عمل، رابطهٔ آنها بیشتر در خدمت پیشبرد تعقیبوگریزها قرار میگیرد تا واکاوی عمیق تفاوتهای اخلاقیشان.
بااینهمه، همین همراهی ناهمگون به فیلم انرژی میدهد و مانع میشود که مسیر داستان صرفاً به فرار یکطرفه تبدیل شود. اجراهایی که به موقعیتها جان میبخشند بازیگران از نقاط قوت روشن فیلماند. Ryu Seung-ryong در نقش یوهون حضوری سنگین و کنترلشده دارد. او شخصیت را صرفاً به مردی خشن و شکستناپذیر فرو نمیکاهد؛ خستگی، خشم و احتیاط را نیز در رفتار و نگاهش جا میدهد.
فیزیک بازیاش به صحنههای درگیری اعتبار میبخشد و کمک میکند باور کنیم این مرد در مواجهه با خطر، تجربهای بیش از دیگران دارد. Lee Jin-wook نیز تهجون را با نوعی آسیبپذیری مناسب تصویر میکند. او قرار نیست از همان ابتدا قهرمان اکشن باشد و فاصلهٔ میان هراس اولیه و تلاش برای کنترل اوضاع، بخشی از جذابیت نقش است.
بااینحال، فیلمنامه در مقاطعی او را بیشتر به واکنشدادن و دنبالکردن وقایع محدود میکند؛ در نتیجه، ظرفیت شخصیت برای نشاندادن ابتکار و تحول کامل به کار گرفته نمیشود. بازیگران نقشهای مکمل نیز به فضای پرتنش فیلم کمک میکنند، اما بسیاری از آنها بیشتر نشانههایی از یک شبکهٔ توطئهاند تا شخصیتهایی با انگیزه و جهان درونی مستقل.
« در عمل، رابطهٔ آنها بیشتر در خدمت پیشبرد تعقیبوگریزها قرار میگیرد تا واکاوی عمیق تفاوتهای اخلاقیشان. »
شخصیتها و اجرا
اکشن: نیروی محرک و سرچشمهٔ آشفتگی اکشن «The Target» خشن، پرتحرک و عمدتاً بیوقفه است. فیلم بهویژه در نیمهٔ دوم، تعقیبوگریزهای جادهای، نبردهای تنبهتن و تبادل آتش را پشت سر هم میچیند تا فشار روایی را بالا نگه دارد. در این صحنهها، خشونت فقط آرایهای تزئینی نیست؛ راهی است برای نشاندادن اینکه شخصیتها تا چه اندازه در محاصرهاند و هر تصمیم اشتباه میتواند بهای فوری داشته باشد.
طراحی درگیریها گاه حس برخورد واقعی و پرخطر ایجاد میکند و پایان پرهیاهوی فیلم نیز از انرژی اجرایی قابلتوجهی برخوردار است. اما تدوین همیشه به نفع این انرژی عمل نمیکند. برشهای سریع و قاببندیهای نزدیک در برخی نبردها، بهجای آنکه حرکت را روشن و کوبنده نشان دهند، جغرافیای صحنه را مبهم میکنند.
تماشاگر گاهی بیش از آنکه ضربه و واکنش را دنبال کند، با تکههایی از حرکت روبهرو میشود که بهسرعت جای خود را به نمای بعدی میدهند. این آشفتگی در لحظاتی از شدت هیجان میکاهد و باعث میشود بخشی از خشونت، بهجای آنکه اثر جسمانی و نمایشی پیدا کند، صرفاً پرسرعت به نظر برسد. ریتمی مؤثر، اما نه همیشه متوازن فیلم در آغاز با شتابی چشمگیر پیش میرود و خیلی زود تهجون را از زندگی روزمرهاش جدا میکند.
این انتخاب با جنس تریلر سازگار است و حس اضطرار را بهخوبی منتقل میکند. بااینحال، ریتم اثر در تمام مسیر یکدست نمیماند. میان صحنههای تعقیب و درگیری، مکثهایی برای توضیح پیشینه و موقعیت شخصیتها وجود دارد، اما این توقفها همیشه به عمق بیشتر نمیانجامند. گاهی داستان ناگهان سرعت میگیرد و گاهی برای افزودن زمینهای دراماتیک از حرکت بازمیایستد؛ حاصل، ضرباهنگی است که مؤثر میماند، اما کاملاً صیقلخورده نیست.
« اکشن: نیروی محرک و سرچشمهٔ آشفتگی اکشن «The Target» خشن، پرتحرک و عمدتاً بیوقفه است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نیمهٔ دوم معمولاً جذابتر و پُرشتابتر از بخشهای میانی است، زیرا فیلم در آنجا بهتر به هویت اصلی خود، یعنی تریلر اکشن، تکیه میکند. هرچه خطر ملموستر میشود، صحنهها نیز قدرت سرگرمکنندگی بیشتری پیدا میکنند. بااینحال، افزایش هیجان جای منطق روایی را پر نمیکند. برخی موقعیتها چنان تنظیم شدهاند که شخصیتها به نقطهٔ بعدی داستان برسند، حتی اگر مسیر رسیدن به آن نقطه اندکی تصنعی یا بعید به نظر آید.
فیلمنامه و سایهٔ کلیشه طرح کلی فیلم برای دوستداران تریلر جنایی آشناست: مردی به ناحق در مرکز اتهامی خطرناک قرار میگیرد، فردی عادی به اجبار وارد ماجرا میشود و تهدیدی شخصی، او را به اقداماتی فراتر از چارچوب زندگی معمولش میراند. آشنایی با این الگو بهخودیخود ضعف نیست؛ مسئله آن است که فیلم در بسیاری از لحظات، بهجای دگرگونکردن قواعد آشنا، از آنها پیروی میکند.
پارهای تصمیمها و برخوردها بیشتر برای حفظ حرکت داستان طراحی شدهاند تا آنکه از شخصیتها و شرایطشان به شکلی طبیعی برخیزند. از سوی دیگر، برخی شخصیتهای فرعی عمق کافی نمییابند. انگیزهها گاهی به اشارهای کوتاه یا تصویری کلی از فساد و قدرتطلبی محدود میشوند و آدمهایی که میتوانستند ابعاد تازهای به بحران اضافه کنند، بیشتر وظیفهٔ ایجاد مانع یا انتقال اطلاعات را برعهده دارند.
همین کمپرداختگی، در برابر تمرکز فیلم بر دو شخصیت اصلی، محسوس است. اثر گاه میکوشد برای ماجرا لایهای عاطفی و معمایی بسازد، اما همهٔ این لایهها به یک اندازه قانعکننده نیستند. بازسازی و هویت مستقل فیلم «The Target» بازسازی فیلم فرانسوی «Point Blank» است؛ اما ارزش آن را نمیتوان فقط با میزان وفاداری یا فاصلهگرفتن از فیلم اصلی سنجید.
« هرچه خطر ملموستر میشود، صحنهها نیز قدرت سرگرمکنندگی بیشتری پیدا میکنند. »
قوتها و کاستیها
نسخهٔ کرهای بهروشنی به سوی اکشنی پرتحرکتر و خشنتر متمایل میشود و بر درگیریهای فیزیکی و نمایش نیروی بدنی شخصیتها تأکید بیشتری دارد. این انتخاب به فیلم هویتی سرگرمکننده میبخشد، هرچند در برابر آن، بخشی از تعلیق حسابشده و تمرکز روایی قربانی میشود. اثر در لحظاتی راه خودش را میرود و از فضای نسخهٔ اصلی صرفاً تقلید نمیکند؛ بااینحال، هویت مستقلش بیش از آنکه از پیچیدگی مضمون یا ظرافت شخصیتپردازی حاصل شود، از شدت و شیوهٔ اجرای اکشن میآید.
بنابراین، برای تماشاگرانی که انتظار نوآوری بنیادی در داستان دارند، فیلم چندان غافلگیرکننده نیست. اما اگر معیار، تریلری کرهای با بازیهای مؤثر و مجموعهای از صحنههای پرتنش باشد، «The Target» تجربهای قابلقبول و در بخشهایی لذتبخش فراهم میکند. جمعبندی «The Target» تریلری است که با سرعت وارد بحران میشود و تا واپسین بخشها میکوشد فشار را حفظ کند.
بازیهای Ryu Seung-ryong و Lee Jin-wook، فضای پرتنش بیمارستان و خیابان، و اکشن خشن و پرتحرک، از مهمترین امتیازهای آناند. بهویژه نیمهٔ دوم، با تعقیبوگریزها و درگیریهای پیاپی، توان سرگرمکنندگی فیلم را بهخوبی آشکار میکند. در مقابل، تدوین نامنظم بعضی صحنههای اکشن، منطق ناپایدار برخی رخدادها و کمعمقی شخصیتهای فرعی، اجازه نمیدهند اثر از قالب یک تریلر آشنا فراتر برود.
فیلم نه از آن دست آثاری است که ژانر را از نو تعریف کند و نه در همهٔ لحظات تعلیق خود را بهطور یکسان حفظ میکند؛ اما در مقام سرگرمی پرشتاب، کارکردی روشن دارد. «The Target» بیش از آنکه با تازگی داستان در خاطر بماند، با انرژی اجرا و بازیهای محکم خود اثر میگذارد.
« بنابراین، برای تماشاگرانی که انتظار نوآوری بنیادی در داستان دارند، فیلم چندان غافلگیرکننده نیست. »
ثبت دیدگاه